امروزدوشنبه, 30 مرداد 1396-- Monday Aug 21 2017

ساعت 20:57:35

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 09:48:12

گفتگوی  باحسینعلی عمادی بازیگر نقش خاله خانم؛
گفتگوی باحسینعلی عمادی بازیگر نقش خاله خانم؛

گفتگوی باحسینعلی عمادی بازیگر نقش خاله خانم؛

سه شنبه, 23 مهر 1392 ساعت 09:00 کدخبر :6129
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
شخصیت خاله خانوم را از مادرم گرفتم

وقتي مي شنويم فردي تحت تأثير نمايش خاله خانوم دست به تهيه جهيزيه براي دختران بي بضاعت مي زند تا هماهنگونه كه شخصيت محبوبش بخاطر فقر مجبور شد كليه اش را بفروشد، نكند در عالم واقعيت هم چين اتفاقي بيفتد متوجه مي شويم كه نقش و تأثير هنر نمايش در شكل گيري فرهنگ جامعه تا چه اندازه مهم است و مي بينيم كه خاله خانوم صرفاً 2 ساعت خنده و مسخره بازي نيست.تأثير بسزائي كه هنر و مخصوصاً نمايش و بويژه نمايش طنز در شكل گيري فرهنگ صحيح، ايجاد فضاي شور و نشاط و اميدواري، گسترش فضاي مشاركت عمومي، انتقال دغدغه هاي مردم به مسؤولين و به طور متقابل مسؤولين به مردم مي تواند داشته باشد قابل انكار نيست.
خاله خانوم اینک نقش  آشنایی مردم این دیار است و حسینعلی عمادی – خالق این شخصیت - كه هميشه روی صحنه حرفش را رك مي زند اين بار در صفحه با مردم سخن مي گوید! بخوانید گپ و گفت «فرصت» را با خاله خانوم.

 

* ايده تئاتر خاله خانوم از چه زماني در ذهن شما شكل گرفت و براي اولين بار كي اينكار را اجرا كرديد؟


در سال 1366 مقام معظم رهبري به عنوان رئيس جمهور وقت از جبهه بازديدي داشتند. تصميم گرفته شده بود كه در منطقه فاو در حضور ايشان نمايشي با عنوان ايثار و شهادت برگزار شود. در كنار اين نمايش، من حدود 15 الي 20 دقيقه به صورت يكنفر و في البداهه نقش يك پيرزن را بازي كردم. آقا از اين كار لذت بردند و تشويق كردند كه كار را ادامه دهيم و تأكيد داشتند براي ارتقاء فرهنگي مان از هيچ كوششي دريغ نورزيم. از اينجا بود كه خاله خانوم متولد شد.

 

* تاريخچه اي از اجراهايي كه در سال هاي مختلف از نمايش خاله خانوم داشتيد بيان كنيد.


در سال 72 به مدت يك هفته در محل مسجدالنبي فعلي نمایشی اجرا كرديم و در كنار اين نمايش، ميان پرده اي با كاراكتر خاله خانوم اجرا شد. آن زمان اين كاراكتر توانست ارتباطي قوي با مخاطبين برقرار كند و به حل بعضي مشكلات شهر كه كميته [مربوط است به قبل از ادغام کمیته در شهربانی]  با آنها درگير بود كمك بزرگي كرد.
اجراي بعدي 15 شب براي جُنگ سپاه اصفهان بود و در سال 78 در هنرستان شهيد رجائي اجرا داشتيم. اجراي بعدي در سينما فرهنگ بود كه با تهيه 1200 صندلي سيار مردم را دو ماه هر شب به سالن آورديم. پس از آن به نخستين جشنواره بين المللي تئاتر طنز در اصفهان راه يافتيم و با گروههاي خارجي به رقابت پرداختيم. آنجا هم استقبال فوق العاده اي از گروه شد. همچنين اجراهاي بعدي در شهرستانهاي زرين شهر، مباركه و بهارستان با استقبال چشمگيري روبرو شد.
تا اينكه به سبب برخي ناملايمتي ها از سوي عده ای كه درصد تخريب برآمدند؛ تصميم گرفتيم مدتي بيرون از خميني شهر با گروه هاي ديگر كاركنیم و در طول اين مدت تا سال گذشته چندين فيلم و سريال بازي كردم تا اينكه سال گذشته دوباره از بنده دعوت شد و بنده هم پذيرفتم. پارسال حدود 18 شب اجرا داشتيم.

 

* در چه فیلمهایی ایفای نقش کرده اید؟


سريال مردان تاريخ ساز كه به سفارش شبكه الكوثر ساخته شده و در تلويزيون ايران هم پخش خواهد شد و من در اين سريال نقش يك وزير را داشتم، سريال رشيد فراري كه در حال پخش از شبكه اصفهان است و من نقش یک محضردار را دارم. تله فیلم حرمت که نقش یک پدر مريض و بي بضاعت را داشتم و البته نقش بسيار مشكلي بود و در آن كار با پيشکسوتی مثل علي طالب لو همبازي بودم. در سریال در چشم باد هم نقشی داشتم و برخي كارهاي ديگر. در زمينه نمايش هم فعالیتهایی داشته ام.

 

* امسال نمایش خاله خانم با استقبال خوبي روبرو شد. آيا چنين استقبالي براي آثار ديگر و در ساير شهرهاي كشورمان به اين حد مي رسد؟


امسال گروه ما نزديك 50 شب اجرا داشت و پنجاه هزار تماشاچي هم از تئاتر خاله خانوم ديدن كردند. اين اتفاق در هيچ جاي كشور نيفتاده و نمي افتد كه چنين استقبالي از يك تئاتر صورت گيرد. جالب اينجاست كه هر چه اجرا ادامه مي يافت آمار تماشاچي ها رو به صعود مي رفت. بليط نمايش چهار تا پنج شب آينده پيش فروش مي شد و آخرين شبي كه نمايش به روي صحنه رفت حدود دو هزار نفر پشت در سينما ماندند. طبق آمار مجله باني فيلم؛ در شهر تهران با همه هزينه ها و حمايت ها و اجراي گروه هاي تئاتر قدرتمندی كه بنده به احترامشان كلاهم را برمي-دارم مجموعاً از اول فروردين تا اول بهمن ماه يعني در حدود 10 ماه، تمامي گروه-ها، در تمام سالن هاي تهران توانسته بودند يكصد و ده هزار نفر را به سالن بياورند و گروه ما با هزينه شخصي در كمتر از 2 ماه در يك شهرستان 50 هزار نفر را به سالن سينما كشاند.

 

* اين موفقيت در خبرگزاري ها و مجلات انعكاس به همراه داشت؟


تا آنجا كه حضور ذهن دارم مجلات و روزنامه هاي مختلفي روي كار ما بحث داشتند مثلاً سايت ايران تئاتر و مجله نمايش كه هر دو تحت پوشش وزارت ارشاد هستند. تنها اخبار كار را اعلام كردند و از ارائه آمار پرهيز كردند. راحت بگويم براي بعضي، ديدن چنين استقبالي از يك گروه شهرستاني در مقابل گروههاي تهراني چندان خوشايند نيست.

 

* الگوي خاله خانوم را از كجا گرفتيد؟


من مادر بزرگي داشتم كه به رحمت خدا رفت. با تجسم رفتار او بود كه اين تيپ را خلق كردم.

* با وجود تفاوت هاي فرهنگي كه بين محلات مختلف خميني شهر وجود دارد؛ دلیل اينكه مردم از محلات مختلف با تيپ خاله خانوم ارتباط برقرار مي كنند و خاله خانوم را مادر بزرگ، عمه، خاله يا پيرزني از محله خودشان مي دانند چيست؟


من سعي كردم در راستاي ايجاد وحدت طوري به اين كاراکتر بپردازم كه رگه هايي از همه محلات در او موجود باشد و متمايل به محل خاصي نباشد.

 

* استقبال مردم خميني شهر بدليل ارتباطي كه با لهجه و موضوع برقرار مي كردند طبيعي بود اما در ميان تماشاچيان افرادي از شهرهاي ديگر هم ديده مي شدند كه شديداً هم از كار لذت برده بودند و معلوم بود ارتباط برقرار كردند. فكر مي كنيد علت اين مسئله چيست؟


اول كه لطف خداست، در ثاني علاقمندي و فرهيختگي و هنردوستي مردم ما را نشان می دهد و در آخر هم بايد بگویم آن سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند.

 

* بعضي از دوستان از كار شما انتقاداتي داشتند و معتقد بودند كار شما طنز نيست بلكه هجو و هزل است، آيا با انتقاد دوستان موافقيد؟


من انتقاد دوستان را رد مي كنم مثلاً در سايتي نوشته بود نمايش خاله خانوم را ما كه نديديم ولي شنيديم و بعد به انتقاد پرداخته، من مي خواهم بگويم چطور كسي كه كاري را نديده مي تواند آن را نقد كند؟ در ثاني افرادي كه بنده از انتقاد آنها مطلع شدم اكثراً از اطلاعات كامل و تخصصي برخوردار نبودند. بنده پيشنهاد مي كنم افرادي كه مي خواهند هركاري را نقد كنند ابتدا اطلاعات كامل و جامع نسبت به زمينه مورد نظر داشته باشند و همچنين سعي كنند نقد آنها در جهت به ثمر رسيدن كار و رشد و پويايي باشد نه تخريب. بنده چنين انتقاداتي را نه تنها پذيرا هستم بلكه خريدارم. اما در مورد هجو و هزل بودن كار، ما در زمينه كمدي 20 سبك مختلف داريم كه هجو و هزل و لودگي و مسخره بازي هم خودش يك سبك است و هر سبكي جايگاه و مختصات خاص خودش را دارد كه بايد رعايت شود كه البته ما سعي كرديم حداقل ها را رعايت كنيم.

 

* در مورد مسخره شدن لهجه خميني شهري ها انتقاد کردند. آيا اين انتقاد را هم نمي پذيريد؟


صددرصد اين انتقاد را رد مي كنم. مگر در تمام آثاري كه لهجه هاي مناطق مختلف ايران استفاده مي شود اين به معني تمسخر آن گويش هاست؟ من معتقدم گويش ما اصالت ما را مي رساند و فكر مي كنم يكي از پربارترين گويش ها، خميني شهري است و خميني شهر در برخي مناطق از ادبيات خيلي سرشاري برخوردار است. من معتقدم براي جهاني شدن بايد بومي شد تا بتوانيم فرهنگ خودمان را منتقل كنيم.

 

* اعضاي گروه نمايش شما همه خميني شهري بودند؟


به غير از آقاي بهشتي كه از اصفهان بودند بقيه خميني شهري بودند. آقاي بهشتي نقش پيرمرد را بازي مي كرد.

 

* كار شما قبل از نمايش عمومي از چه فيلترهايي عبور كرد؟


به غير از فيلتر اداره ارشاد، از فيلتر خود من هم عبور كرد. من بسياري جاها خود سانسور كردم تا بهانه اي ندهم. همچنين از كارشناسان مختلف مذهبي، سياسي، ادبيات نمايش و هنرهاي دراماتيك نيز دعوت كردم تا با عنايت به اينكه نمايش براي عموم به روي صحنه خواهد رفت نه براي جشنواره، در مورد كار نظر دهند.

 

* شنيديم بعضي از هنرمندان سرشناس از كار شما ديدن كردند. آيا به دعوت خود شما براي تماشا آمدند؟


البته قصد بي احترامي ندارم ولي من در اين نمايش از هيچ كس دعوت نكردم تا براي تماشا به سالن بيايد. چون مي خواستم ببينم چه افرادي براي شخص من به سالن می آيند و چه كساني براي هنر نمايش.

 

* كدام شخصيت هاي سرشناس هنري از كار شما ديدن كردند؟


آقايان اكليلي، نريماني، ايزدي (آقا رشيد) و آقا و خانم كلاني از پيشكسوتان تئاتر به ديدن نمايش خاله خانوم آمدند و بعضي از آنها چندبار آمدند.

 

* نظر اساتيد درباره نمايش چي بود؟


مثلاً آقاي ايزدي (آقا رشيد) مي گفت: «من سال ها مردم را خنداندم و هيچ كس نتوانسته بود من را بخنداند ولی بالاخره اينجا دو ساعت خنديدیم.» مشابه اين جمله را قبلاً آقاي ارحام صدر به من گفته بود. ایشان به من گفتند من آرزو دارم در نقش مقابل خاله خانوم روي صحنه بيايم.

 

* نمايش شما يك نمايش انتقادي بود. آيا به خاطر انتقاداتي كه مطرح كرديد از طرف مسؤولين با واكنش مواجه شديد؟


خير؛ اتفاقاً مسؤولين چه امام جمعه و چه آقايان شهردار و فرماندار و نماينده از من حمايت معنوي كردند. بعضي مسؤولين خودشان توي صف ايستادند و بليط خريدند و به تماشاي نمايش آمدند و اين دلگرمي بزرگي بود. ضمن اينكه نظام ما يك نظام مردمي است. مردم درخواست بيش از اندازه اي از مسؤولين ندارند و به آنها احترام مي گذارند. مسؤولين هم چون مي دانند نقد ما در جهت اصلاح است نه تخريب، استقبال مي كنند.
در واقع اگر راه را صحيح برويم و انتظاراتمان بجا باشد، پایمان را تا هر جا بخواهيم مي توانيم دراز كنيم ولي بايد به بيراه نرويم. نقد ما هم يك نقد يكطرفه نبود. ما فرهنگ هاي غلط مردم مثل ترقه زني و... را هم به نقد كشيديم.

 

* پس گلايه هاي شما كه بعضاً در حين تئاتر مطرح مي كرديد براي چي بود؟


گلايه ما از برخي دوستاني بود كه درصدد تخريب و مانع تراشي بودند.

 

* گويا متولي جديدي عهده دار اداره سالن تئاتر شده است؟


بله، ده شب كه از اجراي نمايش مي گذشت اداره سالن در اختيار واحد امور مساجد اداره كل ارشاد استان قرار گرفت و عملاً مديريت سالن آقاي كياني كه قبلاً با داشتن اختيارات كامل با ما همكاري لازم را داشتند، تحت پوشش سيستم امور مساجد قرار گرفتند و اجازه همدلي بيشتر را پيدا نكردند.

 

* انتقاد خاله خانوم از وضعيت بيمارستان منظريه به گوش وزير بهداشت هم رسيده، از ماجرا خبر داريد؟


بله، آقاي ابطحي نماينده محترم با مطرح كردن نمايش خاله خانوم، وزير بهداشت را متوجه حساسيت مردم شهر نسبت به موضوع بيمارستان منظريه كرده و گويا بودجه اي هم به اين وسيله دريافت كرده اند.

 

* آيا خاله خانوم 6 را دردست تهيه داريد؟


ما پيگير هستيم كه طرح و نمايشنامه جديدي نوشته بشود ولي هنوز به نتيجه نرسيديم. ولي چون این كار انرژي فراواني بخصوص به لحاظ فكري مي برد الان نمي توانم زمان دقيقي را براي كار جديد مشخص كنم.

 

* فكر نمي كنيد خاله خانوم كم كم تكراري ميشود مخصوصاً كه بعضي صحنه هاي خاله خانوم 5 هم تكرار بود.


ما سعي كرديم كه به روز شويم ولي برخی معضلات وجود دارند كه تا وقتي مرتفع نشوند من هم در نمايش به آنها خواهم پرداخت. مثلاً معضل ترقه زني؛ اين ناهنجاري هزينه هاي بسياری به شهر تحميل مي كند كه اين هزينه از جيب خود مردم مي رود.

 

* فكر مي كنيد علت اين ناهنجاري ها چيست؟


جوان جامعه وقتي نتواند انرژي اش را در راه صحيح مثل فعاليت هاي هنري، تئاتر و موسيقي و يا حتي پيست موتورسواري و ميدان اسب سواري تخليه كند، طبیعتاً رو به اين اعمال مي آورد.

 

* به اين موضوع فكر كرديد كه خاله خانوم را كشوري كنيد؟


در حال حاضر از برخي شهرستان هاي خارج از استان پيشنهاد هايي داريم ولي هنوز جواب مثبت نداديم.

 

* وضعيت تئاتر در شهرستان را چگونه مي بينيد؟


با توجه به توان بالای جوانان شهر، ضعیف و غیرقابل قبول است. من فکر می کنم اداره ارشاد در اين مقوله ضعيف عمل می کند. البته فعالان این حوزه باید به رسالت فرهنگي و هنري خود عمل كنند و از سختي كار نترسند كه متأسفانه مي-ترسند. بنده با اين سن و سال و با اين سابقه كاري، حاضرم صحنه کار جوانترها را تی بشكم. از جوانترها درخواست ميکنم تلاش كنند اثر هنري توليد كنند.

 

* يك خاطره خاله خانومي؟


در سال 78 موضوع نمايش يك پيرزن بيوه بود و يك پيرمرد كه قصد ازدواج داشت. پيرمرد مي گفت من عاشق آش كدو هستم پيرزن هم براي اينكه نشان بدهد كه شوهر مي خواهد آش کدو درست می کرزد و خیلی خوشمزه هم بود. بعد از نمايش، يك پيرزن به اتفاق بچه ها و دامادش كنار صحنه آمدند. وقتي از پيرزن نظرش را در مورد نمايش جويا شدم پاسخ داد: «خيلي عالي بود فقط يك چيزش بد بود. اگر يك قاشق از آن آش كدوها را هم به من مي داديد همه چيز درست مي-شد!» اين باعث شد اطرافيان متوجه مطلب شوند و اقدام كنند.

 

* سخن آخر


مي خواهم به تمام دوستان بگويم كه پاسخ جامعه، بهترين شيوه نقد يك اثر است. اميدوارم ساليان سال بتوانم مردم را شاد كنم و به رسالت فرهنگي هنري خود عمل كنم. انشاء الله كه هميشه جامعه پرشوري داشته باشيم. در پايان هم از همين جا اعلام می كنم كه با عقد قرارداد مالي، از ايده و طرح دوستان صاحب نظر استقبال مي كنيم. صندق پستي ما هم 439-84175 و حرف آخر اینکه: آينه چون نقش تو بنمود راست، خود شكن؛ آينه شكست خطاست.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید