امروزدوشنبه, 08 خرداد 1396-- Monday May 29 2017

ساعت 00:55:15

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 05:18:46

رازهای بیت الله

جمعه, 11 شهریور 1390 ساعت 19:26 کدخبر :2269
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : روح الله حاجی حیدری- لیلا پیمانی

همه مذاهب الهی و آسمانی و بسیاری از مکتب های بشری که تکیه گاه اجتماعی داشته اند، انتخاب و تعیین مکانی را به عنوان یک پایگاه خاص جهت انجام برنامه ها و مراسم مخصوص خود لازم می دانسته و وجود آن را برای پیروان خود یک امر مسلم و ضروری تلقی می کرده و جزو اولین برنامه های خود می دانسته اند.

در اسلام مسجد پایگاه اجتماع مسلمانان تعیین شد تا دور هم گرد آیند و علاوه بر عبادت، مشکلات فرهنگی-اقتصادی اجتماعی شان را در پرتوی همین اجتماع، برطرف نمایند. فرصت کوشید تا به مناسبت ماه مبارک رمضان، موضوع مسجد و جایگاهش را طی میزگردی با حضور برخی از فعالان مسجد مورد کنکاش قرار دهد.

 

مسجد؛ هماهنگ با نیازهای جامعه

«بنای مسجد برای پاسخگویی به چه نیازی است؟ مساجد ما الان چه می کنند؟» این دو سوالی است که در ابتدای میزگرد پرسیده شد. میثم بدیحی یکی از جوانان شهرمان است که عضو هیات امنای مسجد می باشد. وی در این زمینه می گوید: «پاسخ به این دو سوال و مقایسه بین آنها، بهترین آسیب شناسی در مورد مساجد است. پیامبر اکرم(ص) اصحاب صفه را در بخشی از ایوان مسجدالنبی اسکان داد. آیا از این اقدام پیامبر باید نتیجه گرفت که بخشی از مسجد را باید به بی خانمانها اختصاص داد یا آنکه نیاز آن روز آن بود و امروز بیاییم و نیازهای خود را در مسجد حل کنیم؟ قطعاً حالت دوم درست است.»

آیت عموشاهی از فعالان مسجد هم در این زمینه می گوید: «باید نیازهای مردم بویژه جوانان را بررسی کرد و براساس آن برنامه های مسجد را تدوین کرد. همین امر اعتمادسازی می کند و در مرحله بعد تبدیل به باور می شود.»

بحث هماهنگی مسجد با نیازهای جامعه یکی از مهمترین موضوعات است، نیازهایی که به اقتضای زمان تغییر می کند و نیاز است مسجد خودش را با این تغییرات هماهنگ کند. شهید مطهری در این زمینه می نویسد: «نگاهی به وضع مساجد نشان مي‌دهد كه بعد از انقلاب، اغلب مساجد خلوت شده است. یكی دلیل این امر این است كه تا قبل از پیروزی انقلاب، مساجد به بهترین نحو، نقش انقلابی خود را انجام مي‌دادند. در آنها همان مسائلی مطرح مي‌شد كه مردم خواستارش بودند؛ اما بعد از پیروزی انقلاب، مساجد خود را با این تغییرها هماهنگ نكردند. اكنون احیای مسجد، بیش از هر زمان دیگر احساس مي‌شود.»

استاد در ادامه نقش اصلی را برعهده روحانیت دانسته و مي نويسد: «لازم است در كنار مسجد، رادیو و تلویزیون هم برنامه‌های مذهبی داشته باشند. حزب اسلامي ‌و كانون‌های تعلیمات سیاسی و مذهبی هم باید به وجود بیایند. مردم از طریق این كانون‌ها، مي‌باید تعلیمات و آموزش‌های سیاسی ببینند؛ اما اگر همه این نهادها، جای مسجد را بگیرند، آن وقت، فاجعه به وجود مي‌آید. راه جلوگیری از این فاجعه، تعطیل این نهادها نیست؛ بلكه این مساجدند كه باید در وضع خود، تجدید نظر كنند و در این میان سهم عمده و نقش اصلی، به دوش روحانیت است. (مجموعه آثار: 24/271)»

منابع مالی مساجد؛

یکی از موضوعات مهم در بحث مسجد منابع مالی مسجد است، بسیار مهم است که منابع مالی مسجد از چه پولی تامین می شود؟ حجت الاسلام کریمی امام جماعت مسجد المهدی و مسجدالرسول در این باره می گوید: «برخی از مساجد، روح انسان را صفا می بخشد و بسیار جو معنوی دارد مثل مسجد جامع اصفهان ولی در برخی از مساجد وقتی انسان وارد می شود حال نماز هم ندارد. مال حلال روی معنویت بسیار اثر می گذارد.»

آیت عموشاهی در این زمینه می گوید: «در اینکه مردم ما خالصانه مالی را که با زحمت و از راه حلال به دست آورده اند خرج مسجد می کنند شکی نیست. ولی متاسفانه گاهی کسانی به مساجد کمک مالی می کنند که مالشان شبهه ناک است. هدف آنها هم مهم است؛ چرا که برخی از آنها خالصانه این کار را انجام می دهند و برخی هم اموال شبهه ناکشان را به مسجد می دهند تا سرپوشی باشد بر تخلفاتشان. هدفشان هم آن است که وجهه ای کسب کنند. همین موضوع، روی روح مسجد اثر می گذارد.» آری؛ شاید به همین است که قرآن کریم در سوره توبة آیه 18 تاکید می کند: (مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و نماز برپا داشته و زكات داده و جز از خدا نترسيده‏اند.)

نقش روحانی مساجد

بی تردید نقش روحانی به عنوان محور یک مسجد در جذب و پویایی مسجد بسیار موثر و تعیین کننده است. اما روحانی موفق چه شاخصهایی باید داشته باشد؟ حاجیان در این زمینه می گوید: «یک روحانی موفق روحانی است که مردمی باشد، ساده زندگی کند، به آنچه خودش می گوید عمل کند.تنگ نظر نباشد.» بدیحی نیز اضافه می کند: «یک روحانی موفق باید براساس نیازهای روز سخنرانی کند، به گونه ای که مردم حل مشکلاتشان را در لابلای سخنان روحانی جستجو کنند.»

ساده زیستی روحانیون از نگاه امام خمینی

ساده زیستی روحانیون در جذب مردم به مسجد بسیار مهم است. حضرت امام خمینی در این زمینه می فرماید: «اگر روحانیون از آن زی [زندگي] که مشایخ ما در طول تاریخ داشته اند و ائمه هدی سلام اللَّه علیهم داشته اند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد، و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد. اینهایند که اسلام را معرفی می کنند و به پیش می برند و از اول هم همین طور بوده»

خادمان مساجد

خادمان مساجد یکی از عناصر مهم مسجد هستند که عموماً در نظر گرفته نمی شوند. میثم حاجیان از فعالان فرهنگی مسجد در این زمینه می گوید: «بخواهیم یا نخواهیم نوجوانی که وارد مسجد می شود به اقتضای سنش شیطنت دارد و نمی شود از او انتظار داشت مانند یک مرد جاافتاده برخورد کند. خادمان مساجد عموماً از نظر سني متعلق به نسل هاي قديمي تر هستند و شرايط تازه و نيازهاي جديد مساجد برايشان قابل پذيرش نيست يا كمتر هست. گاهی برخورد نامناسبی با نوجوان و جوان می کنند و او را از مسجد فراری می دهند. باید فرهنگ انتخاب خادم را تغییر داد و از سوی دیگر مسائل مالیش را هم حل کرد تا یک خادم جوان و بانشاط را برای مسجد انتخاب کرد.»

جوان و مسجد

به هر حال از اقتضائات جوانی آن است که توانایی هایش را به منصه ظهور و بروز برساند. یکی از آسیبهایی که برخی از مساجد را تهدید می کند آن است که به جوانان و نوجوانان جولان داده نمی شود. میثم بدیحی در این باره می گوید: «گاهی دوستی چند نفر در یک مسجد، فضای مشورتی مسجد را تحت شعاع قرار می دهد. این گروه بخواهند یا نخواهند نوعی انحصارطلبی را در فضای مسجد ایجاد می کنند. جوانی که وارد مسجد می شود و می بیند بهش بها نمی دهند ممکن است از مسجد فاصله بگیرد.»

روحانی محوری بجای هیات امناء محوری

یکی از بزرگترین آسیبهایی که در دهه اخیر مساجد را تهدید می کند تبدیل شدن مسجد روحانی محور به مسجد هیات امنا محور است. توضیح بیشتر اینکه از قدیم محور هر محلی، مسجد آن محل بوده و محور آن مسجد هم روحانی مسجد بوده؛ روحانی که پشتوانه اش علم و تقوایش بوده است. با گذشت زمان و در دهه اخیر برخی از مساجد به سمتی می روند که هیات امناء، نقش روحانی را محدود به نمازجماعت و حضور سوری در جلسات می کند، محوریت را از روحانی مسجد می گیرد و خود محور مسجد می شود. در جایگاه روحانی می نشینند، برای مسجد تصمیم می گیرند و.... یکی از روحانیون شناخته شهر در این زمینه می گوید: «گاهی توجه به نقش روحانی در مساجد کم شده و برخی مساجد، هیات امنا محور شده اند. هیات امنا به صراحت می گویند که امام جماعت باید نظارت کند ولی دخالت خیر. به عبارت دیگر هیات امناء به روحانی می گویند بیایید یک نمازی بخوانید و در جلسات حاضر باشید ولی دخالت نکنید. می گویند هر چه ما می گوییم شما تایید کن، در این صورت خیلی عزیز هستی! جالب اینجاست که هیات امنای مساجد که باید در مساجد حضور داشته باشند عموماً کمتر به مسجد می آیند، بعضی از آنها هم فقط برای جلسات هیات امناء در مسجد حاضر می شوند!» او به نمونه ای اشاره می کند و می گوید: «یکی از روحانیون تعریف می کرد که من در مسجد پیرامون موضوعی –که به تشخیصم نیاز روز مردم بود- سخنرانی می کردم. جلسه سوم به من گفتند که اگر می خواهی اینها را بگویی مسجد نیا! هیات امناء صراحتاً گفتند ما تو را آورده ایم برای همین هرچه می گوییم باید انجام بدهید.»

وی علت این موضوع را نيازهاي مالي، تبعيت برخي روحانيون از مردم و نتیجه اش را عوام گرایی روحانیون بیان می کند و می گوید: «بخشی از درآمد روحانی از مسجد و هیات امناء تامین می شود. همین نیاز مالی باعث عوام گرایی روحانیون می شود.»

یکی دیگر از روحانیون شهر در این زمینه می گوید: «روحانی در ظاهر رئیس هیات امناء است ولی در بسياري موارد زینت المجالس هستند و عملاً قدرتی ندارند. ما الان روحانی مشهوری در شهر داریم که هم عالم است هم مهذب اما مسجدی ندارد و خانه نشین است!»

عوام گرایی روحانیون از نگاه شهید مطهری

عوام گرایی روحانیون یکی از آفتهایی است که بزرگان زیادی نیز در مورد آن سخن گفته اند. شهید مطهری در موضوع آسیب شناسی روحانیت به این موضوع اشاره می کند و می گوید: «آفتى كه جامعه روحانيت  ما را فلج كرده و از پا درآورده است «عوام زدگى» است. عوام زدگى از سيل زدگى، زلزله زدگى، مار و عقرب زدگى بالاتر است.»

وی ادامه می دهد: «روحانيت  ما در اثر آفت  عوام زدگى نمى تواند چنانكه بايد، پيشرو باشد و از جلو قافله حركت  كند و به معنى صحيح كلمه، هادى قافله باشد. مجبور است در عقب قافله حركت كند. خاصيت عوام اينست كه هميشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پيمان بسته است، حق و باطل را تميز نمى دهد. عوام هر تازه اى را بدعت يا هوا و هوس مى خواند، ناموس خلقت و مقتضاى فطرت و طبيعت را نمى شناسد، از اين رو با هر نوى مخالفت مى كند و هميشه طرفدار حفظ وضع موجود است.»

از نظر شهيد مطهري عوام زدگي منشاء مشكلات و معضلات بزرگ و مهم و بسيار خطرناكي است كه از جمله آن كتمان حقايق و عدم اصلاح و اتخاذ روش و منش غيرعقلايي است: «حكومت عوام، منشأ رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن به هيكل و شيوع عناوين و القاب بالابلند در جامعه روحانيت ما شده كه در دنيا بى نظير است. حكومت عوام است كه آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و مى كند.»

استاد ادامه می دهد: «روحانيت عوام زده ما چاره اى ندارد از اينكه آنگاه كه مسئله اى اجتماعى مى خواهد عنوان كند، به دنبال مسائل سطحى و غير اصولى برود و از مسائل اصولى صرفنظر كند، و يا طورى نسبت به اين مسائل اظهار نظر كند كه با كمال تأسف علامت تأخر و منسوخيت اسلام به شمار رود و وسيله به دست دشمنان اسلام بدهد.»

شهيد مطهري پس از بيان تبعات عوام زدگي، آن را معلول نظام مالي مي داند و می نویسد: «در حال حاضر جريان سهم امام شبيه اينست كه فى المثل دولت مالياتى براى تأمين زندگى فرهنگيان وضع كند و خود آنها را مأمور كند كه با جلب  نظر و تحبيب مردم اين بودجه را وصول كنند و هركس به هر اندازه مى تواند از مردم بگيرد، لكن وجدانا موظف است كه زائد بر احتياجات شخصى خود را به ديگران بدهد. بديهى است كه در اين صورت وضع فرهنگ و تعليم و تربيت به چه شكلى در مى آيد. آن معلمين بچه ها را آنطور تعليم و تربيت مى كنند كه پسند خاطر اولياء اطفال كه نوعا عوام هستند باشد. اين طرز عمل سبب مى شود كه عوامفريبان آنها جلو بيفتند و صاحبنظران و اصلاح طلبان فرهنگى حذف  شوند، بازار رياكارى و مجامله و كتمان حقايق و ظاهرسازى و بالاخره همه معايبى كه با جلب  عوام بستگى دارد در ميان آنها رائج گردد. اين طرز عمل سبب مى شود كه معلم به اولياء اطفال به چشم يك «مستغل» بنگرد و همه تدابيرى كه يك صاحب ملك يا صاحب  كارخانه اى در بهره بردارى براى سود بيشتر به كار مى برد او در مورد اولياء اطفال به كار ببرد. هم مفاسد جلب عوام پيدا خواهد شد از قبيل ريا و ظاهرسازى و كتمان حقايق و گدا مسلكى، و هم مفاسد تقسيم نشدن عادلانه ثروت  از قبيل كينه ها و دشمنيها و عقده ها و بدبينى ها.»

سادگی مسجد

شاید یکی از ریشه های کنار زدن روحانی مسجد و قدرت گرفتن هیات امناء را بتوان در تجملاتی شدن مساجد جستجو کرد. تجملاتی شدن مساجد و اصطلاحاً زرق و برق دار شدن مساجد، موجب بالا رفتن هزینه نگهداری آن می شود؛ هزینه ای که گاهی  پرداخت آن از توان مردم عادی و نمازگزاران خارج است. اینجاست که نگاهها به سمت سرمایه داران خیره می شود و اصطلاحاً دست به دامن آنها می شوند. همین موضوع نقش سرمایه دارانی که در قامت هیات امناء ظاهر می شوند را پررنگ می کند و نفوذ کلامشان را افزایش می دهد. حجت الاسلام کریمی در این باره می گوید: «از نظر اسلام، زینت کردن مساجد به مادیات کراهت دارد گرچه زیورآلات معنوی خیلی خوب است. در خمینی شهر برخی از متولیان مساجد که وضع مالی خوبی دارند مسجد را تجملاتی می سازند، بدون اینکه به تبعات آن فکر کنند. این یک عیب بزرگ است.»

امام خمینی(ره): شديداً از زرق و برق ساختمان‌هاي مساجد اسلام آمريکايي جلوگيري شود

حضرت امام خمینی(ره) از جمله بزرگانی اند که صراحتاً خطر مساجد اشرافی را گوشزد می کنند و مساجد اسلام آمریکایی را دارای این ویژگی می نامند. ایشان در این زمینه در تاریخ 23 آبان سال 67 در پاسخ به درخواست ائمه جمعه تهران برای ساخت مصلی در مکان فعلی چنین دستور فرمودند:  «سادگي مصلا بايد يادآور سادگي محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شديدا از زرق و برق ساختمان‌هاي مساجد اسلام آمريکايي جلوگيري شود. خداوند تمامي دست اندر کاران برپاکننده مساجد الله را تاييد فرمايد.»

***

آیت ا... جوادی آملی: تزيين مساجد، مورد نكوهش ائمه اطهار(ع) بوده است

آیت ا... جوادی آملی هم درخصوص اهمیت سادگی مساجد و پرهیز از تزیین آن می فرمایند: «تزيين مساجد، امري است كه مورد نكوهش ائمه اطهار(ع) بوده و زماني كه حضرت ولي‌عصر(عج) ظهور كنند اين تزيينات را از بين مي‌برند.»

این مرجع تقلید ادامه می دهد: «تامين امكانات مساجد با تزيين آن متفاوت است، بعضي‌ها در مساجد به تهيه امكاناتي روي مي‌آورند كه هرگز در هيچ يك از روايات، ثوابي براي آن قائل نشده‌اند.»

ایشان تاکید می کنند: با جهل علمي و جهالت عملي مساجد را نمي‌شود اداره كرد، لذا بايد تلاش كنيم از افراد عالم كه به دستورات الهي عمل مي‌كنند استفاده شود. در مساجد بايد مغزهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي كه داراي روح پاكي باشند، براي نظام تربيت شوند.»

***

رئیس ستاد اقامه نماز کشور: از زينت آلات و تجملات مساجد كاسته شود

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور هم با انتقاد از افزایش تجملات در مساجد تاکید می کند: «در مساجد از زينت آلات و تجملات كاسته شود و به معنويت آن افزوده شود.» وي در ادامه موضوع تجملاتی شدن مسجد را از موضوع زیباسازی مساجد جدا کرده و در این زمینه می گوید: «زیباسازی مساجد باید طبق اصول قرآن و نهج البلاغه باشد، اصل زیباسازی مساجد باید بر مبنای نظافت، بوی خوش و محکم بودن بنای مساجد باشد.» قرائتی، نقدی هم به محدود شدن برخی مساجد به مراسمهای ترحیم می زند و می گوید: «مساجد الان به غمكده‌اي براي برگزاري مراسم هفتم و چهلم و عزا تبديل شده و لازم است مسائل شاد نيز در مساجد باشد.»

 

گفتاری از استاد حیدر رحیم پور ازغدی؛

مساجد اسلامی- مساجد آمریکایی:

اگر بنویسم بسیاری از مساجد امروز شهرهای بزرگ ایران به مسجد ضراری که رسول خدا فرمان به تخریب آن را داد شباهت بیشتری از مسجدالنبی و مسجد کوفه و حتی مساجد جامع پیشین دارند، تند رفته ام لیکن مرکبی که نوشیدن آن برای قلمم از شیر مادر حلالتر است مرکبی است که بنویسد  بیشترین مساجد شهرهای بزرگ ایران بخصوص آنانیکه پس از انقلاب ساخته و پرداخته شده مساجدی آمریکایی پسند است و به درد تبلیغ اسلام آمریکائی می خورد نه نشر فرهنگ اسلامی و تبلیغ سنت های نبوی و علوی و به اقتضاء ساختاری، توان حل مشکلات اسلام قرآنی را ندارند چه از نظر کاربردی و سیره، به کلیساها شباهت بیشتری دارند زیرا بزرگترین مشخصه مساجد اسلامی چنانچه در صدر اسلام معمول بوده و امام انقلاب ما فرمود ، این است که...

ویژگی مساجد اسلامی

مساجد سنگر کهن همه پیروزیها می باشد و جایگاه تبلیغ اسلام ناب محمدی -ص- و خانه دوم مردم و درب مساجد اسلامی همیشه بر روی مردم باز و بجز بر حیوانات و آدمهای نجس و کافر و جنب بر کسی بسته نبودند و مساجد بجز هنگام نماز جماعت همیشه محل فیض بوده است و نه تنها طلاب بلکه هر اهل علم و مطالعه ای مساجد را بهترین محل مباحثه و درس و بحث و مطالعه می دانستند و مساله گویان در گوشه ای به مساله گفتن می نشستند و هر کسی که کاری نداشت پای مساله می نشست و هر کسی که بانی خیری بود مسجدی را برای خیرات برمی گزید و هر کسی تعزیه ای داشت مردم را به مسجد دعوت می کرد و اگر محله نیازی به انجمن مردم داشت مسجد محله را بعنوان پایگاه برمی گزیدند و اگر ماجرا بزرگتر بود مردم شهر را به مسجد جامع دعوت می کردند. سخن کوتاه؛ براستی که مساجد پایگاه رسمی همه گونه اجتماع مفید و مردمی مسلمانان بود و بی پناهان و غریبان و درماندگان و ابن سبیل مسجد را بزرگترین پناهگاه خود می دانستند و چون نماز جماعت تمام می شد چشمان تیز مومنان به جستجوی درمانده روز به این سو و آن سو می چرخید و قلبها یکدیگر را هدایت می کردند و مومنان، بی سر و صدا مشکلات درماندگان را حل می کردند و ابن سبیل را به خانه دعوت می کردند. تا پیش از اینکه مساجدمان مبلغ اسلام آمریکائی نشده بودند سبک و سیره مومنان همان سبک و سیره مومنان صدر و برخوردها به گونه برخورد مهاجرین و انصار بود.

ویژگی مسجد آمریکایی

لیکن در مساجد آمریکائی که ناشر اسلام آمریکائی می باشند هیچ یک از این کارها پذیرفته نیست. ابتدا باید دانست که مساجدشان آنچنان متجمل و محل نشست ها چنان مشخص است که فقیر و غریب جرئت ورود به آنجا و نشستن در ردیف اعیان را ندارد و فقط گدایان معتاد و کفش دزدان با وجود ده ها مراقب، جسارت ورود و خروج به این مساجد را دارند. این مساجد کلیسا گونه است و درب آنها فقط هنگام عبادت به روی معتادان به نماز باز و بسته می شود و همینکه نماز تمام شد مردمش از مسجد می گریزند و اگر نگریزند عده ای به آنها تذکر می دهند چه مسجد پس از اتمام نماز به اجاره کسی داده شده و مستاجران عجله دارند که برای پذیرایی از میهمانان خود به آرایش و آلایش بیشتر مسجد و نصب پرده ها و شعارها بپردازند و ظرفهای میوه و شیرینی را بچینند و بلندگوهائی را نصب کنند که مداحشان با فریاد و غرشهای دیوگونه به مدح بانیان مجلس بپردازد و تار و پود مردم را تکه و پاره کند و گاهی هم با دلی چند آیه قرآن بخواند و اگر هم به طور اتفاقی مسجد مستاجری نداشته باشد و به اجاره داده نشده باشد خادم محترم با زمزمه و چشم و ابرو، مردمی را که هنوز نمازشان تمام نشده را وامی دارد که به عجله نمازشان را تمام کنند و اگر دیر بجنبند متلک بارشان می کند! و یک طرف درب مسجد را می بندد و چراغها را خاموش می کند و در هر ثانیه چند بار یا الله یا الله می گوید و اگر روز است هنوز خورشید به وسط آسمان نرسیده است درب مسجد بسته می شود و اگر شب است هنوز مغرب به کمال سیاه نگشته درب بسته است و البته این کم اتفاق می افتد زیرا مردم برای گرفتن نوبت اجاره دست و پا هم می شکنند.

مسجد آمریکائی یعنی همان مساجدی که یا درب آنان بسته است و یا بگونه ای عبادت می شود که آمریکا بپسندد ، مساجدی که هرگز در آنان از فرهنگ اصیل نبوی و علوی و نشر عدالت سخن گفته نمی شود، مساجد اعیان، مساجد امویان و مساجد عباسیان و کپی کلیسا و به زبان روز مساجد تبلیغ اسلام آمریکایی .

یک خاطره

چندی پیش یکی از انقلابیون مارکسیسم که پیش از پیروزی انقلاب در پاره ای امور با هم رفاقت و همکاریهایی داشتیم برای تحقیر من و انقلابی که به آن دل بسته بودم نه برای خدا و رفع حاجت حاجتمندی ، دست جوانی را در دست داشت و به سراغم آمد و به او گفت : ایشان از شخصیتهای انقلاب و تئوریسین های این انقلاب می باشند و دستشان باز است ، حاجت خود را از ایشان بطلب و جوان ابتدا گریه کرد و آشنای مارکسیست مرا خنداند و پس از آن به درد دل نشست . من پسر فلانی می باشم و در همین محله به دنیا آمده ام و از روزیکه به خاطر دارم پدرم در همین مسجد نماز می خوانده ، حالا سه روز است که فوت کرده و آنچه می کوشم جائی برای گرفتن تعزیه نمی یابم . خانه مان هم آپارتمان کوچکی است به فرض بزرگ هم که باشد مالک حتی به رفت و آمد سه نفر هم معترض است ، هیئت امناء مسجد هم می گویند اجاره مسجد برای سه ساعت این قدر می شود ، درست به اندازه حقوق دو برج پدرم ، وامانده ایم چه کنیم ، مادرم دارد دق می کند و آن منافق هر لحظه با کلامی بر پیاز داغ آش می افزود ، به هر مسجد دیگر و هر کجا که می روم اجاره اش سنگین است و بالاخره خندید و گفت : می خواستید انقلاب اسلامی نکنید ، پیش از انقلاب که مساجد اجاره ای نبود ! من وجه اجاره را به جوانک که گوشت در گونه نداشت دادم و گفتم به شرط اینکه میوه و شیرینی در مسجد نچینید و به منافق گفتم : لامذهب ! آیا مومنان مسجد ساز می باشند یا مسجد به اجاره داده و مسجدبرانداز اند !؟ آیا این ما بودیم که وضع را چنین گردانیدیم یا شما منافقان که هر کجا قرار است اسلام خودنمائی کند شمایان ابن ملجم هائی را می آفرینید و علی ها و بهشتی های اسلام شناس را ترور می کنید و مساجد ما را تحویل کسانی می دهید که اسلام آمریکائی را ترویج کنند و اسلام علی برانداز را ترویج نمایند و او کاملا موافق بود ، چه رند و با مطالعه و با شعور است و خوب می داند که اگر اسلام علوی خود را نشان دهد مارکسیسم رنگ می بازد و اگر چنانچه هست، اسلام آمریکائی اندکی چاق تر گردد بی شبهه مردم اسلام نشناس دگربار به مارکسیسم پناه می برند چه اسلام آمریکائی بزرگترین دشمن اسلام علویست و من هنگامی شکست را در برابر آشنای مارکسیسم پذیرفتم که دیدم اسلام دولتی و حکومتی ما هم اسلام ناسیونالیزم وطنی گشته است و سحرگاهان نه تنها از هیچ مسجدی صدای اذان بلند نمی شود که گستاخی متجاوزان به فرهنگ اسلام قرآنی به اینجا رسیده است که تلویزیون مشهد اذان صبح را نمی گوید و نیم ساعت پس از گذشن از وقت اذان مشهد ، اذان صبح تهران از تلویزیون ما پخش می شود تا که اسلاممان ناسیونالیستی و وطنی و تهرانی باشد .

 

مسجد از نگاه خمینی شهریها

«شهید آیت الله شاه آبادی وقتی وارد روستای فشم شد و سراغ مسجد محل را گرفت با مکانی متروکه روبرو شد که فقط 2 روز طول کشید تا بتوانند درش را باز کنند، کف مسجد به قدری پستی و بلندی داشت که به عنوان مصلی قابلیت استفاده نداشت اما ایشان به همراه پسرش تا یک ماه به تنهایی به این مسجد می رفتند و هیچ کس برای اقتدا در مسجد حاضر نمی شد. شهید شاه آبادی جانب احتیاط را رعایت می کرد و به خاطر نا همواری زمین مسجد نمازهایش را در خانه اعاده می کرد اما مسجد رفتن را تعطیل نکرد. کم کم رفت سراغ پهلوان جوان محله و با جوان های دیگر روستا هم آشنا شد، همسرش برایشان غذا می پخت و حاج آقا و دوستان جدیدش می رفتند کوه و اینگونه پایشان را به مسجد باز کرد.»

این خاطره مقدمه ای شد تا وارد جامعه شویم و مسجد را از نگاه مردم بنگریم.

اگر یک روز امام جماعت بشوم...

امیرحسین 12 سال بیشتر ندارد. از او در مورد مسجد می پرسم، می گوید: «اگر یک روز امام جماعت بشوم سعی می کنم که به موقع بروم برای نماز، با سواد باشم تا بتوانم به همه سوالات بچه ها جواب بدهم و اردوی تفریحی می گذارم و همراه بچه ها می روم.»

البته همین الانش هم توی شهرمان از این امام جماعت های خوش فکر و پر همت کم نداریم که بزرگترها که هیچ نوجوانان زیادی را هم پابند خانه خدا کرده اند.

یک توپ تنیس تا کجا بالا می رود؟ 

اصلا خوبش را بخواهید از وقتی مساجد و حسینیه ها پایگاه برگزاری کلاس هنری و ورزشی شدند خیلی از نوجوان ها را جذب کردند، البته این نکته مهم را از قلم نیندازم که بعضی وقت ها رفتارهای نادرست بعضی نمازگزارها و بعضی خادمان و دست اندرکاران مسجد باعث آزردگی خاطر دیگران می شود و چه بسا همین رفتارها آنان را از مسجد دلزده کند. مثلا همین خانم 25 ساله ای که می گوید: «از بچگی می رفتم مسجد اما الان حدود 6-5 ماه است که با تمام علاقه ام به آن فضا، پایم را آن جا نگذاشته ام، از رفتارها و کنجکاوی ها و سوالات بعضی خانم ها بدم می آید، یا می خواهند بدانند کی هستی؟ و از کجا آمده ای و چند سالت است؟ و یا از در که وارد می شوی برایت تعیین تکلیف می کنند که کجا بنشینی و کجا بروی... حتی یکبار پیرزنی چنان محکم زد به کمرم که مثلا به من بفهماند بروم صف جلوتر بایستم که باور کنید هرگز یادم نمی رود.»

خانم رضایی یک خاطره بد دیگر هم دارد: «تازه تکلیف شده بوده است که یک روز می رود مسجد و می ایستد صف اول و یک جای نماز دچار اشتباه می شود و پشت سری هایش که معلوم نیست چرا توی نماز حواسشان به دیگران بوده، نماز تمام شده  ونشده چنان تحقیر و سرزنشش می کنند که آن نماز می رود جزو بدترین خاطراتش.»

چه کسی جانشین ما می شود؟

خانمی که دختر بچه 7 ساله اش را برده بود کنار خودش توی صف تا نماز بخواند در جواب پیرزنی که الا و لابد می گفت دخترت نباید توی صف بایستد، نماز ما اشتباه می شود حرف قشنگی زد: «فردا که من و شما از این دنیا می رویم اگر همین دختر من نیاید جایمان را بگیرد که مسجدخالی می ماند، چرا با رفتارهایتان بچه ها را نسبت به مسجد و نماز بدبین می کنید؟!»

این مادر جوان کسی است که خودش در ایام کودکی بسیار مورد این بی مهری ها قرار می گرفته است و یکبار در حال سجده چنان نیشگونی از دستش گرفته اند که می گوید هر کار می کنم نمی توانم آن زن را ببخشم.

خادمان امام رضا(ع)

صحبت هایم با مردم در این چند روزه به من ثابت کرد که خدا را شکر دارد دور این حرف ها و سالاری ها تمام می شود و توی بعضی از مساجد اصلا بچه ها خودشان دست اندر کارند: اذان می گویند، پذیرایی می کنند...

سامان فروتن زاده  13 ساله می گوید: «من از بچگی با پدر و مادرم می رفتم مسجد. هر وقت نوبتم بشود اذان می گویم. حتی گاهی اشتباه هم می کنم اما هیچ کس برخورد بدی نمی کند. خادم مسجد جوان است و به بچه ها مسوولیت می دهد مثلا سامان مسوول چیدن رحل های قرآن است، نماز و قرآن هم که تمام می شود می روند توی زمین فوتبال مسجد و یک دل سیر بازی می کنند.»

الهه محمدی هم از آنهاست که بچگی هایش پر از مسجد بوده است مخصوصا شب های ماه رمضان اما هر چه بزرگتر شده از مسجد گریزان شده است و حالا که مادر یک بچه 3 ساله است احساس می کند مسجد جای خانم های جا افتاده ای شده است که می خواهند سر از کار این و آن دربیاورند، برای خانم محمدی خیلی مهم است که نمازش را به که اقتدا کند، می گوید: «امام جماعت مسجد محل ما پا توی سن گذاشته است و دارد توانایی لازم برای امامت را از دست می دهد.» خانم محمدی حالا که از روزهای کودکیش فاصله گرفته فقط وقتی می رود مشهد نماز جماعت می خواند چرا که آن جا نه کسی می گوید چرا بچه ات گریه کرد؟ و نه کسی کاری دارد که تو دختر کی هستی؟ و عروس کدام خانواده؟»

خانم رجبی هم همین را می گوید: «8-7 سال پیش با پسر کوچولویش رفته است مسجد، در بین نماز  بچه گریه می افتد و چنان از جانب دیگران مورد اعتراض قرار می گیرد که تا حالا که بچه دومش 4 سال دارد دیگر رنگ مسجد را ندیده است.»

از نظر خانم رجبی مسجد جای خانم بچه دار نیست مگر اینکه مساجد امکاناتی مثل مهد کودک داشته باشند یا اسباب بازی هایی برای بچه ها در نظر گرفته شود حداقل برای ایام خاص مثل ماه رمضان و ماه محرم تا مادران جوان هم از فیوضات این ماه ها بی بهره نمانند.

خانم حاجیان 26 ساله هم خیلی دوست دارد در نماز جماعت مسجد شرکت کند اما چون شاغل است خیلی کم می شود وقتش را پیدا کند.

خانم حاج باقری هم هر وقت دلش می گیرد می رود مسجد دلش باز می شود اما از آن جا که یک پسر کم توان ذهنی دارد نمی تواند در برنامه های مسجد شرکت کند.

نیم ساعت جریمه

زهره خسروی 20 ساله هم با وجودی که یکبار در کودکی کفش عیدش را در مسجد ربودند و چون دیر به خانه رسیده بود پدرش نیم ساعت او را در حیاط نگه داشت و اجازه نداد برود داخل ساختمان اما همچنان مشتری خداست و هر وقت که بتواند بی برو برگرد می رود مسجد.

زهره احمدی 20 ساله هم حسابی اهل مسجد و نماز جماعت است اما می گوید: «زمانی که کاشان درس

می خواندم هر سه وقت توی خوابگاه اذان صدا و سیما پخش می شد و صبح ها ما به عشق شنیدن صدای اذان اول وقت از جا بلند می شدیم و می رفتیم مسجد دانشگاه اما حالا موذن مسجد محل ما اصلا صدای خوبی ندارد و ما فقط منتظریم اذانش هر چه زودتر تمام بشود. چرا قدیمی ها این امور را به جوان ها و نوجوان ها نمی سپارند؟»

جلال مختاریان 15 ساله خوزستانی که ماه رمضان را مهمان خمینی شهر است هم معتقد است که چقدر خوب می شود اگر بزرگترها مسوولیت ها را به نوجوانان بسپارند. آقای مختاریان را وقتی دوم دبستان بود معلمش به شرکت در مسجد تشویق کرد و او تا حالا همچنان به سفارش معلمش عمل می کند.

علی عکاسی 13 ساله هم یکی دیگر از خوزستانی هایی است که ماه رمضان را مهمان پدربزرگ و مادربزرگش شده. آقای عکاسی را وجود کلاس های فرهنگی و عقیدتی مثل" جُنگ های تبلیغاتی" و کلاس های" یار مهربان" و "سوال های جذاب و جواب های جذاب تر" به مسجد کشانده اما حالا اینقدر علاقمند شده است که این کلاس ها باشد یا نباشد، نماز جماعتش ترک نمی شود حتی حالا که مهمان شهر ماست.

مسجد یک رسانه است

اینها که نام بردیم همه جوان ها و نوجوان های شهر ما نبودند، از مساجد شهری که بیش از 60 درصد جمعیتش جوان هستند بیش از این ها انتظار می رود که مملو از جوانان و نوجوانان باشد، اگر مسجد ما به عنوان مهم ترین پایگاه تبلیغ در برابر تهاجم فرهنگی کارش را درست و دقیق انجام می داد که مشتری های ماهواره و غیره و غیره هر روز بیشتر نمی شد.

علی آقا محمدی از شخصیت های فرهنگی شهر می گوید:  "مسجد به عنوان یک رسانه می تواند بسیار موثر باشد، هیچ کس فطرتا از مسجد بدش نمی آید مگر اینکه ما با رفتارهایمان مانعی ایجاد کنیم."یادمان نرود که مسجد یک روزی در زمان پیامبر اکرم (ص) کانون فعالیت های عقیدتی، اجتماعی، سیاسی و حتی علمی مردم به شمار می رفت. یادمان نرود که پیامبری که همواره رعایت حال سالمندان را می کرد و رعایت حقوق مردم برایش خیلی اهمیت داشت به خاطر بازیگوشی های یک بچه سجده اش را طولانی تر از همیشه کرد که مبادا به بچه بد بگذرد آن وقت بعضی خادمان ما بر سر بچه هایی که توی حیاط مسجد بازی می کنند داد و بیداد راه می اندازند!

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید