امروزجمعه, 03 آذر 1396-- Friday Nov 24 2017

ساعت 18:31:40

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 02:18:45

ریشه های خرافات و نقش آن در انحطاط جوامع

یکشنبه, 24 دی 1391 ساعت 09:16 کدخبر :4981
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محمد علی شاهین

تعریف: خرافات که جمع خرافه است به سخنان بیهوده و یاوه گفته می شود که اساس و پایه ای ندارند؛ نه مبنای علمی داشته و نه با عقل سازگار و نه با واقعیت ها تطابق دارد و قاعدتا نمی تواند با هیچ یک از پیام های ادیان الهی توجیه شود ولی با این وجود در بین تمامی اقوام و ملل و ادیان و جوامع حتی اصطلاحاً متمدن و امروزی و غربی کم و بیش رایج است. پیدایش خرافات و موهومات و گسترش و پذیرش آن و نیز اثرات سوء آن به علل و عواملی بستگی دارد که مطلب پیش رو به طرح آنها می پردازیم.

 

مهمترین و برجسته ترین ریشه های خرافات را می توان دلایلی که آورده می شود دانست:

1- کسب درآمد: برخی از افراد به منظور کسب درآمد در صورت وجود زمینه های مساعد فرهنگی، اجتماعی و روانی در جامعه، خرافاتی را تولید و یا بازتولید کرده و مشتریانی برای خود دست و پا می کنند. این خرافات دامنه ای گسترده داشته و حوزه درمانی، تجاری، تربیتی، مناسبات خانوادگی، ورزشی و سیاست را در بر می گیرد. مثال های متعددی را می توان یادآوری کرد مانند مراجعه به رمال و فالگیر و غیره برای برنده شدن در مسابقات، موفقیت در مناسبات خانوادگی، یافتن شغل و همسر، درمان بیماری ها. همچنین گاه برای فروش کالاهای مصرفی خرافات به کار گرفته می شود.

2- جهالت و ناآگاهی و عدم شناخت: گاه عدم شناخت درست و نداشتن اطلاعات دقیق و واقعی و یا تحریف شده از یک موضوع ، شخصیت، واقعه تاریخی، حادثه طبیعی و پدیده های گوناگون سبب ایجاد خرافات در بین مردم می شود و بستگی به شرایط و وجود عوامل مناسب توسعه و گسترش می یابد. وجود بسیاری از خرافات و موهومات در مورد شخصیت ها و بزرگان و مشاهیر از همین عدم شناخت صحیح و واقعی است. بی سوادی، کسب اطلاعات شفاهی از منابع نامطمئن و عدم مطالعه و مراجعه به منابع واقعی از عوامل توسعه خرافاتی از این دست می باشند.

3- استثمار: استثمارگران قدیم و جدید در جهت سلطه بر ملت ها و جوامع با توجه به فرهنگ باورها و اعتقادات مردم هر ناحیه ای در تولید و توسعه خرافات نقش داشته و دارند شواهد تاریخی در پیدایش فرقه ها و دار و دسته ها در کشورهای مختلف از جمله بابیگری و بهاییت تایدی بر نقش استعمارگران در تولید و پخش خرافات دارد.

4- سیاست: پاره ای از مواقع، سیاستمداران به ویژه در کشورهای توسعه نیافته و جهان سوم و خودکامه برای اداره حکومت خود و انجام امور غیرقانونی و مستبدانه به تولید و پخش خرافات و یا رواج موهومات موجود اقدام کرده و می کنند مثلا تحت حمایت بودن یک مقام کشوری توسط مقدسین.

5- تخریب شخصیت و تحریف: دیده شده است که یک شخصیت مذهبی و حتی ملی و قهرمان که می تواند الگوی دیگران قرار گیرد برای این که غیر قابل تقلید و دسترس باشد و مبادا الگو قرار گیرد توسط قدرتمندان اقتصادی و سیاسی با انواع خرافات و گزافه گویی ها و یاوه سرایی ها توصیف می شود، تاریخ نشان می دهد که حاکمان اموی و عباسی در مورد ائمه اطهار (ع) از این ترفند بهره فراوان برده اند.

6- ناتوانی و درماندگی: گاه برخی مشکلات و معضلات بشری را علم و دانش و حتی مدیریت نمی تواند پاسخگو باشد و حل کند و یا اطلاعات آن دوره در مورد آن کافی نیست و رازهای علمی آن شناخته نشده است، لذا مردم از روی درماندگی به شیادان متوسل می شوند مانند آنچه در مورد بیماریهای لاعلاج وجود دارد و یا نسبت دادن پدیده های طبیعی مثل ماه گرفتگی به موهومات.

7- غلو کردن: از ریشه های شکل گیری خرافات غلو کردن است یعنی این که افرادی از روی ارادت یا شدت علاقه و یا وابستگی افراطی و یا مسخ شدن به موضوع یا فردی مطالب اغراق آمیز در آن باب بیان می کنند که به تدریج زبان به زبان گشته و گسترش می یابد و به باور عده ای بی اطلاع تبدیل می شود.

8- عوام زدگی: گاه به دلایل گوناگون سیاسی و اقتصادی و مدیریتی نقش افراد دانا، عالم و تحصیل کرده در جامعه و مدیریت ها و حتی رسانه ها ضعیف و محدود می شود و افراد سطحی و قشری و عوام فریب امور را در دست می گیرند که مدیریت آنها منجر به عوام زدگی، توسعه خرافات و موهومات می گردد. نمونه تاریخی از این نوع جوامع را می توان جامعه خرافی عربستان قبل از بعثت پیامبر اعظم مثال زد.

 

اثرات سوء خرافات و توسعه آن در جوامع

پرداختن به این موضوع خود مطلب جداگانه ای را می طلبد اما به هر تقدیر جامعه ای که در آن خرافات رواج و توسعه یابد اثرات زیانباری را در زمینه های مختلف متحمل می شود که تنها به آن اشاره می شود:

تحریف شخصیت ها و واقعیت های تاریخی، بی خاصیت کردن بسیاری از حرکات الگو بخش تاریخی و آموزه ها، انحطاط و پس رفت فرهنگی، عقب ماندن از روند توسعه و پیشرفت، هدر رفت منابع و درآمدها و توسعه اسراف و تبذیر، تبلیغات وارونه و یا ضد تبلیغ.

نظرات  

 
#1 0 هستی 05 بهمن 1392 ساعت 20:06
متن جالبی بود به خصوص در مورد چهارم
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید