امروزپنجشنبه, 04 خرداد 1396-- Thursday May 25 2017

ساعت 07:26:55

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 04:01:56

درخت تو گر بار دانش بگیرد
گفتگو با رسول لوایی نفر دوم کنکور کارشناسی ارشد در رشته مهندسی کشاورزی؛

درخت تو گر بار دانش بگیرد

دوشنبه, 26 تیر 1391 ساعت 16:21 کدخبر :4293
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
رسول لوایی آدریانی متولد بهمن 1368 چندی پیش خبر دار شد که از میان 5 هزار نفری که در آزمون کارشناسی ارشد رشته مهندسی کشاورزی شرکت کرده اند موفق به کسب رتبه دوم شده است. برادر بزرگ تر آقا رسول، حسن علی لوایی هم در کنکور کارشناسی ارشد رشته منابع طبیعی حائز رتبه هفتم شد

که البته اسامی شان به همراه دیگر همشهری هایی که حائز رتبه های تک رقمی و دو رقمی شده بودند در شماره 75 فرصت به چاپ رسید. طبق اخباری که تازه به دستمان رسیده خانم بهناز مسعودیان دانشجوی بیو مکانیک دانشگاه دکتر شریعتی تهران نیز حائز رتبه 43 شده است. از آن جا که اصلا بعید نیست اخبار شیرین موفقیت همشهری ها همچنان به ما برسد این پرونده را باز می گذاریم و از شما خواننده عزیز هم می خواهیم که ما را هم در جریان اخبار موثقی که در این زمینه به گوشتان می رسد، بگذارید. با هم این گفتگو را می خوانیم:

کی فارغ التحصیل شدید؟

هفته گذشته با گرایش ترویج و آموزش کشاورزی.

با چه معدلی؟

با معدل 16/85

معدل برای آزمون کارشناسی ارشد فاکتور مهمی است؟

بله، معدل در دانشگاه های مادر مثل تهران و اصفهان بسته به سطح علمی دانشگاه از 5./1 تا پایین تر ضریب می خورد مثلا این ضریب در دانشگاه ما 3./1 است که در معدل ضرب می شود و به عنوان یک درس ضریب دو به حساب می آید. امسال معدل در قبولی کنکور و البته در دانشگاه تهران تاثیر 20 درصدی داشت و از این به بعد بیشتر هم می شود.

کسب این رتبه حاصل چند ماه تلاش بود؟

من حدود چهار ماه و نیم یعنی از پنجم مهر تا بیست و هفتم بهمن روزانه بین 6 تا 13 ساعت درس می خواندم.

درس خواندن خسته ات نمی کرد؟

درس خواندن نیاز به 2 فاکتور دارد یکی انگیزه و دیگری به حداقل رساندن استرس. انگیزه یعنی اینکه رشته ات را دوست داشته باشی، گروهی درس خواندن هم، چون رقابت سازنده ایجاد می کند انگیزه خوبیست اما تک نفری درس خواندن از آن جا که دل آدم بیرون است، انگیزه را تا حدودی سلب می کند.

در دوره کارشناسی در کنار تحصیل، کار هم می کردی؟

وقتی می آمدم خمینی شهر کار می کردم، روزهای تعطیل هم در تهران می رفتم سر مزرعه اما در کل صرفه اقتصادی نداشت.

برنامه تان برای بعد از ارشد چیست؟

اگر خانواده اجازه بدهند یعنی موضوع کار و ازدواج پیش نیاید دوست دارم ادامه بدهم.

در کشور خودمان جای پیشرفت در این رشته وجود دارد؟

از آن جایی که کارشناسی این رشته کمتر از 150 سال است وارد ایران شده و گرایش توسعه روستایی که رشته من است را 4 سال پیش دانشگاه تهران آورده، این رشته هنوز جایگاه خود را پیدا نکرده است.

اگر شرایط فراهم شود برای ادامه تحصیل به خارج از کشور هم می روید؟

اگر مقالات علمی ارائه بدهیم و رتبه دکتری مان خوب بشود، احتمالا بورسیه می شویم.

ترجیح می دهید در شهر خودتان کار کنید یا هر جا کار پیدا کردید؟

اگر کار توی زادگاهمان باشد که افتخار می کنم همین جا خدمت کنم اما دانشگاه صنعتی رشته ما را فقط در مقطع ارشد دارد که این برای چنین دانشگاهی یک ضعف است چون نمی تواند فارغ التحصیلانی پرورش بدهد که آخرین مقطع تحصیلی شان را همین جا بگذرانند و قاعدتا در فکر کار هم برایشان نیست. با این شرایط اگر تهران یا کرج هم کار پیدا کنم حرفی ندارم.

بازار کار رشته شما در کل چطور است؟

باید کارآفرین بود چراکه شاید حالا دیگر روی پشت میز نشینی و تدریس در دانشگاه 30 درصد بشود حساب کرد، باید مقالات علمی تولید کرد، سازمان های شخصی در چارچوب توسعه تاسیس کرد و...در کل برای همه رشته ها منتظر ایجاد زمینه کار از جانب دولت نشستن، دیدگاهیست که منسوخ شده است.

مسوولان چه کنند تا نخبگان جذب شهرستان هایشان بشوند؟

این تا حدودی به این برمی گردد که مسوولان در جایگاهی نشسته باشند که تخصصش را دارند ولی در مجموع ایجاد انگیزه خیلی مهم است مسوولان در هر شهر باید طوری برخورد کنند که نخبگان باور کنند می توانند داعیه دار پیشرفت باشند.

اگر روزی دستت برسد برای شهرت چه می کنی؟

ترجیح می دهم روی فرهنگ شهرم کار کنم. برخی نقاط شهر ما از نظر فرهنگی بسیار فقیر است و هنوز جایگاه علم و دانش آن گونه که باید، شناخته نشده  با وجودی که در آیات و روایات هم خیلی به کسب علم تاکید شده است. مثلا در محله آدریان بعضی از نوجوانان در دوره راهنمایی و حتی ابتدایی ترک تحصیل کرده و به کار و خصوصا مشاغل کاذب رو می آورند که به عقیده من خانواده ها در این زمینه مقصرترند تا خود فرزندان.  ادامه تحصیل درختیست که اگرچه دیر به ثمر می نشیند اما به بار نشستنش تضمینی است.

با این حساب نباید این همه تحصیل کرده بیکار داشته باشیم؟

اگر پا در وادی تحصیلات عالیه گذاشتی از همان ابتدا باید با این هدف باشد که از دیگران متمایز باشی یعنی اینکه یک قدم جلوتر حرکت کنی و این تلاش و کوششی مضاعف می طلبد. مثلا من با معدل 16/85 نفر اول کلاس بودم و این نشان دهنده شرایط سخت ادامه تحصیل در دانشگاه معتبری مثل تهران است در صورتی که در دیگر دانشگاه ها نفر اول کلاس معدل 19 دارد.

شما و برادرتان هم در همین محل زندگی می کردید، چه شد که به فکر ادامه تحصیل افتادید و دنبال کار نرفتید؟

عامل اصلی موفقیتم، برادرم بود. من هم قبل از اینکه برادرم وارد محیط های دانشگاهی بشود مثل بعضی های دیگر در فکر کار بودم اما وقتی برادرم وارد دانشگاه شد روی من تاثیر زیادی گذاشت و وقتی خودم وارد دانشگاه شدم دیدم دنیا خیلی بزرگ تر از محله من و شهر من است.

برای پشت کنکوری ها تدکر یا توصیه دوستانه ای نداری؟

بدانند اگر درس بخوانند پشیمان می شوند، اگر نخوانند هم پشیمان می شوند. اگر نخوانند افسوس نخواندنشان را و اگر بخوانند افسوس اینکه چرا بیشتر نخواندند، موضوع حسادت نیست اما من الان افسوس می خورم که چرا رتبه یک نشدم.

رتبه یک چه کسی بود؟

یکی از هم اتاقی هایم اهل نهاوند همدان. رتبه ششم هم یکی دیگر از هم اتاقی هایم است که سه نفری با هم درس می خواندیم.

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#2 0 همشهری60 29 تیر 1391 ساعت 17:44
دست مریزاد لوایی ها. زنده باشید و موفق و همیشه مایه سرافرازی خانواده و شهر و کشورتان. علی (ع) یارتان.
نقل قول
 
 
#1 0 محسن 22 28 تیر 1391 ساعت 22:38
ایول به بچه های آدریان...و آفرین و ماشاالله به همچین خانواده ای...
از برادر آقا رسول هم گزارشی تهیه کنید....ممنون
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید