امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 20:17:44

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

ایمیلستان

دوشنبه, 28 فروردین 1391 ساعت 13:13 کدخبر :3970
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : فرصت آنلاین

منفی در منفی همیشه مثبت نیست

این یک نامه از سرِ دل سیری نیست. اینی که محمد ابراهیمی نوشته یک نامه از سر دردِ. وقتی می خوانی حس می کنی که الان سوار بر موتور وارد خیابان هفده شهریور می شوی، یک کم می روی جلو، جلوتر و یکهو می افتی توی گودال و داری جان می کنی بیایی بالا که کله پا می شوی. حالا این شما و این نامه و حسی که به شما می دهد:

شمارا به پیر"به پیغمبر یا کامل تعطیل کنید یا اینکه یکم گوش بدید و عمل کنید. چندجا از شهر آسفالتش پکیده جان مادرتون یه کاری بکنید. خیابان 17 شهریور که جزو 3 تا خیابون پر تردده اصلا نمیشه با موتور توش رفت. همش چالست. بخدا فقط100 متر اولشه.تورو خدا یکم پهنترش کنید. فقط 10تا مغازه سر راه خیابونه. یکی هم میدان امام که همش بالا و پایینه. اگه یه موتوری بخوره زمین مسوولش کیه؟ 4راه اندوان هم داره همینطور میشه. جان هرکی دوست دارین رسیدگی کنید.

شهر ما دو تا مشکل عمده داره؛ یکی همین چاله چوله هایی که ابراهیمی نام می بره (البته به اضافه چاله چوله های کوچه پس کوچه ها) و عمده تر اینکه موتورسوارهای ما خیلی زیادند و جمع این دو تا حادثه آفرین میشه.

مسکن مهرم آرزوست

انگار قرار است ایمیلستان 69 پر از غم و غصه باشد برخلاف انتظار ما که فکر می کردیم حتما صندوقخانه مان پر از اخبار بهاریست. علی یکی دیگر از همشهری هاست که با فرصت درد دل کرده است:

بعد از یک سال کار، آخر سال چشمم به دست صاحب کار است که چه قدر عیدی بدهد، طبق قانون باید دو برابر حقوق کارگر ساده بدهد ولی اگر قرار باشد هر صاحبکاری قانون را رعایت کند و حق و حقوق کارگر خود را بدهد که سرمایه دار نمی شود همین که روزانه 9 ساعت کار می کنیم و ماهی 300 هزار تومان که به قول خودش خیلی است را به ما می دهد و در این اوضاع بازار باید شکر کرد و مابقی طلبش.
 بالاخره روز آخر سال می رسد و از آن جا که سال خوب و پر پولی برای او بوده 250 هزار تومان عیدی به ما داد و من خوشحال از پولی که گرفته ام و ناراحت که این پول را چه کنم اجاره عقب افتاده را بدهم ، قسط وام مسکن مهر و خانه ای را بدهم که معلوم نیست کی آماده شود ، برای فرزندم لباس بخرم یا... یه فرصت می خرم و سرگرمی عید خود را با خواندن آن فراهم می کنم. خوشحالم که " در این شهری که مردانش عصا از کور می دزدند من مسکن مهر آرزو دارم" بالاخره تو این شهر کسی هست که درد ما را بفهمد هر جند مسوولین دنده پهن شده اند ولی کسی هست که فریاد ما را بلندتر فریاد کند. شاید آن دورتر کسی باشد که صدای ما را بشنود. شب عید شب شادی مردمی است که در خانه های خود سفره هفت سین می چینند. انشاءالله ما نیز در سال 91 صاحبخانه می شویم. این را همسرم که سخنان دکتر احمدی نژاد را شنیده است می گوید.
 
کجاست فکر حکیمی و رأی برهمنی؟
یکی التماس می کند، یکی درد دل می کند و یحیایی هم هشدار می دهد:
 
 
روز یکشنبه 28 اسفند ماه مخزن حمام عمومی وحدت واقع در اسلام آباد ترکید و البته خوشبختانه با وجود خسارت بسیار هیچ یک از افراد در حمام آسیبی ندیدند. عدم رسیدگی به وضعیت حمام عمومی و بکارگیری حمام های قدیمی بسیار جای تامل دارد که ممکن است حوادث تلخی به همراه داشته باشد.
 
 
خمینی شهر گردد مثل لندن/فرماندار معرفی می کنیم
دلمان که از این غم و غصه ها گرفت، یک ایمیل از توی صندوقخانه بیرون کشیدیم خطاب به محسن صرامی نماینده منتخب. رضا حاج هاشمی که انگار هنوز توی حال و هوای انتخابات مانده پیش خودش فکر کرده که شرایط یک فرماندار خمینی شهر بودن را دارد هم بومی است و هم برنامه ها دارد بعدش هم حتما گفته حالا که خیلی ها آمدند این منصب را امتحان کردند و رفتند خب ما هم یکی. این هم برنامه فرماندار حاج هاشمی: 
 
چنان آباد سازم بنده اين شهر/كه  مثل آن نديده كس در اين دهر 
براي بينوايان و فقيران/بسازم خانه هاي شيك و ارزان 
بسازم برج هاي خوب و عالي/براي صاحبان جيب خالي 
براي مشكلات قشر بيكار/بپا سازم همايش يا سمينار 
براي رفع و دفع اين گراني/دهم من وعده هاي آنچناني 
در اين دوران فرمانداري من/خميني شهر گردد مثل لندن 
خودم هم گوشه اي آرام و راحت/نشينم پشت يك ميز رياست 
در دفتر به روي خود ببندم/به ريش ساده لوحان هم بخندم 
 
فرصت: نمی شود گفت شاعر خوبی هستید یا نه آخر از این دست اشعار در فضای وب فراوان است اما ما بر حسب وظیفه پیام شما را به گوش نماینده منتخب می رسانیم باشد که تا سرش شلوغ نشده این ستون را بخواند و اسم شما را هم به لیستش اضافه کند. کسی چه می داند شاید فرماندار خوبی از آب درآمدید. ما هم که بخیل نیستیم.
 
یک حرف از هزاران
آقا یا خانم ابطحی هم یکی دیگر از افتخار آفرینان خمینی شهری را به ما معرفی کرده:
پدرام کیانی خوزانی که پس از کسب رتبه اول در المپیاد کامپیوتر استان از شهرستان خمینی شهر در سن 20 سالگی در المپیاد کشوری هم درخشید مورد توجه شرکت مایکروسافت آمریکا قرار گرفت و استخدام آن جا شد و پس از آن که پله های ترقی را یکی بعد از دیگری طی کرد با پیشنهادی از جانب فیس بوک به جمع مدیران این شبکه پیوست.
فرصت: خانم یا آقای ابطحی حالا که زحمت کشیدید و این همشهری موفق را به ما معرفی کردید اگر می توانید ایمیل یا شماره تلفنی از او پیدا کنید حتما برایمان ارسال نمایید تا با او مصاحبه ای ترتیب بدهیم. از بقیه خوانندگان هم می خواهم در این زمینه یاریمان کنند.
 
ز دست رفت شکیب و قرار ایوبان
سید علی احمدی متخلص به فقیر تنها کسی است که  بهار را به صندوقخانه فرصت آورده است و از آن بهاری گفته که زمین به پاسداشت قدوم مبارک صاحب الزمان سبز خواهد شد. 
 

به سیل غم به جهان جز تو کوهساری نیست/به غیر پرچم عدل تو اعتباری نیست

هزار نرگس اگر رویَد، ای گل نرگس/بدون رویش رویت مرا بهاری نیست

اگر هزار بهار آید و رَوَد، از داغ/چو قلب عاشق تو باغ لاله زاری نیست

نوای بلبل رنجور خویش را بشنو/که غم فزاتر از آن، نغمه هَزاری نیست

ز دست رفت شکیب و قرار ایوبان/بیا بیا که دگر قلب بردباری نیست

بیا که ساغر ظلم و نفاق لبریز است/ز باده اش همه مستند و هوشیاری نیست

ندای غربت قرآن و دین به افلاک است/بیا بیا که به اسلام جز تو یاری نیست

بیا که جز تو ز امواج فتنه شیطان/پناهگاه و حریم و ره فراری نیست

فقیر" را به نگاهت همیشه شادان کن/که ز اهل بیت نبی جز تو یادگاری نیست"

 
مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید