امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 11:56:11

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

خاطرات نوروزی شهردارها، معاونین شهردار و مدیرعاملان سازمان های وابسته

خاطرات نوروزی شهردارها، معاونین شهردار و مدیرعاملان سازمان های وابسته

سه شنبه, 13 فروردین 1392 ساعت 15:49 کدخبر :5388
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : طاهره خونساری
به مناسبت سال نو به سراغ شهردارها، معاونین شهردار و مدیرعاملان سازمان های وابسته به شهرداری رفتیم تا از خاطرات نوروزی شان برایمان بگویند.

محمد شرفا؛ شهردار
نوروز در مسجد النبی
28 اسفند 90 به مدینه منوره مشرف شدم. هنگام سال تحویل در مدینه با وسایلی که زائران با خودشان آورده بودند در لاوی هتل یک سفره هفت سین پهن شد و بعد برای عبادت به مسجدالنبی رفتیم و سال تحویل را آنجا بودیم و برای همه بخصوص خودم که خداوند جهت خدمت به مردم توفیق دهد، دعا کردم. بعد از عبادت به هتل برگشتیم و با شیرینی سنتی ایرانی که زائران با خودشان آورده بودند پذیرایی شدیم. وقتی عبادت دینی و سنت ایرانی را کنار همدیدم، این مطلب به خاطرم آمد که اولا این سنت ایرانی در کشور دیگری به خوبی انجام شد و ما در کنار عبادت فرهنگ ایرانی را هم گرامی داشتیم. ثانیا فرهنگ و سنت ایرانی ما زیباست و می تواند دلگرمی و صمیمیتی که در بین مردم است را تشدید و تقویت کند.

سعید حاج هاشمی؛ شهردار منطقه 1
3 سکه تمام بهار جایزه گرفتم
من سال 80 دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معماری دانشگاه علم و صنعت بودم. برای پایان نامه تصمیم گرفتم موضوعی را انتخاب کنم که در شهر خودم باشد. آن زمان مهندس عابدی شهردار بود، برای انتخاب موضوع با ایشان مشورت کردم شهردار گفت: ما می خواهیم برای چشمه لادر یک طرح گردشگری و ساماندهی اجرا کنیم. شما این را به عنوان موضوع پایان نامه خود انتخاب و یک طرح برای آن بده. من هم مشغول تحقیق، آماده سازی نقشه ها، تهیه ماکت و... شدم. در پایان طرح را به شهردار دادم و او هم خیلی استقبال کرد. در آن زمان به خاطر این طرح که اجرایی شد سه سکه طلا به من دادند. البته که این سه سکه تمام هزینه های پایان نامه را پوشش نداد ولی برای من خیلی ارزش داشت که عابدی به عنوان یک مدیر به من جوان اعتماد کرد و یکی از طرحهای شهرستان را به من داد. بعد از فارغ التحصیلی و گذراندن دوران سربازی برای پیدا کردن شغل به شهرداری رجوع کردم و وقتی آقای کمالی مرا دید گفت شما همان هستی که طرح چشمه لادر را داده ایی من خیلی دنبالت گشتم از آن روز به بعد من کارمند شهرداری شدم و پس از پست معاونت شهرسازی از خرداد ماه 91 شهردار منطقه یک شدم. در تمام این مدت هم هر وقت دانشجویی برای تحقیق به شهرداری می آمد کمکش می کردم و یاد خودم می افتادم به آنها می گفتم یک نسخه از تحقیقتان را بیاورید تا در شهرداری از آن استفاده کنیم. موضوع پایان نامه باعث شد من بیایم شهرداری و آقای عابدی از پتانسیل های دانشجویی خوب استفاده می کرد.

قدمعلی ابراهیم نیا؛ شهردار منطقه 3
سر سفره هفت سین سنگر
شهردار منطقه 3 ضمن تبریک سال نو و اظهار لطف نسبت به فرصت از نوروز 63 و 64 گفت که توفیق داشته به عنوان بسیجی و داوطلب در جبهه کردستان حضور یابد.
او گفت: سال های بعد هم که به عنوان روابط عمومی شهرداری، معاون خدمات شهری و شهردار کشیک در شهرداری خدمت می کردم در شهر چند کیوسک برای راهنمایی مسافرین با گل و شیرینی، ماشین سیاری برای تعمیر ماشین های مسافران و در دو شیفت مجزا خدمت می کردم. آن روزها که موبایل نبود این گونه کارها چشمگیر بود. مدت 9 سال است خدمتگذار مردم منطقه 3 هستم که باعث افتخار بنده بوده واگر قصوری بوده عذر خواهی می کنم. امسال هم توفیق حاصل شده که سال تحویل را در مدینه منوره باشم که از همان جا دعاگوی همه همشهریان و همکاران هستم.

مهدی صرامی؛ شهردار منطقه 4
فیش حقوقی
سال گذشته مثل همه عیدها سرمان شلوغ بود. در میان هیاهوی مراجعین پیرمردی گفت: حتما پنج شش میلیونی می گیری که این گونه با شتاب کار می کنی و این همه مراجعه کننده داری. با اینکه کار داشتم صدایش زدم و از کشوی میز فیش حقوقی ام را نشانش دادم. گفت با این مبلغ این همه کار می کنی؟ گفتم: همه کارها اقتصادی نیست و باید برای چیزهای دیگری هم کار کرد. در آن شلوغی این حرف پیرمرد لبخندی به لب ما آورد.

محمد مهدی لطفی؛ معاون امور اداری مالی شهرداری
می خواستیم مجسمه باغبان را بسازیم
چند سال پیش که در معاونت خدمات شهری کار می کردم. باغبانی که در پارک علیمردان خان کار می کرد آمد دفتر، چند تا مهمان هم داشتم.کارگر از فعالیتهای خودش مثل نظافت پارک آبیاری و حرس و مراقبت از گلها و درختان و اینکه بعد از مدرسه بچه ها گلها را خراب نکنند حرف زد. او گفت من اینقدر این گلها را دوست دارم که می گویم غذایم را بیاورند پارک بخورم. من از او تقدیر کردم و گفتم این تلاش شما آنقدر ستودنی است که که باید مجسمه ات را درست کنم و بزنم توی پارک و زیرش بنویسم که این مجسمه باغبانی است که این پارک را اینگونه گلکاری کرده.از صحبت من ناراحت شدو گفت تو منظورت این است که من باید بروم بمیرم و عین گنجشکها مرا خشک کنی و مجسمه ام را درون پارک بگذاری. من گفتم برداشتت اشتباه است من به خاطر زحماتی که برای پارک کشیده ای این حرف را زدم.

مرتضی خلیلی؛ معاون عمران شهرداری
بنر تشکر
پس از مدتها با اعتباری که آمد توانستیم قسمت هایی از محله قرطمان را آسفالت کنیم. مردم محل هم بنرتشکری برای ما تهیه کرده و به شهرداری آوردند و از شهردار و معاونت عمران قدردانی کردند. این بهترین خاطره بود که مردم یک محل به خاطر آسفالت و لکه گیری معابر این گونه تشکر می کنند، این رفتارها انگیزه خدمت را بیشتر می کند.

افشین انتظاری؛ معاون شهرسازی
یک درخواست
معاونت شهرسازی بعد از تبریک سال نو به همشهریان از آنها خواست در زمینه کیفیت نما و سیمای شهر دقت و ضوابط شهر سازی را رعایت کنند.

عزت الله صفار؛ معاون خدمات شهری
لطیفه تلفنی
8- 7سال پیش زمانی که آقای سیستانی فرماندار بود روزی برای بازدید از گل خانه ای همراه مسئولین به آنجا رفتیم و فرماندار نیامد. با او تماس گرفتیم که همه منتظر شما هستند. در جواب گفت زیاد ناراحت نباشید بالاخره 24 ساعت عقب و جلو می آیم که خنده حضار را به همراه داشت.

حسین سبحانی نسب؛ مدیرعامل سازمان تاکسیرانی
سی ان جی
چند روز قبل از نوروز 89 بود که دینام موتور سی ان جی منظریه سوخت. در وضعیت شب عید و تحریم و علیرغم اینکه برای تعمیر یا خرید باید از شهرداری و فرمانداری مجوز می گرفتیم و برای خریدش هم 33 میلیون تومان پول لازم بود. من با همکاری چند تن از پرسنل ظرف چند روز در ایام سال تحویل و روزهای آغازین سال 90 ضمن اینکه موتور را برای تعمیر به نیشابور فرستادیم که سه ماه طول کشید، توانستیم یک موتور تازه خریداری و جایگزین کنیم.

علی پاکدل؛ مدیرعامل سازمان اتوبوسرانی
عیدی سال 90
در سال 90 که طرح کارت بلیط جایگزین بلیط های کاغذی شد. وقتی می دیدم که مسافرین با استفاده از کارت به راحتی از اتوبوس استفاده می کنند خوشحال شدم که استفاده از ناوگان اتوبوس رانی بهتر شده است و مردم بهتر از اتوبوس استفاده می کنند. چون برای استفاده از بلیط های کاغذی باید سوار می شدند و بعد به راننده بلیط می دادند و راننده هم بلیط را پاره می کرد. این گونه وقت زیادی تلف می شد ولی حالا با ارائه کارت هزینه سفردر ابتدا داده می شود و شخص پس از پیاده شدن به راه خودمی رود. این برای من خوشحال کننده بود که در راه خدمت و آسایش مردم قدمی برداشتم.

حمید شهبازی؛ مدیرعامل سازمان رفاهی تفریحی
یک مرد سبزپوش آمد
11 نوروز 91 روز جشن سبزه ها بود و کمی هم باران می آمد. مشغول کارهایمان بودیم که دیدیم وانتی تا نزدیکی درب باغ بانوان آمد و لحظاتی بعد مردی که سر تا پایش سبزه و خیس هم شده بود، از ماشین پایین آمد. این آقا اهل اصفهان بود و برای شرکت در مسابقه آمده بود این برای من خاطره خوبی بود. در ایام نوروز ما در دفتر روابط عمومی قرآن خوانی کودکان و نوجوانان شهر را داریم . یک روز که داخل دفتر شدم دیدم دفتر پر است از نوجوانان خیلی خوشحال شدم که در راه ارتقای این فرهنگ تلاش می کنم.

مرادیان؛ مدیرعامل سازمان خدمات موتوری
خوشحالم که خدمتگزارم
مسئول سازمان موتوری شهرداری ضمن تبریک سال نو گفت از اینکه در بحث نظافت و پاکیزکی شهر نقشی ایفا می کنیم خوشحال هستیم.

محمد حاجیان؛ مدیرعامل سازمان آتش نشانی
یک نفر را به زندگی برگرداندیم
عید چند سال پیش از وقوع یک حریق (ضایعات درختان) در محوطه امامزاده سید محمد خبر دادند. وقتی به آنجا رسیدیم و حریق را خاموش کردیم همکاران سر و صدای بچه ایی را شنیدند که داخل کانال آب سید محمد افتاده. آتش نشانان سریع داخل کانل پریده و کودک را نجات دادند. ممکن بود اگر نیروها در آنجا حضور نداشتند قبل از رسیدن نیروها آن کودک از بین برود.

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#1 0 بچه سده سنت شکن 13 فروردین 1392 ساعت 20:43
سلام
با خاطره یک عشق ناکام ، شما را به وب خودتون و پای درد دل یکی از دوستانتون دعوت می کنیم.[گل]

http://www.farhangezdevaj.blogfa.com/
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید