امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 03:59:07

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

کلاس کنکور
دست نوشته های یک مشاور

کلاس کنکور

یکشنبه, 25 مرداد 1394 ساعت 11:04 کدخبر :9262
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مشاور: نسرین مشیری/ تدوین: شیما شیرازی کارشناس روان شناسی

الناز در آموزشگاه کنکوری ثبت نام کرد که دکتر منصور مدرس زبان انگلیسی اش بود. وی که هفته ای یک روز از تهران به اصفهان می آمد، شماره همراهش را در اختیار دانش آموزان گذاشت تا بتواند پاسخگوی سوالات آنها باشد و در جریان روند پیشرفت شان قرار بگیرد. در یکی از این روزها که استاد مدل ریشش را تغییر داد و سر کلاس حاضر شد، الناز با پیامکی نظر خودش را نسبت به این تغییر قیافه ابراز کرد و رابطه صمیمی منصور و الناز از همین جا آغاز شد.


پدر الناز راننده ماشین های سنگین است و بیشتر وقت ها در کنار خانواده حضور ندارد. مادرش هم نمی تواند الگوی اخلاقی مناسبی برایش باشد و برادرش هم چند سال از او کوچک تر است. کم کم منصور مشاور تحصیلی الناز می شود و خانواده نیز او را به همین عنوان می پذیرند. الناز بیشتر مواقع بعد از کلاس با منصور قرار می گذارد و به گردش می روند. همسر منصور در تهران به سر می برد و منصور که وضع مالی خوبی دارد هر هفته با اتومبیل های مدل بالا به اصفهان می آید و الناز را که خانواده اش از نظر اقتصادی وضعیت متوسطی دارند حمایت مالی می کند. پول تو جیبی، هزینه شارژ موبایل و خریدهای روزانه الناز را منصور می پردازد.


نبود پدر در خانواده و کمبود حمایت عاطفی باعث می شود که الناز از حرف های عاشقانه و حمایت های عاطفی منصور استقبال کند وعلی رغم فاصله سنی زیاد به منصور دلبسته شود و منصور هم به او وعده می دهد که همسرش را طلاق خواهد داد و با ازدواج خواهد کرد اما دیری نمی گذرد که منصور زیر قولش می زند و با قبول شدن الناز در دانشگاه از او می خواهد که اگر مرد خوبی پیدا کرد ازدواج کند و به دنبال زندگی خودش برود.


النا در پاسخ سوال مشاور که از چگونگی و نوع رابطه اش با منصور می پرسد، سرش را زیر می اندازد و می گوید: اگرچه خانه ای برایمان فراهم نبود اما...
خانواده الناز اما هیچ اطلاعی از عمق رابطه اش با این مرد ندارند تنها کسی که از همه چیز خبر دارد دختر دایی اش است و الناز حالا به این فکر می کند که اگر منصور زنش را طلاق ندهد چطور در اوج جوانی و در سن 21 سالگی همسر دوم منصور 44 ساله بشود از طرفی دیگر هم احساس می کند بدون او نمی تواند به زندگی ادامه بدهد اگرچه نمی داند که خانواده اش علی رغم اینکه منصور را خیلی قبول دارند به این ازدواج رضایت می دهند یا نه.


نقطه نظرات مشاور
- نبود الگوی مناسب اخلاقی برای فرزند
- عدم حضور پدر در خانواده
- اعتماد بیش از حد خانواده به جوانان و کنترل نکردن آنها
- عدم آگاهی والدین از نیازهای فرزندان

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید