امروزپنجشنبه, 01 تير 1396-- Thursday Jun 22 2017

ساعت 16:21:53

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 02:39:19

ضربه های بی شمار از لنگه کفش پاشنه دار
شعر طنز؛

ضربه های بی شمار از لنگه کفش پاشنه دار

پنجشنبه, 20 تیر 1392 ساعت 12:52 کدخبر :5716
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محمود خان احمدی
محمود خان احمدی از شاعران و طنزپردازان شهر باز هم خواسته است با طنازی هنرمندانه خود خنده را بر لب همشهریان و خوانندگان بنشاند.

چشم من شد اشکبار، از لنگه کفش پاشنه دار /  این منم زار و نزار از لنگه کفش پاشنه دار


ای دو صد لعنت به کفاشی که آن را دوخته  / رفته آرام و قرار از لنگه کفش پاشنه دار


زخم های این سر مظلوم از شمشیر نیست  / زخم دارد بی شمار از لنگه کفش پاشنه دار


یک نظر کن بر سرم تا حس کنی درد مرا /  هست این نقش و نگار از لنگه کفش پاشنه دار


ضربه ها بر فرق من آید به هنگام نزاع  / از یمین و از یسار ، از لنگه کفش پاشنه دار


تا خریدم کفش های پاشنه دار از بهر او  / داغدارم داغدار از لنگه کفش پاشنه دار


کاربردش را نمی دانستم و هر روز و شب  / بر دلم دارم شرار از لنگه کفش پاشنه دار


سر اگر پیچم ز دستورش زند بر مغز من /  ضربه های آبدار از لنگه کفش پاشنه دار


هست همراهش همیشه تا بر آرد هر زمان  / از من مسکین دمار از لنگه کفش پاشنه دار


بیم دارم ضربه مغزی کند آخر مرا  / آن مه سیمین عذار از لنگه کفش پاشنه دار


آب رفته خم شده مثل کمان، لرزان شده /  این قد همچون چنار از لنگه کفش پاشنه دار


گفت با من دوستی ننگ اسارت تا به کی؟ /  تا به کی بر غم دچار از لنگه کفش پاشنه دار؟


گفتم اگه نیستی از سوز و ساز عاشقی کی /  کند عاشق فرار از لنگه کفش پاشنه دار


دوست دارم ناز و خشمش را دلم با او خوش است  / گر بمیرم شصت بار از لنگه کفش پاشنه دار


از شما یاران چه پنهان رشته دل دست اوست /  بس کنم داد و هوار از لنگه کفش پاشنه دار


ما که پیش آن پری اندام لنگ انداختیم /  گر شود سر شوره زار از لنگه کفش پاشنه دار


چاره جز تسلیم بودن نیست خاطرخواه را /  شکوه ای هرگز مدار از لنگه کفش پاشنه دار

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید