امروزشنبه, 05 فروردين 1396-- Saturday Mar 25 2017

ساعت 15:32:19

آخرین به روز رسانی : شنبه 12:02:53

ستارگان خاك

محمدآقا راجي

پنجشنبه, 12 اردیبهشت 1392 ساعت 12:24 کدخبر :5496
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان
شاعران خمینی شهر

 

  نام:          محمد آقاراجی

فرزند: حاج بابا ابن شيخ محمدكريم بن مولي محمدعلي جامي فروشاني متخلص به "راجي"

 بنا بر قول فرزندش اجداد ايشان به اخلاف علامه حسن حر جبل عاملي صاحب وسايل الشيعه از اولاد حر بن يزيد رياحي (شهيد كربلا) مي باشند. (نقل از سده در گذر زمان ص428)
 سال و محل تولد:          1302   در فروشان    
مدت عمر:                      71 سال 
علت مرگ:                    ابتلا به سرطان
سال وفات و محل دفن:    1373 ضلع جنوبي قبرستان "درب سيد"
دوران كودكي:

در كودكي پدر خود را از دست داد و تحت تربيت و سرپرستي مادر بزرگوارش مريم بيگم كه معلم قران بود، قرار گرفت. طبع شاعري اش در همان دوران طفوليت با سرودن اشعار مذهبي شكوفا شد و در كنار آن به آموختن دروس حوزوي نزد اساتيدي همچون آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي مشغول شده و در سال1322 به كسوت روحانيت درآمد. وي از طرف مرحوم آيت الله مرعشي اجازه نامه نقل احاديث داشت و روزگار را به نقل اخبار و احاديث در منابر و تدوين و تأليف كتب ديني گذراند. استاد راجي به زبان هاي عربي و فرانسه و آذري تسلط داشت و در زمان فروپاشي پهلوي به دليل سرودن اشعار انقلابي چندين بار توسط ساواك احضار شد.
فعاليت هاي اجتماعي:
وي به پيش قدم بودن در سلام، تواضع، صداقت و صفات برجسته اخلاقي بين مردم محل معروف بوده و سال ها با توزيع رايگان كتاب بين همشهريان در تبليغ دين و مذهب مي كوشيد.
آثار و تأليفات:
-گل هاي محمدي حاوي ده هزار بيت در زمينه توحيد، مناجات، پند و اندرز و مناقب و مصائب اهل بيت(ع)
-مخزن الاشعار حاوي بيست هزار بيت در مناجات، مواعظ، مناقب و مصائب چهارده معصوم(ع)
-كشكول الحكم شامل قصص، روايات، لطائف و مواعظ مفيده
-سفينه النجاه در دو جلد مشتمل بر احاديث، اخبار و برخي از آيات و حكايات پيرامون اصول و فروع دين
-مختصرالتواريخ در آفرينش عالم و درجات قبله، قصص انبيا و ائمه(ع)
-مخزن الادب يا منتخبي از احوال و اشعار شعراي خميني شهر
ويژگي بارز اشعار: سادگي و رواني، برخورداري از فنون و صنايع ادبي، استناد به آيات و روايات
نمونه اي از اشعار وي:
بنده مسکین ما بیا به دربار ما / تا که شوی منعم از دولت بیدار ما
منم خریدار تو، بیا پناهت دهم / رد نکنم هر که شد ز دل خریدار ما
غرق گناهی بیا، بر در ما توبه کن / شامل حالت شود رحمت بسیار ما
عهد شکستی بیا هر آن که هستی بیا / خودم قبولت کنم نمی شوی خار ما
خدا خدا کن که تا جدا جدا درد تو / دوا شود از می بخشش سرشار ما
نم نم اشکی بده یم یم رحمت بخواه / تا دهدت شستشو ابر شفابار ما
مطالب خویش را به گریه آغاز کن / ناز تو را می کشم بیا به گلزار ما
اگر بخوانی مرا زنده دلت می کنم / بهره روشن ببر ز فیض انوار ما
عاشق دلداده را دلِ دگر می دهم / فنا روا نیست بر طالب دیدار ما
خلق نکردم تو را تا که بسوزانمت / بهشت ما کن طلب، طلب نکن نار ما
خدای غفار تو، تو را اجابت کند / بخواه آمرزش ای عبد گنهکار ما
راجی ماهر که شد وا بکنم حاجتش / کسی نشد ناامید از در دربار ما

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید