امروزچهارشنبه, 04 مرداد 1396-- Wednesday Jul 26 2017

ساعت 14:57:34

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 04:06:18

اینجا اون جا نیس

اینجا اون جا نیس

شنبه, 20 مهر 1392 ساعت 09:15 کدخبر :6100
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین

داشت به طرفم می آمد، خودش بود، آقای رویا، در حالی که نیشش تا بناگوشش طبق معمول باز بود از دور دستی تکان داد و گفت سلام آقای خوش باور.

گفتم: سلام، چطوری؟
گفت: چه خبر؟ انگار جایی می خوای بری؟
گفتم: به اداره برای کاری مراجعه می کنم ببینم چه مدارکی میخواد، چه مقدار پول باید واریز کنم و کجا واریز کنم.
گفت: ای بابا! مثل این که تو هنوز تو حال و هوای دوران قجری به سر می بری، دنیا عوض شده، ما آن جا که بودیم مردم فقط با یک تلفن متوجه می شدند برای انجام کارشون چه مقدماتی را باید فراهم کنن و حتی اگه حضورشان لازم بود چه روز و چه ساعتی باید مراجعه کنن، شما یه بار می خواهی تا اداره بری مدارک لازم را سئوال کنی و یک بار دیگه اونا را فراهم کنی و دوباره به اداره ببری، می دونی این کار چه ضررهایی داره؟
گفتم: چه ضرری؟
گفت: ترافیک ایجاد می شه، انرژی هدر می ره، احتمال حوادث هس، وقت تلف می شه، کافی است یه تلفن بزنی، مراجعه حضوری لازم نیس.
گفتم: یعنی این جا هم مثل اون جاس؟ اما من فکر می کنم این جا باید یه جفت کفش آهنی پات کنی و هی بری و بیای تا کارت انجام بشه با تلفن حتی سوت هم برات نمی زنن.
گفت: نه جانم شرایط عوض شده شما برو خونه یه زنگ بزن تا حرف مرا باور کنی.


با آقای رویا خداحافظی کردم و برگشتم خونه اول 118 را گرفتم تا شماره اداره را بپرسم چند بار بوق اشغال زد و نهایتا شماره تلفنی اعلام کرد، اونا یادداشت کردم و زنگ زدم. یه نفر اون طرف خط گوشی را برداشت و من هنوز سوال نکرده گفت: ای بابا! دلم ریخت تو هم! فکر کردم حادثه ای اتفاق افتاده! پدر بیامرز به اون شماره زنگ بزن.
عذرخواهی کردم و تلفن را قطع کردم و اون شماره را گرفتم، جواب داد: آقای محترم پنج شماره زیاد گرفته ای و گوشی را قطع کرد. این بار پنج شماره کمتر را گرفتم اما کسی گوشی را بر نداشت بالاخره پس از ساعتی تلاش و تکرار شماره یک نفر گوشی را برداشت و در جواب سئوالم گفت: آقا می خوای بیام درب منزل خدمت شما؟ زحمت بکشید و حضوری تشریف بیارید اداره، تو تابلو مدارک لازم اعلام شده بخونید و گوشی را محکم گذاشت طوری که دلم ریخت تو هم.
با خودم گفتم خوش باور چند بار گول می خوری و باز به خرجت نمی ره، آخه این جا که اون جا نیست. این جا این جاست. حالا دیگه ظهر شده بود و رفتن به اداره فایده نداشت. فردا صبح زود باید به اداره می رفتم.

نظرات  

 
#1 0 معجون 24 مهر 1392 ساعت 15:46
با سلام
این مطلب شما سایت معجون منتشر شد
http://www.majoon.ir/?p=5431
موفق باشید
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید