امروزيكشنبه, 07 خرداد 1396-- Sunday May 28 2017

ساعت 07:26:11

آخرین به روز رسانی : شنبه 03:52:50

صابون پزی

صابون پزی

سه شنبه, 03 دی 1392 ساعت 08:24 کدخبر :6707
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : زهرا داورپناه
معرفی مشاغل سنتی خمینی شهر

- شنیدی، صابون ایرانی گیر نمیاد؟
- وا! اون دیگه چرا؟
- آخه میگن"تحریمیم" و "دلار کشیده بالا"
- دلار چه ربطی داره به صابون، اون که دیگه تولید خودمونه!
- خوب آخه بعضی ها توی این هاگیر-واگیر از آب گل آلود ماهی می گیرن، منظورم بعضی از صاحبان کارخونه ها و کارگاه هاست که اجناسشون را احتکار می کنن که بعدا به چند برابر قیمت بفروشن.
- خوب حالا تکلیف چیه؟
نمی دونم اما من به شخصه تا اونجا که می تونم موادی که زیاد حیاتی نیستن را کمتر مصرف می کنم و حالا به جای صابون های عطری رو آوردم به "صابون های سنتی" بقیه کالاها هم خدا کریمه و روزی رسون.

حاج حسین و حاج احمد طاهران 55 و 53 ساله ؛ صابون پز

 

- کارگاه صابون پزی شما کجاست؟
صابون سازی که دیگر نه. کارگاه "پی آب کنی" در منطقه صنعتی مورچه خورت واقع است.

 

- یعنی دیگر صابون پزی نداریم؟
خیر. با این صابون های رنگ و وارنگ داخلی و خارجی که در بازار فراوان است دیگر کسی سراغ صابون پیچ را نمی گیرد.

 

- قبلا چه تعداد کارگاه صابون پزی داشتیم؟
تعدادی کارگاه بود ولی اکثرا صابون توی خانه ها درست می شد.

 

- و این کارگاه ها کجا واقع بود؟
طرف های کوه دوشاخ، یکی دو جا توی خیابان شریعتی مثل درب یخچال، چند جا توی خیابان امام مثل کوچه فرهنگ و محل کنونی مسجد حجت و چند جای دیگر.

 

- چرا به این شغل رو آوردید؟
شغل موروثی و آبا اجدادی ما بوده و ما نیز از بچگی پیش پدربزرگ و پدرمان آن را آموختیم و ادامه دادیم.

 

- از لحاظ درآمدزایی چطور شغلی بود؟
در حد اصلاح امورات بود.

 

- چطور؟
همانطور که گفتم قبلا توی خانه ها، بشکه ها و دیگ هایی بود که در زیر آن با بوته، بعد با چوب و بعد با گازوییل آتش درست می کردند تا پی و چربی ها را آب کنند.

 

- این پی و چربی از کجا تهیه می شد؟
قبلا که کشتارگاه ها به صورت مدرن و امروزی نبود. پی و چربی گاو و گوسفند از قصاب ها، دباغ ها و حتی از شهرهای دیگر مثل نجف آباد خریداری شده و با حرارت تبدیل به روغن و بعد صابون می شد.

 

- مرحله بعد از آب کردن پی چه بود؟
به چربی، کحلا و سودا (سود سوزآور) که از پتروشیمی شیراز می آمد می زدیم. مثلا به 200 کیلو چربی 30 کیلو سودا اضافه می کردیم. وقتی پخته می شد 2 تا 3 بار آبش را عوض می کردیم تا ناخالصی هایش گرفته شود بعد که سفت می شد قالب زده توی آفتاب خشک می شد و به صابون پیچ تبدیل می شد.

 

- علت این نامگذاری-صابون پیچ- چیست؟
وقتی قالب های صابون توی آفتاب خشک می شد، تاب برمی داشت و پیچ می خورد به همین دلیل به آن صابون پیچ می گفتند.

 

- بعد از درست شدن صابون با آن چه می کردید؟
قدیم ترها روی شانه افراد و یا پشت الاغ می گذاشتند و به در خانه ها می رفتند و می فروختند. بعضا هم برای نمدمال ها می بردند تا در بافت نمد برای نرم شدن و شکل گرفتنش استفاده شود.

 

- امروزه که دیگر صابون نمی پزید با چربی های آب شده کارگاهتان چه می کنید؟
قبلا که مواد شیمیایی کمتر بود، چرم سازی ها برای نرم کردن چرم می خریدند ولی امروزه به کارخانه صابون سازی کشور می فرستیم.

 

- این کارخانه ها کجا هستند؟
در اصفهان، طرف های راه آهن. البته به کارخانجات شهرهای دیگر مثل مراغه، مشهد، تبریز، بروجن و...هم فرستاده می شود.

 

- تاریخچه صابون پزی در شهر ما به چه زمانی برمی گردد؟
اطلاع دقیقی ندارم. ولی تا آنجا که مطلعم به بیش از 150 سال می رسد.

 

- ضرب المثلی درباره صابون می دانید؟
"صابون فلانی به جامه ات نخورده تا بشناسیش" که درباره افراد شارلاتان به کار می رود.

 

- چند صابون پز قدیمی نام ببرید؟
البته همه به رحمت خدا رفته اند کسانی مثل اسدالله و رمضانعلی زنگزر و غلامعلی طاهری که در منطقه دوشاخ کارگاه داشتنند. نورالله اعلایی، حیدر و رضا حبشی که در کوچه فرهنگ و مسجد حجت بودند.

 

- حرف دلتان؟
قبلا که خودمان صابون درست می کردیم نه ریزش مویی بود و نه شوره سری ولی امروزه که "پیچ از رونق افتاده" و انواع صابون و شامپو های خارجی با رنگ و اسانس های رنگارنگ و شیمیایی وارد بازار شده و محصولات داخلی هم متاسفانه با ناخالصی عرضه می شود، می بینیم که چقدر بیماری های مو و پوست زیاد شده و مطب دکتر های مو و پوستهر روز شلوغ تر می شود؛ کاش می شد به قبل برگردیم.
نکته: قابل ذکر است زمانی که "یوری گاگارین" به کره ماه پا گذاشت لطیفه ای در اصفهان و خمینی شهر بر سر زبان ها افتاد که: هنگامی که پا بر کره ماه نهادم فکر می کردم اولین نفری هستم که به ماه آمده ام ولی از دور متوجه دودی شدید شدم. وقتی نزدیک تر رفتم ملاحظه نمودم که سدهی ها قبلا در آنجا کارخانه صابون سازی بنا کرده اند! (اشاره دارد به فعالیت زیاد و پررونق خمینی شهری ها در این عرصه.)
با تشکر از مادر گرامی آقایان طاهران

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید