امروزپنجشنبه, 30 دي 1395-- Thursday Jan 19 2017

ساعت 00:14:15

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 11:46:36

خانواده سالم؛

سند ملی آموزش و پرورش و امید ها و آرزوها

دوشنبه, 03 بهمن 1390 ساعت 12:55 کدخبر :3552
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین

این روزها یکی از خبرهایی که با پوشش تبلیغاتی وسیعی انعکاس یافت پرده برداری از سند ملی آموزش و پرورش بود که بر اساس آن اهداف جدیدی چه از لحاظ محتوی و چه شکل برای آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است و با این بهانه مطلب حاضر نگارش یافته است.

 

مرحوم اشرف الدین حسینی مدیر روزنامه نسیم شمال در شعری حدود یک صد سال پیش چنین می سراید:

می شود دنیا به کام اهل ایرانی ای نسیم                  می نماید هر مسلمان شادمانی ای نسیم

از فضای لا مکان باد بهشتی می وزد                         بلبل قدس الهی بر سر گل می خزد

دشمن اسلام از حسرت همی لب می گزد                 پهن می گردد بساط عیش خوبان ای نسیم

از معارف دور می گردد ز سرها وسوسه                     می شود ایجاد در هر گوشه یک مدرسه

کودکان مشغول تحصیل حساب و هندسه                 نقشه جغرافیا در دست طفلان ای نسیم

مزرع بی آب دلها آبیاری می شود                           شیخنا دق می کند، ظالم فراری می شود

چشمه های علم در این خاک جاری می شود           مرد و زن لذت برند از علم و عرفان ای نسیم

مادران در تربیت مشهور دوران می شوند                 دختران از معرفت شیرین تر از جان می شوند

کودکان در مدرسه با علم و عرفان می شوند            می شود هر کوچه پر حور و غلمان ای نسیم

بعد از این بیگانگان از امر حق گردند خویش              مؤمنین را هیچ مکرو هی نمی آید به پیش

آب می نوشند در یک چشمه با هم گرگ و میش       می دهد روح القدس بر مرده ها جان ای نسیم

عقل ها و روح ها و مغزها یکسان شوند                   از ظهور علم مشکل ها همه آسان شوند

و آنکه این بیچاره حیوانها هم انسان شوند               این نفاق و اختلاف آرند پایان ای نسیم

می شود دیو جهالت کشته در گودالها                    می دهند تغییر (علم و عقل) در احوالها

خوار می گردند این بیکاره ها رمالها                       ساحر و جن گیر هم گردند پنهان ای نسیم

خاک محنت خیز ایران تاج دنیا می شود                 اندرو هر علم و هر صنعت مهیا می شود

عارفان را جای تفریح و تماشا می شود                  متصل می گردد این قزوین به گیلان ای نسیم

می بینیم که در آن زمان معضلات و مشکلات متعددی چون نامطلوب بودن شرایط و بستر زندگی، بی معرفتی و جهالت و خشک فکری ظلم و بی عدالتی و بی سوادی و عدم توانایی مادران در تربیت فرزندان و خطر قدرتهای خارجی و تفرقه و گرم بودن بازار خرافات و سحر  جادو و جن و جن گیری و دور بودن از غافله علم و صنعت و توسعه نایافتگی و نبودن عمران و آبادی گریبان جامعه را گرفته بود و روزنامه نگار روشن و آزاده ای چون نسیم شمال وجود آن را ناشی از بی سوادی و جهالت ذکر می کند و راه حل آن را هم گسترش مدرسه و علم آموزی در سراسر کشور می دانست و آرزو می نماید با توسعه مدرسه و علم ودانش ظلم و بی عدالتی و تفرقه و جهالت و بی معرفتی و بی تربیتی و جنگ و جنگ افروزی و دخالتهای شرق و غرب از بین برود و باد بهشتی در همه جا وزیدن بگیرد و گرگ و میش در کنار هم زندگی کنند. مادرانی دانا (خانواده سالم) به امور تربیتی فرزندان خود را تربیت کرده و دخترانی شایسته مادری تحویل جامعه دهند.

کودکان در سایه آشنایی با علم و معرفت صحنه کوچه و خیابان را به جاده های بهشتی تبدیل کرده و مردم با علم آموزی به معارف دینی خود آشنا شده و حتی مکروهی انجام ندهند، دیو جهالت کشته شده و علم و عقل در حال و احوال و رفتار و کردار مردمان تغییر به  وجود آورد و آن جور شوند که باید باشند.

علم ودانش آنچنان بدرخشد که جایی برای خرافات و سحر و جادو و جن و جن گیری که بر پایه بی سوادی مردم استوار است نماند و حاصل اینکه همه جا را معرفت بگیرد، اندوهی نباشد و توسعه و پیشرفت حاصل شود.

اما امروز آن توسعه مدارس و دانشگاه ها و مراکز علم آموزی صورت گرفته ولی آیا اگر نسیم شمال بتواند شرایط فعلی را ببیند آرزوهای خود را محقق یافته خواهد یافت و یا حداقل چه قسمتهایی از آن را تحقق یافته می بیند و یا اصولاً باز هم فکر می کند علم و دانش و فن آوری به تنهایی می توانند آرزوها ی او را که همان آرزوهای دیرینه بشری است برآورده سازند و تجدید نظری در اشعار خود نخواهد کرد؟

و این است که در این برهه که از سند ملی نظام آموزش و پرورش رونمایی می شود باز باید برخی از آن آرزوها را که اتفاقاً مهمترین آنها هست تکرار کنیم که خدا کند با اجرایی شدن این طرح فقط جابه جایی های تکراری و کلیشه ای مثلاً در مدت دوران تحصیلات ابتدایی از پنج سال به شش سال و روشهای سلیقه ای آموزشی اتفاق نیفتد و اصلاحات بنیادی چنان صورت گیردکه دانش آموزان و دانشجویان و فارغ التحصیلانی داشته باشیم که:

دارای معرفت و تربیت و شناخت باشند.

به مهارتهای زندگی مسلط باشند

حداقل با یک مهارت شغلی آشنا باشند.

دارای هویت ملی و مذهبی بوده و با پیشینه و فرهنگ و هنر و ادبیات کشور خود آشنا بوده و مسخ آداب و سنن بیگانگان نشوند

با آموزه های مناسب و عمیق نه قشری دینی آشنا باشند و به دور از تعصبات و رفتاری افراطی باشند.

مطالب را حفظ نکنند بلکه دارای قدرت تجزیه و تحلیل بده و قادر به نوآوری و حل مسائل باشند و به حال خود و جامعه مفید افتند.

بتوانند مشکلات خود را خود حل کنند، قدرت بر خورد با مسائل را داشته باشند و دارای تفکر منطقی بوده و انتقاد پذیر و انتقادگر باشند و قدرت تحمل معضلات و مشکلات و حل منطقی مسائل را داشته باشند.

اصول و قواعد شهروندی آشنا بوده و به آنها پایبند باشند و بتوان آنها را یک شهروند به حساب آورد.

قادر به تشکیل خانواده پایدار و سالم بوده و قدرت تحمل آنها بالا و به دور از قشری گری و تجمل گرایی و چشم و هم چشمی بدوهو بتوانند نقش یک پدر و مادر مسؤول و متعهد و دانا را بازی کنند و فرزندان سالم تحویل جامعه دهند.

به کار ایمان داشته و در هر شغل و پستی مسؤولیت های خود را به خوبی انجام دهند.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید