امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 17:24:55

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

هرستان

شنبه, 26 شهریور 1390 ساعت 09:57 کدخبر :2443
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول صرامی(سروش)

در كتاب محاسن اصفهان از مفضل بن سعد بن حسين مافروخي در ذكر ديه هرستان از روستاي ماربين آمده ­است« هر كدام از اهالي اين ديه در شؤون كدخدايي خويش چنان­اند كه اگر ديرگاه شب دوازده تن ميهمان به آنان رسد به بيرون حاجتمند نخواهند بود»

در همين كتاب در خصوص هرستان آمده: "جي خراب بود به نوبت دولت فيروز بن يزدجرد و صورت آن بود كه فيروز ساساني ( فوت 472 م) فرمان فرستاده بود به آذر شاپوران، پسر آذرمانان پهلوان از ديه هرستان از روستاي ماربين جد مافروخ بن بختيار كه جد صاحب رساله محاسن بوده است به اتمام باروي مدينه جي و اين حال پيش از اسلام بود ..."

 

متأسفانه قدمت و كهن بودن هرستان را بايد از نامش دريابيم هرچند امروز از هرستان، آن شكوه و عظمت دوران پيش از اسلام ديده نمي­شود و روستايي كه شهري همچون "جي" بدان نيازمند بود خود طفيل شهرنشنيان گشته است. در فرهنگ جغرافيايي ايران درباره هرستان چنين آمده «هرستان دهي از دهستان ماربين اصفهان كه در سه هزار گزي باختر سده و در كنار راه شوسه قرار داد جايي است جلگه­اي و معتدل، از زاينده رود مشروب مي­شود و محصول عمده­اش تنباكو، غلّه، پنبه، صيفي، ميوه و  كار مردم زراعت است و زنان كرباس بافي مي­كنند.»

شيوه­ي معيشيت كهن هرستان همان استقلال اقتصادي و اكتفا به منابع موجود محلي بوده است و مردم در اين شيوه سخت پايدار بودند و چنان مي­زيسته اند كه غير كمتر نيازمند بوده-اند خود مي­كشتند، خود مي­دوشيدند، خود مي­نوشيدند، خود مي­بافتند و خود مي­پوشيدند.

اهميت علم و دانش در هرستان به روزگار ساساني چنان بود كه فيروز به آذرشاپورگان هرستاني دستور ساختن باروي جي را مي­دهد در مورد شگفت انگيز بودن كار آذرشاپور بايد به نوشته ابن رسته اشاره نمود وي در كتاب الاعلاق النفيسه مي نويسد« وقتي آفتاب در اولين درجه از برج جدي باشد موقع طلوع ستاره كاملاً با درها روبرو قرار مي­گيرد و خورشيد مستقيماً بر آن­ها مي­تابد هنگام غروب خورشيد در مقابل دروازه يهوديه قرار مي­گيرد و زماني كه آفتاب در اولين درجه از برج سرطان باشد شعاع آن درست به باب اسفنج مي تابد و دروازه اسفنج مقابل درجه طلوع آفتاب مي باشد و در همان درجه، روبه روي دروازه طيره غروب مي كند» پس آذرشاپورگان با كمك گرفتن از منجمين و معماران و مهندسان مدرسه عاليه هرستان موفق به ساخت چنين برجي مي­شود فيروز از موقعيت ممتاز علمي هرستان آگاه بود. كه دستور ساخت برج و باروي جي را براي انتقال پايتخت از تيسفون به جي را صادر مي­كند و آذر شاپور سمبل­هاي مذهبي و عقايد دين زرتشتي را همانند مهندسان و معماران در ايجاد باروي جي به كار مي برد. پس بي­جهت نيست كه سده در قديم "پلارت ( دشت علم) نام داشته­است.

پس سده (سده و روستاهاي اطراف) كانون تجمع دانشمندان و رياضي دانان و مهندسين بوده نه محل رفتارهاي ناپسند غير علمي و عقلي.

بي جهت نيست كه اهالي سده در جواب به شاه سلطان حسين و محمود افغان نوشتند: اينجا سده است ما را امام حسين (ع) انتخاب كرده و به جاي احضار پادشاه جن و تهيه شله زرد هفت هزار نخودي و آبگوشت سحرآميز جهت ناميري شدن سپاهيان! نيرو تدارك ديده و قمه­ هاي خود را بر سر بيگانگان فرو مي­آوريم.

 

 وجه تسميه هرستان

چند نظر وجود دارد

 

1- چون اَ در پهلوي با "ه" يك علامت دارد بنابراين "هر" تغيير يافته ي "اُر" به معناي آب است و "ه" پيش از حرف اعراب "او" نيز حذف مي­شود و هرستان مجموعاً به معني مكان و جايگاه آب است. پس اين واژه از ريشه اوستايي او ( آب) گرفته شده­است.

 

2- با توجه به نوشته-هاي مسعودي در خصوص وجود معبدي براي مهر بر فراز كوه آتشگاه، وجه تسميه اين ناحيه بي ارتباط با آيين مهرپرستي نيست. از سياحان و تاريخ نويسان شرقي، اولين كسي كه از آتشگاه ياد مي­كند، ابن خردادبه است او مي­نويسد: روستاهاي ماربين كه در آن قلعه­اي است از بناهاي طهمورث و در آن آتشكده اي مي­باشد مسعودي در خصوص آتشگاه مي­نويسد: قبل از گشتاسپ محل بت­ها بوده و سپس او به آتشكده تبديل مي­كند. نگارنده معتقد است با تخريب زيگوريت ايلامي در آتشگاه، معبدي براي مهردارنده دشت­هاي فراخ در ماربين احداث مي­شود لذا كلمه هرستان به نوعي با آيين مهرپرستي ( هور= خورشيد) در ارتباط است.

 

3- هَر به معني كوه و پاس داشتن است و هرستان به معني مكان روئيدن كوه( آتشگاه)

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید