امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 15:32:36

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

شهر پنهان خمینی شهر 3

پنجشنبه, 22 دی 1390 ساعت 13:20 کدخبر :3505
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول صرامی (سروش منش)

 دژها وتوتل ها وخندق های ماربین

در گذشته در کنار آبادی های فروشان، ورنوسفادران، خوزان؛ دژهای سه گانه ای به نام کهندژ، دیمیردژ، گاردژ وجود داشته است. این دژها به هنگامی که آبادی با نا آرامی و نا امنی روبرو می شد پناهگاه مردم سده می شده است.

ابن خرداد مورخ قرن سوم هجری قمری می گوید: در آبادی ماربین دژی است که به دستور تهمورث دیو بند ساخته شده و در آن آتشکده ای است. ابن رسته مورخ دیگر، ماربین را در بالای روستای جی می داند که کاووس (خشایار شاه یا یکی از اجداد کوروش) در آن جا قلعه ای سترگ بر فراز کوه ساخته است. در دوران پیش از ظهور دین مبین اسلام، سراسر کوه آتشگاه دارای پوششی خشتی با دیوارهای تراشیده بود که آن را مانند زیگورات و یا هرم می نمود. در قدیم در سده همچنان که روی زمین آن مزارع حاصلخیز و باغ های دلگشا و بناهایی نیکو و مرتفع در آن به چشم می خورد در زیر زمین آن نیز غارهایی طبیعی مثل غار قهرمان و یا مصنوعاتی دست ساز مثل تونل یا شهر زیر زمیني و کاریزهایی که احتمالاً از تعدادی از آنها به عنوان مخفی گاه استفاده می کردند وجود داشته است. گفته اند «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و اگر تونل مورد سخن به آن حد تعریف و مبالغه نبوده است که از آتشگاه تا کوه سید محمد کشیده شده باشد ولی حداقل همان مخفیگاهی بوده که پیرامون دژهای مذکور کشیده شده بود! یکی از مقنی های فتح آباد خوزان به نام حاج علی تعریف می کرد که از پدرانش شنیده که هنگامی که در حال حفر قنات داخل چاه بوده با کلنگ سوم و چهارم، چاه امنش نداده وسنگی با فشار به او خورده و به طرف دیگر چاهش می کوبد. به هر حال مجرب ترین مقنی های اصفهان سدهی ها و نجف آبادی ها بودند که اطلاعات زیادی درباره محدوده ولایت خودشان داشتند و بدترین دشنام را لفظ کناس می دانستند. متأسفانه ما ایرانی ها اهل تاریخ نگاری نبوده و به قول دکتر کریستی ویلسن حتی رموز حرفه و صنعت خود را تنها به فرزندان خود اطلاع می دادیم بنابراین یکی از دلایل مکتوب نشدن محل اختفای تونل کهندژ سری بودن آن تلقی می شد .با این وجود مقنی ها از این تونل داستانهای فراوانی را نقل می کنند که قبلاً در شماره های قبلی دوهفته نامه فرصت به آن اشاره کردیم و گفتیم که تونل کهندژ بنابر نقل قول های مقنی ها دارای راهروهای فرعی و تو در تو بوده تا دشمن به هنگام تعقیب در تونل سرگردان شود.

 

به نمونه هایی از این تونل ها اشاره می کنیم:

1- در مرنجاب آران در قلب کویر در کنار قصر بهرام تونلی مخفی است. 2- در منطقه کاپادوسیا در ترکیه مرکزی شبکه ای از غارهای زیرزمینی و تو در تو، قادر به مخفی کردن 20000 نفر بوده است. 3- در نزدیکی شهر اسکو در روستای پیله ور در کندوان، تونلی است که به هنگام خطر مردم با احشام و دارایی های خود در آن مخفی می شدند. 4- در نیاسر کاشان نیز تونلی است به نام غار رئیس که چندین کیلومتر زیر زمین است. 5- در جزیره کیش کاریزی است که از آن به عنوان پناهگاه استفاده می شده است. 6- مردم نوش آباد کاشان نیز تا مدتها نمی دانستند که زیر پای آنها چه شهری است تا این که در سال 1383 تونل متعلق به عصر ساسانی در نوش آباد کشف شد و چهره این روستا را به طور کلی دگرگون کرد. 6- در شهر داراب حدود گردنه حسن آباد در نزدیکی فرک نیز تونلی مخفی است که دارای سالن و تالار سنگی و استخر سنگی است. 7- در تپه نوشیجان همدان، دیوید استروناخ باستان شناس بقایای یک تونل پله را کشف کرد و قس علیهذا.

در سده نیز از یک یا چند عدد از کاریزها بنابر دلایلی بعنوان تونل استفاده می کردند. چون در گذشته مردم پیوسته دست اندرکار حفر کاریز بوده اند و تا زمانی که آب در آنها بوده با آن کشاورزی می کردند و روستا می ساختند و هنگامی که بنابر دلایلی کاریز خشک می شد در پای آن کاریز دیگری می کندند و روستاها را نیز جابجا می کردند سپس کاریز مورد نظر را وسعت داده آن را تو در تو و پالانه و گنگ آن را تعویض کرده و از آن به عنوان مخفی گاه و به احتمال زیاد معبد مهرپرستی استفاده می کردند. یکی از این تونل ها را نگارنده در کنار مسجد جامع خوزان و حمام گاوی و در کوچه دبیرستان کلاهدوز (شهدا) کشف نمودم. این تونل فرعی هم اکنون به عنوان زیرزمین در زیر خانه هایی که چندین متر از سطح زمین پایین تر است با بستن تیغه ای آجری از هم منفک شده است. احتمالاً این تونل به داخل مسجد جامع خوزان و به مکان چهل دختر ارتباط داشته است (شبیه قلعه طبرک و برج چهل دختران) بنابراین در خوزان کهندژی 5/1 کیلومتری بوده، این دژ یک دروازه داشته که روی آن بالاخانه یا بروار بوده است. در دو سوی درگاه دو برج بوده که با پلکانی از آن بالا می رفتند. در پس درگاه، دالانی بوده که به میانسرا می رسیده است. این دژ دارای چندین اتاق و حجره بوده است. دژ دو اشکوبه ای کهندژ، در اشکوب همکف آن انبار آذوقه و آغل ستوران و گاو و گوسفند و اشکوب دوم خانه های مردم بوده است. خانه ها پشت به پشت هم می چسبیدند و به همراه گذرها و کوچه ها گونه ای بافت شطرنجی درست می کردند. این دژ خزانه ای از آب و یک پاکنه (جایی از تون گرمابه که نزدیک کوره است) یا چاهی داشته که از آن آب بر می داشتند. پرستشگاه اصلی کهندژ خوزان در زیر مسجد فعلی، مهرابه ای دراز و مصنوعی بوده که شکل این نمازخانه به شکل غار است. طاق تونل فرعی کهندژ که نگارنده مشاهده کردم گنبدی است تا نشان دهنده گنبد آسمان باشد چون معابد مهرپرستی در غارها ساخته می شد و غار نشانه گنبد آسمان است. پس در ساخت تونل کهندژ از عقاید مهرپرستی استفاده می شده است. به نظر می رسد اغلب اوقات بلندپایگان جماعت خوز (خورشید)، بخشی از خانه خود را مخصوص ساختمان معبد می نمودند. بنابر این برای کشف تونل اصلی باید به سراغ کوچه مسجد جامع خوزان رفت مکانی که در خود شهر زیرزمینی سده را مخفی نموده است. علاوه بر این کوچه، بقایای کاریزها ممکن است ما را به مخفیگاه ساکنین قدیمی این کهن دیار رهنمون سازد. لازم به تذکر است که خوز در کتیبه های هخامنش اشاره به پرستش خورشید دارد.

اطراف دژ گاردژ خندقی بوده که اکنون بقایای آن با نام جوی گاردر معروف است. یک دیوار بلند به نام بارو، دژ را از پیرامون جدا می کرده است. در میان بارو در فاصله هایی برابر برج هایی ساخته می شد. در گذشته در خندق آن آب می انداختند و روی خندق و روی آن در پیشگاه دروازه دژ یک پل به نام تخته پل بوده که شب ها یا هنگام نا امنی تخته پل را می کشیدند و راه ورود را می بستند.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید