امروزچهارشنبه, 07 تير 1396-- Wednesday Jun 28 2017

ساعت 07:56:09

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 01:53:17

تماشای سعادت آباد، سعادت نمی خواهد

یکشنبه, 25 تیر 1391 ساعت 10:33 کدخبر :4286
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مائده میرشفیعی
سعادت آباد کارگردان: مازیار میری 1389 تهیه کننده: همایون اسعدیان

نویسنده: امیر عربی

بازیگران: مهناز افشار، امیر آقایی، حامد بهداد، لیلا حاتمی، هنگامه قاضیانی، حسین یاری و مینا ساداتی

فیلمبرداری: محمد آلادپوش

تدوین: محمدرضا مویینی

کشور: ایران

زبان: فارسی

بودجه: 800 میلیون تومان

فروش: یک میلیارد و 550 میلیون تومان

یاسی (لیلا حاتمی) برای شوهرش جشن تولد می گیرد و چند نفر از دوستان و همکاران را دعوت می کند و تمام تلاشش را به کار می گیرد که همه چیز خوب پیش برود اما اتفاقاتی می افتد و واقعیت هایی آشکار می شود...

برداشتی از فیلم سعادت آباد

فیلم تمام می شود و ببینده در ذهن خودش به این نتیجه رسیده است که مگر چه اشکالی دارد یک آدم با شوهر یا همسر خود زندگی کند اما کسی دیگر را هم دوست داشته باشد؟ دوست داشتن که گناه نیست! عشق که برای ورود به قلب از کسی اجازه نمی گیرد! و معنای تعهد در زندگی مشترک و زشتی خیانت به همین راحتی در ذهن بیننده رنگ می بازد به خصوص وقتی این رفتارها از جانب "یاسی" سر می زند. یاسی خانم برای شوهرش که تعهد چندانی به زندگی مشترک ندارد و محبتش را از همسرش دریغ می دارد و از حال و روز او بی خبر است جشن تولد می گیرد و دوستان را دعوت می کند و نهایت تلاشش را می کند که به همه خوش بگذرد، بچه را همراه پرستارش بیرون فرستاده و از جمعی که ممکن است رفتار و گفتارشان برای بچه بدآموزی داشته باشد دور می کند، از غم و غصه و بیماری اش برای کسی نمی گوید و در مقابل رفتارهای دیگران از خود عکس العمل هایی موقرانه و متین بروز می دهد و همه این ها در ذهن بیننده از او زنی عاقل، منطقی و صبور وصد البته قابل تقلید می سازد که حتی وقتی با تمام بزرگواریش نمی تواند احساسش را نسبت به بهرامی که با همسرش در این میهمانی حضور یافته پنهان کند و بالاخره در خلوت بالکن با او، این احساس عمیق را در حرکات و نگاه ها و سکوتش به وضوح به نمایش می گذارد و حتی پا را از این هم فراتر نهاده و آهنگی را برای سر میز شام انتخاب می کند که روزگاری موسیقی مورد علاقه هر دویشان بوده و این از تلاقی معنی دار نگاه بهرام و یاسی هنگام شروع موسیقی کاملا مشهود است و از همه بدتر اینکه محسن شوهر یاسی از این مساله خبر دارد اما تنها وقتی به آن اعتراض می کند که می خواهد رفتارهای ناشایست خودش را در سایه آن مخفی کند، برای بیننده کاملا قابل قبول جلوه می کند.

"لاله" باردار بوده است، همکاران مردش از این موضوع باخبر بوده اند و راه را برای سقط بچه برایش هموار کرده اند در حالی که روح شوهرش نه از بارداری او خبر داشته و نه از سقط بچه و هنگامی که علی شوهرش به این مساله عکس العملی شدید نشان می دهد در نگاه بیننده مردی شکاک و حساس و متعصب جلوه می کند که رفتارش به دور از منطق بوده است.

این ها تنها 2 مورد از بدآموزی های این فیلم است که به قدری بر سراسر فیلم سایه انداخته که نکات آموزنده آن دیده نمی شود.

اگرچه فضای وب پر است از تعریف و تمجید از سعادت آباد و دار و دسته اش اما هیچگاه کثرت یک نظر و ارائه یک عقیده از جانب افراد زیادی نمی تواند دلیل بر درستی مدعایشان  باشد و این خود یکی از بارزترین آفات فضای وب است که عقیده ای را به شکلی ظریف به همگان القا کرده و این تاثیرپذیری به خوبی مشهود است اما در واقع سخن پر مغز "هدف وسیله را توجیه نمی کند" اینجا به روشنی مصداق می یابد، طرفداران سعادت آباد سازنده فیلم را به عنوان یک هنرمند، دارای رسالت می دانند و تا اینجای حرفشان کاملا صحیح است چراکه به قول آن ها هیچ رشته ای از هنر به خوبی سینما قادر نیست اینچنین تاثیرات عمیق بر جامعه بگذارد اما آیا به تصویر کشیدن جامعه ای به این شکل که مخفی کاری، نفس پرستی و خیانت در آن حرف اول را می زند حتی اگر آیینه تمام نمای جامعه فعلی باشد چقدر به بهتر شدن و حل این مشکلات کمک می کند؟ آیا غیر از این است که چنین رفتارهایی وقتی از چهره های محبوب سینمایی حتی در قالب فیلم سر بزند بیشتر به پذیرفته شدن و نهادینه شدن آن ها کمک می کند؟

بازی خوب بازیگران مطرح سینما در سعادت  آباد نمی تواند این فیلم را منجر به نتایجی خوب کند و پایان باز آن ذهن بیننده را به جاهای خوبی سوق نمی دهد.

فیلم تمام می شود و بیننده در ذهن خود به این نتیجه رسیده است که...

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید