امروزپنجشنبه, 30 شهريور 1396-- Thursday Sep 21 2017

ساعت 02:34:47

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 09:43:40

مصاحبه اختصاصي فرصت با شاعر آييني سرا صابر خراساني؛

مصاحبه اختصاصي فرصت با شاعر آييني سرا صابر خراساني

شنبه, 10 فروردین 1392 ساعت 00:19 کدخبر :5379
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مطهره عباسیان
امام رضا (ع) هُلَم داد جهشی آمدم بالا

نامش مصطفي صابري است اما بعد از اتفاق خاصي كه برايش رخ داد، به صابر خراساني مشهور شد به طوري كه حتي خانواده اش به او صابر مي گويند.همه اتفاقات خوب زندگي اش را عنايت علي بن موسي الرضا (ع) مي داند. متولد مرداد 56 است. به پدر و مادرش عشق میورزد و آنها را از چشمهایش بیشتر دوست دارد و معتقد است که هر چه دارد از دعای پدر و مادر است و با تمام وجود میگوید هر کسی به جایی رسیده از دعای پدر و مادرش است. وقتی برای اجرای برنامه به مهدیه خمینی شهر آمده بود، به سراغش رفتیم. ضمن تشکر از مسوولین مهدیه جهت هماهنگی این مصاحبه؛ گفتگوی خبرنگار فرصت با او را با هم بخوانیم.

 

چي را از صابر خراساني بگيرند، ديگه صابر خراساني نيست؟
امام رضا (ع) را. اگر بتوانند بگيرند.

 

چطوری یک شبه ره صد ساله را طی کردی؟
لطف خدا و نظر علي بن موسي الرضا (ع) و دعاي پدر و مادر. هر چه دارم از پدر و مادرم است. وقتي به زندگيم نگاه مي كنم مي بينم از خودم هيچ چيز نداشتم، مادرم خدمت به مردم زياد مي كرده است. دل شكسته و دعاي مردم هم تأثيرگذار است.

 

سوار ماشین "رسانه" نبودی، به این سرعت می رسیدی؟!
رسانه خيلي مهم است. همين الان هم كه به جز رسانه ملي، ماهواره و اينترنت و روزنامه آمده باز رسانه ملي جواب مي دهد. چون در خانه مردم است و همزبان ما است. البته به عنوان مجري در برنامه كار شاعران ديگر را هم خوانده ام و احساس مي كنم كه صابر خراساني نماينده شعرا در رسانه است. اين مسووليت مرا زياد مي كند. البته اين يك نوع قالب شكني بود. چند ماهي اين كار را كردم ولي بعضي مواقع چون حق ادا نمي شد و يا ديگران معترض مي شدند، ادامه ندادم. فقط دوست داشتم كه بابي باز شود و اين اتفاق افتاد.

 

پارتی داشتی؟
نه پارتي داشتم و نه آشنا. اصلا در تهران غريب بودم؛ فقط امام رضا (ع) را داشتم. ما شاعر خوب در هر جاي كشور زياد داريم و اينها بايد به رسانه بيايند. بايد يك كارگاهي براي اجرا داشته باشيم و اصول آن را به شاعران شهرستانی ياد بدهيم. البته اگر صابر خراساني در همين فضا به تكرار بيفتد كم كم حذف مي شود. من هنوز نياز دارم كه خيلي چيزها را ياد بگيرم.

 

چه پیش می آید که یک خیاط، شاعر می شود؟
همانطور كه در همه جا گفته ام تحصيلات من صنايع فلز است و سال ها زندگیام با چرخ خیاطی و تولید نخ و پارچه مي گذشت. در سنین نوجوانی من هم مثل سایر هم سن و سالانم به احترام به پدر و مادرم کم توجه بودم. شبی تصمیم گرفتم وقتی به خانه بر می گردم به دستان پدر و مادرم بوسه بزنم و شاید باورتان نشود اما بلافاصله بعد از آن ادای احترام، زندگی به من لبخند زد و روی خوشش را به من نشان داد. بعد از آشنايي با دوستان هيأت و مداحي كردن، در سفري كه به تهران داشتم با چند تا از رفقا، سر قبر شهيدي رفتم و وقتي به خانه آمدم احساس كردم مي توانم بنويسم. نمي دانستم آنچه مي نويسم چيست و وقتي نشان دوستان دادم گفتند اين شعر است.

 

پس جهشي آمده ای بالا؟
امام رضا (ع) هُلت بدهد جهشي بالا مي آيي. تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.

 

معلومه هنوز به خیاطی وفادار مانده ای، این را از مدل متفاوت لباس هایت می شه فهمید. چرا دوست داری متفاوت باشی؟
صدا و ظاهر برای کسی که کار اجرا انجام میدهد تأثیر فراوانی دارد. احساس مي كنم بايد متفاوت باشي. ما امروز هزاران شبكه رسانه اي داريم كه براي جوان ها كار مي كنند، اگر من با لباس مندرس بيايم جوان اين را نمي پسندد چون زرق و برق شبكه رسانه اي او را مي گيرد. امام رضا (ع) و امام صادق (ع) لباس خوب مي پوشيدند ولی فراموش نکنیم که نظر امام رضا (ع) و نمک اهلبیت (ع) از همه چيز تأثیرگذارتر است.

 

فقط توی کار مثنوی هستی؟
غیر از مثنوی، در قالب های چهارپاره، مخمس و ترکیببند هم کار دارم.

 

تا حالا اسم مصطفی صابری به عنوان مولف پشت جلد کتابی آمده است؟
كار مستقل چاپ نكرده ام. دليل هم براي كارم دارم؛ آنهايي كه كتاب چاپ مي كنند در كار اجرا نيستند. استقبال مردم از ما در كار صوتي است و من هم 4 مجموعه صوتي دارم. البته اشعارم در مجلات خانوادگي، علمي و حتي آشپزي و... چاپ و منتشر مي شود و چون در خانه هاي مردم و بين مردم مي رود ماندني تر و تأثيرگذارتر است و من هم اين نوع انتشار را دوست دارم.

 

كتاب كه ماندگارتره؟
كتاب بايد يك تجربه موفق پشت سرش باشد. كتاب وقتي كه چاپ شد، ديگر شاعر همراهش نيست، مردم كتاب را كه ورق مي زنند شما را مي بينند. اگر كاري چاپ كنم كه ده سال ديگر از چاپش پشيمان شوم؛ این خوب نیست. اكثر مواقع حتي شعراي بزرگ گاهي حاضرند پول بدهند و كتابشان را جمع آوري كنند. تجربه و سن كه بالاتر برود، بايد به چاپ فكر كرد؛ هيچ وقت دير نيست.

 

توی اجراها از کی تقلید می کنی؟
کساني مثل چايچيان، سبزواري، معلم و آغاسي با دكلمه خواني اين فضا را در تلويزيون ايجاد و راه را هموار كرده بودند. يكي دو سال اول هم به من مي گفتند اجرايت مثل فلاني است، ناراحت نمي شدم اما دوست هم نداشتم. در ذهنم آمد اگر بخواهي تقليد كني، يكي دو سال جواب مي دهد بعد بايد از خودت چيزي داشته باشي. در شعر هم خيلي از دوستان وام می گیرند حتی با برداشت مضموني، اين براي اول كار عيب ندارد ولي اگر بخواهد هميشه همينطور باشد كارَت كار مردم است نه كار تو! سعي كردم كه تغييري نسبت به سايرين داشته باشم.

 

پس این همه تلاش برای تغییر علت داشته، بله؟
نحوه اجرايم به دليل پذيرش مخاطب تغيير پيدا كرد. من مخاطب را با خودم همسو مي كنم با خواندن نيم مصرع ها، رها كردن بيت ها. الان در مردم هم جا افتاده كه بايد خودشان به ادامه بيت فكر كنند.

 

اینطور که معلومه دستی هم در ابداع و اختراع داری؟
بله. اين ابداع من است و قبلا نبوده است. خودم هم اين كار را دوست دارم.

 

نمك شعرت چيه؟
دعاي پدر و مادر.

 

اگه شاعران شهرستانی راحت تر می توانستند به رسانه ورود پیدا کنند، از خیلی شاعران اسم و رسم دار، معروف تر نمی شدند؟
من خودم يك بچه شهرستاني ام. آنقدر در شهرستان ها فضا و جايگاه داريم كه در تهران نيست. متاسفانه هر كس بخواهد رشد كند بايد به تهران برود چون در شهرستان فضا نيست. اگر رسانه ها قسمتي از كارشان را به معرفي شاعران اختصاص دهند و براي اجرا از آنها استفاده كنند، تشويق خوبي است. البته هر كس كار آييني مي كند نياز به اين تشويق ندارد ولي بايد به اين گنج ها بها داد.

 

خط پایان شعر کجاست؟
نهايتي نيست. اگر نهايتي بوده، حضرت سكينه (س) در كربلا آن را تمام كرده است. در سينما يك كارگردان كه مي خواهد تصاوير زيباتري به مخاطب بدهد، بايد دوربينش را جابجا كند. در شعر هم همين است. معروفيت، مقام، ثروت، احترام و آبرو ظواهر است. ظرفت اگركوچك باشد زود پر مي شود. اين هدف اتوباني است كه ته آن رضايت خدا و اهل بيت (ع) است و چهارراه اولش معروفيت است. اگر در هر كدام از چهارراه ها گير كني، ضرر مي كني.

 

با این همه مضمون سازی، حتما آخر کتاب خواندن هم هستی؟
امكان ندارد كه چيزي نخوانم. اكثر مواقع تا نماز صبح بيدارم و همه چيز مي خوانم از رمان و مجله تا سايت ها و شعر. قبول ندارم كه شاعر فقط بايد شعر بخواند. همه كتاب هاي سيد مهدي شجاعي را خوانده ام.

 

که چی بشه؟
زياد شدن دايره لغات و واژگان، ياد گرفتن مضمون ها، نگاه هاي مختلف به كلمات. نكته مهمش بالا رفتن بار علمي است.

 

با کدام یک از شعرهایی که تا به حال نوشتی، صمیمی تری؟
"مو ازم بچگییام، زنجیری و دیوونه تُم/ مشتریه پا به قرص دم سقاخِنِه تُم"
البته براي خيلي از اهل بيت (ع) كار نكرده ام كه دوست دارم درباره آنها بنويسم. براي امام رضا (ع) كه به من هويت داده هم دوست دارم كار هاي جديدتری بنويسم.

 

موقع نوشتن از فرزندان زهرا(س) و علی(ع) هوایت آفتابی است یا بارانی؟
نگاه شاعران آييني نسبت به شعر آييني نگاه خاصي است. با وضو بودن، گریه و توسل كردن در همه وجود دارد. وقتي شعرم تمام مي شود متوجه مي شوم كه دستي در كار است.

 

خميني شهر از نگاه صابر خراسانی چه جور شهری است؟
من چند سال است كه به خميني شهر مي آيم؛ شوري مثل شور اين مردم كه در آن شعور است را جايي نديده ام. من گاهي با ديدن بچه هاي اين شهر مي مانم كه چطور از اين سن اينقدر عشق به اهل بيت (ع) دارند.

 

و شعري از صابر خراسانی:
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است


چشم بسته به سرش، موج تماشا زده است


جمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردی


با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی


زندگی نیست، ممات است تو را کم دارد


دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد!


از دل تنگ من، آیا خبری هم داری؟


آشنا! پشت سرت مختصری هم داري...


منتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست!


آه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیست!


نکند منتظر مردن مایی، آقا؟


منتظرهات بمیرند می آیی آقا ؟!


به نظر می رسد این فاصله ها کم شدنی است!


غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی است!


دارد از جاده صدای جرسی می آید!


مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید!


منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست!


یوسف گم شده اهل حرم آمدنی ست!

نظرات  

 
#1 0 بچه سده سنت شکن 10 فروردین 1392 ساعت 11:12
سلام
با "سوالات پیش نیاز خواستگاری" به روزیم و منتظر حضورتون

http://farhangezdevaj.blogfa.com/
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید