امروزشنبه, 01 مهر 1396-- Saturday Sep 23 2017

ساعت 01:23:48

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 11:15:06

حال و قال
دست چین؛

حال و قال

سه شنبه, 26 دی 1391 ساعت 10:55 کدخبر :5034
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
شبلی آن گه که شد در این ره صید/ بود روزی به نزد پیر جنید

دیده ها کرده بر دو رخ چو دو جوی(1)/ یامرادی و یا مرادی گوی

 

شبلی از عارفان قرن سوم به دیدار جنید از مشاهیر و عرفا می رود و گریه و زاری راه انداخته و اظهار ارادت می کند و از جنید پاسخ می شنود:

 

پیر گفتش خموش باش خموش/ بر در او بر او سخن مفروش

در ره او سخن فروشی نیست / در رهش بهتر از خموشی نیست

بگذر از قال و حال پیش آور/ قال قید است زو سبک بگذر

در مناجات بی زبان آی /هر چه خواهی بگو و لب مگشای

 

و او را متوجه می سازد که ظاهر سازی و ادعا فایده ندارد بلکه باطن و نیت تو مهم است و باید صداقت داشته باشی

 

بگذر از قال و گفت های محال/ ذره ای صدق بهتر از صد قال

لذا باید انگیزه و نیت تو پاک باشد و گرنه مقبول نمی افتد

گر مراد تو اوست خود داند/ پس اگر او نیست اینت نستاند

 

 حدیقه الحقیقه سنایی

پاورقی: گریه فراوان می کرد

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید