امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 13:48:04

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 13:03:13

ایمیلستان

دوشنبه, 28 شهریور 1390 ساعت 09:16 کدخبر :2494
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

این ستون میزبان ایمیل های شما خواننده های خوب فرصت است، چه فرصت را ترسو و بزدل خوانده باشید، چه نامه تان فریادهای خاموش بر سر مسکن مهر باشد، چه خواسته باشید نمادهای شیطان پرستی را برای همشهری هایتان بازگو کنید و چه بر فرض محال از فرصت تشکر کرده باشید.

مسکن مهر و مسوول جوابگو

مشکل مسکن مهر چی می شد اگر حل می شد؟ اولیش شاید این بود که تلفن نشریه و صندوق های الکترونیکی فرصت و خلاصه گوش های دست اندکارانش یک نفس راحت می کشید. می گویید حقیقت ندارد خب یک سری که حداقل می توانید به پیام ها و نظریاتی که خوانندگان فرصت آنلاین در سایت درج می کنند بیندازید. این هم درد دل یکی دیگر از همشهری های ما که همچنان در حسرت خانه دار شدن آن هم از نوع مسکن مهرش می سوزد. تا کی؟ خدا می داند:

باید مستاجر بود و وسایل خانه را به امید خانه دار شدن فروخت و... تا درد مردم را فهمید، گزارش های تلویزیون از قیمت مسکن مهر و زمان آن در شهرهای دیگر را دروغ می خوانند! به مردم حق بدهید کسی را برای حق خواهی غیر از شما ندارند. لطفا پیگیری قاطعانه ای انجام دهید و مسوولین را مجبور به جوابگویی کنید.

یک انتقاد گل آقایی به فرصت

یکی از خوانندگان همیشه معترض فرصت هم در نقش شاغلام یک انتقاد گل آقایی برایمان فرستاده:

آقاجان! شاغلامِ مجله گل آقای قدیم صدایش درآمده و می گوید: شماها که نام آنلاین را یدک می کشید حداقل روزی یک بار خودتان را به روز کنید حتی به صورت تقلبی و این بدین معناست که بیایید جای خبرها را عوض کنید تا به روز شده باشید.

فرصت: حال که شاغلام منت نهاده و راه آنلاین شدن را یادمان داده می رویم تا دیرنشده این راهکار را به کار ببندیم.

چند تا کتابفروشی توی شهر داریم؟

محمدحسین فروردین هم طی ایمیلی از وضعیت کتاب و کتابخوانی و کتاب فروشی در شهر  اظهار تاسف می کند:

شاید بسیار شنیده باشید که یکی از عوامل مهم که با آن به پیشرفت اجتماعی کشوری یا شهری پی می برند، میزان استفاده مردم از کتاب ها و مطبوعات است. ولی آیا نباید مکانی برای فروش کتاب وجود داشته باشد؟ و آیا حقیقتاً کتابخانه ها و کتابفروشی ها تأثیری بر فرهنگ جامعه ندارند؟ طبق تحقیقات و شاید تجربه هایم از سال ها زندگی در شهر به این نتیجه رسیده ام که تعداد کتابخانه ها و کتابفروشی ها از حداقل ممکن هم کمتر است! و یا مناسب نیست. البته یکی از اماکنی که می تواند پذیرای کتابخانه ها باشد، مسجد است. برخی مساجد امکانات و جا و مکان کتابخانه را دارا هستند ولی... . و این یک ضعف بزرگ است. کتابخانه ها بستر مطالعاتی را برای جوانان فراهم و در نتیجه فرهنگ کتابخوانی بیشتر می شود.

من یک خمینی شهری ام

این هم درد دل یکی از همشهریان است که مثل خیلی های دیگر توی شهر دیگری مشغول تحصیل است و حادثه باغ سرش را به زیر آورده است، آن هم درست زمانی که تصمیم گرفته شهرش را با افتخار به همکلاسی هایش معرفی کند:

درس جدید فرهنگ و تمدن اسلامی بود که استاد گفت هرکس می تواند در مورد شهرش کنفراس بدهد. از شنیدن پیشنهاد استادم بسیار خوشحال شدم. فرصت خوبی بود تا شهرم را در جمع 60 نفری دانشجویان معرفی کنم. تنها 5 دقیقه به من فرصت رسید! تمام تلاشم را کردم توی این فرصت کم در مورد گذشته، حال و آینده شهرم توضیح بدهم. کنفرانس آن طور که می خواستم پیش نرفت. ولی همان حرفهای کوتاه من، برای استاد تاریخم تازگی داشت یک ماه گذشت تا شنیدم که 14 نفر ریختن توی یک باغ و..... باید خودمان آستین بالا بزنیم و منتظر اقدامی توسط مسوولین نباشیم. خود ما باید این لکه را از دامن شهرمون پاک کنیم.

فرصت خواب آنلاین

این شهروندِ همیشه معترض طی چندین نامه فرصت را به انحا مختلف مورد لطف خود قرار داده است. این هم یک نمونه  دیگر از اعتراض های اوست:

من معترض اعتراضم! اول سلام وخسته نباشی و کلی چاپلوسی خدمت فرصت خواب آنلاین. الحق در این روزگار حرکت و جنبش رسانه ای  کار شما در خمینی شهر جای تشکر و دست مریزاد دارد و باید از شما قدردانی کرد اما متاسفانه  مدیریت  حاکم بر شما بسیار محتاط بسیار این طرف وآن طرف نگاه کن، بسیارخودحفظکن و.....است. به جاست کمی شیردل شوید تا بتوانید همیشه آنلاین و مردمی باشید نه اینکه خواب آنلاین باشید! بجاست کمی قلم تان را تیز کنید تا همیشه خبرهای اول و مصاحبه های اول متعلق به شما باشد نه اینکه روزگار بیاید و مصاحبه کند و شما نقل قول از آن بکنید (فی المثل روزگار را گفتم) باشدکه این انتقادات، سوقلمه شود تا شما کمی خیز بلند بردارید. باتشکر. بنده اعتراض دارم!

فرصت: انتقادات شما کمی سوقلمه هست اما فرصت سوقلمه تر از این هم شنیده و می شنود.

شیطان پرستی بدوی، قدیمی، مدرن

یکی دیگر از همشهریان هم به منظور آشنا کردن خانواده ها با نمادهای این گروه های انحرافی مطلب مفصلی را برایمان ارسال کرده که گوشه هایی از آن را با هم می خوانیم:

با گسترش روز افزون فرقه شیطان پرستی لازم است که خانواده ها تمامی نمادها و تصاویر آنها را بشناسند تا فرزندانشان به سمت این فرقه کشیده نشوند. برای دریافت تصاویر این فرقه می توانید به سایت فارسی کده مراجعه کنید. سیر تاریخی شیطان پرستى نشان می دهد قدرت پلید و مرموز شیطان همواره از آغاز زندگی بشر توهم زا و ترس آفرین بوده است و برخی از انسان‌های ابتدایی برای آسودگی از شر او به تکریم و تقدیسش می‌‌پرداختند تا به امروز که در مدل‌های نوین و در قالب آئین‌هایی با ایدئولوژی خاص سر برآورده و به اسم شیطان پرستی در دنیا مطرح شده است سیر پیدایش شیطان در شیطان پرستی از آغاز تا کنون را در سه مرحله و عنوان کلی بدوى، قدیمی و مدرن می‌‌توان نام برد...

www.farsikadeh.ir

حداقل خبر می دادید چاپ نمی شود 

رسول فرصت طلب هم از خوانندگان خوب فرصت است که حالا کمی از تنها رسانه شهرش دلگیر شده است و البته حق هم دارد چرا که در همان روزهای پر التهاب حادثه باغ مطلب تحلیلی مفصلی را در 8 صفحه برای ما ارسال کرد که به دلایلی از جمله حجم فراوان مطالب مشابه ارسالی به دفتر نشریه چاپ نشد و موجبات اعتراض این همشهری را فراهم کرد:

با سلام. مطلبي با عنوان "به بهانه اتفاقات تلخ اخير"خدمت شما ارسال شد. با توجه به اينكه يكي از روزنامه هاي پرتيراژ اصفهان كه يكي از نويسندگانش با بنده سابقه آشنایي داشت تمايل به چاپ اين نوشته را داشتند ولي بنده چاپ آن نوشته در جريده مذكور را بر خلاف مصالح شهرم دانستم اما با توجه به اينكه ويرايش مطلب فوق براي بار دوم به همراه صفحه 8 روزنامه روزگار برايتان ايميل شد حداقل انتظار بنده اين بود كه اطلاعي داده مي شد كه مطلب را چاپ نمي كنيد تا بنده تصميم ديگري بگیرم. شايد به زعم برخي از دوستان فرهنگ دوست كه نوشته اينجانب را ديده بودند انتشار آن مي توانست بحث هاي چالشي فراواني را در جامعه به وجود آورد كه در جهت هر چه بهتر ديده شدن مسایل شهر مثمر ثمر بود ولي باگذشت مدتي از زمان نوشته شدن آن داغي و احساسات موجود در آن نوشته نيز از بين رفت. بنده انتظاري راجع به چاپ آن نوشته نداشتم ولي انتظار اطلاع عدم چاپ آن به هر دليلي را داشتم. در ضمن خبر ارسال نوشته را تلفني هم به شما اطلاع دادم.

بازي صندلي

سید جواد موسوی هم ما را می برد به کودکی هایمان و بازی پر هیجان " صندلی" و به نکته جالب و قابل تاملی در این باره اشاره می کند:

در مهد كودك هاي ايران 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلي و ادامه بازي تا يك بچه باقي بمونه. بچه ها هم همديگر رو هل ميدن تا خودشون بتونن روي صندلي بشينن. در مهد كودكهاي ژاپن 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن اگه يكي روي صندلي جا نشه همه باختين. لذا بچه ها نهايت سعي خودشونو ميكنن و همديگر رو طوري بغل ميكنن كه كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روي 8 صندلي، بعد 10 نفر روي 7 صندلي و همينطور تا آخر. با اين بازي ما از بچگي به كودكان خود آموزش ميديم كه هر كي بايد به فكر خودش باشه.

پس شهید مهدوی چه می شود؟

محمد علی جعفری هم به طرح یک نوبته شدن مدارس اشاره می کند و می گوید:

قرار است مدرسه راهنمایي شهيد مهدوي هرستان به ابتدایي داده بشود و دانش آموزان راهنمائي بايد در مدرسه گلستان در نزديكي آدريان ثبت نام كنند مساله مهمي كه هست اينكه مدرسه راهنمائي شهيد مهدوي كه به نام سيد الشهدا نزديك به 30 سال بود فعاليت داشت از نظرها محو مي شود و ديگر نامي از آن شهيد بزرگوار نمي ماند.

آقای جعفری نسبت به دریافت هزینه ثبت نام مدارس هم اعتراض دارد و پیشنهاد می کند: از مسوولين آموزش و پرورش شهرستان در اين زمينه توضيح بخواهيم.

مدرسه های خود خواه

جمعی از دبیران مدارس راهنمایی هم از آقای نادری مسوول آموزش راهنمایی به خاطر سازماندهی کلی دبیران و عدالت نسبی که با این سازماندهی و تقسیم دبیران در مدارس الف و ب  حکم فرما شده تشکر و تقدیر کردند و ضمن اعتراض به آن دسته از مدارسی که با شرط آزمون ورودی تمام دانش آموزان معدل بالا را جذب خود می کنند از دبیران خواستند: با این مدارس تبعیض آمیز همکاری ننمایند و بدانند تدریس در این مدارس افتخار نیست بلکه افتخار در مبارزه با تبعیض و بی عدالتی آموزشی است.

میدان نماز یا میدان اعدام؟ 

م.حاج حیدری از دیگر همشهریان دقیق و خوش سلیقه است که به نکته ای بس مهم اشاره می کند، قابل توجه مسوولان دادگستری و زندان و هر ارگان دیگری که با مجرمین سر و کار دارند:

خمینی شهر در تمام موارد مورد ظلم وستم قرار گرفته است یکی از این موارد که کمبود آن به وضوح در شهر دیده می شود فضای سبز و پارکها می باشد که مقدار سرانه آن بسیار پایین است. با این وضعیت، گردش و تفریح و استراحت مردم در همین مقدار کم را هم عده ای با بدسلیقگی دچار تشویش و بدخاطره می کنند. یکی از این فضاهای سبز، فضای سبز میدان نماز منظریه است که مردم برای سپری کردن اوقات فراغت در آن اطراق می کنند ولی اخیرا میدان نماز به میدان اعدام تغییرنام داده است و دادگستری مراسم اعدام خود را در این محل برگزار می کند که برای خانواده هایی که به آنجا میروند خاطره ای نامطلوب به جا می گذارد. آیا شده است اصفهان مراسم اعدام خود را در پارک صفه یا پارک ناژوان که محل تفریح مردم است برگزار کند؟! در صورت امکان محل اعدام را در نزدیکی محل جرم برگزار کرده و خارج از فضای سبز اندک شهر برگزار کنید. حداقل به احترام و حرمت اسم مبارک نماز که بر روی این میدان گذاشته شده، مراسم خود را در محل دیگری برگزار کنید.

تازه راننده ها بلای جان مردم

اصغر گلی هم گلایه ای دارد از تازه گواهینامه گرفته ها:

دیروز در حال رانندگی یک خانم را دیدم که پشت پراید نشسته بود و داشت رانندگی می کرد، همین که رسید به یک موتورسوار که با خانمش داشت مسیر خودش را طی می کرد یک دفعه یک گردش به راست عجیب کرد. من که پشت سرش بودم بلافاصله متوجه موضوع شدم: طرف تازه گواهینامه گرفته! از نوع جدیدش. دو سه ثانیه بعد دوباره ماشین را داد سمت چپ! پیرمرد موتور سوار دست و پایش را گم کرد. مساله این است: تازه راننده ها صلاحیت رانندگی ندارند! و علت آن هم این است که امتحان رانندگی بسیار راحت شده و اصلا سختگیری های قدیم اعمال نمی شود! در یک کلام پول می دهی گواهینامه می گیری! چند تصادف عجیب و غریب طی روزهای گذشته شنیدم که همه اش مربوط به خانم های تازه گواهینامه گرفته میشود! لطفا موضوع را باطلاع مسوولین راهنمایی رانندگی برسانید!

فرصت: البته موکدا می گوییم درج این مطالب به معنای تاییدش به هیچ وجه نیست به خصوص در این مورد به خصوص! همه می دانیم که متاسفانه و باز هم متاسفانه عدم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی در سراسر کشور ما مشهود است و این بی احتیاطی ها چندان مرد و زن نمی شناسد. به هر حال از همه رانندگان می خواهیم  قوانین را به خاطر حفظ جان خودتان هم که شده تو را خدا رعایت کنید.

حمام تاریخی اصغرآباد تخریب شد

عباس رحیمی هم ضمن ارسال تصویری زیبا از یک حمام قدیمی به نقل از "ایران نامه-سپنتا شاهین" از تخریب حمام تاریخی اصغرآباد در مرداد ماه همین امسال خبر می دهد. در این خبر آمده است که این بنای تاریخی که در دوره قاجارتوسط "اصغر میرزا" از شاهزادگان قاجار ساخته شده بود به عنوان تنها بنای تاریخی اصغرآباد بازگو کننده هویت و پیشینه تاریخی آن جا محسوب می شد و سال گذشته در تاریخ  9/9/89 به شماره 29419 در فهرست آثار ملی ثبت شده بود و 14 مرداد ماه همین امسال همزمان با اولین جمعه ماه رمضان به دست افراد ناشناس تخریب شد. مسوولان اصغرآباد اهالی ناآگاه محل را عامل این حادثه دانسته اند اما تاکنون از سوی نهادهای مرتبط هیچگونه اقدامی برای پیگیری و شناسایی عاملان و مجازات آنان برای جلوگیری از موارد مشابه صورت نگرفته است.

ستون وبگردی

هادی حداد هم وبلاگش را معرفی کرده که سپردیم دست مسوول ستون وبگردی.

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#4 0 کوئین 17 مهر 1390 ساعت 09:40
آیا اگر فرصت واقعا اینقدر با کمبود عکاس حرفه‌ای مواجه است بهتر نبود از طریق اتحادیه تشکل‌های قرآنی به خود مراکز اعلام می‌کردید که عکس‌های مراسم خود در ماه مبارک را برای فرصت ارسال نمایند و بعد بهترین آن را چاپ می‌کردید؟ ضمن آنکه برای کسانی که در این امر کوتاهی می‌کردند جای اعتراضی برای چاپ نشدن عکس جلسه قرآنشان باقی نمی‌ماند.
اینها نکاتی کلی بود که در این زمینه یادآور شدم لکن یک نکته هم باقی است که آن را به طور جداگانه به عرض می‌رسانم و آن اعتراض به چاپ نشدن عکس جلسه جزءخوانی مسجد ما در تنها نشریه شهرستان است.
اینجانب یکی از شرکت کنندگان در مراسم هر روزه‌ی جزء خوانی در یکی از مساجد شهرستان هستم. نام مسجد را نمی‌برم که خدای ناکرده این ذهنیت پیش نیاید که تنها دلیل نگارش این نامه چاپ نشدن عکس جلسه قرآنمان درفرصت بوده است.هرچند به شدت به این موضوع معترضم ویکی از مهمترین دلایل نوشتن این نامه همین بود اما پربار بودن فرصت به ویژه در امر قرآن دلیل مهمتری است که مرا به نگارش این نامه واداشت. و اما شدیدا به این موضوع معترضم که چرا باید عکس یک جلسه قرآن که 90 درصد افراد آن را نوجوانان زیر 20 سال تشکیل می‌دهند، و یکی از شلوغ‌ترین جلسات جزءخوانی در شهرستان است چاپ نشود؟ اینجانب قبل از اینکه این اعتراض رابه شما داشته باشم دلیل آن را کم کاری مسئولان جلسه قرآن فرض کردم و اعتراض خود را به انها بیان کردم که در جواب گفتند روز اول یا دوم ماه رمضان عکاس فرصت خود در جلسه قرآن مسجد حضور داشته و وقتی مسئول جلسه به ایشان می‌گوید لطفا چند عکس از این جلسه پربار در فرصت کار کنید ضمن خودداری پاسخ می‌دهد: قرار است از همه جلسات شهرستان عکس بگیریم و در یک ویژه نامه چاپ کنیم. ولی دیدیم که سرنوشت آن ویژه نامه چه شد و چه عکسهایی در آن چاپ شد
نقل قول
 
 
#3 0 کوئین 17 مهر 1390 ساعت 09:40
واقعا مراجعه یک عکاس در طی 30 روز به مساجد و حسینیه‌ها آنقدرکار سختی است که تنها نشریه شهرستان مجبورمی‌شود در2 شماره متوالی عکس‌های تکراری (هرچند با سایز متفاوت) منتشر کند؟
آیا بهتر نبود در شماره بعدی عکس‌های بقیه جلسات قرآنی را چاپ می‌کردید تا به قول خودتان حداقل قطره‌های بیشتری از این دریا را نشان داده‌باشید؟ قابل توجه آنکه در هر دو شماره 10 عکس تکراری است و در شماره بعدی تنها 4عکس اضافه گردیده که دور از ذهن نیست که آن هم به علت اعتراض ان مراکر بوده‌است.ضمن آنکه کیفیت عکس‌ها آنقدر پایین است که گویی یک عکاس آماتور عکسها را تهیه کرده و برای فرصت ارسال نموده‌است. به عنوان مثال در عکسمسجد ابالفضل چیزیبیشتر از چند آباژور(یا شبیه آن) و یک ویدئو پرژکتور دیده نمی‌شود که چند نفر در دوردست‌ها دورآن نشسته‌اند!و یا عکس جلسه قرآن امام زاده سید محمد به گونه‌است که هر موقع به امام زاده مراجعه کنید با همین صحنه مواجه خواهید شد که عده‌ای به صورت پراکنده در حال قرائت قرآن و دعا هستند!
نقل قول
 
 
#2 0 کوئین 17 مهر 1390 ساعت 09:39
شما در 2شماره متوالی اقدام به انتشار عکس‌های محافل قرآنی شهرستان نمودید و بضاعت اندک خود را دلیل عدم پوشش عکس‌ها و اخبار مراکزبیشتر ذکر کردید و گفتید:‌«البته بضاعت ما اندک است و نتوانستیم از همه این جلسات در شهرستان تصویر تهیه کنیم و لذا آنچه می‌بینید قطره‌ای است از دریا!»
در این خصوص چند نکته قابل توجه است:
آیا نشریه‌ای که نتواند از اغلب جلسات قرآن یک شهرستان که همگی در ماه مبارک رمضان، در مکان‌های مشخص و در ساعات مشخص تشکیل می‌گردد تصویر تهیه کند می‌تواند ادعا کند که در مسیر روزنامه نگاری حرفه‌ای گام برداشته است؟
نقل قول
 
 
#1 0 کوئین 17 مهر 1390 ساعت 09:38
سلام/
دوستان فرصت از شما نتظار نمیرفت! حداقل ایمیلهایتان را چک کنید.حداقل نمیخواهید چاپ کنید پاسخ را ایمیلی بفرستید. حداقل یک پاسخ کوتاه بدهید که ایمیل شما دریافت شد.
تا به حال چندین بار این نامه را برایتان ایمیل کرده‌ام. توجهی نکردید. باز هم به فرستادن آن ادامه می‌دهم. اگر باز هم توجه نشود حتما با پست می‌فرستم!
بسمه تعالی
با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دست اندرکاران مطبوعه‌ی وزین فرصت
اینجانب برعکس آن خواننده‌ای که عنوان کرده‌بود «فرصت به مسائل قرآنی اهمیت نمی‌دهد» از پوشش خوب اخبار قرآنی شهرستان توسط فرصت تشکر می نمایم. هرچند نمی‌توان منکر آن شد که این اخبار، تنها منحصر به چند مرکز خاص می‌باشد که نگاهی به همان جوابیه شما به این شهروند محترم در صفحه‌ی 8 شماره 55 مؤید همین مطلب است. علی ای حال انتقادی در این زمینه داشتم که امیدوارم بدون هرگونه توجیهی با آغوش باز پذیرفته و در «فرصت»‌های بعد در صدد جبران آن باشید.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید