امروزجمعه, 05 خرداد 1396-- Friday May 26 2017

ساعت 10:09:10

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 01:38:52

به فرصت نمره 20 می دهم
یادداشت ها و گفتارهایی از برجستگان وادی علم و ادب و ورزش درباره فرصت؛

به فرصت نمره 20 می دهم

دوشنبه, 07 مرداد 1392 ساعت 13:07 کدخبر :5810
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

beiabanaki

*سعيد بيابانكي


با برخی از برجستگان وادی علم و ادب و هنر و ورزش تماس گرفتیم تا دیدگاه های راهگشای شان را درباره فرصت قلمی کنند. آنچه می خوانید یادداشت های سه تن از برجستگان خمینی شهر است..

به فرصت نمره 20 می دهم

اگر چه 3-2 سالی است که خمینی شهر نیستم اما از طریق سایت پیگیر فرصت بوده ام والبته بیشتر حوزه شعر و ادب را دنبال می کنم. فرصت در حوزه شعر کارهای بسیار شایسته و قابل تقدیری انجام داده از جمله درگذشت استاد خاسته را به خوبی پوشش داد و در جهت هر چه بیشتر شناخته شدن او گام های موثری برداشت و من به سهم خودم تقدیرم را تقدیم می کنم.


معرفی شاعران جوان و پیشکسوت و حتی آن ها که در قید حیات نیستند کار بزرگی است که فرصت از ابتدا به آن پرداخت و همچنان بر ادامه آن اصرار و تاکید دارد. هم آگاهی از پیشینه نیاز ماست و هم آشنایی با شعرای جوان. هنرمندان باید به مسوولان معرفی شوند تا مدیران به عنوان مشاور از نقطه نظرات آن ها بهره بگیرند و هنرمندان جوان باید در واقع بازوی مدیران باشند.آدم های فرهنگی مشاوران خوبی برای مدیران هستند اما متاسفانه به این افراد بها داده نمی شود! چرا مسوولان شهر نباید از منِ سعید بیابانکی به عنوان مشاور استفاده کنند و در مورد تصمیمات فرهنگی شهر با من مشورت نمایند؟ خب همین می شود که من می آیم تهران و آنجا نمی مانم.


معرفی زبان ولاتی از دیگر اقدامات ارزشمندی که فرصت به تازگی به آن پرداخته است چراکه اگرچه این زبان جزو میراث فرهنگی ماست اما متاسفانه مکتوب نیست و دارد به دست فراموشی سپرده می شود خصوصا که نسل جوان ما تکلّم به این زبان را عار می دانند و این در حالی است که به زعم زبان شناسان زبان ولاتی به لحاظ اینکه دارای دستور زبان است بسیار فراتر از یک گویش بوده و یک زبان به حساب می آید و با این حساب پرداختن تنها در حد یک ستون به آن کافی نیست اما خب از این ستون به آن ستون فرج است.


به طور کلی عملکرد فرصت در قبال دو اتفاق را خیلی دوست داشتم یکی عکس العملش در قبال حادثه باغ را که متاسفانه رسانه ها و برخی مطبوعات در جهت مخدوش کردن چهره شهر ما از آن سو استفاده کردند و فرصت در این میان یک تنه در مقابل این جریانات ایستاد و آبرو و اعتبار شهر را حفظ کرد و دیگری در جریان فوت استاد خاسته بود که به نظرم فرصت سنگ تمام گذاشت.


فرصت به لحاظ حرفه ای روز به روز پیشرفت بیشتری داشته است و این نشان می دهد که این نشریه را یک تیم متخصص و علاقمند می چرخانند.


نشریه ای که به طور مرتب به روی دکه می رود و آنطور که در خبرهای فرصت آنلاین خوانده ام رتبه های زیادی هم کسب کرده یک نشریه حرفه ای است که از نظر من نمره اش 20 است و اگر کمتر از این به آن بدهم در حقش کم لطفی کرده ام.


هر آنچه انتظارش را داشته ام در فرصت دیده و خوانده ام و چیزی نبوده که دوست داشته باشم فرصت روی آن کار کند و کار نکرده باشد خصوصا از اختصاص ستون ویژه زبان ولاتی بسیار خوشحالم. اگر می بینیم که فرصت به خوبی میان مخاطبانش جا باز کرده به خاطر همین مردمی بودنش است. من هر بار که به قصد تجدید دیدار با خویشاوندان و دوستان به خمینی شهر می آیم خانه ای را خالی از فرصت نمی بینم و این یعنی اینکه خمینی شهری ها فرصت را به عنوان یک عضوی از خانواده پذیرفته اند در حالی برای نشریات محلی شهرهای دیگر اصلا شاهد چنین جایگاهی میان مردمشان نبوده ام.


من با نشریات زیادی در سطح کشور گفتگو می کنم و یا اخباری از من در نشریات زیادی با تیراژهای قابل توجه به چاپ می رسد اما آنچه برای من جای تعجب و البته خوشحالی دارد این است که هیچ گاه هیچ خبر و مطلبی از من به اندازه مطالبی که فرصت از من چاپ می کند مورد بازدید و توجه مردم شهر قرار نمی گیرد یعنی این مطالب در روزنامه ها و نشریاتی با آن تیراژ وسیع کمتر مورد توجه همشهریان ما قرار می گیرد تا در فرصت حتی اگر فقط یک خبر کوتاه باشد.


امیدوارم که این نشریه محلی و محبوب همچنان در جهت ارتقای فرهنگ گام بردارد و بیشترین رویکردش فرهنگی باشد به این دلیل که ما در شهری زندگی می کنیم که فرهنگی غنی دارد، باورها و سنت هایی ریشه دار و پایدار دارد که بسیار متعدد و متکثر است هر کوچه و محله ای برای خودش صاحب خرده فرهنگ هایی است اما متاسفانه انسجام چندانی ندارد و افتراقات این خرده فرهنگ ها بیش از اشتراکات آن است و یکی از کارهایی که فرصت می تواند در این حوزه انجام دهد همگرا کردن فرهنگ هاست.


اما به طور خاص در رابطه با صفحه ادبی که باید شامل شعر، قصه، نقد و معرفی کتاب باشد، پیشنهاد می کنم به جز مطالب بومی از مطالب کشوری هم استفاده شود تا خوانندگان هم با ادبیات شهر خودمان انس بگیرند و هم با ادبیات دیگر شهرها آشنا بشوند و بتوانند میان این دو مقایسه ای صورت بدهند.

 

رسول جزینی

jazini


فرصت باعث افتخار من شد


اختصاص یافتن یک صفحه از نشریه ای محلی به ورزش شهرستان بسیار قابل توجه است. صفحه ای که شامل گزارش ها، مصاحبه ها و به طور کلی مطالبی تولیدی از ورزش است که به موقع انتقاد می کند، به موقع گزارش تهیه می کند، اخبار روز را پیگیری می کند و از همه مهم تر به ورزش های ویترینی یا فراموش شده می پردازد. فرصت با این نوع پرداختن به مطالب بومی نشان داده که به خوبی به رسالت خویش واقف و آگاه است.


اما این صفحه از نشریه فرصت تنها به مطالب بومی نپرداخته و هر وقت لازم دانسته گریزی نیز به ورزش استان و کشور زده و با معرفی و حمایت از اصفهانی های ورزش کشور به آن ها انگیزه و روحیه ای مضاعف بخشیده است.


پیشنهاد من به نشریه وزین فرصت این است که بیش از پیش به مصاحبه های اصولی با ستارگان و استعدادهای ورزشی استان بپردازد و همچنین در همه موارد اصول اخلاقی را به ورزشکاران گوشزد کند تا چراغ راه موفقیت آنان در آینده باشد. پرداختن به مسائل ریز و درشت ورزش کشور و نوشتن تحلیل هایی از آن ها در کنار مطالب بومی می تواند صفحه ورزشی فرصت را غنی تر کند.


اگرچه به دلیل اینکه ساکن تهران بوده ام خیلی وقت نیست با این نشریه آشنا شده ام اما خاطره ای شیرین از آشنایی با آن دارم: در مقطعی که بنده پس از معمار کشتی فرنگی ایران (محمد بنا) به عنوان سر مربی تیم ملی کشتی فرنگی جمهوری اسلامی منصوب شدم یکی از دوستان، نشریه ای را که عکس و مطلبی از من در آن چاپ شده بود، نشانم داد و من در آن لحظه در میان ملی پوشان احساس غرور کردم. آن نشریه، نشریه فرصت بود که باعث افتخار من شد و نقطه آشنایی من با فرصت همانجا بود.


پروفسور سیف اله جعفری

porfosor-jafari

باعث تاسف است اگر مسوولی با اعمال نفوذ در فرصت آن را از رونق بیندازد


از یک رسانه محلی انتظار می رود که علاوه بر پرداختن به موضوعات روز و اتفاقات گذشته، گوشه چشمی هم به آینده و پیشرفت و توسعه داشته باشد. عملکرد دو هفته نامه فرصت در راه توسعه قابل تقدیر و قدردانی است.


به طور کلی یک رسانه زمانی می تواند مدعی باشد چشم و گوش مردم شده است که همواره نقطه نظرهای علمی و خردگرایانه را مد نظر قرار دهد و مشکلات را تنها از یک زاویه نگاه نکند بلکه به راهکارهای علمی نیز بها بدهد.


من حدود 3 سال است که با این نشریه آشنا شده ام و مقالاتی را نیز در آن به چاپ رسانده ام و معتقدم که فرصت پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است.


تعداد خوانندگان هر رسانه نشان از میزان مردمی بودن آن نشریه و همچنین شکوفایی فکر خوانندگان دارد پس فرصت هر چه خود را بیشتر با مشکلات روزمره شهر و مردمانش در گیر کند و راهکارهای علمی و برنامه ریزی شده ارائه بدهد علاقمندانش رو به فزونی خواهند گذاشت و بسیار مایه تاسف است اگر مسوول یا مسوولانی بخواهند با اعمال نفوذ در این نشریه باعث از رونق افتادنش شوند و آن را به خاموشی بکشانند.


من در یکی از مقالاتم که در فرصت به چاپ رسید، گوشزد نمودم که رسانه همگانی می تواند ابزارکاری در راه پیشرفت های فرهنگی و ضروری جامعه باشد. رسانه همگانی خود فرآیندی ضروری است برای پدید آوردن بینش و داوری در خواسته ها و فراهم آوردن ابزار کارهای رشد اجتماعی که خود موجب اعتلای منزلت و خودباوری بشر خواهد شد.


من به عنوان یک شهروند ساده و آرزومند به خرد همگانی دست هر رسانه ای که در راه روشنایی نقاط تاریک فرهنگی شهر قدم بردارد را می فشارم و عملکرد او را ارج می نهم.

 

* این یادداشت حاصل یک گفتگوی شفاهی با سعید بیابانکی است.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید