امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 18:08:06

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

بازتاب های فرصت 74

بازتاب های فرصت 74

پنجشنبه, 22 تیر 1391 ساعت 12:15 کدخبر :4267
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
من به عنوان یک شهروند خمینی شهری از جوابیه شما به نشریه فرصت با توجه به سابقه طولانی مدیریتی شما بسیار متعجب شدم زیرا دو شماره مربوط به مصاحبه شما و نیز مصاحبه آقای صرامی با فرصت را با دقت مطالعه کردم ...

بیمارستان منظریه

مصاحبه تلویزیونی شهردار و فرماندار بازتابهای زیادی داشت. یکی از مخاطبان اینگونه اظهار نظر کرد: چرا در این گفتگو به همه چیز اشاره شد الا بیمارستان منظریه؟ من 4 سال ام بوده است که این بیمارستان شروع به ساخت شده است و الان 24 ساله شده ام و هنوز ساخته نشده است.

چرا مجزا نه؟

فتح ا... حدادیان هم درباره میزگرد شعر چنین گفت: چرا میزگرد شعر به طور مجزا چاپ نشده است؟ در شعری که در متن کنگره چاپ شده است ایراد تایپی وجود دارد نام دو تا شاعر در متن کنگره آمده که خمینی شهری نیستند. چرا از خمینی شهر معرفی شده اند؟

یک سوء تفاهم بزرگ برای یک مقایسه کوچک

یک شهروند هم در واکنش به واکنش شهردار شاهین شهر به فرصت، به مهندس نفری نامه ای نوشته و برای فرصت ارسال کرده است. در این نامه می خوانیم: من به عنوان یک شهروند خمینی شهری از جوابیه شما به نشریه فرصت با توجه به سابقه طولانی مدیریتی شما بسیار متعجب شدم زیرا دو شماره مربوط به مصاحبه شما و نیز مصاحبه آقای صرامی با فرصت را با دقت مطالعه کردم و قضاوت شما را که با عباراتی دور از انتظار یک مدیر با سابقه همراه بود همانند "در میان مصاحبه یک باره فیلشان یاد هندوستان می کند" و "وجاهت مسؤولان و مردم این سامان را به سخره می گیرید" و "برای ازرق کردن دلق خود جامعه دیگران را سیه می کنند" و دادن نسبت هایی مانند جریده زرد و هیجانی متاسف شدم زیرا اگر شما با تامل بیشتر به مصاحبه فرصت با آقای صرامی توجه می کردید در می یافتید که خبرنگار خواسته است از طریق یک مقایسه ساده بین دو شهرستان نزدیک به هم و در یک استان تبعیض و مظلومیت به قول خود شما طی این چند دهه اخیر را آشکار کند. برای اطلاع خوانندگان عزیز و برای اینکه از روی انصاف کرده باشیم و برای خودداری از اطاله کلام شما را ارجاع می دهم به شماره 53 دوشنبه 17 مرداد 90 صفحه 6 ردیف 4 که با سؤال مثلا شروع شده (مثلا شما با فرصت) و به شماره 71 دوشنبه 8 خرداد 91 صفحه 4 ردیف 5 که با سؤال یک وقتی شروع شده (مصاحبه آقای صرامی با فرصت) شما اگر با دقت حتی به تیتر مصاحبه خود با فرصت و نیز مصاحبه ها و دیدارهای مسؤولین خمینی شهر با مقامات و مسؤولین استان در شماره های مختلف نشریه فرصت توجه کنید بیشترین تمرکز این نشریه درجهت احقاق حقوق از دست رفته این شهر در گذشته و حال بوده است و یکی از این راه ها مقایسه همین امکانات و کارهای عمرانی انجام شده شما در شاهین شهر است که از طریق منابع مختلف درآمدی که در مصاحبه تان و جوابیه تان نیز به کرات متذکر شده اید می باشد. این مقایسه ها با دیگر مسؤولین استانی و شهرستان های دیگر مانند کاشان و ... در اختصاص نامتوازن بودجه های فرهنگی، اختصاص زمان خبردهی در شبکه استانی، در تصرف و ساخت و ساز بدون مجوز و پرداخت عوارض دانشگاه، در ندادن معوض پلاک های سازمان زمین و شهرسازی، در کان لم یکن کردن عوارض آلایندگی به یک باره بعد از اثبات آن با کارشناسی تعداد زیادی از نخبگان و هزینه زیاد که به گفته رییس شورای شهر خمینی شهر در دیدار با آیت ا... طباطبایی معجزه قرن اتفاق افتاد و البته همه ما متوجه هستیم که بهترین راه برای حل این مشکلات و مسائل تعامل مثبت با مقامات و مسؤولان مربوطه است. نکته دیگر اینکه ما مردم خمینی شهر از توسعه و آبادانی هر گوشه از ایران بزرگ و عزیز و از جمله شاهین شهر که از قضا تعداد قابل توجهی از مردم همین دیار خودمان به مناسبت شغل و کارشان در آنجا سکونت دارند نه تنها بخل و حسد نمی ورزیم که بسیار خوشحال و شادمان می شویم که با عمق جان اعتقاد داریم که همه ایران سرای من است و همه ایران اعضای یکدیگرند.

نباید این بدعت بد در میان مسؤولان و مدیران ما رایج شود که برای اثبات خود فورا از کلمه مردم و یا نام شهر و محل مسؤولیت و ماموریتشان هزینه کنند و از آن استفاده ابزاری شود و برداشت های ذهنی خود را منسوب به مردم و شهر تحت مسؤولیت شان بکنند. وقتی در شهری که خود منابع متعدد درآمدیش را بیان کرده اید (مصاحبه شما با فرصت) نیاز به صبر و خون جگر خوردن برای لعل شدن سنگ باشد پس به طریق اولی بپذیرید که در شهری دیگر با کمترین منابع درآمدی، دو برابر بودن جمعیت، وسعت بسیار محدود و سرانه حدود یک ششم، یک خمینی شهری نسبت به شاهین شهر و ندادن عوارض قانونی صنایع آلاینده و موسسه های آموزش عالی و ... نیازمند صبری همانند صبر حضرت ایوب و نفسی همچون نفس مسیحایی خواهد بود. شما ببینید این عدم توازن بزرگ درآمد ها با هزینه ها در این شهر و افزایش رو به تزاید شکاف این دو در آینده و ابهام در متناسب بودن جمعیت با توسعه شهر اکثر مردم و مسؤولان آن را علیرغم علاقه و دلبستگی عمیق مردم این دیار به موطن خود به جایی رسانده که اولین و آخرین گزینه پیش روی خود و چاره کار را در الحاق ببینند. آیا سوال و مقایسه از تبعیضها و محدودیت های تحمیلی و مظلومیت های رفته به یک شهر و مردم وظیفه یک جریده و خبرنگار نیست؟ پس لابد تملق و چاپلوسی از مسؤولان و مدیران کم طاقت از وظایف آنان است؟ متاسفانه چند وقتی است که بعضی از مسؤولان ما در واکنش به نقدهای تنها نشریه یک شهر که با امکانات و فضای محدود و کوچک ادامه کار می دهند نسبت های ناروایی همچون ژورنالیستی، زرد، هیجانی، عوام پسند، احساسی و سیاه نمایی می دهند و بدین طریق خود را تبرئه می کنند و در پایان امیدوارم این نامه و نوشته را نه یک جدال لفظی و کلاهی که یک مباحثه دوستانه یک برادر کوچک با برادر بزرگتر خود بدانید و من را اگر دچار اسائه ادبی شدم ببخشایید که خداوند رحیم می فرماید :"ان بعض الظن اثم" و اینکه باز هم نشریه فرصت، فرصتی بیابد تا از تجربیات نقطه نظرات شما در جهت اصلاح و توسعه خمینی شهر برای مدیران فعلی و آینده استفاده کند.

درباره گزارش نامگذاری معابر

یکی از همشهریان هم در واکنش به گزارش نامگذاری معابر چنین نوشت: کهندژ یکی از محله های تاریخی خمینی شهر فعلی می باشد که در محله خوزان این شهر واقع شده که اهمیت و نام تاریخی آن از چشم بسیاری از باستان شناسان شاعران و نویسندگان دور نبوده و نیست. اما نام خیابان کهندژ که در حال حاضر به نام خیابان آیت ا... اشرفی اصفهانی نیز معروف است به خاطر باستانی بودن و زیبایی لغت در زمانی که خمینی شهر، همایون شهر بوده به این خیابان گذاشته شده که باید بدانیم برگرفته از نام این محله باستانی یعنی کهندژ می باشد. میر سید علی نویسنده دوران قاجاریه در کتاب الاصفهان صفحه 4 و 5 نوشته است کهندژ در خوزان سده می باشد. لطف ا... هنرفر نویسنده گنجینه آثار تاریخی اصفهان هم گفته کهندژ در خوزان سده می باشد که ایشان از باستان شناسان برجسته ایران است و در زمینه باستان شناسی نمونه آن را نداریم.

لغت نامه دهخدا نوشته خوزان در سده است و کهندژ در آن است که گفته شده پایتخت ساسانیان بوده و نیز نظامی گنجوی در اشعار خود به این مطلب نیز اشاراتی داشته است و منابع دیگر تاریخی شاهد این ادعاست که کهندژ از محلات خوزان سده می باشد و باید دانست که این محل یعنی کهندژ با همین نام در خوزان موجود و معروف است و قابل ذکر است رسول صرامی (سروش) در کتاب سده در گذر زمان قید نموده اند که کهندژ از خوزان سده است با توجه به این که طول و عرض جغرافیایی آن را هم نوشته اند.

کهندژ دژ محکم سر فراز      که دارد به دل قصه های دراز

به آتشکده راه دیرین اوست   که این راه خطی ز پیشین اوست

ره بخت و فرهنگ ساسانیان     بلندای تاریخ ایرانیان

بگردد عیان روزگاری یقین    نمایان شود فر ایران زمین

بجویند و کاوند و بینند باز     ز میراث آن مردم سر فراز

گشاید زبان خاک و گویا شود    کهندژ زمین باز پویا شود

دیار دلیران ایران تویی    که سر منشا نام خوزان تویی

سده را چو باشد به تاریخ نام     از او مانده خاک کهندژ پیام

از او مانده نامی که نامی بود     نشان غم هر حرامی بود

بود فخر شعر (رها) نام او    کهندژ و خوزان پیغام او

سراینده عبدالرضا کیانی (رها)

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید