امروزدوشنبه, 15 آذر 1395-- Monday Dec 05 2016

ساعت 02:28:39

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

سی و سه پل، یه عکاس، یه مسافر

این اصفهان من نیست/نگران نباش با فتوشاپ پرش می کنم

دوشنبه, 11 مهر 1390 ساعت 14:18 کدخبر :2638
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : ایمنا

خبرگزاری ایمنا: دیشب بعد از ۷ سال از سوئد برگشتم به خانوادم سر بزنم، خیلی خوشحال بودم گفتم امروز برم لب آب خاطراتمو زنده کنم ، کلی عکس بگیرم برم به دوستام تو سوئد زیبایی های شهرمو نشون بدم، ولی وقتی چشمم به زاینده رود افتاد یه لحظه نفسم بند اومد، دیگه نمی تونستم حرف بزنم، نه حالام دیگه عکس نمی خوام از چی عکسی بگیرم از این ترک ها، یا از تابلو شنا ممنوع! نه این اصفهان من نیست!

-سی و سه پل
-یه عکاس- یه مسافر
خانم عکس بگیرم،
-دیشب بعد از ۷ سال از سوئد برگشتم به خانوادم سر بزنم، خیلی خوشحال بودم گفتم امروز برم لب آب خاطراتمو زنده کنم ، کلی عکس بگیرم برم به دوستام تو سوئد زیبایی های شهرمو نشون بدم، ولی وقتی چشمم به زاینده رود افتاد یه لحظه نفسم بند اومد، دیگه نمی تونستم حرف بزنم، نه حالام دیگه عکس نمی خوام از چی عکسی بگیرم از این ترک ها، یا از تابلو شنا ممنوع! نه این اصفهان من نیست!
نگران نباش خانم من با فتوشاپ براتون پرش می کنم شما بیا عکس بگیر ببر به دوستات نشون بده!
-نه آقا من رودخانه فتوشاپی نمی خوام! من زنده رود واقعی رو می خوام!
-نه چطور ممکنه یه رودخونه با اون عظمت به یک رود مرده تبدیل بشه؟
-میگن خشکسالیه! چند ساله! کار و کاسبی ما رو هم کساد کرده!
-یعنی فقط خشکسالی این بلا رو سر زنده رود من آورده!
-نه خانم میگن خشکسالی! ولی شما برو یه سر شهرکرد، زنده رود واقعی رو اونجا ببین ، آب مثل چی فوران می کنه، شما برو خودت تا ته خط رو می گیری چه خبره!
- من که چند سالی ایران نبودم نمی دونم اینجا چه خبره؟
-فقط در حال حاضر ترجیح میدم برم خونه! تا اعصابم بیشتر از این خورد نشده!
-دیگه طاقت ندارم ترک های زنده رود یا نه این مرده رود رو ببینم!
...زن همین جورکه داشت زیر لب غر می زد رفت....
...................................
- اول خیابان چهارباغ بالا ، روبروی ساندویچ فروشی
- -یه زن و مرد سالخورده مسافر
خانم غر می زد آخه اصفهان بدون زاینده رود! آدم دلش می گیره!
ناراحت نباش ناهار خوردیم میرم جنوب!
نه اونجا الان گرمه!
میگن شهرکردم خیلی خوش آب هواست، اول بریم اونجا!
باشه بخور پس زودتر بریم ....

.............................
پشت چراغ قرمز ، خیابان توحید
نه بابا از این طرف نرو!
چرا عزیزم مگه نمیخوایم بریم خونه مادربزرگ!
چرا ولی یه طرف دیگه برو!
چرا آخه!
نمی تونم، نمی تونم دیگه نمی تونم رودخونه رو ببینم!
وقتی ترک های زنده رود می بینم دل میخواد جیغ بکشم!
آخی دخترم می دونم ولی چاره ای نیست باید از این طرف بریم!
ولی بابا ناراحت نباش میگن آبان رودخونه باز میشه!
آره شنیدم ولی چه فایده!
برای چند وقت می خوان آبو باز کنند!
یک ماه، دو ماه ، یک سال!
من می دونم زنده رود به ته خط رسیده!

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید