امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 20:18:51

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

ماجرای مشتری مداری به شیوه بانک ملی

پنجشنبه, 28 مهر 1390 ساعت 11:08 کدخبر :2860
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : الف

یک مشتری بانک ملی با ارائه اسناد و مدارک برای ( آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید ) نوشت:

صبح روز دوشنبه ۲۵ مهرماه جهت پر کردن حساب جاری ام، نزد شعبه بانک ملی شعبه آپادانا با کد ۱۸۶ که در آن حساب داشتم، رفتم. وقتی برگه واریز وجه را پر کردم، متصدی باجه اعلام کرد که حسابم بسته شده و امکان واریز وجه را به حساب خودم ندارم.

با مراجعه به مسوول مربوطه در پشت باجه اظهار شد چون حساب جاری ام قدیمی (غیر سیبایی) بوده، طبق دستور سرپرستی این حساب بسته شده است.

گفتم چک قبلی تاریخ حدود ۵۰ روز قبل را دارد، چطور تا آن موقع حسابم باز بوده و هم اکنون بسته شده؟ پاسخ دادند که طبق دستور عمل کرده ایم. شما هم بایستی می آمدید حساب را می بستید یا تبدیل به سیبا می نمودید. پرسیدم که کی به بنده اعلام کرده اید؟ گفتند ما نمی توانیم به تک تک مشتریان زنگ بزنیم، باید خودتان می دانستید!

از آنجا که برای قطعی شدن خرید آپارتمان مسکونی ام ناچار بودم به هر نحو ممکن حسابم را پر کنم، تقاضا کردم تا راه حلی برای مشکل بیابند. همراهی کردند و پس از چند دقیقه کوتاه بررسی، گفته شد که معادل مبلغ چک را به یک حساب جاری موقت واریز کنم تا وقتی چک ام پشت باجه آمد از آن محل پرداخت شود. وقتی پرسیدم در ازای واریز وجه به یک حساب دیگر که شفاهی عنوان می شود چه رسید یا سندی می دهید که حتماً چک ام پاس شود، گفتند شما واریز کن ما کار خودمان را بلدیم.

پرسیدم مبلغی که در حسابم موجود بود چه شده است؟ گفتند به نفع بانک بلوکه می شود (به عنوان رسوب مانده شعبه درنظر گرفته می شود) تا از سرپرستی دستور بیاید.

گفتم شما پول خود مرا بدون مجوز من بلوکه کرده اید و نمی دهید، چطور به شما اطمینان کنم که به وعده شفاهی تان عمل می کنید، حداقل کتباً نامه ای با شماره و سربرگ بدهید که چک پاس بشود، گفتند: اگر از خدمات ما ناراضی هستید، اصراری برای استفاده از خدمات مان نداریم. (البته مودبانه گفتند.)

از آنجا که پس انداز حدود ۱۵ سال خود و همسرم که هم اکنون با تسهیلات بانکی به یک آپارتمان ۴۴ متری مبدل شده بود، بواسطه این امر تحت مخاطره جدی قرار گرفته بود، کار و زندگی را رها کرده به سراغ فروشنده آپارتمان رفتم و ماجرا را شرح دادم. خدا خیرش دهد، چون چک را خرج کرده بود و تلفنی نتوانست تا ۴ دست بیشتر چک را ردیابی کند، کارش را ول کرد و همراه هم هروله کردیم در تهران. شکر خدا ۵ ساعت بیشتر طول نکشید و مالک آخر چک را پیدا کردیم. طرف کلی ترسیده بود و اول زنگ زد ۴ تا از هم محله ای هایش بیایند دم درب منزلشان، بعد رفت داخل خانه چک یک و نیم میلیون تومانی را آورد تا معادلش وجه نقد بگیرد. این ۴ نفر و خودش هم حداقل یک ساعت و نیم از کار و زندگی ول شدند، جایتان خالی سیرکی راه افتاده بود و کلی آدم با حیرت، صحنه را نظاره می کردند...
بی اعتنایی یک بانک به تعهدش به مشتری و تجاوز به موجودی او، چندین ساعت وقت چندین نفر را گرفت.

این برخورد بانک ملی ایران با مشتری بینوایی است که با رئیس و کارکنان شعبه رفاقت آنچنانی ندارد. چشمم کور که در بانک ملی ایران حساب جاری باز کردم. لابد از موجودی بلوکه شده من هم بخشی از دزدی بزرگ ۳هزار میلیاردی را تامین کرده است.

از بانکی که رئیس اش به «ملکه انگلیس» سوگند وفاداری می خورد، بیش از این هم انتظار نمی رود که در خدمت «مشتریان ایرانی» باشد.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید