امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 06:10:06

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 08:01:56

واژه شناسي لن در لنبان اصفهان و صحراي لن هرستان

پنجشنبه, 28 مهر 1390 ساعت 10:42 کدخبر :2854
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول صرامی (سروش منش)

اصفهان شهری است قدیمی که اولین بار در دورترین نقطه شمال عیلام و در تمدن عصر پارسوماش ظاهر می گردد.

اما در این مقاله در صدد تعیین زمان آغاز شهر نشینی در جی باستان نیستیم، چون سخن در این باره بسیار دراز است. هدف نگارنده مشخص کردن وجه تسمیه محله لنبان است که زبان شناسان اکثراً در رمز گشایی آن دچار مشکل شده و از ناسازگاری نام محل با ریشه واژه سخن ها گفته اند. استاد فرزانه، مرحوم محمد مهریار معتقدند که لنبان از دو جزء لنب و آن ترکیب یافته است و جزء اول آن را نام یک قبیله آریایی دانسته اند در حالی که حتی به فرموده خود استاد به هیچ وجه برای آن معنا دلیلی نیست چون ما فهرستی از نام قبایل آریایی نداریم. متأسفانه یکی دیگر از زبان شناسان بر اساس نوشته های شاردن صفوی لنبان را به گونه ای زشت و زننده (روسپی خانه!) رمز گشایی نموده اند!

 

نگارنده در خصوص وجه تسمیه لنبان و صحرای لن در هرستان با توجه به مدارک باستان شناسی نظر جدیدی را مطرح می نمایند. در اسناد دیوانی تخت جمشید به نمونه هایی برخورد می کنیم که سهمیه ایی برای نذر و قربانی برای خدای لان در نظر گرفته شده است. هرودوت در خصوص اسامی امکنه و نام های ایرانیان می نویسد: نام های آنان همه بر خوشی های جسمی و روحی دلالت دارند بنابر این واژه لان در عیلامی به معنی قربانی آیینی برای خدای عشرت و نیز به معنی آیین خدایی است. برای این خدا هر ماهه سه لیتر جو یا آرد و ده لیتر می حواله صادر می شده است. شیلهاک این شوشیناک از پادشاهان میانه عیلام از ساخت معبدی برای خدای لا یاد نموده است.

از آثار تاریخی محله لنبان، مسجد زیبای آن است. این مسجد دارای زیرزمینی است که در آن چاهی است که به چاه حضرت شهرت دارد و ستمدیدگان و کسانی که داغی از روزگار بر دل و یا حاجت و نیازی داشته اند به آن پناه می بردند. در آنجا گروهی با مقادیری گل و کاغذ و قلمی در دست نشسته و ناله های نیازمندان به صورت عریضه ای به حضور حضرت را نوشته و آن را در مقداری گل و گلوله نهاده و به چاه می انداختند با این اعتقاد که آب عریضه را به حضرت خواهد رسانید و آب نیز نقش قاصد را ایفا نموده شرط امانت داری را به جا آورده و بدون این که گل در آب حل شود و کاغذ از بین برود و یا سنگینی گلوله گلی آن را به ته آب ببرد آن را به گیرنده می رساند و گره کار حاجتمند گشوده می شود. برای مردمی که در طول تاریخ پیوسته مورد تهاجم اقوام دیگر بوده و هستی آنها مورد تجاوز و غارت ستمگران قرار گرفته و هیچ پناهگاهی جز صبر و شکیبایی و تمسک جستن به ائمه (ع) برای خود سراغ نداشتند این مسجد مکانی جهت تسکین آلام بوده است.

واژه شناسی: لنبان از دو جزء لن + بان ترکیب شده است. جزء اول همان خدای لان و جزء دوم پان پهلوی است و در مجموع به معنای مکانی است که در آن معبد و انباری برای خدای لن در آن ساخته شده و آن جا به وسیله مأمورانی محافظت می شده است.

فهرست منابع:

1-  دیار کهن خمینی شهر: رسول صرامی

2-  فرهنگ جامع آبادی های اصفهان: محمد مهریار

3-  مذهب عیلام: دکتر صراف

4-  مجموعه مقالات: همایش اصفهان و صفویه اسفند 1380

نظرات  

 
#1 0 دهقان 21 شهریور 1393 ساعت 15:15
با سلام
در خصوص مقاله ای که در رابطه با لمبان طرح نموده بودیدلازم دیدم تشکر بنمایم اما پیش از هر چیز شایسته بود که هم حضرت عالی و هم اساتیدی که در این خصوص زحمت کشیده اند با اندکی دقت به واژگان مردمان همسایه که شاید پایشان به ان محل هم باز شده باشد یعنی لرهای بختیاری خیلی خود را در چم و خم واژه شناسی قرار ندهید زیرا در گویش لری جنوبی و عموم مردم جنوب لنبان lonban یا لنبونlonboun به معنای گیاه بیشه است که در مناطق جنوبی سقف خانه های روستایی خصوصا خانه های لب خور ها و باتلاقهای خوزستان را از ان می بافند. لذا بنده اعتقادم این است که در مطالعه اکوسیستم محل مزبور خصوصا الگوهای گذشته انجا حتما به ریشه این نام خواهید رسید.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید