امروزشنبه, 05 فروردين 1396-- Saturday Mar 25 2017

ساعت 05:50:15

آخرین به روز رسانی : شنبه 09:07:20

رواق؛

مهران حسن زاده

شنبه, 05 اسفند 1391 ساعت 15:30 کدخبر :5264
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
شاعران خمینی شهر

 نام :    مهران حسن زاده

متولد: 1354    خمینی شهر

شرح حال:

شاعري فعال در دهه 70 كه در ادبستان صفا و انجمن سروش تا انجمن هاي كمال و خانه هنرمندان و حوزه هنري فعاليت داشته است.چندين سال دبير جشنواره شعر دانشجويي كشور، عضو شوراي مركزي شعر مجمع دانشجويان و كارشناس كانون شعر وزارت علوم هم بوده است. كسي كه تا قبل از تغيير علاقه مندي هايش به سمت هنرهاي سنتي و ميراث فرهنگي، فعاليت چشمگيري در حوزه شعر داشته است.
حسن زاده شعر گفتن را از سال 74 يعني اواخر دوران دبيرستان آغاز كرد و خيلي زود توانست در كنگره هاي دانشجويي حائز مقام هاي كشوري بشود. مجموعه اي از آثارش را گردآوري كرده و منتظر فضا و فرصت مناسبي جهت ارائه آن به صورت كتاب است.

مقوله شعر خميني شهر را مقوله اي ويژه و غير قابل مقايسه با ساير شهرها عنوان مي كند چرا كه به واسطه كنگره ميلاد آفتاب، شعر در گفتار و رفتار و علاقه مندي هاي مردم خميني شهر تجلي و ترويج پيدا كرده است.
مي گويد: اين كه مردم شهر، شعر را در زندگي شان راه داده اند يك نكته است و اين كه ما در چه جايگاهي هستيم يك نكته. شهر ما قبلاً شاعران شاخصي داشت و در يك مقطع زماني شاعران خوبي توليد مي كرد اما روندش كند شده است منتها نه در شهر ما كه كلاً يك ركود فرهنگي در كشور جريان دارد. قصدم بالا بردن گذشته و پايين آوردن زمان فعلي نيست اما با توجه به رشد جوامع و بر اساس آن بايد ظرفيت سازي بشود. اگر ظرفيت سازي نشود استعدادها سرخورده مي شوند، اگر ظرفيت ها رشد نكند استعدادها هدر مي روند. شايد به همين دليل افراد موفق گذشته بيشتر بودند.

او با يادي از خاسته گفت: خاسته حق زيادي به گردن ما و حوزه ادبيات و فرهنگ شهر دارد. با گرفتن دست ما چقدر مسير زندگي مان عوض شد. ظرفيت هايي مثل خاسته در شهر بود كه بين بچه ها مي گشت و آن قدر پيگيري دلسوزانه مي كرد تا نخبه تحويل جامعه بدهد. امروز چند نفر دلسوز در شهر داريم؟ يك نفر وقتي شاعر مي شود، براي ديگران كمتر وقت مي گذارد. مسؤولين هم كه حمايت هاي لازم براي رشد بسترهاي فرهنگي را فراهم نمي كنند. اين سبب ضعيف شدن كار، گم شدن رسالت هاي فرهنگي و سردرگمي و محدود شدن مخاطبان مي شود.
حسن زاده راجع به انجمن هاي شهر هم گفت: حضور اساتيدي كه وقت مي گذارند يك فرصت است اگر در مسيري روبه رشد حركت كنند. غيرممكن است كه انجمن هاي شهر خروجي نداشته باشد اما متأسفانه اشكال انجمن ها اين است كه خودشان را خط كشي مي كنند به همين دليل دروازه هاي ورودي شان هر روز تنگ تر و كوچك تر مي شود و يك زماني مي بيني كه حتي يك نفر هم نمي تواند از اين دروازه عبور كند. بچه هاي خميني شهر حيف هستند. ايده ها و خلاقيت هاي خوبي دارند اما چقدر حمايت مي شوند؟
و ادامه مي دهد: وقتي ظرفيت ها و زيربناها آماده نباشد نيروي آماده اي كه شهر برايش سرمايه گذاري كرده و برايش هزينه شده است، مهاجرت مي كند. نيرويي كه با مهاجرتش اين سرمايه را با خود منتقل مي كند. اين قطعاً ضربه زننده است. رودخانه اي كه حجم آبش بالا آمده ولي مسير خروجي اش كوچك و كم باشد، آب را هرز مي دهد. نخبگان اگر در شهر خودشان آن چه را كه مي خواهند به دست نياورند از مسير رودخانه خارج مي شوند و دنبال فضاها و تجربه هاي جديد مي روند و بعد از مهاجرت، بستگي به وجدان و اخلاقشان دارد كه چقدر از نيرو و توانمنديشان را خرج بچه هاي شهر خودشان بكنند.
حسن زاده به عنوان يك فعال فرهنگي، از شاعران مي خواهد كه كمك كنند تا از بلاتكليفي فرهنگي خارج شويم و مي گويد هر چه حضور توانمندان در عرصه هاي فرهنگي كمتر باشد، آينده نسبت به اين افراد بي تفاوت تر خواهد بود اما هرچه حضور داشته باشند و به انحاء مختلف حتي با يك احترام، يك دعوت به مراسمات و يك تقدير از طرف مسؤولين و مردم تشويق شوند رشد شهر تضمين شده است. نمونه ای از شعر این شاعر را می خوانیم:

گوهری شبچراغ دزدیدیم
گلی از ذهن ِ باغ دزدیدیم
خانه تاریک بود و از مسجد
باز هم یک چراغ دزدیدیم
دست کج بود و دخل ِ بد مستی
هر چه گشتیم ایاغ دزدیدیم
هوس ِ سوختن به دل افتاد
بوسه ای داغ ِ داغ دزدیدیم
عیب اش این بود راه رفتن را
از مرام ِ کلاغ دزدیدیم...

 

نظرات  

 
#1 0 محسن بیغرض 13 آبان 1392 ساعت 17:08
با سلام
باید قدر شاعران گرانقدری مثل آقای مهران حسن زاده را دانست .
مهران عزیز شعرهاتو خیلی دوست دارم. مشتاق دیدارتم.اگه توانستی تماس بگیری خوشحال می شوم .mohsen_bigharaz @yahoo.com
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید