امروزدوشنبه, 04 بهمن 1395-- Monday Jan 23 2017

ساعت 04:27:44

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 10:15:57

 گوشت است یا گربه؟
دست چین

گوشت است یا گربه؟

یکشنبه, 17 شهریور 1392 ساعت 08:46 کدخبر :5948
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
حکایتی در مثنوی مولوی نقل شده که حاوی نکات ظریفی از جمله توسل افراد حیله گر به دروغ های واضح و آشکار و بیان مطالب متضاد است.
مردی زنی دارد از جنس افراد حیله گر و مرد از رفتارهای او به ستوه آمده و درمانده شده است:
 
بود مردی کدخدا او را زنی / سخت طناز و پلید و رهزنی
 
هر چه آوردی تلف کردیش زن  /  مرد مضطر بود اندر تن زدن
 
روزی مرد میهمانی دعوت کرد و برای پذیرایی از او گوشت خرید و به خانه آورد اما زن گوشت ها را خورد و چیزی برای مهمان آماده نکرد.
 
بهر میهمان گوشت آورد آن معیل (1)   /   سوی خانه با دو صد جهد طویل 
 
زن بخوردش با کباب و با شراب  /   مرد آمد گفت دفع ناصواب
 
مرد گفت میهمان می آید لازم است برای او طعامی تهیه کنیم گوشتی که خریدم کجاست؟ 
 
مرد گفتش گوشت کو مهمان رسید  /   پیش مهمان لوت (2) می باید کشید
 
زن در جواب گفت: گوشت ها را گربه خورد، برو اگر هست دوباره بخر.
 
گفت زن این گربه خورد گوشت را   / گوشت دیگر خر اگر باشد هلا (3)
 
مرد که این وضع را دید و سابقه حیله گری زن را داشت فکری کرد تا بتواند دست زن را رو کند پس ترازویی آورد و گربه را وزن کرد.
 
گفت ای ایبک ترازو را بیار   /  گربه را من بر کشم اندر عیار
 
وزن گربه نیم من بود در حالی که گوشتی که مرد خریده بود یک سیر از نیم من بیشتر بود.
 
بر کشیدش بود گربه نیم من   /   پس بگفت آن مرد کای محتال (4) زن 
 
گوشت نیم من بود افزون یک ستیر (5)/    هست گربه نیم من هم ای ستیر 
 
این اگر گربه است آن گوشت کو   /  ور بود این گوشت گربه کو بجو
 
اینجا بود که تضاد و دروغ گویی زن بر ملا شد و مرد گفت حالا که گربه نیم من است و گوشتی که من خریدم هم نیم من آن چه من وزن کردم یا گربه است یا گوشت هر دو با هم نمی شود و این تضاد را برای من حل کن و شاید مولوی این گونه توجه ما را به دروغ هایی که تضاد های آشکار در آن است و نیز تضادهای درونی خود جلب می کند.
 
پاورقی ها
 
1- عائله دار
 
2- خوردنی، طعام
 
3- ای
 
4- حیله گر
 
 5-واحدی برای وزن
 
مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید