امروزدوشنبه, 04 بهمن 1395-- Monday Jan 23 2017

ساعت 04:22:57

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 10:15:57

اینگونه
وجوه زندگی قرآنی در گفتگوی اختصاصی فرصت با استاد پرهیزگار؛

اینگونه "پرهیزگار" شدم...

یکشنبه, 06 مرداد 1392 ساعت 09:14 کدخبر :5808
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : سید حسام ابطحی:
بچه تر که بودم و به کلاس قرآن می رفتم، هر کس می خواست قرآن را با ترتیل یاد بگیرد یا حفظ کند، نوارهای ترتیل استاد پرهیزگار را به او توصیه می کردند.

پیش خودم می گفتم این استاد پرهیزگار چه آدم پرهیزگاری است که همه از او تقلید می کنند. تا سال گذشته که به دعوت اتحادیه تشکل های قرآنی خمینی شهر استاد به شهر ما آمد و با مصاحبه اختصاصی پاسخ خیلی از سؤالاتم را گرفتم. در ادامه این مصاحبه را با هم می خوانیم.



وقتی پرهیزگار شدم


شهریار پرهیزگار متولد 25 مرداد 1343 در تهران هستم. بحمدلـ... از همان سن نوجوانی به همت والدین و اساتید بزرگوار در مسیر انس با قرآن قرار گرفتم. هم در امر قرائت و هم در حفظ قرآن موفق بودم. چند سال بعد وارد حلقه حفاظ شدم که آن موقع تعداد کمی مشغول به حفظ قرآن مشغول بودند.

سه سال طول کشید تا کل قرآن را از بر شدم و ادبیات عرب را نیز آموختم تا بهتر مفاهیم را درک کنم. بعد از انقلاب در بسیاری از مسابقات قرآنی داخل و خارج کشور شرکت می کردم که مهمترین آن مسابقات بين المللى قرآن عربستان سعودى در سال 1371 بود که موفق شدم علیرغم داوری های ناجوانمردانه آن در رشته حفظ کل رتبه اول را به دست آورم. در سالهای دفاع مقدس در جبهه ها نیز فعالیتهای قرآنی داشتم. همراه دوستان خدمت رزمندگان می رسیدیم و برنامه های فرهنگی- قرآنی را اداره می کردیم.


در دانشگاه شهيد بهشتى تهران در رشته كامپيوتر و نرم افزار توانستم مدرك كارشناسى را دريافت کنم. در سال 1369 نیز ازدواج كردم كه ثمره اين ازدواج دو فرزند به نامهاى فاطمه و مهديه است. بعد از آن نیز باز هم به فعالیتهای قرآنی ادامه دادم. در حال حاضر پنج سال است که همراه خانواده در قم ساکن ام و به فعالیتهای تدریس، تألیف، داوری و همکاری با مجموعه های قرآنی کشور مشغولم. هنوز با تهران ارتباطاتم ادامه دارد و رفت و آمد دارم؛ در جلسات مختلف شورای قرآن در اداره اوقاف، وزارت ارشاد، شورای حفاظ سازمان تبلیغات و... شرکت می کنم.


من عضو هیئت امنا و از دست اندرکاران مؤسسه مهد قرآن کشور بودم و در جلسات هیئت علمی اش شرکت می کردم. ولی متأسفانه چندی است مهد قرآن مرکز نیمه تعطیل شده و فعالیتی ندارد. الان 8-7 سالی من اصلاً از مهد قرآن خبر ندارم چون جلسه ای تشکیل نشده است. مهد قرآن شهرستانهای مختلف نیز خودکفا فعالیت می کنند و کاری به مرکز ندارند. الان هم خمینی شهر برای خودش مؤسسه اش را اداره می کند و همینطور سایر شهرستان ها.

 

وقتی به خمینی شهر آمدم


سالیان پیش در مسابقات سراسری قرآن اداره اوقاف داوری می کردم و چند روزی آنجا بودیم. یکی از این شبها چند نفر آمدند و من را به محفل قرآن در خمینی شهر دعوت کردند. در محفل بزرگ قرآنی در مسجد قدیمی ای [مسجد جامع خوزان، سال 1372] با جمعیت زیادی برای اولین بار در خمینی شهر حاضر شدم. معلوم بود که علاقه زیادی به قرآن دارند. دیگر نیامده بودم تا باز امروز جهت شرکت در همایش حافظان قرآن توفیق پیدا کردم. دفعه اول هم تلاوت کردم و هم سخنرانی ولی اکنون بخاطر وضعیت صوتی ام دیگر تلاوت نمی کنم بیشتر با دوستان قرآنی صحبت می کردم.


من به عنوان نمونه ای از فعالیتهای قرآنی خمینی شهر فقط مؤسسه مهد قرآن این شهر را دیده ام. ما به فعالیتهای قرآنی امیدوار می شویم. افراد از روی عشق و علاقه در این مراکز فعالیت می کنند، طرحها بسیار خوب و سنجیده بود. اگر درست مدیریت شود، می توان گفت خمینی شهر یکی از شهرستانهای موفق در امر حفظ قرآن خواهد بود. اینکه برای قاریان قرآن کلاس حفظ گذاشته اید، کار بسیار خوبی است چون معمولاً قاریان با حفظ قرآن میانه ای ندارند. اگر مجموعه های قرآنی چه مهد قرآن و غیره حمایت گردد، این ظرفیت و استعداد در خمینی شهر وجود دارد که خیلی پیشرفته تر و جلوتر گام بردارد و یکی از مراکز موفق قرآنی کشور باشد.


جلسه امشب خیلی خوب بود. هم برنامه های خوبی داشت، هم مجری خیلی خوبی انتخاب شده بود، به کارش مسلط بود، از حافظ روشندل سؤالات خوبی می پرسید، برای مردم جذاب بود، حضور مسؤولان شهرستان هم بد نبود، استقبال مردم هم خوب بود و در مجموع امید می رود خمینی شهر در آینده کارهایی بکند اگر مسؤولان حمایت کنند.

 

تربیت 10 میلیون حافظ


بعد از منویات مقام معظم رهبری مبنی بر تربیت 10 میلیون حافظ، خیلی از دستگاهها و ارگانها به تکاپو افتادند البته با توجه به یک سری مسائل و قراینی که در ذهنم است گمان می کنم باید جدی تر عمل کنند و الّا دیر به مقصود می رسیم. من جدیت و مصمم بودن کاملی را در آنها ندیده ام؛ مثلاً آماری کار می کنند. در روش حفظ هم مشکل داریم؛ مثلاً می گویند این قدر قرآن حفظ کن تا اینقدر جایزه بگیری. درحالی که این روش کفایت نمی کند و باید روش درست هم داده شود. حفظ قرآن رابطه خیلی خیلی نزدیکی با فهم قرآن دارد. قرائت و فهم به آن اندازه به هم نزدیک نیستند که حفظ و فهم قرآن نزدیکند. برای اینکه حافظ قرآن حافظ خوبی باشد، ناچارست که با معانی و مفاهیم قرآن در ارتباط باشد. این یکی از دلایل تأکید رهبری بر حفظ قرآنست.


وی با طرح حفظ یک ساله موافق نیست و گفت: اصلاً چه عجله ای است؟ توصیه نمی کنم. در طرح یک ساله قطعاً با عمق حفظ نمی کنند. شما به معدود افراد موفق این طرح نگاه نکنید، من عموم جامعه را می گویم که هنوز با مقدمات این قضیه مشکل دارند. حالا یک نفر که از قبل سابقه قرآنی داشته ممکن است در این طرح موفق شود. دوره یک ساله ممکن است زدگی ایجاد کند. معمولاً دوره های دو سه ساله بهتر جواب می دهد.

 

احترام به قرآن در کشورهای دیگر


من در بسیاری از جاها انتقادات خود را نسبت به مسؤولان کشور بیان کرده ام. من به عنوان یک عنصر قرآنی که سالها در امر قرآن فعالیت داشته و کشورهای دیگر را هم دیده مثل همین عربستان؛ می بینیم کشورهای دیگر در فعالیتهای قرآنی از نظر ظاهر خیلی موفقند، خوب کار می کنند، ظاهر را خوب نگه داشته اند؛ از نظر ارزش و احترامی که برای حفظ و حافظ قرآن قائلند، هزینه هایی که صرف حفاظ می شود اعم از مسابقات و دارالتحفیظ ها؛ مثلاً من جهت داوری مسابقات به مالزی رفتم. مسابقات خیلی فوق العاده برگزار می شود و به آن بها می دهند. در مراسم افتتاحیه همیشه پادشاه آنجا و همسرش حضور دارند. از جهت مدیریت و احترامی که به قرآن و حفاظ می گذارند، خیلی موفق هستند. یا مثلاً در پاکستان بیش از یک میلیون حافظ کل قرآن فعال وجود دارد. پاکستانی که زبانشان نسبت به زبان عربی دورتر از زبان ماست.

 

احترام به قرآن در ایران


مجلس نیم درصد برای فعالیتهای قرآنی تصویب کرده که آن نیز هنوز محقق نشده است، فکر می کنند شق القمر کرده اند. انتظار ما از حکومت جمهوری اسلامی که اسلام و قرآن در آن حکومت می کند، از مسؤولان فرهنگی و غیرفرهنگی بیشتر از اینهاست. باید به امر قرآن بپردازند و آن را جدی و مهم بگیرند. به نظر من فعالیتهای قرآنی جدی و مهم گرفته نشده است. برخی از روی رفع تکلیف کاری را که به عهده شان گذاشته شده است، انجام می دهند. به ندرت دیده می شود مخصوصاً در اماکن دولتی که از سر عشق و علاقه و با رغبت به این مسأله پرداخته شود. اگر حمایتهای مقام معظم رهبری در امر قرآن نبود، شاید همین اندازه فعالیتهای قرآنی هم موجود نبود. اگر مسؤولان خواستند مسائل را جزئی تر می گویم.


وضعیت فرهنگی و قرآنی کشور خیلی خراب است هم در بین مردم هم در مسؤولان. اصلاً مسؤولان ما سواد قرآنی ندارند. شما بگو دو دقیقه در مورد قرآن صحبت کن. صدا و سیما شبکه قرآنی راه اندازی کرده که مخاطب آن مشخص است، کسانی که خودشان علاقمند به قرآن هستند ولی در سایر شبکه ها سریالها و یا فیلمهای سینما را که می بینیم، انسان در مسلمان بودن آن کسی که اجازه پخش داده، شک می کند. اگر قبل از پخش فیلمها دیده نشده عجب مسؤول احمقی و اگر دیده و بررسی کرده که دیگر واویلا!


به جرأت می توان گفت 50 درصد مشکلات فرهنگی جامعه ما تقصیر رسانه ملی است. رسانه چیز عجیب و غریبی است. غرب با رسانه با ما جنگ نرم می کند. رسانه همه چیز نیست ولی فوق العاده تأثیرگذار است. اگر صدا و سیما اصلاح گردد فوق العاده تأثیر می گذارد، فضا عوض می شود.


می گویند "الناسُ عَلی دینِ مُلوکِهم" مردم بر دین سردمدارانشان هستند، آنها هر جا بروند، مردم هم خواه ناخواه خواهند رفت. به استثنای مقام معظم رهبری و چند نفر دیگر، بقیه مسؤولان کجا می روند؟! ما قرآنی ها نیز رسالت خویش به درستی انجام نداده ایم و در کوچه پس کوچه ها گم شده ایم یا گم مان کرده اند.

 

در کشور ما فوتبال بت شده است


من خودم از فوتبال بدم نمی آید. فوتبال اسپانیا، بارسلونا و رئال را تماشا می کنم. اما در کشور ما فوتبال بت شده است و یک بت شکن لازم دارد که نداریم. در برنامه ورزشی «نود» مسأله ای را که بی اهمیت است، در این برنامه آنقدر بزرگ می کنند که مسأله روز می شود. مثلاً سؤال مطرح می کنند که در این صحنه کدام بازیکن مقصر است؟ گزینه 1 و 2 و3 و می بینیم که سه میلیون پیامک می رسد! واقعاً باید برای این نظام گریه کرد. من معتقدم این سیاست است که از ناحیه جوان ها می خواهند خطری متوجه اجتماع نگردد چون نتوانستند برای جوانان اشتغال و مسکن فراهم کنند. با امثال برنامه «نود» و فوتبال جوانان را سر کار می گذارند تا انرژی شان تخلیه شود.

بی خود نیست که در کشور این قدر به فوتبال دامن زده می شود. مربی ای برای یک فصل یک میلیارد تومان پول می گیرد. این معنا دارد؟! اگر این یک میلیارد را به ده مجموعه قرآنی نفری صد میلیون تومان بدهند، آنجا آباد می شود. چه کسی این کارها را می کند؟ من نمی دانم! کسی می گفت «دجال» همین فوتبال است که مردم دنبال آن راه می افتند.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید