امروزسه شنبه, 03 مرداد 1396-- Tuesday Jul 25 2017

ساعت 14:53:14

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 23:43:02

رفته ای تو سیاست ناقولا شده ای ...

رفته ای تو سیاست ناقولا شده ای ...

چهارشنبه, 02 مرداد 1392 ساعت 12:57 کدخبر :5776
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین

مجریان: سلام خاله خوبی؟

خاله: علیک سلام مجری، خوبی، حالد خوبه؟ بچا خوبند؟

مجریان: انتخابات چطور بود؟


خاله خانوم: انتخابات بد نبود، جا شما خالی، صبح تا شب با صغرای تو کوچا ویلو بودیم و می رفتیم تو ستادا پا حرف نومزتا می شینسیم، قول دادند همه مشکلات حل بشه و شهر را گلستون کنن. گل به گلستونه ایشالا مبارکش باد شورای چارومه ایشالا مبارکش باد.

مجریان: اِ اِ خاله خوبه اینجا نامحرم نیس صدات بشنوه ذوق زده شدی زدی زیر آواز چه خبره؟!


خاله: عیبی نداره خاله! وحم ور اومد. حال و هوا بعدی انتخاباته، طوری نمی شه.


مجریان: حال و هوا بعد انتخابات چیه؟


خاله خانوم: حال و هوا بعد انتخابات اینه که اونا که پیروز شدن جشن بگیرن، شادی کنن، طرفدارشون هم دل و جرات پیدا کنن و خودی نشون بدن، عده ای هم بگند ما از اول طرفدار اون که پیروز شده بودیم اما به رو خودمون نمی آوردیم. اونا که رای نیوردن هم به اونا که رای آوردن تبریک بگن.


اونا که با هم قهر بودن کینه شتری را بزارن کنار و با هم صلح کنن و بگند هر چی بوده گذشته و حالا باید دست و آستین بالا بزنیم و کار کنیم، یه عده ای هم پی به شکمشون بمالند که یه پست و مقامی بهشون برسه و یه عده دیگه هم بشینند پیش خودشون رییس و روسا را تعیین کنند.


مجری: دیگه؟


خاله: رفته ای تو سیاست مجری ناقولا شده ای! زیر زبون کشی می کنی، این حرفا برای خاله تومون نمی شه، بریم سراغ کارشناسی خودمون.


مجری: خاله مردم سوال کردن آیا این قول و قرارا که نامزدا دادن اجرای می شه؟


خاله: چرا نمی شه خودشون گفتن، قول دادن خیابون بکش، پارک بسازند، فرهنگ را درس کنن. شهر را خشگل و مقبول کنن، پل هوایی بزنن، چهارراه زیر و رویی بسازن، را جدا برا موتولیا درس کنن.


مجریان: مردم می پرسند آخه این کارا برنامه و پول می خواد، همین جوری که نمی شه.


خاله خانوم: گفتن برنامه داریم، 1404 تا و پولم جور می کونیم.


مجریان: برنامه چشم انداز 1404 نه 1404 تا برنامه.


خاله: همون! چه فرقی می کنه؟


مجریان: راستی خاله چهارراه زیر و رویی دیگه چیه، نکنه منظورت زیرگذر و روگذره؟


خاله: همون که تو اسفون درست کردن و ماشینا رو کله هم راه می رند.


مجریان: پرسیدند با اونا که پوستر های تبلیغات خودشونا رو درب و دیوار مردم و نما شهر می زنند چیکار باید کرد؟


خاله: دو کار باهاشون میشه کرد، یکی این که نقره داغشون کنی یعنی ازشون خسارت بگیری دیگه این که بری رو در و دیوار خونشون و ماشینشون عکس همون نومزنی که ازشون خوششون نمی یادا با دو من سریش بچسبونی.


مجریان: مردم زنگ می زنند و یه مسئله را مطرح می کنند اگر ناراحت نمی شی بگم.


خاله خانوم: چرا ناراحت بشم بگو.


مجریان: عده ای پرسیده اند خاله کجا درس خونده و کارشناسیشا گرفته؟


خاله: من دیفلومما از دبیرستان سر محل گرفتم، لیسانسما از دانشگاه پاچنار فوق لیسانس از دانشگاه  l.u     

 

مجریان: خاله خیلی تند رفتی، نفهمیدم، چیطور شد، دانشگاه پاچنار کجاس، دانشگاه l.u که تو خارجه؟ نکنه مخفف لندن یونیورسیتیه؟


خاله: دانشگاه پاچنار غیر انتفاعی،l.u همون لادر یونیورسیتی خودمونه.


مجریان: ما که تا حالا اسم این دانشگاه ها را نشنیدیم. بعید هم نیست حالا که از در و دیوار دانشگاه می باره، اسم اونا دیگه یاد آدم نمی مونه.


خاله: مجری مگه همه چیزا شما باید شنیده باشی؟


مجریان: اونوقت خاله شما چیطور با کار و بچه تونستی درس بخونی؟


خاله: خورده خورده درساما جمع کردم، رو هم گذاشتم تا شد یه لیسانس، حالا هم دارم تو مرکز تزریقات دکترای مدیرشناسی می خونم.


مجریان: منظورت دکترای مدیریته؟


خاله: خیر دکترای مدیرشناسی با مدیریت فرق می کنه، این رشته آدما مدیر شناس می کنه.


مجریان: یه نفر گفته از خاله بپرسید دمپای سبزاشا از کجا آورده؟


خاله خانوم: از کجا آوردم از کف مادی اندون، معلومه از لب مادی اندون خریدم. فاکتورشا نشون بدم؟ نکنه مامور تعزیراتید یا مفتش، مجری دیگه اگه از این سئوالا پرسیدی قهر می کنم و صغرای را می فرستم تا حقتونا کف دستتون بزاره.


مجریان: ببخشید خاله خداحافظ!

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید