امروزچهارشنبه, 29 شهريور 1396-- Wednesday Sep 20 2017

ساعت 10:29:45

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 09:43:40

گزارشي از سالمندان شهرستان به مناسبت روز جهانی سالمندان؛

سالمندان خميني شهري؛ ويژگي ها، نيازها و مشكلاتشان

سه شنبه, 01 آذر 1390 ساعت 13:23 کدخبر :3140
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان

- با صدايي كه كم كم مي رفت شبيه فرياد باشد گفت: «آخه آقاجون مگه هزار بار نگفتم وقتي مي خواي تلويزيون ببيني صداش را كم كن! دخترم درس داره. مگه بچه شدي آقاجون! آخه چرا با من لجبازي مي كني؟»...

 

- وسط خيابان، پيرزن عصا به دست با كمري خم، آرام آرام مي رفت كه خودش را به آن سو برساند. موتور سواري با سرعت زياد از كنارش رد شد و داد زد: «هي پيري ! مگه چهارباغه كه داري این طوری قدم مي زني؟» ...

- پيرمرد، غرق در دنياي خودش سوار دوچرخه اي از خودش سالخورده تر، از كنار خيابان رد مي شد. راه خودش را مي رفت اگرچه آهسته. ماشيني مدل بالا چنان از كنارش ويراژ داد كه پيرمرد تعادلش را از دست داد و افتاد. عده اي خنديدند و ...

- تلفن را برداشت و گفت:«پنج شنبه از صبح ميريم خونه ي عزيز و آقاجون. همه هستيم. تو هم بچه هات را وردار و بيا! خوش مي گذره»... و حوالي ساعت ده شب بود كه همه رفتند. گفتند و خنديدند و خوردند و بردند و ريختند و پاشيدند و... پيرزن با خودش فكر مي كرد فردا چه طور دست تنها با اين كمر درد و پادردش اين همه ريخت و پاش را جمع و جور كند....

- پيرمرد آن چنان روي صندلي ايستگاه اتوبوس لم مي داد كه جاي سه نفر را مي گرفت. يك روز حسابي خريد كرده بودم و دست هايم داشت كنده مي شد. دلم مي خواست تا رسيدن اتوبوس بنشينم اما جا نبود. بهش گفتم: بي زحمت يه كم اونطرف تر بشينيد تا من اثاثم را بذارم. اما از جايش تكان نخورد. زن ها شروع به پچ پچ كردند. حس كردم غرورم زير پا گذاشته شده. فكر كردم خيلي جلوي بقيه كچه شدم. شروع كردم به بد و بيراه گفتن به پيرمرد... چند ساعت بعد حسابي از كارم پشيمون شده بودم. به خودم گفتم آخه آدم عاقل اين چه برخوردي بود با اون پيرمرد كردي. نگفتي آهش دامنت را مي گيره...

 

سالمندي هم جزئي از همه ي زندگي 

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:«پیر در خانواده خود مثل پیامبر در امتش است». و باز مي فرمايد: «هر کس برتری بزرگ خاندان خود را بشناسد پس او را گرامی بدارد خداوند او را از طرف روز قیامت در امان می دارد»

و نيز از امام صادق روايت است: « کسی که بزرگتر خود را احترام نکند و به کوچکتر رحم ننماید از ما نیست »

- زماني مؤثر و مفيد بودم و در خانواده و جامعه مورد پذيرش، امروز جايگاهي ندارم، انتظار دارم كه مرا به خاطر خودم بخواهند، انتظار دارم ضعف جسماني مرا طبيعي بدانند و مسخره ام نكنند، دلم مي خواهد موقعيت اجتماعي ام را دوباره به دست بياورم، چه بر من گذشته كه اطرافيانم مرا رها كرده اند و يا چند وقت طول مي كشد كه به يادم بيفتند، مي ترسم كه فراموش شوم، هدفي ندارم، چرا در بين خانواده و جامعه جايگاهي ندارم و....

اين ها گله هاي رايجي ست كه سالمند با ورود به مرحله سالمندي در ذهن و بر زبان خود مي گذراند. كسي كه سال ها به خدمت مشغول بوده و صبح اولين روز بازنشستگي خود را در خانه و بي هدف و بي ارزش مي پندارد و كمتر از يك هفته بعد، افسردگي بر جانش چيره مي شود، كسي كه افسردگي و ناراحتي هاي جسمي كه مقتضاي سن اوست، دست به دست مي دهند و درك موقعيت حاضر را از او مي گيرند، كسي كه با از دست دادن همسر و دوستان و آشنايان روبرو و يا دچار آن است، اين مسائل قدرت حلاجي واقعيت را از او مي گيرد و اين جاست كه به يك حامي نياز پيدا مي كند: يك نفر كه با او و در كنارش باشد، يك نفر كه نگذارد احساس تنها شدن و بي مصرف شدن در باور او ريشه پيدا كند، كسي كه به او بفهماند سالمندي هم جزیي از همه ي زندگي است.

 

خوشبختانه در شهر ما سالمندان احترام دارند 

سالمندان سه دسته اند: سالمندان جوان كه رده ي سني 60 الي 70 سال را شامل مي شوند، سالمندان پير كه بين 70 تا 80 سال سن دارند و هشتاد سال به بالا كه سالمنداني كهنسالند. 8 درصد جمعيت هر جامعه اي به هر حال در اين رده بندي قرار مي گيرند. در استان اصفهان اگر جمعيت 5 ميليوني را در نظر بگيريم 500 الي 550 هزار نفرشان سالمند هستند و اين در شهرستان خميني شهر، با توجه به جمعيت 300 هزار نفري حدودا ً شامل 3 الي 4 هزار سالمند مي شود و از اين تعداد حدود تنها 400 نفر تحت پوشش حمايتي سازمان بهزيستي هستند. رئيس بهزيستي خميني شهر پس از ارائه آمار در اين زمينه مي گويد: « جاي خوشبختي دارد كه سالمندان به ما مراجعه نمي كنند چرا كه در اين شهر بافت فرهنگي، مذهبي و اعتقادي اي حاکم است كه اجازه نمي دهد خانواده ها سالمند را با رسيدن به آغاز راه سالمندي (60 سالگي) از خود برانند و به خانه ي سالمندان بفرستند. آن دسته از سالمنداني هم كه به اين مراكز راه پيدا كرده اند كساني هستند كه به دلايلي چون از دست دادن خانواده، مسائل اقتصادي و مالي و نداشتن محيطي براي زندگي پايشان به خانه سالمندان باز شده است. در شهر دو مركز به اين منظور دائر است: مركز توانبخشي سالمندان احسان و مركز مهدعليا كه ظرفيت حدود 70 نفري دارند و اكنون 50 نفر در هر مركز خدمات دريافت مي كنند و از اين تعداد خوشبختانه فقط 10 درصد بومي خميني شهر و بالاي 80 درصد غير بومي اند. اين موضوع از آن جا ناشي مي شود كه ما در اين شهر هنوز فرهنگ احترام به سالمند را داريم. البته به جز كساني كه در مراكز توانبخشي هستند ما دو طرح ويزيت در منزل و نيز مركز جامع توانبخشي سالمندان را نيز داريم كه اولي در حال اجراست و دومي با كمك خيرين و حمايت سازمان بهزيستي در آينده به بهره برداري خواهد رسيد. در طرح ويزيت در منزل سالمندان نيازمند و يا كساني كه به هر دليلي از جمله وضعيت جسمي و تمايل خانواده ها به سرويس دهي در منزل، 150 سالمند زير پوشش خدمات بهزيستي قرار دارند و ماهيانه تحت خدمات گروه پزشكي، مددكاري، پرستاري و روانشناسي قرار مي گيرند.»

 

سالمندان محلي براي گذران وقت ندارند 

ترابي اضافه مي كند: « با توجه به رشد فرهنگ ها، در سال 1400 نرخ رشد سالمندي به 7/11 درصد مي رسد كه در اصفهان جمعيت 800 الي 850 هزار نفري و در خميني شهر جمعيت 500 الي 600 نفري را دربر خواهد گرفت. پس روز به روز به امكانات بيشتري براي رسيدگي به اين جمعيت نياز پيدا خواهيم كرد. مركز جامع توانبخشي برنامه اي ست كه بهزيستي براي رسيدن به اين منظور در نظر دارد كه زيرساختهايش فراهم شده و انشاءالله با كمك خيرين تا پايان دهه 90 به بهره برداري خواهد رسيد و سالمندان عزيز از امكانات آموزشي، رفاهي و... استفاده خواهند كرد. سالمنداني كه محلي براي گذران وقت ندارند؛ جايي كه در شأنشان باشد و فضايي مطلوبي همراه با امكانات پزشكي، بهداشتي، آموزشي و... باشد، انشاءالله با به ثمر رسيدن اين طرح با حداقل مشكلات مواجه خواهند بود.»

وي ادامه مي دهد: «اميدوارم هيچ سالمندي به مرحله اي نرسد كه نياز به خدمات شبانه روزي در يك مركز داشته باشد اما زندگي صنعتي و جامعه ي شهري اين شرايط را به ما تحميل مي كند كه وجود و ضرورت مراكزي براي سالمندان را نیاز داشته باشيم. گرچه سالمند خميني شهري، در بيشتر موارد هنوز فعاليت اقتصادي و اجتماعي خود را ادامه مي دهد و اين جاي شكر فراوان دارد ولي اين سبب بيكار نشستن و فكر نكردن ما نسبت به جامعه ي سالمندي كه در سال هاي آتي به سن سالمندي مي رسند، نخواهد بود. در مراكز ما هزينه نگهداري و خدمت رساني به يك سالمند بين 300 تا 380 هزار تومان برآورد شده است كه 120 هزار تومان يارانه دولتي ست. 100 هزار تومان نيز خانواده ها پرداخت مي كنند. به جز در بخش شبانه روزي، سالمند از خدمات مراكز استفاده رايگان مي برد.»

 

افزايش عمر اگر با سلامتي و توانمندي و تحرك همراه باشد بهتر است 

رييس سازمان بهزيستي تصريح مي كند: «بايد سطح آگاهي جامعه را بالا برد. ما با طرح هدفمند سازي دوران سالمندي -درحال حاضر در حال اجراست - از دوره ابتدايي روي ذهن بچه ها كار مي كنيم كه با رعايت مسائل بهداشتي، تغذيه اي و ورزشي در سالمندي مواجه با مشكلات نشوند. ذهنيتي كه آنها را تا 90-80 سالگي سرپا نگاه خواهد داشت البته در اين طرح طولاني كردن عمر هدف نيست بلكه مي خواهيم اين باور را در ذهن بچه ها بپرورانيم كه افزايش عمر اگر با سلامتي و توانمندي و تحرك همراه باشد بهتر است. سالمند بايد به واقعيت هاي بيروني خود و جامعه اش واقف باشد اگر اين اتفاق بيفتد سالمندي توانا، سالم و فعال و نزديك به رفاه اجتماعي است. سطح آگاهي بالايي و سطح توقع پاييني از اطرافيان دارد و همين به ارتقاي زندگي اش كمك مي كند.و کلام آخر اینکه: انتظار سالمند به عنوان انساني كه عمرش را صرف ما كرده از اطرافيان پذيرش و احترام است؛ اين كه قبولش داشته باشيم و حداقل انتظاراتش را برآورده كنيم. انتظار ما به عنوان بهزيستي از خانواده ها توجه به سالمندان و از خيرين ملحق شدن به گروه ما در جهت تسريع ثمردهي مركز جامع توانبخشي است.»

براي تكميل گزارش و آشنا شدن با وضعيت سالمندان خميني شهري با معرفي رئيس اداره بهزيستي، به سراغ مركز رهنمود سلامت رفتيم. جايي كه مي توانست ابهامات ما را در مورد عمده مشكلات آنها برطرف كند. دكتر امير فروغي، متخصص پزشكي اجتماعي و طب پيشگيري؛ مسوول واحد سنجش و ارتقا سلامت دانشگاه علوم پزشكي اصفهان و نيز محسن حاجي هاشمي، روان شناس ومديريت مركز رهنمود سلامت پاسخگوي سوالات ما بودند.

 

عمده مشكلات سالمندان خميني شهر، گلايه هاي رايج سالمندان و نيازهاي آنها

بايد از دوره هاي سني پايين تر آموزش سلامت به مردم داد كه اگر قرار است 80 سال زندگي كنند از 60 سالگي مريض نباشند و با مريضي عمر خود را به پايان نرسانند.

دكتر فروغي مي گويد: عمدتا مشكلات به دو دسته جسمي و روحي - رواني تقسيم مي شود. مشكلات جسمي در زنان خميني شهري بيشتر پوكي استخوان است. دليلش هم كاملا مشخص است. وزن بالا؛ معمولا خانم هاي خميني شهري ميل زيادي به خوردن نان دارند، اين مساله به بالا رفتن چربي و قندشان و اضافه شدن چربي شكمي و مشكلاتي مثل ديابت منجر مي شود. زناني كه پس از يائسگي با مشكل دردهاي اسكلتي، مفصلي و عضلاني مراجعه مي كنند معمولا مشكل پوكي استخوان دارند. مشكل بعدي، چاقي خانم ها است. خصوصا چاقي شكمي كه به اضافه وزن و آرتروز زانو و مچ پا مي انجامد. مردان سالمند خميني شهري با سرطان پوست روبرو هستند. دليل آن هم واضح است. كاركردن بر سرِ زمين و بيرون از منزل، آنها را بيشتر در معرض اشعه آفتاب قرار مي دهد. متاسفانه از هر 10 پيرمرد خميني شهري 1 نفرشان سرطان پوست دارند، گرچه عدد كمي به نظر مي رسد ولي زياد است، در اصفهان اينقدر اين آمار بالا نيست، مشكل عمده ديگر رژيم غذايي نامناسب و بي وقت آنهاست (مثل خوردن ناهار در ساعت سه عصر) كه مشکلاتی را برايشان بوجود مي آورد البته پوكي استخوان در مردهاي اين شهر خيلي كم است به دليل استفاده ي زياد لبنيات ولی چربی و فشار خون بالا هم جز عمده ترین مشکلات آنهاست، مشكلي مثل آلزايمر در اين شهر وجود دارد ولي خوشبختانه شايع نيست به دليل تغذيه ي خوب مثل خوردن نان سبوس دار و لبنيات و ميوه و سبزي.

مشكل افسردگي هم كه بين همه ي جمعيت شايع است؛ تنها ماندن در محيطي كه پر از خاطرات است و هيچ كس نيست كه خاطرات را زنده كند فرد را دچار افسردگي مي كند و در مورد سالمندان توجه به اين نكته ضروريست كه آلزايمر را از افسردگي تفكيك دهيم چون عوارضي مثل هم دارند و اگر تجويز دارويي نامناسب شوند، عوارض شديدي دارد.

 

اعتیاد در میان سالمندان شهر ما یک فرهنگ شده است 

يكي ديگر از مشكلات سالمند خميني شهر كه متاسفانه شايع هم هست سو مصرف مواد است. اعتياد در سالمند ما به صورت فرهنگ درآمده؛ به دلايلي مثل تقويت قواي جنسي يا تخفيف و كم شدن دردها يا سوزاندن قند و از بين بردن ديابت يا از بين بردن ساييدگي زانو يا ترس از دوا و دكتر و يا اعتقاد نداشتن به داروهاي شيميايي همه از باورهاي غلطي است كه سالمند را به دام اعتياد مي كشاند، اين باور غلط هم ريشه در فرهنگ ما دارد، باوري كه با از بين بردن ظاهري علايم بيماري به پيشروي بيماري مي انجامد بدون اين كه بيمار متوجه باشد و ناگهان او را از پا مي اندازد.

رسيدگي به مسائل جسمي به دليل نياز به رژيم غذايي خاص، توجه به زمان داروهاي سالمند و تنهايي هاي او وظيفه خانواده هاست، سالمند شرايط جديد را سخت قبول مي كند، به همين دليل متهم به لجبازي مي شود، بايد قبول كنيم كه ساختار ذهني او را در اين سن نمي شود تغيير داد. نهايتا اين كه سالمند خميني شهري بايد بداند كه چطور سالم باشد، سالمندان ما اكثرا مريضن هستند و فوت مي كنند چون اطلاعات كافي ندارند، بايد از دوره هاي سني پايين تر آموزش سلامت به مردم داد كه اگر قرار است 80 سال زندگي كنند از 60 سالگي مريض نباشند و با مريضي عمر خود را به پايان نرسانند.

 

سالمند امروز با جوان امروز خيلي مشكل دارد 

محسن حاجي هاشمي هم كه روانشناس است چنين مي گويد: خوشبختانه خانواده هاي اين شهر بيشتر از هر جا پذيراي سالمندان هستند به دليل بافت فرهنگي و سنتي كه هست هنوز قبح اين قضيه به جا مانده كه نبايد پيرها را به خانه ي سالمندان برد يا به آنها بي احترامي كرد، هنوز حرمت ريش سفيدي در اختلافات خانوادگي برقرار است، هنوز با حضور بزرگ ترهاي فاميل خيلي مسائل اتفاق مي افتد، در اين شهر سالمندان كمك خوبي براي مشاورها هستند. عمده ترين مشكل رواني سالمند خميني شهري؛ افسردگي ها، زوال عقلي كه درجه پاييني دارد و مشكلات جنسي است، به دليل اين باور كه تا آخرين لحظه بايد همسر داشته باشند و در همين راستا استفاده از داروهاي بدون نسخه يا متاسفانه مواد مخدر در خميني شهر شيوع فراواني دارد. يكي ديگر از مشكلات عمده، اختلافات نسلي ست، سالمند امروز با جوان امروز خيلي مشكل دارد، اين شهر از يك زماني مهاجرپذير شد، فرهنگ هاي مختلف به شهر آمد كه فرهنگ يكدست ما را زير و رو كرد، تا ده سال قبل دختر اگر مانتويي بيرون مي آمد؛ زشت بود، جوان ما در مدرسه و كوچه و خيابان از فرهنگ مهاجرها خيلي تاثير گرفت، سالمند در مواجهه با این قضیه بناي نصيحت گذاشت، رنجش ها و نارضايتي ها زياد شد، گله ي رايج پيرترها هم همين است.

 

باید به داد سالمندان شهر رسید 

حرف آخرشان اين است كه در اين شهر سالمندان جايگاه ندارند، جايي كه امكانات ورزشي مثل يوگا براي تقويت حافظه شان، شطرنج براي جلوگيري از لرزش دستشان و... داشته باشد، جايي كه متخصصي باشد كه بداند سالمند به چه رسانه اي، چه فيلمي، چه كتابي و چه ورزشي نياز دارد، بحث آموزش خيلي مهم است، متاسفانه ارگان ها با ما همكاري نمي كنند، ما از آموزش و پرورش همكاري خواستيم كه جا از شما و آموزش از ما كه همكاري نكردند، به شهرداري گفتيم كه دست به دست ما بدهند تا كاري كنيم ولي نه سالن به ما دادند و نه حتي به تبليغات قانوني ما اجازه ي نصب دادند، مي خواستيم سخنراناني مثل دكتر فرهنگ و دكتر مجد را براي سخنراني دعوت كنيم كه نشد، متاسفانه سن اعتياد در اين شهر خيلي پايين است، اگر به ما کمک کنند در بحث آموزش جوان هايي كه سالمندان آينده ي اين شهرند كوشاتر مي شويم و نتايج خوبي خواهد داشت، بايد به داد شهر رسيد، آموزش سبك صحيح زندگي در اين شهر خيلي ضروري است، اگر از سنین پایین روي مهارت هاي بچه ها كار شود، در سالمندي جاي انعطاف و نفوذپذيري دارند، شاخه تا باريك است نفوذپذير است وقتي كُنده شد ديگر انعطاف ندارد.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید