امروزپنجشنبه, 04 خرداد 1396-- Thursday May 25 2017

ساعت 00:08:02

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 04:01:56

بی پرده با محسن صرامی
بازخوانی 9 ماه "نمایندگی" نماینده برای خمینی شهر در گفتگویی چهره به چهره

بی پرده با محسن صرامی

پنجشنبه, 24 اسفند 1391 ساعت 11:28 کدخبر :5354
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محسن حیدری فرد

ساعت 3 بعدازظهر بود و صرامی در حال ناهار خوردن، معلوم بود که سرش شلوغ بوده است و مشغول رتق و فتق کردن امورات شهرستان. قرار ما ساعت 3 بود اما تا صرامی ناهارش را به قول ما خمینی شهری ها هول هولکی بخورد و نماز بخواند، اندکی طول کشید. صرامی رو به قبله ایستاد تا نماز اقامه کند قبل از آن که رو به فرصت بنشیند و مصاحبه کند! قبل از مصاحبه، چند موقعیت فراهم شد تا صرامی، دلخوری هایش را از "فرصت" با یکی دو کنایه به رخ مان بکشد. دلخوری هایی که اگر چه مسبوق به ماههای گذشته بود اما خبر شماره 91 در نقد سفر وزیر آموزش و پرورش، به اوجش رسانده بود. ما نمی دانستیم که صبح همان روز مصاحبه، صرامی در جلسه ای در آموزش و پرورش، در انتقاد از آن گزارش، حسابی از خجالت فرصت و شهرداری و شورای شهر درآمده است و چون نمی دانستیم، از نگاه منفی اش به فرصت در مصاحبه که از بای بسم الله تا تای تمت عین شمشیر داموکلس بالای سرمان آویزان بود در تعجب بودیم. بنای مان نبود در این گفتگو، وارد چالش با نماینده شویم اما آنگونه که می خواستیم نشد و موضع نماینده، ما را وادار به یک گفتگوی صریح و پرچالش کرد. و نتیجه آن شد که می بینید، حاشیه بر متن غلبه پیدا کرده است حال آنکه قصد ما از مصاحبه، کنکاش پیرامون مشکلات شهرستان و اقدامات صرامی برای حل آنها بود. این به حاشیه رفتن متن، و به متن آمدن حاشیه، دچار تردیدمان کرد که اساساً مصاحبه را منتشر کنیم یا نه! تا به این نتیجه رسیدیم که این مصاحبه اگر چه آنگونه که باید می شد نشد، اما می تواند تمرینی باشد برای مسئولان که بدانند مسئولند و کوچکترین رفتار و موضع و گفتارشان در مقام مسئولیت، زیر ذره بین مردم است. در این گفتگو اولین سئوال مان را با یک مقدمه پردازی آغاز کردیم و صرامی به سبک خاص خود پاسخ گویی را آغاز کرد. این گفتگوی 5/2 ساعته چهره به چهره و بی پرده را – که ناگزیر اینقدر صریح و بی پرده شد – بخوانید. قضاوت با شما.

- خردادماه بود که مصاحبه ای با شما داشتیم و به عنوان یک مسؤول یا کسی که در آستانه مسؤولیت قرار داشت وعده هایی دادید در مورد مسائل خمینی شهر از جمله پیگیری حقوق مردم، دفاع از نقد و مطبوعات در شهرستان، دفاع از مسئولین کارآمد، تغییر مسئولینی که به تشخیص شما کارآمد نیستند و پرهیز از حاشیه و پرداختن به اصل و وظایف نمایندگی و ... حالا حدود 9 ماه می گذرد و می توان مروری کرد بر وعده های شما؛ آنچه محقق شد، آنچه نشد یا نتوانستید و آنچه در دست اقدام است. و این مطالبه گری از جنابعالی به عنوان مسؤول، ناظر بر فرمایش مقام معظم رهبری است که فرموده اند رسانه ها باید مطالبه گر و عدالت خواه و خواهان پاسخ از مسؤولین باشند. تا به امروز سعی مان بر این بوده است که نقد ما رویکرد سیاسی یا انتخاباتی نداشته باشد و با حسن نیت انجام پذیرد، حال با توجه به نقدی که داشتید، برای ورود به بحث از هر جا که صلاح می دانید شروع کنید.
با عرض سلام و تشکر از حضور شما و مجموعه پرتلاشتان. یاد و خاطره امام و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را گرامی می دارم و آرزوی طول عمر و سلامتی برای مقام معظم رهبری، امام خامنه ای دارم. حیف وقت ماست که در این وانفسا به نقد شرایط موجود فرصت بپردازم هر چند قابل تامل و بحث و بررسی زیاد است. باید به مردمان پرتلاش و فرهنگ دوست و ولایی خمینی شهر درود فرستاد؛ مردمان بلند مرتبه ای که صبح به نیت کسب و کار حلال از خواب بیدار می شوند، با صداقت و متانت و آرامش کار را شروع می کنند و اطمینان خاطر دارند از بابت این که مسؤولین شهر با محوریت تفکرات ولایی مشغول به خدمات رسانی و ادای وظیفه هستند.
هر آن چه که در شهرستان می بینیم زیبایی و پاکی است. مردم ما مردمان خوبی هستند چون با کمترین شرایط می سازند. این سازگاریشان با کمترین شرایط دلیل بر این نیست که خواسته هاشان ضعیف است و خواسته بحقی از ماها ندارند. به ما فرصت می دهند البته "فرصت" شما را نه، فرصت زمانی برای این که ببینند خروجی وقتی که به ما دادند، چیست؟
بهترین تقدیمی که ما می توانیم به مردم خمینی شهر داشته باشیم تقدیم مدیریت زمان است. حدودا یک سالش گذشت و مائیم و عملکرد یک سال گذشته. یا با شرمندگی باید با مردم صحبت کنیم یا با افتخار، یا باید بگوییم عذرخواهی می کنیم زمان گذشت و در 3 سال آینده جبران می کنیم یا بگوییم که یک سال گذشت و مطمئن باشید سال بعد قوی تر و پر رونق تر هستیم.
تمام تعهداتی که به مردم دادم برای پیگیری مطالباتشان را با تعویض شرایط نمایندگی در شهرستان از هر حیث، دارم پیگیری می کنم و ارائه گزارش هایی داشتم در مساجد اقصی نقاط شهر و همچنان هم ادامه می دهم و آن چیزی که مردم باید متوجه بشوند را به صریح ترین شرایط و واضح ترین الفاظ گفتم و خواهم گفت. من تمام وقت و انرژی خودم را گذاشتم تا موتور محرکه شهر را روشن کنم. بنده معتقدم که خوانندگان شما حتما خوانندگان عالمی هستند، متفکرند و متوجه اند که من چه می گویم. موتور شهر در زمینه های پراثر اجرایی خاموش بود و تحویل بنده شد و آمدم برای روشن کردن موتور محرکه شهر. و چه کسی می تواند موتور را روشن کند؟ کسی که عضو هیچ گروه سیاسی در شهر، استان و کشور و مجلس نیست. فضا فضای کار و خدمت و نگاه به ارتقای سطح کمی و کیفی حرکت ها در شهر است. بخش زیادش انجام شده، تعامل بین سیستم های پراثر شهر که بخشی اش را پایه گذارش خودم بودم باعث شد که این تفکر کار جلوه نما بشود. هیچ گروه سیاسی همنشینی با من نکرده است و نخواهیم کرد.

 

- منظورتان از گروه سیاسی چیست؟
همه اش را برایتان می گویم. تفکر، تفکر کار است. تفکر، تفکر والای اقتصادی است. آقای ما، رهبر انقلاب اسلامی، چند سال است که شعار اقتصادی می دهد. ما بحثمان این است که باید سمت و سوی نشست های ما سمت و سوی حرکت و کار و اقتصاد باشد. اقتصاد در پول تنها نیست. همان طور که خدمتتان عرض کردم اقتصاد یعنی مدیریت زمان، اقتصاد یعنی مدیریت فرهنگی کلان داشتن، اقتصاد یعنی سطح آگاهی داشتن. اگر فرد سطح آگاهی اش بالا باشد مطمئنا اقتصادی فکر می کند. کسی که سیاسی فکر می کند و خودش هم نمی داند چه فکر می کند، این اقتصاد سیاسی ندارد پس اگر ما اقتصادی فکر کنیم، می توانیم شهرمان را آبادتر از همینی که هست داشته باشیم.

 

- جزئی تر مثال بزنید.
6 سال مسکن و شهرسازی ما تحقیق کنند دست چه کسی بوده؟

 

- دست چه کسی بوده؟
یک آدم دیپلمه با مشخصات کهنسالی. خیلی ها به من می گویند شما گفتی بومی سازی؟! مرور می کنیم سی دی های من را، شعارهای تبلیغاتی من را تو مساجد. ما گفتیم روشن کردن موتور محرکه شهر، ترجیحا بومی. نیروهای متخصص سر جای خودشان باشند، نیروهای کارا سر جای خودشان باشند، نیروهایی که می توانند، شاید طرف یک رشته تخصصی را نداشته باشد ولی توانا باشد. ما نیامده ایم معجزه کنیم ما آمده ایم سطح کار را در شهر دو سه پرده بالاتر ببریم.
یک نمونه اش. ما نمی خواهیم به شان کسی توهین بکنیم. کسی که در یک اداره اقتصادی ما کار می کند این شخص باید دونده خوبی باشد، باید نگاهش به سیستم های اقتصادی، دولتی و صنعتی شهر ما نگاه عمل گرا باشد، نگاه جلسه ای و نامه نگاری نگاهی نیست که بشود شهر 350000 نفری با تمام افتخاراتش را کنترل کرد! این است که مطمئنا آثار مدیریت جوان و مدیریت پر تحرک شهرستان در آینده اثرات خودش را روی زندگی مردم نشان می دهد.

 

- شما تعبیرتان این است که موتور محرکه شهر خاموش بوده و شما روشن اش کرده اید؟
نه! تعبیر من این است که در تلاشیم روشن کنیم!

 

- پس یکی از ابعادش تقویت مدیریت شهرستان است. حالا تو همین حوزه من چند تا سئوال برایم پیش می آید. یکی این که شما در تبلیغات انتخاباتی تان...
شما که سانسور نمی کنید؟ من یادم رفت شرط بگذارم و مصاحبه بکنم.

 

- نه ضبط می کنیم دیگر! یکی از پایه های تبلیغات تان که خیلی تاکید داشتید بر تغییر فرماندار شهرستان، گفتید که فرماندار فعلی کارآمد نیست و تغییر فرماندار، خودش باعث می شد که موتور محرکه راه بیافتد و در واقع اتفاقات خیلی خوبی بیافتد. مصاحبه خردادماه تان هم گفتید که قطعا من پیگیر هستم و نظر قطعی ام تغییر فرماندار است و به هیچ وقت کوتاه نمی آیم و فرماندار، نیروی قوی ای نیست ولی اتفاقی نیفتاد. البته نه اینکه مطالبه ما به عنوان فرصت تغییر فرماندار باشد، نه! اصلا ما در این جایگاه نیستیم که بخواهیم راجع به این که چه مسؤولی باشد یا نباشد قضاوت کنیم چون ما یک رسانه ایم! صرفا می خواهم یادآوری کنم وعده هایی را که دادید.
چون یک بحث و شائبه ای مطرح بود که بعد از واکنش و موضع آقای اسماعیلی نسبت به اصرار شما برای تغییر فرماندار، یک توافقی صورت گرفت که فرماندار بماند ولی 2 تا معاون اصلی اش را شما تعیین بکنید که در عمل هم اینگونه شد. به تخصص مدیران هم اشاره کردید. اینکه می گوئید یک مسؤول باید بدود در واقع این تعهد یک مسؤول را نشان می دهد اما بجز دویدن، تخصص هم لابد نیاز است. نمی خواهم ضعیف کشی شود ولی چون فرمانداران قبلی هم بر ضعف ارشاد تاکید داشتند می گویم، می بینیم که آن جا اتفاقی نمی افتد ولی مثلا در بعضی از حوزه ها خیلی سریع عمل می شود. غالبا مدیرانی که منصوب شدند حالا 3 نفرشان که من سراغ دارم آموزش و پرورشی هستند؛ آقای عموشاهی که بخشدار شدند و آقای نادری کارشناس مسئول امتحانات آموزش و پرورش که ریاست اداره صنعت و معدن و تجارت سهم شان شد. خوب ایشان چه توانایی ویژه یا تخصص مرتبط با اداره مهمی مثل اداره صنعت و معدن و تجارت دارد؟چرا حتما باید از اداره آموزش و پرورش بعضی از این مسؤولیت ها بیایند؟
خدمت شما عرض کنم که بنده قد و قواره فرصت را در این حد نمی دانم که قضاوت کند و قضاوت در رابطه با قدرت و قوت عملکرد در رابطه با جریانات خدمات رسان به شهر یک کار عالمانه است، کار فرصت نیست. اما در رابطه تغییرات در شهر خدمت شما عرض کنم که مسئولان کلان کشور اکثرا معلم اند و از کسوت معلمی به این جاها می رسند. رییس جمهور کشورتان معلم است. رییس جمهور رجایی که واقعا زبان زد عام و خاص است معلمه.

 

- یعنی معلم بودن شرط لازم مدیریت است؟!
نخیر! می خواهم بگویم که معلمان در یک فضای دانشگاهی و در یک فضای کاری تربیت می شوند، رشد می کنند که آن فضاها در آینده گرایش های متفاوتی را در زندگی دوستانی که اهل فرهنگ و علم و رابطه هستند مشخص می کند و در گزینش ها که در شهر اتفاق افتاده همه اش مشورتی بوده.

 

- یعنی با شما مشورت شده؟!
نخیر! یا ما مشورت گرفتیم یا مشورت شده، متقابل است. من تعامل و همدلی را برای مردم تعریف کردم و خروجی اش را هم مردم خودشان متوجه اند که چه می شود! اثرگذاران شورای شهر اصفهان معلم اند. پس معلمی می تواند یک پارامتر گزینشی خوبی باشد برای سمت ها و بهترین پارامتر گزینشی معلم برای سمت ها وقت گذاری و وجدان کاری است.

- اگر معلم مدنظر شما تخصص نداشته باشد؟
شک و شبهه هایی که فرصت ایجاد می کند برای مردم که چی هست، آن زمانی که نیروهای ماقبل خدمات رسان بودند و رفت و آمدشان تحت کنترل نبود خروجی کارشان خروجی نبود که ما در شهر نیاز داشتیم، نگاه های منتقد خواب بودند. فرصت خیلی که دوست داشت حرف بزند و ابراز وجود کند و ابراز عقیده بکند، شهر سرپرست ها را رقم می زند، که چی؟ برای چی؟ به چه هدفی می خواهد برسد؟ چه اهمیتی داره؟ چی کار می خواهد بکند با این تیتر که می زند؟

 

- تیتر شهر سرپرست ها که مربوط به دوره نمایندگی شما نبوده!
ما تو این شهر زندگی کردیم پس همه دوران، دوران ماست. ما چون شهروند این شهریم تا بمیریم دوران ماست.

 

- با این تعبیر دوران ما هم هست!
دوران شما هم هست ولی الان بناست که من صحبت کنم. خدمت شما عرض کنم که...

 

- البته بناست شما پاسخ گو باشید. این کلی گویی های شما مال قبل از مسؤولیت است و به درد انتخابات می خورد!
الان من خدمت شما عرض می کنم. تببین کردم آمدم جلو معلمی را برایتان گفتم و آن کسی که دلش به حال مردم می سوزد مردم پر رونق به او رای دادند و نگاه ویژه داشتند در این شهر که می تواند یک بخشی از مشکلات را در این شهر حل کند بنده ام. چون مردم بنده را شناختند که بعد از آیت ا... احمدی (رحمت ا... علیه) بیشترین رای را به من دادند.

 

- یعنی ما حق سئوال از شما را نداریم؟
چرا! اصلا بحث، بحث این نیست! گرایش را عوض نکنید.

 

- چون گفتید که فرصت در این قد و قواره این نیست که بخواهد نقد کند!
نه! قضاوت کند

 

- نقد هم یک جور قضاوت است.
نه!

- چرا!
نه، اجازه بدهید تا من حرف را ببندم. خدمت شما عرض کنم.

 

- اینکه می پرم وسط حرفتان چون به ما گفتند یک ساعت وقت دارید و ما هم سئوال خیلی داریم...
من می مانم. خدمت شما عرض کنم که مردم اطمینان دارند که به من رای دادند و بنده هم به مردم اطمینان می دهم که گزینه هایی که در شهر وارد می شوند و در سمتها قرار می گیرند تحول زا هستند.

 

- اطمینان شما کافی نیست! شما هم به عنوان یک مسؤول باید دلیلی برای کارتان داشته باشید.
اطمینان من کافی است برای مردم. مردم یک دلیل داشتند برای حضور در انتخابات: پرکاری من، تفکر من، نیروزایی من، و من دنبال یک سری از اهداف هستم در ادارات و آن اهداف را دنبال می کنم.

 

- آن اهداف را توضیح دهید.
اگر فرصت بدهید، توضیح می دهم. باید در ادارات طبق آن چارت که در ادارات هست یک مسؤول وقت بگذارد. و همین الان خیلی راحت با جرات و با تواضع خدمت مردم خوب شهرستان خمینی شهر اعلام کنم مسؤولین که آمدند و در ریل خدمت قرار گرفتند پرانرژی، پرتحرک، با مشورت، با مطالعه خدمات خودشان را شروع کردند و ادامه می دهند و آثارش را خواهند دید. مدیریت فرسوده در شهر ما آثارش همینی است که الان می بینید. همین الان که یک تعویضاتی دارد در شهر انجام می شود یهو می بینی که 50 تا آدم، دور آدم را می گیرند می گویند این اتفاق نیفتد! بعد آدم بررسی می کند می بیند که یک مطامعی وسط کار ریخته است. مطامع سیاسی اقتصادی مطامع رانتی. چون من خودم تنها نیستم گروه بسیار قوی دورم چیده شده متخصصین متفکرین افراد جوان کسانی که بناست به من فکر بدهند، را تو شهر ما توی اداره ای که شأنش دپوی پرونده هاست و ناموس زندگی مردم در آن اداره است الان وقتی که می روی هیچ سازمان و نظمی دیده نمی شود؟
به خاطر اینکه که یک کسی نیامده مثل صرامی تو شورای اداری بگوید که مسؤولین شهرستان ما! اینجا خمینی شهر است! کمترین کاری که می توانید بکنید این است که دکوراسیون اداری تان را دکوراسیون شهری کنید. کسی تا حالا نگفته اگر گفته بود که تغییر می دادند.
در مورد رئیس اداره صنعت و معدن و تجارت، اولا که ایشان آدم اقتصادی است و سابقه اقتصادی اش مشخص است. یک زمانی هم من برای یک اداره ای آن زمانی که نماینده نبودم معرفی شان کردم. مگر چه کار می خواهد بکند؟ گلش گل مدیریت باید باشد، فضایش فضای مدیریت باید باشد، نگاهش نگاه مدیریت باید باشد، قوانین هم با یک ماه مطالعه می تواند برسد. مگر من نماینده بودم رفتم در مجلس نماینده شدم؟ بالاتر از نمایندگی مگر در شهر هست؟ بنده عضو کمیسیون اقتصادی ام و الان جزو 4-3 نفر اول کمیسیون اقتصادی مجلسم. مگر نمی تواند فرهنگی بودن با اقتصادی بودن جمع بشود؟ بنده یک هنرمند هم هستم! موسیقی بلدم پس یک معلم می تواند مجموعه شرایط را داشته باشد.

 

- ولی باید معلم باشد!
نخیر! من اگر نیروهای دور و برم گزینه هاشان یکی باشد، برای مشورت که کی مدیر بشود وجه تمایزشان معلمی باشد معلم می گذارم چون معتقدم معلمین بهتر از بقیه اند.

 

- در مورد فرماندار چی؟ چرا نظرتان عوض شد؟
شما تغییر را از دید خودتان تفسیر می کنید. بنده تغییر را از دید خودم تفسیر می کنیم.

 

- آقای صرامی! طفره نروید. من تفسیر نمی کنم. ببینید متن مصاحبه تان با فرصت این جاست. می خواهید برایتان بخوانم؟
بخوانید.

 

- چون این که چاپ شده است خودتان گفتید و ضبط هم شده. گفته اید: "بنده مصر به تغییر فرماندار هستم و پیگیری هم می کنم.." و از شما پرسیدیم: " اگر فرماندار تغییر نکرد علی رغم تلاش شما، شما چه کار می کنید؟" و پاسخ دادید: "مگر می شود؟ در قاموس تفکرات صرامی کار نشد ندارد." پس منظور شما از تغییر فرماندار تعویض او بود!
تفسیر شما از تغییر برداشتن است دیگر! درسته؟ یعنی محو شدن! یکی برود یکی بیاید. تفسیر تغییر این نیست! ما هیچ جایی تو هیچ جلسه انتخاباتی به گزینه گویی نپرداختیم. مردم شاهدند که می گفتیم نسل فرمانداران در شهر ما ضعیف بوده اند. یادتان است؟ یک کسی باید در یک مرکزی قرار بگیرد و تغییر را ایجاد کند وقتی که ما می آییم خانه مان را تغییر می دهیم یک گزینه هم این است که بفروشیم جایش را تغییر بدهیم یک گزینه هم هست که یک اصلاحات درونی انجام بدهیم. ما با فرماندار نشستیم به تفاهم رسیدیم. گفتیم آقا ما این جوری کار می کنیم. ما اگر صبح ساعت 6 استارت زدیم تا ساعت 12 شب هستید؟ ناراحت نمی شوید زنگ بزنیم؟ ناراحت نمی شوید جلسه بگذاریم؟ آقای فرماندار! در شهرمان خیلی کار هست! نه شما می خواهید به من دستور بدهید نه من به شما دستور می دهم. از هم می خواهیم. یک سری کارها هست من در شهر از نگاه مردم از شما می خواهم اگر بهت زنگ زدم ناراحت می شوی؟ بعضی موقع ها بعضی از فرماندارها هستند که یک نماینده که بهشان زنگ بزنه می گویند نماینده نمی تواند به من زنگ بزند. بنده نشستم صحبت هایم را کرده ام تا حدود زیادی در مسیر حرکت خودم تعاملاتی را ایجاد کردم تعاملاتی در جهت رسیدن به افکار مردم. من می خواهم در فرمانداری یک جلسه ای انجام بشود که یک آدم هایی بنشینند پشت این میز، سیاسی نباشند، کاری باشند و پیگیری کار مردم را بکنند. مردم هم همین ها را از من می خواهند و بنده از تمام ظرفیت های استانی استفاده کردم برای این کار. با استاندار صحبت کردم، با معاونین استاندار صحبت کردم، با شخص فرماندار صحبت کردم. رسیدند به جایی که ما نقاط مشترکمان را می توانیم تعریف کنیم. یعنی الان فرماندار شهر در جهت افکار ما و ما در جهت افکار فرماندار داریم یک سری کارهایی را می کنیم، یک سری جلساتی را ترتیب می دهیم و دنبال یک سری خروجی هایی هستیم که مردم می خواهند.

 

- من آقای صرامی استدلال شما را درک نمی کنم. شما در تبلیغات انتخاباتی تان گفتید که این فرماندار باید برود.
به فرصت استناد کردید بس تان است دیگر. در تبلیغات انتخاباتی ما شما نبودی! شما جزو گروه فرصت بودی که می خواستید نماینده تعیین کنید! شما تبلیغات را نبودید یک مجلسی بوده اید زیاد هم بهش استناد نکنید. آن کسانی که دارند این فرصت را می خوانند...

 

- من جمله خودتان را می خوانم.
نخیر! من استنادات انتخاباتی شما را قبول ندارم چون شما غرض دارید در حرف زدن.

 

- اینها جمله خودتان است!
شما استناد کردید به فرصت بس تان است دیگر. ادامه دهید.

 

- یعنی شما حرف هایی که در فرصت چاپ شده را قبول ندارید؟
نه! حرف هایی که در فرصت تیتر کردید را توضیح دادم دیگر بیشتر از این دنبالش نگردید.

 

- یعنی این مصاحبه هم که در حال انجام است بعد از چاپ رد می کنید؟ شما حرف خودتان را رد می کنید؟
حرف چه کسی را رد می کنیم؟

- می گوئید به فرصت استناد نکن. به فرصت استناد نمی کنم به حرف های شما...
شما به فرصت استناد کردید و حرف هایی که من زدم. توضیحش هم دادم. نگاه من به تغییر یک نگاه حذفی است برای بعضی ها و یک نگاه تحول است برای بعضی ها. شما فرزند دارید حتماً! فرزند را که می خواهید تغییر بدهید چه کار می کنید؟ می اندازیدش در کوچه یک بچه دیگر می آورید؟

 

- پس برای بعضی ها این طور عمل می کنید!
آن تشخیص بنده و فرماندار است که بنشینیم با هم کنار بیاییم که در این اداره این فرد توانسته است به اهداف شهر برسد یا نه. درست شد؟ مردم چه می خواهند از مسؤولین؟ هان؟ می خواهند که در کنار هم بنشینند، با هم ضدیت نداشته باشند، با هم کشمکش نداشته باشند، خدمت کنند، تو خیلی از دوره ها ما در شهر می دیدیم فرماندار با نماینده قهر است. نماینده با فرماندار قهر است آن یکی با آن یکی قهر است ما اصلا تفکر قهر را در شهر در این یک سال محو کردیم.

 

- این طور نیست آقای صرامی! شما با شهرداری اختلافات زیادی دارید که مشکل درست می کند...
به هیچ وجه! بنده بیشترین تعاملاتم با شهرداری است. اختلاف نظر هست اما بیشترین نشستم با شهرداران است. فرصت توانایی تشخیص ندارد چون از یک نگاهی تغذیه می شود که آن نگاه، نگاه انحصار است، نگاه جهت دار است...

 

- من جوابم را گرفتم!
خود آقای شهردار شاهد است. خود مردم می توانند بروند از او بپرسند که با ما مشکلی دارد یا ندارد. بنده اگر انتقادی داشته باشم به وضوح زنگ می زنم آقای شرفا این بحث است، ایشان یک توضیحی می دهند و از من هم بدش نمی آید چون می داند من صریح الهجه ام و بعد دوباره فردا به هم زنگ می زنیم که بیا وزارت کشور می خواهیم این کار را بکنیم.

- آقای صرامی شما صریح الهجه هستید برای دیگران ولی از صریح الهجه بودن من ناراحت شدید...
نخیر! پس امام جمعه را گفتی چون وجود مربوط به نهاد مقام عظمای ولایت است، آقای رحیمی آدم معنوی ای است، آدم عالمی است، اهل علم است، نویسنده است. بنده تا این لحظه هم ماهی حداقل یک مرتبه پیش ایشان رفته ام گزارش دهی کرده ام و رفت وآمدم به دفتر ایشان قطع نشده و هیچ جایی هیچ شائبه ای ما برای هم نداریم. شاید حضرت آقا در بعضی از شرایط مثلا نسبت به بنده نقد داشته باشد، ولی نماز جمعه اش را مثل قبل می روم، نشست هایم را با ایشان داشتم و مردم باز می توانند از خود امام جمعه سئوال کنند. این فضاسازی ها و موج اندازی ها سزاوار مردم و نگاه های منتظر مردم نیست.

 

- بحث اختلاف افکنی نیست. من قول ها و وعده های شما را مرور می کنم. شما خودتان این جوری جواب می دهید و مرا مجبور می کنید. شما می گوئید که با مسؤولین وحدت دارید؟ خیلی خوب!
شما دارید نقض می کنید. یک نه تاکیدی می گوئید. می گوئید شما با شهردار اختلاف دارید، شما با امام جمعه اختلاف دارید. بنده الان به مردم خوب اعلام می کنم که بنده متعهد می شوم و بودم و هستم که مطمئنا با هر گروه شورا و هر شهرداری که در شهر باشد و هر امام جمعه ای که در شهرستان باشد بیشترین همکاری را خواهم داشت و تنها نماینده ای هستم که با تواضع بارها به شهردار شهر اعلام کردم که من سرباز شهرداری ام. بگویید به ما چه کار کنیم که مردم از قبل کار ما لذت ببرند.

 

- ناراحت نمی شوید دو تا مثال بزنم؟
اگر می خواهید از علم خودتان استفاده کنید نه!

 

- علم نیست خبر است! ما که در مقابل شما علمی نداریم!
نه خیر شما علم دارید برای خودتان دارید.

- همه علوم خدمت شماست. من نمی دانم چرا این طور موضع می گیرید. در مصاحبه خرداد ماه تان از ما خواستید که مطالبه کنیم و الان بعد از 7 ماه می گویید فرصت در حدی نیست که از من چیزی بپرسد یا مطالبه کند.
مردم وقتی که این مصاحبه را می خوانند هیچ جا نمی بینند که من به شما بگویم مطالبه نکنید.

 

- سئوالاتی که من می پرسم مطالبه است.
نخیر مطالبه نیست.

 

- پس چیست؟!
شما وقتی می گویید که بنده با شهردار اختلاف دارم یک نه تاکیدی هم می گذارید می خواهید جو درست کنید.

 

- نه نمی خواهم. این سئوال ها ناظر بر این است که ما معتقدیم تلاشگری و تحرکتان برای حل مشکلات شهرستان قابل تقدیر است.
دوباره قضاوت فرصت را گفتید. شما بگذارید تا مردم در رابطه با بنده هم که کوچکتر از همه ام تحقیق کنند و مردم بفهمند. شما تو روزنامه تان فکر می خواهید بدهید.

 

- ای بابا! آقای صرامی فرصت حق قضاوت دارد ما نمی گوییم قضاوت مردم، من دارم می گویم از نظر فرصت. شما حتی حق حیات هم برای فرصت قائل نیستید!
چرا همچنان من می گویم فرصت فرصتی است برای مردم.

- نه! من فکر می کنم دوران شعار برای شما گذشته است.
فرصت پول جیب مردم است.

 

- وقت شما هم وقت مردم است. ما در فرصت معتقدیم که شما عملکردتان در یک حوزه هایی قابل دفاع است ولی در بعضی حوزه ها دچار افراط و تفریط شده اید. مثلا در بحث تغییر مدیران دستگاه ها؛ یک نماینده شأن اش قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون است و در مرحله بعد هم پیگیری مطالبات شهرستان. این نظر حقیر ماست و "ما"ی حقیر - نگویید دوباره فرصت قضاوت کرد -. اما اگر تبدیل به یک موضع افراطی بشود و نماینده فکر کند که رییس شهر است یا هر اتفاقی در آن شهر باید با اجازه او باشد، این راه اشتباهی است که بعضا در دولت و در کشور رفتند و شما هم الان دارید می روید. همین برخوردی که شما الان ممکن است با بعضی از مسؤولین بکنید را آقای ابطحی در مقام نمایندگی با شما کرد. از ایشان هم که می پرسیدیم ممکن بود همین توجیهات را بیاورد.
آقای ابطحی این جا نیست که از خودش دفاع کند اسم نیارید.

 

- عیب ندارد. اینجا مقام نقد مسئول در موضع مسئولیت است. آن زمان ما با ایشان مصاحبه کردیم. اعتقاد داشت که شما مدیر کارآمدی نیستید. همان طور که شما الان اعتقاد دارید. ولی نه ایشان نه شما برای ناکارآمد بودن یک مدیر، دلایلتان را نمی آورید.
شما مثل این که آلزایمر زودرس هم داریدها.

 

- دست شما درد نکند.
فرمودید که مصداق بگو من که مصداق مسکن و شهرسازی را گفتم. بدترین مشکل شهرستانی که شما دارید در آن نفس می کشید بچه آینده 20 سالش می شود زمین می خواهدها! مسکن و شهرسازی شهرستان است یعنی مخ شهر ما. الان بنده به عنوان یک مسؤول تصمیم گیر که در شهر بررسی می کنم و رک موضع می گیرم و رک وارد میدان می شوم دارم به مردم شریف خمینی شهر اعلام می کنم 6 سال سرپرستی مسکن و شهرسازی مان که زمین ها به یغما رفت، ثبت تصرفات شد، نرفتند تا در دادگاه ها ما محکوم شدیم و الان یک متر زمین نداریم و دانشگاه صنعتی پیشروی خودش را از شرق و شمال و جنوب و همه کرد به خاطر مسکن و شهرسازی است. درست است؟

 

- راجع به این تعبیرات شما هم سئوال دارم که الان به ما گفتید آلزایمر زودرس داریم. تمثال مبارک رهبر انقلاب را مرتب پشت سرتان می گذارید و بنرش را سر چهارراه ها می زنید و امام تعبیرشان می کنید، می فرمایند که مسؤولین باید ادب و عفت کلام را رعایت کنند. شما بعضاً رعایت نمی کنید، فقط هم درباره ما نیست.
بله! فرصت یک فرصتی است برای مردم خمینی شهر. اگر روزنامه شخصی بودید با تامل باهاتون مصاحبه می کردم ولی چون پول بیت المال را می گیرید و جهت دار کار می کنید باید با شما این جوری صحبت کرد.

 

- پس این هم استثناء دارد! 2 تا مثال نقض برایتان می زنم درباره این که می گوئید من با همه تعامل دارم. ما نماینده قبلی را هم در ماجرای شخص شما نقد کردیم که نماینده نباید وقتش را بگذارد برای عزل این و عزل آن و شانش بالاتر از این است. درباره شما هم یک سرمقاله چند شماره پیش نوشتیم راجع به این که حضرت عالی رفتید در شهرداری و به کارشناس آن حوزه گفته اید مگر من نگفتم دیگر این جا نباش؟ و با او برخورد داشتید. این می شود دخالت در کار اجرایی! کجا گفته اند نماینده چنین وظیفه و حقی دارد که بر شهر ریاست کند؟!
وقتی من می گویم فرصت اطلاعاتش ضعیف است برای همین است! واقعاً ضعیفید! قبول کنید و عیب تان را برطرف کنید.

 

- اگر این طور نبوده بگوئید نبوده!
الان شما دارید عامدانه به مردم جهت می دهید. شما تیترتان را کردید. تفکیک قوا هم صحبت کردید. وقتی می نویسید که من باید با شهرداری تعامل داشته باشم و دنبال کارهای شهرداری و مردم را بگیرم این جا تفکیک قوا نیست. تفکیک قوا را این جا تفسیر نمی کنید ولی وقتی که می رسید به یک حرفی که خبری است و هیچ اطلاعی ندارید تفکیک هست. ما سه نفر بودیم آن جا و خبر به شما می رسد می گویید رفتید به شخص گفتید نباش و همین را تیترش می کنید در روزنامه تان.

- نبود این جور؟
شما دارید تیتر می زنید و خبررسانی می کنید که هر کسی بخواند افسردگی می گیرد. آن روز که این را تیتر کردید باید ازم سوال می کردید. یک سوال تلفنی می کردید. بنده با صراحت لهجه توضیح می دادم چه اتفاقی افتاده.

 

- حالا بگوئید.
الان با وجودی که شما جوسازی تان را کردید دیر شده.

 

- به هر حال خبر ما موثق بود. پارسال در محل برگزاری نماز جمعه یک جلسه ای با عنوان اصولگراها یا هر چی برگزار شد. بعد شما ظاهرا گلایه خیلی شدیدی به امام جمعه کرده بودید که چرا به آقای ابطحی اجازه جلسه دادند. یا هر جا این جریان بنر تبلیغی می زند شما یک بنر کنارش می زنید. شما تشریف آوردید دفتر ما عرض کردم که این که شما وقتتان را صرف این بکنید یا تصورتان این باشد که همه در شهر با شما هماهنگ باشند که فلان جا را اختصاص بدهند یا ندهند و فلان موضوع را بگویند یا نگویند درست نیست. اینها می شود انحصارطلبی!
بگذارید یک توضیح کاملی بدهیم خدمت خوانندگان محترم تان که به قضاوت واقعی بنشینند. این که مردم از بنده می خواهند تعامل داشته باشم دارم اما از این طرف هم که بخواهید سکوت کنم در خیلی از چیزها نمی کنم. امام جمعه محترم شهرستان پذیرفت که جایگاه نماز جمعه جایگاه حرکت های سیاسی نیست؛ جایی که بناست صرامی نماز بخواند، اصلاح طلب نماز بخواند، اصولگرا نماز بخواند، بی تفاوت نماز بخواند. من این را به آقا گفتم و ایشان هم قبول کردند.

 

- خدا را شکر. پیگیری شما برای مطالبات شهرستان مثبت است ولی افراط کردن در این زمینه مخصوصا در نحوه کلام آسیب زاست و شما بعضا در بیان تان تند می روید. همین طوری که الان دارید با ما تند می روید. ما را می گویید که دچار آلزایمر زودرس هستیم و وقتی که می گویم که رهبر انقلاب فرموده اند توهین نشود می گویید که در مورد فرصت اشکالی ندارد حالا کی تشخیص می دهد توهین کلامی یک جا اشکال ندارد؟ آقای صرامی! چرا؟ چون آقای صرامی نماینده است و مردم به او رأی داده اند پس تشخیص او ملاک کل عالم است!
به کی توهین کلامی شده؟

 

- آلزایمر یادتان رفت؟
آلزایمر یعنی فراموشی بیش از حد. آلزایمر مگر تهمت است؟ مگر توهین است؟ یک کسی که زود فراموش می کند را می گویند. اصلا من فکر می کنم توهین به آلزایمری هاست که من دارم به شما می گویم آلزایمری چون کسانی که آلزایمر دارند مغرضانه فراموش نمی کنند ولی شما هر وقت بخواهید فراموش می کنید.

 

- از همین سنخ ادبیات و کلام شما مثالی می زنم. در جلسه کارگروه فرهنگی اخیر که آقای اسماعیلی معاون استاندار و دیگر مسئولان استانی و شهرستانی حضور داشتند رییس اداره تبلیغات اسلامی یک صحبت هایی کرده بود که البته برخی جاهایش درست نبود اما شما تعبیرات خیلی تند و غیرقابل باوری راجع به این روحانی کرده بودید آن هم در جمع! این رفتارها برای چیست؟ خبر این حرکات شما در جلسات مسئولین در اصفهان هم پیچیده بود. شما تریبون مردم خمینی شهر هستید حق ندارید هر طور صلاح می دانید حرف بزنید و از جاده ادب خارج شوید.
بنده نماینده شهرستان خمینی شهرم، نشسته ام در کارگروه فرهنگی شهرستان، بناست یک عده ای متفکر بنشینند و برای شهرستان خمینی شهر برنامه ریزی کنند. کار فرهنگی بکنند. یک روزی با "موش موشک آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخ ات نزند" این شهر را اداره کردند. تو 3 سال آینده هر کسی که پشت هر میزی کوچک ترین کلام که توهین بشود به آداب و سنن و رفتار و استعدادهای شهر ما کند بنده جلویش می ایستم و با او برخورد می کنم در هر لباسی که باشد. در آن جلسه من توهین نکردم گفتم: "آرام برای چی این قدر حرف می زنید؟ مشکل تویی که 9 صبح می آیی 11 صبح می روی. رییس شهر ما 6 صبح باید بیاید تا آن جایی که توان دارد وقت دارد کار کند". هیچ کس حق توهین به ساحت مقدس مردم را ندارد. تازه در آن شرایطی که بنده نشسته بودم با تمسخر هم می گفتند.

 

بازتاب منفی دارد این رفتار.
مردم عزیز! مردم شهیدپرور و فرهنگی آن کسانی که این دوهفته نامه را می خوانید، بد است که آدم به یک مسؤول شهر بگوید مشکل تویی که 9 صبح می آیی بیرون 11 صبح می روی؟ مسؤولی که می خواهد بعضی از اسرار محرمانه را جایی بگوید این قدر باید مسؤولیت پذیر باشد که به خودش حق ندهد بعضی حرف ها را بزند. و با تمسخر می گفت به عنوان یک خمینی شهری به من برخورد.

 

ولی آقای صرامی شما نماینده همین مردم اید. بازخورد آن جلسه شما این شد که یک روز بعد آقای اسماعیلی گفت فرمانداری ویژه منتفی است، سر در سر جایش است، عوارض معوقه باید اثبات شود ....
من یک توصیه ای به فرصت بکنم. منابع تان منابع قوی ای نیست. یک مقدار سطح علم، تحقیق و اطلاع گیری فرصت را ببرید بالا! چون دوهفته نامه تان در بعضی از مناطق استان و بعضی از مناطق کوچک کشور پخش می شود و می خوانند! هر کسی که بخواند می داند که فرمانداری ویژه شرط دارد. مردم را به تحقیق دعوت می کنم. با هم دیگر تحقیق کنیم فرمانداری ویژه چه شرایطی می خواهد؟

 

شما می دانید؟
بله! گفتم همه را به تحقیق دعوت می کنم به خاطر اینکه شما جهت دادید به مردم

 

آقای اسماعیلی تصریح کرد که شرایط خمینی شهر برای فرمانداری ویژه بیشتر از نجف آباد است...
رفرنس و مرجع تحقیقی ما یکی اش می تواند آقای دکتر اسماعیلی باشد. مردم خوب شهرستان تحقیق کنید ببینید فرمانداری ویژه چند تا شرط می خواهد آن وقت شهرستان ما چند تا شرطش را دارد و اگر چند تا شرط را داشته باشد هیات دولت تصویب می کند و اگر شرایط ما با شرایط نجف آباد از لحاظ شرطی یکی بود مطمئن باشید که اگر یک روز هم زودتر می شد زودتر از نجف آباد فرمانداری ویژه می گرفتیم.

 

شرایط ما برتر از نجف آباد بود. شاید شما اطلاع ندارید.
جالب این است که خبرنگار فرصت به من می گوید شرایط فرمانداری ویژه را خبر ندارید. آقای حیدری برادر عزیز! فرمانداری ویژه که بنده نماینده مردم دنبالش هستم چند تا شرط می خواهد. یک ماکسیمم شرایطی می خواهد که آن ماکسیمم شرایط را شهر ما از لحاظ قانونی ندارد. ما با آقای دکتر اسماعیلی مذاکرات مان را کردیم، نامه هایمان را نوشتیم. دقت کردید؟ مذاکرات دولتی اش هم انجام شده و داریم متقاعد می کنیم مسؤولین بالادست را که حالا باید از نگاه دیگری از اختیارات اجرایی خودشان درکابینه استفاده کنند. با آقای احمدی نژاد صحبت شده من چی بگم به شماها که نمی آیید گزارش گیری کنید؟ با آقای استاندار صحبت شده با آقای دکتر اسماعیلی صحبت شده شما تیتر می کنید که فرمانداری ویژه رفت! مگر فرمانداری ویژه کجا بود که رفت؟ مگر کسی می تواند در برابر قانون که نماینده اش صرامی است تعلل کند و نظر شخصی بگوید؟

 

بله می توانند و تعلل کردند. ما در فرصت 5-4 تا گزارش راجع به فرمانداری ویژه و شرایط خمینی شهر و مقایسه اش با همه شهرهایی که در ایران نه استان این شرایط را نسبت به خمینی شهر کمتر یا بیشتر دارند زدیم. شما خواندید؟
ما این ماموریت را می دهیم به فرصت که تحقیق کند.

 

عرض می کنم تحقیق کردیم و منتشر کردیم. شما نخوانده اید.
از کجا می دانید من نخوانده ام؟

 

پس چرا می گویید نخیر؟
اجازه بدهید من می گویم! این ماموریت مال فرصت! بروید دنبالش هر جایی که می شود حرکت کرد و احتیاج به قدرت نمایندگی و فرماندار و امام جمعه دارد تا ما فرمانداری ویژه را باید این شرایطی که الان داریم بگیریم، می گیریم. به مردم می گویم ما مذاکرات کردیم نامه هایش را نوشتیم. سوابقش هم در دفتر ما و فرماندار موجود است خودمان را هم دچار حاشیه ها و جوسازی ها نمی کنیم اما باز هم تکرار می کنم اصلا کاری به فرصت ندارم. مردم را دعوت می کنم به این که تحقیق کنند فرمانداری ویژه چند تا شرط می خواهد و کدام شرط هایش را ما داریم؟

 

راجع به فرمانداری ویژه ما شما را ارجاع می دهیم به چند گزارش مفصل که منتشر کردیم.
و من هم به مردم اعلام می کنم که فرصت رفرنس خوبی برای مطالعه و تحقیق نیست. به مراجع قانونی مراجعه کنید.

 

ای بابا! همین الان گفتید که ما به فرصت این ماموریت را می دهیم! حرف خودتان را نقض می کنید؟
گذشته را فراموش کنید چون گذشته تان ...

 

خب آینده مان هم مثل گذشته مان است!
آینده تان می تواند بهتر باشد. امام صادق (ع) فرمودند کسی که امروزش مثل دیروزش باشد مغبون است. شما آن شروط را بخوانید. قانون شاید تغییر کرده نسبت به زمانی که شما می گویید. بنده و نماینده خوب نجف آباد آقای مهندس ابوترابی همزمان پیگیر این موضوع بودیم.

 

پس چرا از آن ها تصویب شد؟
آهان! چرا از آن ها تصویب شد؟ چون شرایطی که من مردم را به تحقیق برای آن شرایط ...

 

می شود شما بگویید این شرایط چیست؟
نخیر! نخیر!

 

چرا؟
مردم ما محقق اند. امروز درکوچه و خیابان راه می افتیم...

 

آقای صرامی می شود امتیاز نجف آباد نسبت به خمینی شهر را بگوئید؟
اجازه بدهید اجازه بدهید! همین حالا هم می توانید مسابقه بگذارید، هم می توانید مقاله نویسی راه بیندازید، هم می توانید بروید با فرماندار مصاحبه کنید، می توانید بروید از مردم سئوال کنید. این سئوالی که از من می خواهید بکنید را بروید از یکی پرسید چند تا شرط می خواهد؟ چند تایش را خمینی شهر دارد؟ ولی با این وجود ما نامه نگاری هامان را کرده ایم، داریم چکش کاری هامان را می کنیم، داریم لابی هامان را می کنیم که شاید هیات دولت بتواند یک مقدار نرمتر به قانون نگاه کند.

 

ولی آقای اسماعیلی قبل از آن جلسه چالشی گفتند که خمینی شهر شرایطش از نجف آباد بیشتر است.
من از آقای دکتر اسماعیلی پرسیدم که شما چنین مصاحبه ای را کردید و چنین چیزی را گفتید؟ گفت که اصلا منظورم نبود که ...

 

با ما فقط مصاحبه نکردند. با دیگر رسانه ها هم بود. اگر دروغ باشد همه رسانه های کشور دروغ نوشته اند...
این جوری نیست. حتما زمانش را به مردم بگویید که این خبرگزاری ها بر علیه تان اعاده حیثیت نکنند.
شما می خواهید ربطش بدهید به آن جلسه. هیچ کسی تا 3 سال آینده در جلسه ای که ما نشستیم و خبردار می شویم در سطح شهرستان حق توهین ندارد باید کسی که مسؤول شهرستان هست طبق ساعاتی که دولت موظف کرده، قانون موظف کرده وارد شهر ما بشود خدمات رسانی بکند و نسبت به خدماتی که دارد انجام می دهد و زمانی که از شهر ما می گیرد پاسخ گو باشد.

 

سئوال من از این جنبه بود که ممکن است در استان که خیلی از کارها با لابی گری و مذاکره حل می شود بعضی از این مواضع شما باعث بشود که بعضی از مسائل شهرستان را پیگیری نکنند چون شما پیگیر هستید.
همه می دانند شما هم به عنوان فرصت بدانید ارتباطات بنده با مجموعه استانداری و مجموعه اجرایی کشور ارتباط بسیار صمیمانه است با تعامل بالا برای مسائل استان و شهر، با دکتر اسماعیلی در تماسیم چون جز نگاه مثبت به شهر ما هیچ نگاهی ندارد. جز پیگیری مداوم برای خواسته ها و مطالبات شهر ما هیچ نگاهی ندارد. من احتمال می دهم که این جریان تعامل بنده با استانداری را تفکر شما بو کشیده و احتمالا بخواهید با این شیطنت هایتان بین من و دکتر اسماعیلی را خراب کنید و مطمئن باشید که ارتباط ما برای خدمت و پیگیری مطالبات خمینی شهر با استاندار محترم، دکتر اسماعیلی، آقای همدانیان، آقای دکتر زیویار و دکتر جمالی نژاد بسیار بسیار قوی است.

 

امیدوارم که این طور باشد. آقای نماینده! شما قانوناً در انتخابات شورای شهر آینده وظیفه نظارت دارید و در واقع هیات نظارت را تعیین می کنید و مسلم است که در رد و تایید صلاحیت کاندیداها نظر شما موثر است و با توجه به دیدگاه هایی که شما دارید و صریح راجع به آدم ها قضاوت می کنید همین جور که نسبت به ما قضاوت می کنید و نیت را هم می خوانید. قاعدتا شما به عنوان یک ناظر شأن شورای نگهبانی دارید که باید بی طرف باشید. آیا در انتخابات شوراها اولا خودتان درصدد هستید که وارد بشوید و از لیستی حمایت بکنید؟ چون به هر حال شان نظارت ایجاب می کند ناظر خودش یک رقیب انتخاباتی باشد و چه تضمینی می دهید که رد صلاحیت ها و تائید صلاحیت ها به هیچ وجه نشأت گرفته از ذهنیتهای خاص نباشد و به مُرّ قانون عمل شود؟
برای انتخابات که انشاءا... با حضور حداکثری مردم رقم بخورد من کار نظارتی خود را به یک نفر تفویض کرده ام.

 

آن فرد کیست؟
وقتی که حکمش آمد اعلام می کنیم ولی اعلامش کردم به مراجع قانونی. به ایشان گفته ام بنده هیچ گونه اعمال نفوذی در بخش نظارتی نخواهم کرد و شما با اختیارات تام انتخاب می کنید و انشاءا... مدیریت می کنید انتخابات شورای شهر را و نگاهتان نگاه تقویتی باشد و حذفی نباشد. بعد در رابطه با حضور بنده در انتخابات شوراها همین الان اطمینان می دهم که بنده هیچ گونه لیستی را اعلام نخواهم کرد چون امروزه این شایعات در شهر زیاد است که صرامی می خواهد لیست بدهد. بنده به هیچ وجه لیست نمی دهم و از هیچ شخص خاصی حمایت نخواهم کرد و در خفا و در جلا هیچ کسی اسم شخصی را از من نخواهد شنید اما در تمام مساجد و حسینیه ها با توجه به زمانی که دارم با مردم به تبادل افکار می پردازیم برای قوی سازی و غنی سازی و حضور حداکثری مردم در انتخابات شوراها و ریاست جمهوری.

 

قبل از 7 خرداد که با شما مصاحبه کردیم ذوق زده شدیم چون وقتی از شما پرسیدم که نقدهای ما باعث دلخوری نماینده و فرماندار و ... می شود گفتید...
شما چقدر غصه دارید از اینکه یکی نقدهایتان را جواب بدهد. الان دوباره مریضی ات را می گویم می گویی چرا!

 

آلزایمر؟
نه! الان مثل افسرده ها حرف می زنی.

 

بله ما غصه دار می شویم وقتی هیچ کس به خصوص شخص حضرتعالی نقد را نمی پذیرید! در آن مصاحبه از شما پرسیدیم "آقای صرامی برای شما زنگ انشاء تمام شد یعنی از 7 خرداد می شوید نماینده و باید پاسخگوی عملکردتان باشید و خیلی صریح و روشن بگویید که ظرفیت نقدپذیری شما تا کجاست؟ چقدر می توانیم عملکرد شما را نقد کنیم؟ آیا ما می توانیم نقد کنیم چرا نماینده فلان مطالبه را پیگیری نمی کند یا چرا نماینده در فلان جلسه فلان جور حرف می زند؟" و جنابعالی گفتید "باید جگر شیر داشته باشید در سفر عشق و شما وظیفه اخلاقی و رسانه ای خودتان را انجام دهید... و حتی گفتید فرصت 50 نفر از نخبگان را جمع کند در جلسه ای و فرماندار و نماینده را به نقد بکشید." اولین نقدی که ما کردیم که نقد ما نبود یک شهروندی تلفن زد که چرا دفتر نماینده بسته است؟ همین دو کلمه! یک وقت دیدیم که شما در جلسه شورای اداری کلی علیه فرصت سخن پراکنی کرده اید! که وقتی "ما بیداریم آقا فرصته خواب است" تا امروز که بعد از 3-2 تا نقدی که به شما کردیم که خیلی هم باملاحظه بود و خیلی حرف ها را نمی نویسیم تا شهر دچار تنش و اختلاف نشود این طور موضع می گیرید که فرصت در این حد نیست و خط پذیر است و آلزایمر دارد و دچار افسردگی است و .... در حالی که قبل از آن تلفن کذایی هزاران کلمه در وصف عملکرد شما و تعریف شما که وظیفه مان هم بود نوشتیم. این نشان می دهد که حضرتعالی هم مثل اغلب مسئولان از تعریف و تعارف خوش تان می آید اما نقد را برنمی تابید!
در جملاتی که شما خواندید قضاوت، نقد، انشا و همین جملاتی که گفتید هر کدام یک ترجمه تخصصی دارد و باید یک جوری باشد که عوام و خواص وقتی که این دوهفته نامه فرصت که مال بیت المال هست را می خوانند بتوانند افکار خودشان را منطبق بکنند با شرایطی که شما می نویسید. بله نقد آزاد است و دلیل این که بنده نقدپذیر هستم و هم چنان در کنار فرصت باقی می مانم این است که شما را پذیرفتم برای مصاحبه و مطمئنا اگر از نقدهایی که کرده بودید ابایی داشتم امروز با شما مصاحبه نمی کردم و این نشانه سعه صدر بنده است. و جالب این است که من برای تنها رسانه ای که این 8-7 ماه قابلیت دیدم و وقت گذاشتم و نشستم مصاحبه طولانی مدت کردم فرصت بود یعنی خبرگزاری های مختلف مرتب زنگ می زنند و بعضی ها دعوت می کنند که یک نشست خبری با ما داشته باشند هم بعنوان عضو کمیسیون اقتصادی، هم به عنوان رییس مجمع نمایندگان استان اصفهان و هم به عنوان ناظر عالی بیمه های کل کشور، هم به عنوان عضو کمیسیون آیین نامه داخلی مجلس و هم به عنوان خادم مردم و کوچک مردم یک آدم فعال و اکتیوم حضور هیچ کدامشان را برای مصاحبه طولانی مدت نپذیرفتم یعنی ما با فرصت در شهرمان و با انتشارش به صورت انرژی زا موافقیم اما بحثی که داریم با شما این است البته شما حالا دیگر خیلی دارید وزن خودتان را با این مصاحبه سنگین می کنیدها! همه اش فرصت فرصت کردید اصلاً اجازه ندادید که ما به مردم بگوییم چه خدمتی به شما کردیم. یک روزی ما حرفه و فن می خواندیم می آمدند برای ما آتشفشان درست می کردند اول کوه مواد شیمیایی می ریختند و بعد کبریت را می زدند. شما کوه را ریختید و حالا آمدید کبریت زدید. شما آن جمع 50 نفره را تشکیل بدهید بنده را به نقد کامل بکشید من اگر 10 تا جمله در آن جمع برداشت کردم آمدم بیرون به شما هم نگفتم بدانید 10 تا جمله ای که برداشت می شود به نفع مردم است و آن 10 تا جمله را بهتر است من بدانم تا این که ندانم. اما شما این کار را نکردید! شما نقد یک طرفه کردید. شما در طول این مدت بسیار طولانی که افتخار ندادید بنده باهاتون صحبت کنم احتمالا به خاطر اعمال نفوذ بعضی از افراد بالادستی تان که تکفیرتان می کردند. یک سئوال تلفنی از من نپرسیدید آقای صرامی! آیا این مطلب که آن جا اتفاق افتاده تایید می کنید یا تایید نمی کنید. شما این کار را نکردید پس معلوم است یک مقدار باید اصلاح بشوید. مگر الان من نماینده شهر نیستم که در رابطه با فرمانداری ویژه از من سئوال می کنید؟ مگر آقای فرماندار مسؤول پیگیری فرمانداری ویژه نیست؟ درست است؟ بنده حامی آوردن فرمانداری ویژه در شهر هستم و از استان اصفهان تا پایتخت با همکاری دارند. شما رابطه دکتر اسماعیلی با من را پیش مردم سیاه جلوه می دهید.

 

رابطه تان خوب است؟
رابطه بسیار خوبی است. به هم زنگ می زنیم، با هم با کمال احترام صحبت می کنیم. شما بعد از آن جلسه ای که تیترش کردید، بعد از تملک دارایی که تیترش کردید، بعد از تفکیک قوا که تیتر کردید، بعد از حضور وزیر آموزش و پرورش که تیتر کردید یک سئوال هم از نماینده شهر می پرسیدید. شما از یک جایی تغذیه می شوید که می گوید که این جا صرامی را نشان بدهید این جا صرامی را نشان ندهید. بنده کسی هستم که الان در مجلس اگر حرف بزنم بخش زیادی از نمایندگان مجلس به لحاظ این که می دانند حرف را یا نمی زنم یا اگر زدم با تحقیق می زنم قبول می کنند. مطمئنا نمایندگان استان اصفهان دوهفته نامه فرصت را می خوانند و می توانید بروید ازشان سئوال کنید. شما این 9-8 ماهه یک سئوال نپرسیدید از من. اعتراف کنید!

 

- ما 2 ماه است که با شما گفت و گو نمی کنیم. خودتان پیغام دادید که هیچ خبری از من در فرصت نزنید!
روزنامه ها و دوهفته نامه های تمام روستاها و شهرهای کشور در کازیوی مجلس است. من از 6 و 7 صبح استارت می زنم تا 10 و 11 شب یعنی کارهایی که یک دقیقه اش حاشیه نیست. نمایندگان مجلس که این مصاحبه را می خوانند حتما قضاوت می کنند در رابطه با حضور بنده در مجلس و مردم قضاوت می کنند برای حضور بنده در شهر آن زمانی که در شهرم. مردم باید این اطمینان را داشته باشند بدانند کسی که انتخاب کردند کار می کند. شما یک زنگی به من می زدید در رابطه با مسأله دانشگاه می پرسیدید. در رابطه با مسأله سردر تمام خبرهای پر اثر من که در کشور اثر کرد و توانستم مسأله سر در دانشگاه را حل کنم نسل فردای اصفهان می زد. فارس می زد، ایرنا می زد و شما همان را انتقال می دادید. آن ها باید از شما برداشت کنند شما باید این قدر قدرتمند جلوه فرصت را نشان بدهید با ظرفیتی که دارید که به فارس بگویم با فرصت مصاحبه کردم از آن برداشت کنید! اما یک گروه هستند آقای حیدری شما را تغذیه می کنند که قایم باشک بازی کنید با صرامی!

 

چه کسانی هستند این آدم های خطرناک؟!
یک عده بالادست شما که می گویند با صرامی گرگم به هوا بازی کن!

 

چه کسانی هستند؟ بگویید تا ما هم بشناسیم!
صرامی چون شخصیت اش اجتماعی است همه این بازی ها را بلد است، گرگم به هوا بلد است، قایم باشک بازی بلد است. شما دارید تغذیه می شوید. شما به من بگویید که از برج 7 تا حالا یک زنگ به من زدید؟ این دفعه من از شما سئوال می کنم! سر در دانشگاه را زنگ زدید؟ کی به من زنگ نزد از فرصت مسأله دانشگاه آزاد را زنگ زدید؟ نزدید! فرمانداری ویژه را زنگ زدید؟ علت حضور وزیر آموزش و پرورش در شهر را زنگ زدید بعد آن تیتر را زدید؟ علت حضور معاون وزیر ورزش را در شهر به من زنگ زدید؟ معاون وزیر راه و شهرسازی را زنگ زدید؟ 2 بار آوردن وزیر راه و شهرسازی را زنگ زدید؟ آوردن معاون قرآنی وزیر ارشاد را زنگ زدید؟ این ها یک خبر های شادی بخش است برای مردم مردم باید بفهمند که چطور شد که معاون وزیر آموزش و پرورش معاون بازسازی مدارسش، با ماشین آمد خمینی شهر با هواپیما نیامد مردم باید بدانند که نماینده شان پر قدرت دارد کار می کند و رییس پیام نور کشور با وجود کولاک و برف و قطع شدن پرواز ها با ماشین مجبور شد بیاید خمینی شهر رییس که می تواند زنگ بزند به صرامی و بگوید من نمی آیم، آمد به خاطر این که بنده در پایتخت با عظمت و با ارتباط کار می کنم و به احترام بنده آمدند و بنده هم تمام تعظیمات را دارم و آن ها از من بهره گیری می کنند و بنده هم از آن ها بهره گیری می کنند. آقای حیدری فرصت کجاست؟ فرصت نیست فرصت را بهش می گویند فقط تیتر وزیر آموزش و پرورش انتقادی بزن! به فرصت یک نفر تغذیه می دهد. مزدوری می کند بعضی موقع ها که تیتر کن! حضور وزیر آموزش و پرورش در خمینی شهر تبلیغاتی یا کاری!

 

آن یک نفر؟
اجازه بده! برای اولین بار در طول تاریخ خمینی شهر از زمانی که ما خبر داریم نصف روز آمده در خمینی شهر علتش را از نماینده بررسی کنید چون آورنده اش بنده بودم کنارش تیتر کنید تا مردم نگویند که اِ ...! حالا هم که وزیر آمد برای این آمده! دقت کنید! من توجه مردم را به این نکته جلب می کنم فقط به یک نکته حواس مردم هم هست که فرصت امروز از عملکرد نماینده نپرسید چون احتمالا دوباره به او گفته اند که نرو بپرس چون صرامی را قوی نشان می دهید ولی الان من خودم دارم پیشدستی می کنم می گویم به مردم این قدر مدیر کل ها در گذشته آموزش و پرورش خمینی شهر را حساب نمی کردند که اصلا نیامدند چون ماها طوری برخورد نکردیم که ما را به رسمیت بشناسند. بروید مصاحبه بگیرید از رییس نوسازی مدارس کل کشور چرا در این چند سال گذشته به خمینی شهر نیامد ولی برای این که ما دعوت کردیم با ماشین شخصی اش با وجود کنسل شدن پروازها آمد؟ اجازه بدهید این ها را مردم بدانند.

ما که از عملکردتان می پرسیدیم ولی شما پیش دستی کردید و طبق معمول، قضاوت زود کردید.
اجازه بدهید خدمت شما عرض کنم. در کدام تاریخ بوده که توانستند در شهر این مسؤولین را بیاورند؟ یک شخصی سئوال می کند از شما برای چی این مسؤولین می آیند در شهر و می روند؟ کسانی که کارهای اجرایی کردند برایشان واضح است که اگر مسؤول آمد و دید و رفت هر چند در یک بازه زمانی محدود هم کاری انجام ندهد ولی یک جایی بناست یک تصمیم بگیرد می گوید خمینی شهر هم هست...

 

خب آقای حاجی بابایی که رفتنی است.
محوشدنی که نیست...

 

شما می گویید در زمان وزارتش، ایشان در سه ماه آینده...
اجازه بدید! در سه چهار سال گذشته، در 22 سال گذشته که بنده خبر دارم مدیر کل آموزش و پرورش نیامده خمینی شهر، این یک پیغام دارد برای مردم...

 

آمدن حاجی بابایی چه خاصیتی برای خمینی شهر می تواند داشته باشد؟
من صرفا برای آقای حاجی بابایی صحبت نمی کنم، چون آن هفته معاون توسعه و مالی وزیر ورزش را بنده آورده ام خمینی شهر. معاونان مالی از سفرهای استانی ابا می کنند چون هر جایی که می روند ازشان پول می خواهند. ولی اگر مردم دقت کنند بنده بیشتر وزرا و معاونین کاری را آوردم.

چه تصمیمی برای خمینی شهر گرفت؟
ها! چه خاصیتی دارد؟ دیدن، معرفت، شناخت، مقدمه تصمیم است.

 

شما آقای ساور را به عنوان معاون امور ورزش آوردید پولی ازش گرفتید برای امور شهرستان؟
اتفاقاتی که برای حضور او افتاد یک فرهنگ سازی است دارم به استان می گویم در یک زمان یک دقیقه ای هم که طرف مسؤول است با توجه به آن یک دقیقه مسؤولیت باید شهرستان ما را هم ببینید.

 

ببینید آقای صرامی! آقای حاجی بابایی که آمد خمینی شهر، نجف آباد هم رفت. آنجا جلسه پرسش و پاسخ بود و فرهنگیان توانستند مشکلاتشان را بگویند. ایشان بلند شدند آمدند این جا! حالا بماند که شما در شورای آموزش و پرورش قبلا گفتید که وزیر بی کفایتی است و توی یک جلسه سخنرانی دیگری از ایشان حمایت کردید. نمی دانم چرا مواضع شما این قدر زود تغییر می کند؟
شما آن روز از دید رییس آموزش و پرورش این را تیتر کردید. روزنامه تان هست! نوشته بودید که رییس آموزش و پرورش گفته و بعد وزیر هم پیگیری کرده بود از طریق مدیر کل و بعد آقای شجاعی...

 

آقای شجاعی در مورد طرح 6-3-3 حرف زده که این طرح نظام آموزش را عقب می اندازد بعد ازش بازخواست کردند مجبور شد تکذیب کند. شما یک فرمایشی دیگر داشتید.
نخیر. یکی دوباره به شما گفته...

معلمان ناراضی بودند از نوع برخوردها در سفر وزیر... چه شهردار باشد چه حضرت عالی باشد چه آقای ابطحی یا هر مسؤول دیگری! اگر از مهرماه وارد حوزه نقد شما شدیم به دلیل این است که احساس کردیم حضرتعالی دارید در بعضی حوزه ها افراط می کنید و اگر مرتباً اخبارتان را پوشش دهیم ممکن است دچار ذهنیت های عجیبی در مورد جایگاه خودتان شوید و همین مصیبتی که الان در کشور در قبال دولت داریم دچار شهرمان شود.


به شما گفته اند اگر صرامی را بیشتر از این جلوه بدهید توی انتخابات شورای شهر اعمال نظر می کند.

شما که از الان دارید در مورد انتخابات 4 سال آینده مجلس و آمدن تان هم مرتباً صحبت می کنید.


کی گفته؟

شما خودتان آمدید دفتر فرصت گفتید صرامی 8 سال نماینده این شهره، همه بدانند. شما دارید انتخاباتی حرف می زنید و چرا از ما توقع دارید بعنوان رسانه فرصت مرتباً خبر بزنیم؟ بودجه فرصت را شهرداری می دهد ولی ما یک دهم فرصتی که به شما دادیم به آقای شرفا ندادیم. ما در دو سال گذشته یک مصاحبه با آقای شرفا کردیم اما با شما سه چهار تا.
چرا شما اسم آقای شرفا را می آورید؟ چون آذوقه دهنده شماست؟

 

این روند اتهام زنی را تا کجا می خواهید دادمه دهید؟ فرصت پشت پرده ای ندارد. همه فرصت همین است که می بینید. روابط عمومی شهرداری، آقای دکتر غفوری مدیر مسؤول و سردبیر هم من حقیر و یکی دو جین خبرنگار دلسوز شهرستان. این ها که شما می فرمایید من این کارها را کردم شما اجازه بدهید که ما، هم نقدتان بکنیم هم تعریف! ولی ما تا نقد می کنیم شما بلافاصله در شورای اداری "آقا فرصته تو خوابه" آن جا در مسجد الزهرا یک حرفی می زنید...
من می گویم شما یک آدم بدخیم هستی که دارید شهر را بازی می دهید. پشت پرده حرف این است که به شما می گویند با من چه بازی هایی بکنید!

 

کی؟
شما تمام مسئولین پرتلاش این شهر را وقتی که سعی می کنید بزنید، می زنید. شهر ما افتخارش این است که 350 شهید دانش آموز داده. شما در مورد کنگره شهدای دانش آموز این قدر عجولانه برخورد کردید. من جای فرصت بودم یک صفحه باعظمت عکس این شهدای دانش آموز را کار می کردم. عکس دانش آموزهای شهید، کنگره دانش آموزهای شهید در دوهفته نامه فرصت کجاست؟ به بعضی از وابستگی های گروهی شما که بر می گردد به نگاه های دوم خردادی ها بحث دارم. شما ولایت مداری تان در ایجاد تفکر ولایت فقیه در روزنامه تان صفر است. یعنی اصلا هیچ شمایی از تفکرات بسیجی، قرآنی، تفکر ولایی، تفکرات شهدا تو فرصت نیست.
بنده با زحمت وزیر را آوردم بعنوان سخنران این کنگره. شما حق ندارید کنگره شهدا را نقد کنید...

 

آقای صرامی نقد ما اصلاً متوجه کنگره نبود. متوجه سخنرانی در سینما بود.
چرا بود. شما اصلا بلد نیستید کار کشوری یعنی چه؟ شهر را عقیم و سیاه کرده اید. دارید شهر را سیاه می کنید. شهر سفید است شما تمام مسؤولین شهر که دارند فعالیت می کنند، می زنید. این نقد نیست مردم خوب خمینی شهر! حرف هایی که این ها می زنند، نقد نیست تهمت است. اطلاعاتی که دارند به شما می دهند قابل بررسی است. امیدواریم با رقبایی که در این شهر درست شده یک مقدار تنویر افکار عمومی بیشتر انجام شود. ما نگاه شفاف مردم هستیم. مردم با این صفات ما را انتخاب کردند. نگاه شما خیلی کوچک تر از آن است که بخواهید این طوری قضاوت کنید. کسی می خواسته من را محو کند و شما نگذاشتید؟ هیچ کسی نمی تواند نگاه حداکثری مردم را حذف کند. تا 4 سال نماینده، نماینده است.

 

آقای صرامی! اینقدر رأی رأی نکنید. اختلاف شما با آقای ابطحی کلاً 500 تا رأی بود.
بالاخره در کنکور با یک هزارم نمره قبول می شوند.

 

مردمی که به شما رأی ندادند اهمیت ندارند؟
ما در کنار همه افکار بودیم و هستیم. با تمام گروه های رقیب نشستیم صحبت هامان را کردیم. بروید بپرسید بنده برای شهرک صنعتی محمودآباد که بچه های خمینی شهر هستند چه کار کردم. اصلا تیتر نشد، درباره سردر دانشگاه که غرور فرهنگی شهر ما بود و نماینده تان تک موتوره و با کمک های جزئی جانبی حرکت می کرد مردم را آشنا نکردید.

 

حل شد؟
حل شد. مردم نمی دانند بعد از پیگیری ما چه اتفاقی در حق فرهنگ و غرورشان افتاده!

به نظر شما سر در دانشگاه اولویت مهمی است؟
اولویت ها را من و گروه مشاورم تشخیص می دهیم. بنده اصلاً حاضر نیستم به عنوان گروه مشاور با شما صحبت کنم.

 

بعنوان یک رسانه چی؟
بعنوان یک رسانه جهت دار کمتر باید با شما صحبت کرد.

 

آقای صرامی! دوره این انگ زدن ها که فرصت وابسته به فلان جناح است، تمام شده است، سوابق آدم ها روشن است. شما هم در مقام یک نهاد امنیتی یا تشخیص هویت و صلاحیت که نیستید. اعتقاداتی که ما داریم نسبت به نظام و رهبری و انقلاب و ارزش های انقلابی چیزی نیست که بیائیم برای شما عرضه بکنم و شما هم در مقامی نیستید که تایید یا رد کنید. ما وارد این حوزه ها نشده ایم وگرنه حضرت عالی به واسطه انتسابات خانوادگی منسوب به گرایشات چپ هستید آیا ما آمدیم به این مسئله بپردازیم؟ نه چون موضوعیت ندارد که چه کسی چپ است و چه کسی راست؟ ولی شما به ما به عنوان یک منتقد این همه انگ می زنید! من 20 سال است کار روزنامه نگاری می کنم و حواسم هست چه می نویسم. متأسفانه شما مسئولیت نمایندگی را خیلی کلان و بیش از حد مهم می دانید و این باعث می شود که خدای ناکرده به نوعی دچار توهم شوید. می گویئد شهر به آرامش نیاز دارد و فرصت نمی گذارد در حالی که در جلسات با مسئولین، افراد را به توپ می بندید با تندترین عبارات.
من دیگر حرفی با شما ندارم. می خواهم به مردم بگویم که شما پول بیت المال؛ پولی که مردم برای کمیسیون ماده 100 و ماده 5 و جریمه ها می دهند را به فنا می دهید.

 

- بیت المال؟! شما از شهرداری نخواسته بودید که کوچه پشت پاساژ صرامی را تعریض کند چون شما در تبلیغات انتخاباتی تان قولش را به بازاری ها داده بودید؟
به هیچ وجه! آن هم یک خبری است که باید در موردش بحث کنیم.

 

- در حالی که به شما گفته بودند در اولویت نیست.
هیچ کس هیچ جایی نمی تواند بگوید که من قول داده بودم. من یک آدم شفاف بوده ام.

 

- گفته بودند 2 میلیارد تومان هزینه دارد گفته بودید که پولش را هم جور می کنم.
هیچ کس در تبلیغات من غیر از سخنان کلان و حماسی و عملیاتی هیچ چیزی نشنیده بود.

 

شما از شهرداری خواسته بودید یا نه؟
اجازه بدهید چون الان فرصت نداریم بگذاریم برای یک مصاحبه دیگر. من تمام روزنامه ها و دوهفته نامه های سراسر کشور را برای شما می آورم. حتما قضاوت خودتان وقتی که مطالعه می کنید آنها را به مردم بگویید. شما فکر کنید فقط شما بلدید انتقاد کنید؟

 

ما در سه دوره جشنواره استان و یک بار در کشور مقام آوردیم.
آن ها پارامترهای خودشان را دارند. ما هم باید قضاوت خودمان را داشته باشیم.

 

در جشنواره مطبوعات اساتید روزنامه نگاری قضاوت می کنند.
بالاخره یکی را از قد تقسیم بندی می کنند، یکی را از لحاظ وزن تقسیم بندی می کنند، یکی از لحاظ رنگ چهره تقسیم بندی می کنند. باید برویم تحقیق بکنیم که شما را از چه لحاظی اول کردند؟ شهر ما از لحاظ کاری، در یک روند قرار گرفته که تمام مسؤولین نسبت به عملکردشان باید به نماینده شهر که ناظر بر قانون است باید پاسخگو باشند.

 

کدام قانون این را می گوید؟
متن قانون را بروید مطالعه کنید. تمام مسؤولین اجرایی شهر نسبت به عملکردشان باید به نماینده مجلس شورای اسلامی پاسخ گو باشند.

 

اسم قانون را بگویید.
نمی توانم غیر از متن قانون برای شما حرف بزنم. دارم به شما می گویم شأن نظارتی این است که باید تمام مسئولان به عملکردشان از لحاظ قانونی نسبت به نماینده پاسخ گو باشند. حالا ما بعضی موقع ها دوستانه با یک رییس می نشینیم پشت یک میز، بعضی سؤال و جواب ها می کنیم به خاطر این که دوستی مان حفظ بشود و تعاملمان را افزایش بدهیم. می توانیم هم مکتوب بکنیم به دیوان محاسبات و ارجاعات از بالا به پایین ولی نمی خواهیم این کار اتفاق بیفتد. می گویم این اتفاق این جا افتاده حداقل این است که بنده را روشن کن. بنده منجی نیستم ولی می توانم یک سری چراغ ها را روشن کنم و دارم می کنم. قضاوتش با مردم. من می خواهم خدمت شما عرض کنم که مردم نباید 7-6 ماه چشم انتظار یک مصاحبه دیگر فرصت بشوند با من. تنویر افکار عمومی باید اتفاق بیفتد و در آینده نزدیک برای سئوال هایی که برای مردم ایجاد می شود پاسخ داشته باشیم. ما در مسکن مهر خیلی کار کردیم. خدا می داند اتفاقاتی که در مسکن مهر در این زمان رخ داد واقعا فقط دعای مردم بود. در حوزه بهداشتی بنده ایستادم تا یک سری اتفاقات بیافتد. آرام نیستم و آرام نمی توانم بایستم. این ها را مردم از کجا می خواهند بفهمند؟ من از روزنامه های شخصی انتظار ندارم ولی از بیت المال می توانم انتظار داشته باشم. ربطی ندارد به من که با کدام مسؤول چه مصاحبه کردید. حوزه فعالیت من بالاتر از شهردار است. معلوم است که مصاحبه شما با نماینده شهر باید بالاتر از شهردار باشد. بنده می گویم حضور وزیر آموزش و پروش 100 درصد کاری بود. همه می دانند وزیر آموزش و پرورش را من آوردم. این قدرت ماست این قدرت را از مردم گرفتیم. وقتی که نمی دانید سئوال کنید تا انحراف افکار ایجاد نکنید. من 100 درصد حضور وزیر آموزش و پرورش در شهرستان را کاری می بینم.
اتحادیه قرآنی به من مراجعه کرد در دفتر صحبت شان را شنیدم. گفتند آقا می شود ما یک ملاقات داشته باشیم با معاون وزیر ارشاد؟ من هیچ قولی به آنها ندادم. آن جا فقط گفتم چشم، مقدماتش را فراهم می کنم. 3-2 ماه تلاش کردم وزیر را دیدم این را دیدم و آن را دیدم تا توانستم 9 شب بیاورم و 11 شب برود. وزیر آموزش و پرورش، معاون وزیر ورزش و ... این آوردن مسؤولین کلان، کار است. این ها را مردم باید ببینند. این ها را از من بپرسید. مردم متوجه بشوند اتفاقات خوبی دارد در شهرشان می افتد. ما پر انرژی برای مردم کار می کنیم و اعتراف هم می کنیم در بعضی جاها احتمال اشتباه هست.

 

وقتی ما می پرسیم از خدماتتان، اجازه نقد هم به ما می دهید؟
ببینید آقای حیدری من اگر به شخصیت شما یقین پیدا کردم صحبت های شما را حاضرم کامل بشنوم ولی الان با عملکرد شما، تیترهایی که می زنید مثلا ببین خیلی پایین قلم می زنی بالاخره ما هم سیاسی هستیم دیگر، ما هم روزنامه خوانده ایم، شما برداشتید تفکیک قوا را قلم زدید زیرش هم نوشتید حیدری، این تفکیک قوا چه ربطی داشت به موضوعات اتفاقات شهر ما؟ دو سه بار خواندم. یک دفعه یک نفر می خواند که دستی به آتش ندارد دارد یک مطلب در روزنامه می خواند می گوید بله درست است، اِ، دخالت کردند در کار هم؟ برای یک مسأله خیلی کوچک بر می دارید مقاله می نویسید.

 

خب این رفتار شما تکرار شد.
نه! خود اتفاقی که افتاد نمی آیید بررسی کنید آسیب شناسی نمی کنید. آن شخص بنده بودم که باید سئوال می کردید از کجا می توانید سئوال بپرسید که از من صریح تر به شما جواب بدهد. شما می آیید از شهرداری چی ها می پرسید؟

از شما هم می پرسیم می گویید که ما قابل اعتماد نیستیم و در این حد نیستیم و خلاصه مال این حرفها نیستیم! ... مصاحبه از نظر شما وقتی خوب است که ما بنشینیم گوش بدهیم و شما هر چه دل تان می خواهد یکطرفه بگوئید.
وقتی که دوهفته نامه فرصت منتشر می شود تفکیک قوا ازش می آید بیرون. این تفکیک قوا یک پیغام دارد به مردم که ما داریم در کار هم دخالت می کنیم. چرا شما یک تیتر نزدید مردم آرامش بگیرند؟ تحسین کنند، بارک ا... بگویند، با این که با تمام اختلافاتی که در روند حرکت بنده و شهردار محترم است، باز هم احترام همدیگر را داریم جلسات پرقدرتی برگزار می کنیم. او به دفتر من می آید و من به دفتر او می روم. تفکیک قوا این جا معنی پیدا می کند، تفکیک قوا موقعی است که ما برویم بنشینیم در فرمانداری، شهردار هست، فرماندار هست، امام جمعه هست، بنده کوچکتر از همه هستم به هم چپ نگاه نمی کنیم. نگاه مان مثبت است.

 

انشاءالله که اینطور باشد. ما هم دل مان می خواهد اینطور باشد.
نه همین است. بنده ادعایم این است که آقای فرماندار، امام جمعه محترم، آقای شهردار یک نگاه کوچک تر و بزرگ تر، قوی تر و ضعیف تر، پایین تر و بالاتر در پشت تصمیم گیری به هم نداریم.

 

از جلسات خصوصی خبرهای دیگری بیرون می آید...
اولا جلسه که خصوصی است معلوم است که خصوصی است. آن کسی که به تو خبر می دهد معلوم است که مثل خودت است. من، شهردار، فرماندار، امام جمعه پشت یک میز تصمیم گیری، یک نگاه بالاتر و پایین تر نداریم. با شهردارهای شهرهای دیگر هم همین طور است. بنده مخلص شهردار صابری شهردار خوب اصغر آبادم. بنده مخلص شهردار ایمانیان شهردار کوشکم. بنده مخلص شهردار اطهری ام. نماینده که این طوری حرف نمی زند. می دانید چرا؟ چون همه نوکر مردم هستیم. هیچ اختلاف نظری کسی بین من و شهردارها پیدا نمی کند که ما با هم جنگ کنیم. مرتب زنگ می زنیم حال همدیگر را هم می پرسیم. مرتب از هم خبرگیری می کنیم. با شرفا می پرسیم حالت چطور است. دو روز یک بار 3 روز یک بار یا او به من زنگ می زند یا من به او زنگ می زنم. اگر کار نداشته باشیم حال و احوال می کنیم. چون برای ما مهم است که با هم باشیم. مردم محترم هم بدانند اگر این محوریت با من است این کار را انجام دادم اگر با امام جمعه محترم است این کار را انجام داده است. اگر این محوریت با فرماندار محترم است این کار را انجام داده است. من خیلی راحت در جلسه شورای اداری یک صحبتی برای آقای فرماندار می کنم، می نشینم در همان جلسه، بارها شده که در جلسه شورای اداری بنده یک نقد تندی کردم نسبت به یک عملکرد اجرایی در شهر، آقای فرماندار رفته پشت تریبون توضیح داده بنده نشستم لبخند خودم را زدم. گوش کردم. می خواهم به مردم اطمینان بدهم که وقتی ما پشت تریبون به هم نقد می کردیم هیچ وقت با هم قهر نکردیم. مسؤولین تصمیم گیری شهر تا این لحظه که بنده دارم با شما مصاحبه می کنم بسیار با هم خوب هستند. شما هم می دانید که من با کسی خرده برده ای ندارم اگر بنا باشد جایی یک حرفی بزنم بگویم که فلانی اختلاف دارد و نمی گذارد که کار انجام بشود آن شخص را هم خواهم گفت ولی چنین شرایطی نبوده است.

 

خدا را شکر! خوب است که بعد از یک بازه زمانی 10-9 ماهه شما به این دیدگاه ها رسیدید و انشاءالله در جلسات هم اینطور باشد.
ببینید ما همچنان هستیم. برای عظمت مردم دعا می کنیم و قدر مردم شهرستان خمینی شهر را می دانیم. قدر خدمتگزاران را می دانیم. مردم بسیار خوب هستند در راهپیمایی 22 بهمن همه مسؤولین را شرمنده کردند. باز هم تکرار می کنم در شهرستان مسؤولین تصمیم گیری با هم خوب هستند به شما هم توصیه می کنم که اگر واقعا گرایشی کار می کنید منصف باشید و اگر بناست که انتقاد کنید نوع طرح انتقاد یک بازخوانی تو ذهن شما داشته باشد. احتمالا 20 ساله که شدید اطلاعات شما فرسوده شده است. اطلاعاتتان را بازسازی کنید، امروزی اش کنید، مطالعه کنید، انتقاد تعریفش را بدانید چیست! چوب لای چرخ مسؤولین شهر کردن و ریختن اوضاع اجرایی شهر به هم را هم بفهمید بعد بیایید سر وجدان تان که این بیت المال است.
باز هم که قضاوت کردید. امیدوارم که دیدگاه تان یک روزی تعدیل بشود. و امیدوارم که انشاءا... موفق و موید باشید. بعد از انتخابات شوراها انشاء ا... می آییم خدمتتان.

 

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#34 +1 گودرز طاهری- 27 آذر 1392 ساعت 10:17
جناب آقای صرامی سلام
نکته ای رابدون چشم داشت وفقط از روی دلسوزی عرض می کنم
چنانچه قصد شرکت در انتخابات آینده رادارید به فکر چیدمان صحیح مدیران ادارات باشید ،مدیریت های کنونی یاس وناامیدی را به مردم تزریق می کنندو همه اش رابه حساب حضرتعاالی می گذارند البته ضعف در بعضی ازمدیریت ها بر این موضوع صحه می گذارد امیدوارم
عرض بنده را دلسوزانه بدانید
نقل قول
 
 
#33 +1 جانباز 70 درصد 13 اردیبهشت 1392 ساعت 07:57
خیلی خوشحالم که اینطور آزادانه و بی پرده با نماینده مصاحبه انجام دادید.خوب بود حداقل برای احترام به مردم لفظ معمول "آقا" را برای ایشان به کار میبردید.
نقل قول
 
 
#32 +1 مهران. 20 فروردین 1392 ساعت 15:54
اینقدر تو بوق و کرنا نکنید که وزیر آموزش و پرورش آمد خمینی شهر وزیر نامزد انتخابات ریاست جمهوری است و دنبال گرفتن رأی . پولی که باید برای دانش آموزان شهرمان خرج میکردید غیر مستقیم برای تبلیغات ریاست جمهوری وزیر خرج کردید و خودتان هم متوجه نشدید سخنرانی وزیر را یکبار از اول تا آخر گوش کنید همش تبلیغات بود
نقل قول
 
 
#31 +3 شمس 15 فروردین 1392 ساعت 17:26
جناب صرامی از اینکه مشکل تنها سینمای شهر (که قبل از حل مشکل فیلمهای روز کشور را به نمایش می گذاشت) و مشکل جاده کمربندی و سر در دانشگاه صنعتی و...را پیگیری و با قدرت لابی خود حل نمودید سپاسگزاریم در صورت امکان از خیر حل کردن مشکل مسکن مهر بگذرید(چون با پیگیریهای شما تاخیر آن بیشتر شده و پول بیشتری طلب کرده اند)به قول معروف از طلا گشتن پشیمان گشته ایم حل مشکلات مسکن مهر را به عهده ی خود ما بگذارید؟؟؟؟؟
نقل قول
 
 
#30 +3 خ 14 فروردین 1392 ساعت 17:32
به همت مسئولین دلسوز و خستگی ناپذیرشهرکوچه های مسکن مهربا نامهای مهربان، مهرنیا،مهر گستر ،مهرداد و مهر.... نام گذاری شد به همین مناسبت ما نیز برای نشان دادن حسن نیتمان به مسئولین شهر دفترچه اقساط واجاره خانه وداغ دلمان را به نام های مهر قسط ، مهر اجاره ، مهرندیده ، مهر زده ، مهر اخطار و.....نام گذاری کردیم
نقل قول
 
 
#29 +1 مریم 12 فروردین 1392 ساعت 16:05
حق صددر صد با خبرنگار است
نقل قول
 
 
#28 -1 نگار..عموشاهی 11 فروردین 1392 ساعت 19:40
آقای نماینده چه خوب میشد اگه محکم می ایستادید و سینما را که سهم مردم خمینی شهر است پس میگرفتید
نقل قول
 
 
#27 0 سیخونک 08 فروردین 1392 ساعت 08:00
نقل قول م:
سلام چه شما بخواهید ، چه موافق نباشید آقای صرامی نماینده شهرستان می باشد و احترام او لازم و احترام به رای مردم است 34 سال است همین صحبتها باعث عقب افتادگی شهر شده است لطفا اگر انتقادی دارید اول از عملکرد شورای شهر و شهرداری داشته باشید من به آقای صرامی رای ندادم و فروشانی هم نیستم ولی آنهایی که برای دیگران تبلیغ می کردند و انسانهای منصفی هستند امروز به این نتیجه رسیده اند که صرامی بهترین گزینه بوده است.

در این که به شورای شهر و شهرداری انتقاد وارد است شکی نیست ولی شما هم کاسه داغ تر از آش نشو همچین هم معلوم نیست شما رای نداده باشی یا این که همه مبلغان کاندیداهای دیگر حالا صد در صد کاندیدای مورد نظر خود را رد می کنند و صرامی را بهترین گزینه می دانند. بابا یک مصاحبه برای سنجش عملکرد که این همه این جناح و آن جناح ندارد.
نقل قول
 
 
#26 +3 خواننده 06 فروردین 1392 ساعت 20:13
نقل قول حاج حیدری-م:
ضمن سلام و تبریک سال نو -از خواندن این برنامه و شنیدن سخنان آقای صرامی به عنوان مناینده مردم فهیم خمینی شهر و طرز برخورد ایشان با یک خبرنگار(چه موافق ایشان و چه مخالف) بسیار بسیار متاسف و متاثر شدم و با سوابق تاریخی که از این موارد می شناسم میتوانم حدس بزنم از بازخورد این افکار در سطح شهر و استان ، پیشرفت و آبادی خمینی شهرنه تنها یک ایست کامل کرده بلکه چندین سال به عقب برگشته است در نهایت به سهم خوداز شما به خاطر تمام زحماتی که متقبل می شوید و همچنین تمام سخنان نامربوطی که در عرصه آگاهی دادن به مردم تحمل می کنید تشکر و قدر دانی می کنم

خدا به شما صبر عنایت کند
نقل قول
 
 
#25 +2 م 01 فروردین 1392 ساعت 07:49
سلام چه شما بخواهید ، چه موافق نباشید آقای صرامی نماینده شهرستان می باشد و احترام او لازم و احترام به رای مردم است 34 سال است همین صحبتها باعث عقب افتادگی شهر شده است لطفا اگر انتقادی دارید اول از عملکرد شورای شهر و شهرداری داشته باشید من به آقای صرامی رای ندادم و فروشانی هم نیستم ولی آنهایی که برای دیگران تبلیغ می کردند و انسانهای منصفی هستند امروز به این نتیجه رسیده اند که صرامی بهترین گزینه بوده است.
نقل قول
 
 
#24 +3 modir 01 فروردین 1392 ساعت 01:15
در هر زمان و دوران هررییسی مدیر کل نوسازی و اموزش و پرورش آمده اند خمینی شهر و میشود از خودشان پرسید .فیلم ها و عکس هایش هم هست .من مدیر یک مدارس هستم عکس آقای مدنیان و براتی را در جلسات مدیران دارم .مدنیان از مدرسه من بازدید کرد عکسش هست اگر فرصت بخواهد ایمیل بدهد بدون ذکر نام برایش ایمیل کنم که چاپ کند .در کنگره شعر عاشورایی یعنی سوگواره ادبی که از طرف آموزش و پرورش اجرا میشد خاتمی رییس جمهور شرکت کرد درهیچ کدام از برنامه های دوران فعلی رییس جمهور نیامده است .نجفی وزیر اسبق هم به خمینی شهر در دوران وزارت آمدند .این که بگوییم در هیچ دوره ای مدیر کل و وزیر نیامده است صحیح نیست . یادم هشت در دوران ریاست محسن صرامی نماینده فعلی برای افتتاح بسیار مهم خانه معلم هیچ مسوولی نیامد و قرار بود وزیر با مدیر کل بیاد که نیامدند .این در حالی است که مدیر کل ها و وزیران قبل هیچ کدامش سفر اشتانی و شهرستانی نداشتند .حاج بابایی که روستا های سیستان و بوچستان و بندرعباش و گیلان و غرب و شرق را برای تبلیغات سفر کرد وقتی آمد خمینی شهر در همان روز به زرین شهر و فلاورجان و نجف آباد هم رفت .براتی مدیر کل سابق هم چند بار آمد خمینی شهر و آخرین روز کاریش را در حضور معلمان و مدیران خمینی شهر بود و در آن جلسه که در محل باغ سبز برگزار شد خداحافظی کرد . عباسیان مدیر کل قبلی هم چندین بار خمینی شهر امد و از کلاس ضمن خدمت مدیران هنرستان امیر کبیر بازدید کرد . تنها مدیر کل که کم آمده است عاملیان است چون به خاطر تغییر سال به سال مدیران خمینی شهر از فرهنگیان و انتقادات هراس دارد .ناگفته نماند من قصد توهین و تخریب آقای صرامی را ندارم چون واقعا فعال است اما حقایق را باید گفت
نقل قول
 
 
#23 +4 آقایی 30 اسفند 1391 ساعت 23:29
با سلام این مصاحبه بود یا دعوا فقط آقای صرامی مواظب باشد بلایی نماینده قبلی سرش نیاد
نقل قول
 
 
#22 +1 خواننده 29 اسفند 1391 ساعت 13:45
سرفرازی نه متاعی است که ارزان برسد
سحر آن نیست که با بانگ خروسان برسد
سحر آن است که بیدار شود اقیانوس
سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس
نقل قول
 
 
#21 +7 حاج حیدری-م 29 اسفند 1391 ساعت 12:23
ضمن سلام و تبریک سال نو -از خواندن این برنامه و شنیدن سخنان آقای صرامی به عنوان مناینده مردم فهیم خمینی شهر و طرز برخورد ایشان با یک خبرنگار(چه موافق ایشان و چه مخالف) بسیار بسیار متاسف و متاثر شدم و با سوابق تاریخی که از این موارد می شناسم میتوانم حدس بزنم از بازخورد این افکار در سطح شهر و استان ، پیشرفت و آبادی خمینی شهرنه تنها یک ایست کامل کرده بلکه چندین سال به عقب برگشته است در نهایت به سهم خوداز شما به خاطر تمام زحماتی که متقبل می شوید و همچنین تمام سخنان نامربوطی که در عرصه آگاهی دادن به مردم تحمل می کنید تشکر و قدر دانی می کنم
نقل قول
 
 
#20 -2 عادل 28 اسفند 1391 ساعت 17:44
نقل قول جوجو:
یواشکی یه چیز می خام بگم نگید نگفتیدا!
انگار خبرنگارتون یه کم تشنه مطرح شدنه. اون از مصاحبه قبلیش با نماینده که سوالات بیش از جوابها بود و ابراز فضل پاشونده بود! این هم از این مصاحبه که سه بار عکسش را چاپ کرده در حد تییییییییییییم ملیییییییی...

اگه به عکسها دقت کرده باشین کنار هر عکس از خودشون عکس آقای صرامی هم هست در حد همون تییییییییییییم ملیییییییی که فرموده اید.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید