امروزسه شنبه, 10 اسفند 1395-- Tuesday Feb 28 2017

ساعت 07:46:42

آخرین به روز رسانی : سه شنبه 08:06:30

جایزه هزار تومانی به خاطر سوت بلبلی
نگاهی به کتاب «سید بلبلی»

جایزه هزار تومانی به خاطر سوت بلبلی

سه شنبه, 16 شهریور 1395 ساعت 10:23 کدخبر :10547
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : لیلا پیمانی

کنگره شهدای خمینی شهر موفق به نشر کتاب «سید بلبلی» به کوشش حجت شاه محمدی و بر اساس خاطرات سیدعلی موسوی یکی از رزمندگان و جانبازان شهر درچه شد. به گزارش خبرنگار فرصت آنلاین، این کتاب 420 صفحه ای مانند دیگر کتاب های کنگره، در قطع رقعی و توسط نشر ستارگان درخشان منتشر شده است.
شناسنامه کتاب، از مهدی ابوالحسنی و عباس اسماعیلی به عنوان ویراستاران علمی نام می برد و از عبدالحمید امانی به عنوان صفحه آرا و طراح جلد.
اگرچه نویسنده در این کتاب از شیوه تک گویی ساده بهره برده و در واقع به «تعریف» پرداخته و تلاش چندانی برای تصویرسازی از خود بروز نداده اما در عین حال به خوبی توانسته است شخصیت قهرمان داستان را در ذهن خواننده بپروراند خصوصا که گاه در دیالوگ ها از لهجه درچه استفاده کرده است. گذشته از آن یکی دیگر از نکات برجسته که به جذب مخاطب و نگهداشتن او کمک بسیاری می کند روانی متن است.

seyyed bolboli
طرح خاطرات زیبایی مثل ماجرای پیوستن 30 شیعه عراقی به رزمندگان ایران، اسکناس هزار تومانی که نماینده امام در جبهه به خاطر سوت بلبلی به سیدعلی داد، ماجرای گم شدنش در ساحل زاینده رود و... خواننده را سطر به سطر به دنبال خود می کشاند.


سید بلبلی که به دلیل توانایی در زدن سوت بلبلی میان رزمندگان به این نام مشهور شده از سادات موسوی درچه و به گفته خودش روستایی زاده است. توصیفات زیبای نویسنده از کودکی و زادگاه سید بلبلی جذاب و خواندنی است:
«... یادم هست آن موقع که کودک خردسالی بیش نبودم اطراف این امامزاده پوشیده از درختان بلند چنار و توت های شیرینی بود که محله را باصفا می کرد. وقتی باد لابلای درختان می پیچید، از گوشه ای از آن حوالی صدای سوت آرامی را می شنیدم. صدا به شکل عجیبی با روح من بازی می کرد و من هم با تکیه به دیوار خشتی خانه پدربزرگم که دیوار به دیوار امامزاده بود، لب هایم را جمع می کردم و هوای دهانم را از میان آنها بیرون می فرستادم...»


نویسنده در ادامه با ذکر خاطراتی مثل ویراژ دادن های سیدبلبلی با موتور و ماجرای درگیری او با اراذل و اوباش محل و استفاده از نانچیکو در این دعوا سعی کرده است داستان را از فضاهایی که رزمندگان را دور از دسترس و انسان هایی متفاوت با بقیه جلوه می دهد، دور نگه دارد و انس و الفت خواننده را با قهرمان داستانش به جهت احساس نزدیکی و همذات پنداری بیشتر کند:
«... پدر موتور را خریده بود تا در کارهای کشاورزی و دامداری کمک حالش باشم اما من عاشق سرعت و ویراژهایش بودم. طی همان روز بارها خیابان ها و باغات اطراف درچه را زیر پا گذاشتم...»


متنی که برای پشت جلد انتخاب شده در همان وهله اول از عنوان کتاب گره گشایی می کند تا خواننده دریابد که سوت بلبلی قهرمان داستان درعملیات فاو چقدر گره گشا بوده است:
«... همین که آماده حمله شدیم، صدای سوت سید بلبلی را شنیدم. از محمودآبادی خواستم دست نگهدارد و به صدای سوت بلبلی گوش بدهد و سمتش را پیدا کند. اگر صدای سوت سید نبود، ما قبل از نیروهای عمل کننده شلیک می کردیم و بچه ها تو دردسر می افتادند... صدای سوت سید دو جا به درد خورد یکی ابتدای کار که بچه های لشکر همدیگر را بشناسند و یکی هم موقعی که ما می خواستیم حمله کنیم...»


عکس زیر این متن نیز سیدعلی موسوی را در لباس غواصی با پرچمی سبز در دست نشان می دهد. عکس روی جلد اما ستونی از رزمندگان را نشان می دهد که لباس غواصی به تن دارند و در حال رفتن به جلو هستند و حاج حسین خرازی رو به عکس و درست در نقطه طلایی آن قرار گرفته است اما اثری ازقهرمان داستان نیست. بعید به نظر می رسد عکس مذکور که در کادری قرمز رنگ قرار گرفته و همخوانی چندانی با ردیف آبی رنگ حاشیه جلد ندارد قادر باشد خواننده را به عمق محتوای غنی و جذاب کتاب ببرد. به طور کلی به نظر می رسد کنگره شهدا به دلیل فشار کاری نتوانسته آنطور که باید روی فرم کتاب ها سرمایه گذاری کافی بکند تا کتاب ها مشتری خودش را پیدا کند این در حالیست که در دنیای امروز که آمار طرفداران کتاب و مطالعه بسیار پایین است، بیشترین بار جذب مخاطب روی دوش فرم است تا محتوا.


گفتنی است کنگره شهدای خمینی شهر در حالی که کمتر از دو ماه دیگر تا برگزاری اجلاسیه ملی شهدا فرصت دارد، به تازگی موفق به نشر 5 عنوان کتاب جدید شده است. «سید بلبلی»، «ملاقات با غریبه ها»، «سلام دایی جون»، «سیدعاشورایی» و «نبرد محرم» عناوین تازه های نشر کنگره شهدای خمینی شهر است.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید