امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 11:49:02

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

 گفتگوی  با رسول صرامی؛

گفتگوی با رسول صرامی؛

سه شنبه, 23 مهر 1392 ساعت 09:24 کدخبر :6130
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : آرمان محمدي

تاريخ بخشي از هويت ماست كه در گذر زمان رو به فراموشي مي نهد. از همين روي، تاريخ نگاران آن را با قلم و نوشتار ماندگار مي كنند. در اين ميان تاريخ نگاري از كارهاي دشوار و در عين حال پرارزش است. در آستانه عيد نوروز و براي بررسي آداب و رسوم كهن و نوروزي مردم شهرمان به سراغ رسول صرامي رفتيم. او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته باستانشناسی تربیت مدرس است. سده در گذر زمان، دیار کهن خمینی شهر، وجه تسمیه صحراهای اصفهان، آداب و رسوم اصفهان از تاليفات اين نويسنده شهرمان است.
درباره رسوم گذشتگان شهرمان که در این مصاحبه هم مطرح می شود؛ هدف طرح خاطرات و نقل آنهاست و نه لزوماً تأیید همه آن رسوم. البته محتوا و روح کلی رسوم غالباً زیبای گذشتگان ما، که ریشه در مبانی اعتقادی و ملی هم داشته است، نشان دهنده سرزندگی، شادابی، امید به آینده، یکرنگی، صفا و صمیمیت، وجود روح تعاون و همکاری و دوستی، طرد کینه ها و دشمنی ها و ... بوده و کمتر نشانه هایی از مشکلات روحی امروز و نیز چشم و هم چشمی ها، اسراف ها، قناعت نکردن ها و ناراستی های امروز در آن دیده می شده است.

 

منابع تاریخی شما از کجا است؟
ما یک لفظی داریم به نام فولکلور که دانش عوام است. در بررسی دانش عوام باید به میان مردم رفت. جستجو در کتابخانه ها در این دانش جایگاه مختصری دارد. قبلاً از سفرنامه ها در این موارد استفاده می شد ولی اکنون باید به میان مردم رفت و از آنها سؤال کرد و اطلاعات گرفت چون ممکن است بسیاری از این اطلاعات در سفرنامه ها نوشته نشده باشد. دکتر روح الامینی در کتاب خود صفحه 285 متذکر شده اند که احوال گذشتگان را به صورت کامل جمع آوری کنید مثل مطالبی که آیت ا... خوانساری در کلثوم ننه می نوشتند.

 

روش كارتان را بيشتر توضيح مي دهيد؟
به عنوان مثال، در مورد سرتیپ تحقیق می کردم. فردی به نام اوژن اوبن در زمان قاجار در مورد سرتیپ مطلب نوشته یا در سفرنامه حاج سیّاح اشاره ای به ملاحیدرعلی فروشانی شده است. ما منابع مکتوب در مورد خمینی شهر کم داریم مثلاً در مورد تعزیه که تحقیق می کردم منابع کتبی پیدا نکردم تا به نشریه ای به نام تماشا از دوران رژیم سابق برخوردم که فردی در آن کار فرهنگی انجام داده، همه جا پیگیری كردم تا اينكه اين شماره نشریه را در مشهد مقدس و کتابخانه آستان قدس پيدا كردم. در آن شماره، مطالبی در مورد تعزیه خمینی شهر نوشته بود. یا بیشتر در بین پیرمردان و پیرزنان شهرمان می گشتم و از گذشته سؤال می کردیم.

 

چي شد كه به تاريخ نگاري شهرمان علاقه مند شديد؟
 زمانی که تازه از ورامین به خمینی شهر منتقل شده بودم یکی از شاگردان سر کلاس صحبت خوبی در مورد وجه تسمیه یکی از محلات نداشت. من به فکر افتادم که در مورد آن تحقیق کنم. منبع و کتابی نبود و ما به سراغ همکاران و خانم آموزگار (باستان شناس) و دکتر سرافراز و مرحوم دکتر لطف الله هنرفر رفتیم.

 

در كتب اصفهان به تاريخ خميني شهر اشاره شده است؟
بله؛ ولي مثلاً دکتر محمد مهریار در کتاب وجه تسمیه آبادی های اصفهان به خوبی نتوانسته اندآن و خوزان را مطرح کند. در جرقویه اصفهان و در زبان گرگویه ای لفظ اندآن وجود دارد که معنی آن قنات است. آقای مهریار در مورد وجه تسمیه محله لنبان اصفهان اشتباهی نموده کرد که من آن را تصحیح کردم. (لَن خدای عشق است و لنبان یعنی مکان خدای عشق). در مورد فروشان برخی پریشان و فروشان را جدا از هم نتیجه گیری می کردند. من سعی کردم این دو مفهوم را به هم نزدیک کنم در زبان سانسکریت واژه ای به نام فَرَوَ پریوش (روح پرواز) وجود دارد. چون معتقدم ایرانی ها برای مکان های زندگی شان نام مناسب و خوب می گذاشته اند.

 

همکاری مردم هنگام جمع آوری اطلاعات چگونه بود؟
خیلی خوب بود. ما را خوب تحویل می گرفتند و در مواقعی هم ما را مهمان می کردند.

 

نمی گفتند شما چه کسی هستید و از کجا آمده اید؟
چرا می گفتند. ولی من عامیانه با آنها رفتار می کردم. در برخی موارد هم به نکاتی برمی خوردیم که می توان گفت ولی نمی توان نوشت. مثلاً در محله سنگلج تهران هم این موارد مطرح بود. بحث نقطه چین گذاشتن در مورد رفتارهای عامیانه مردم از زمان رضاشاه شروع شد.

 

یک گزارش تاريخي چه قدر زمان می برد؟
خیلی! مثلاً برای مصاحبه ها جدول طراحی می کردیم. از ضبط صوت های معمولی استفاده می کردیم. بعضی افراد تا ضبط صوت را می دیدند حرف نمی زدند و ما مجبور بودیم بنویسیم.

 

فولكلور چقدر عمق دارد؟
دایره فولکلور این قدر وسیع است که اگر شخص تمام عمر خود را بر روی یک محله بگذارد نمی تواند تمام آداب آن محل را بنویسد. بحث های متنوعی دارد مثل آداب و رسوم ازدواج، ترانه های محلی و شعرها، قصه ها، داستان، افسانه ها، مثل ها، ضرب المثل ها، هنرها، معماری، پوشاک، بازی ها و ...

ارزش این کار در چیست؟
ارزش زيادي دارد، مثلاً کسی هست به نام ریشارت فرانسوی(1910م)، او خطاهای عامیانه در زمینه طب را می-نویسد و همين موجب می شود مردم از آن خطاها دست بردارند. من معتقدم بايد فولکور جمع آوری شود تا طبق فرمایش حضرت علی(ع) سنتهای نیک را بگیریم و نکته های نادرست را دور کنیم. خیلی از آداب و رسوم ما خوب است ولی چون در کنار مطالب بد قرار گرفته، نمود پیدا نمی کند و از بین رفته است.

 

شما خودتان در بین جوانان و نوجوانان هستند، با توجه به اینکه نسل تازه هستند نظر آنها در مورد تاریخ چگونه است؟
نسل خیلی خوبی داریم، اگر ناامیدشان نکنیم. جوانان ما دنبال الگو هستند. اگر بخواهم الگویی به او معرفی کنم یکی از این شخصیت ها جهان پهلوان غلامرضا تختی است، جای تأسف است که مثلاً به جای این همه شخصیت های کشوری و محلی، بازیکن فوتبال اروپایی الگوی جوان ماست.

 

خاطره خاصی در این مدت که تحقیق می کردید دارید؟
بله خاطره که زیاد دارم. در یکی از کوچه های اطراف مسجد جامع خوزان در حال حرکت بودیم. این قدر زمین آن پستی و بلندی دارد که مطمئناً در آن آثار تاریخی است و حفاری های باستان شناسی در اطراف مسجد جامع خوزان ضروری به نظر می رسد. در این کوچه ها خانه های تاریخی وجود دارد که چندین متر از سطح زمین پایین تر است. ما داخل این خانه ها شدیم. داخل این خانه ها زیرزمین هايی وجود دارد که با سنگ درب آن را گذاشته اند. با دانش آموزان رفته بودیم وقتی سنگ را برداشتیم لیز خوردم و افتادم داخل زیرزمین و زخمی شدم. یکبار هم برای خواندن اشعار سنگ های قبر عمودی به سید محمد رفتیم که یکی از سنگ ها باعث آسیب دیدن دستم شد. تلخی این حوادث با همراه شدن دانش آموزان با من شیرین می شد.

 

در مورد آداب و رسوم کلی خمینی شهر توضیح دهید؟
بحث آداب و رسوم خميني شهر، بحث مفصلی است. محققان تاکنون در اين مورد کار نکرده اند  و اینجا به خاطر  قدمتش کار می طلبد، چندی قبل سنگ قبری را که قدمت 700 ساله داشته خرد و از آن به عنوان حصار باغچه استفاده کرده بودند. این مایه تأسف است. یا سنگ قبر عمودی مرحوم كلبعلي ورنوسفادرانی که در زمان شاه عباس بهترین سنگتراش ایرانی بوده، سنگ قبرش مورد بی توجهی قرار گرفته است. (تذکره نصرآبادی)

 

قبل از اینكه به بحث نوروز بپردازیم، چند مورد از آداب و رسوم قديمي شهرمان را بگویید.
در قديم وقتی دخترها بختشان باز نمی شد كمان حلاج ها را می شکستند. آنها معتقد بودند وقتی زه کمان شكسته شود، بختشان باز می شود. یا مراسم قرآن خوانی منظم که در خانه ها بوده است. شعرهایی که در سفرها می-خواندند، جشن مهرگان و جشن سَده و ...

 

بعضی آداب و رسوم ما منفی است و بعضاً ریشه در خرافات دارد. اینها از کجا نشأت گرفته؟
به نظر من این آداب از اقوامی که مهاجم بوده اند به ما رسیده است مثل قوم تورکیوت و مغول ها، آقای منتظرالقائم گفته اند که برخی رسوم را ما در دوره قاجار داشته ایم.

 

از آداب و رسوم خمینی شهر در ایام نوروز بگویید.
فردی به نام کریم، پیام آور نوروز بوده است. او شغلش پوست فروش بوده، پوست بز را که تیماج می گویند می-فروخته است. یک کلاه نمدی کهنه، یک دست لباس دسته چندم کهری می پوشیده و با الاغی که بهش منگوله و نعل بسته مي شد. نعل به معنای خوش یمنی است. او با سر و صدا و صحبتهای عامیانه و در آوردن شکلک مردم را به خنده می آورده و فریاد می زده: کریمم و کریمم، گل بهار به ریشم، تا نگیرم نمی رم، باد بهاری اومده، گل تو گلستون اومده، اطاقها را خالی کنید، نوروز بهاری اومده، سماور را آتیش کنید، اسفند برام دود کنید...
 مردم همه به خاطر اینکه خبر خوشی برایشان آورده است دورش جمع می شدند. مسیر قلعه موسي، درب سید، محله نو و میان جوی را طی می کرد و به گردن الاغ اش، کیسه قرمز رنگ که اجناس مختلفی در آن بود آویزان و سقایی جلو حرکت می کرد و می گفت آب می دهم  به نام تشنه لب کربلا حسین(ع). کریم؛ بادبزنی هم در دست داشت و با آن حرکات نمایشی انجام می داد. پشت سرش هم بچه ها و دیوانه ها حرکت می کردند  و شعر می-خواندند:
عید اومد و ما لختیم، دیشب به ننه گفتیم...
یا می خواند: نوروز و بهاره، گل در میون خاره، ننه به انتظاره، بابا بده عیدیم را، بده شال و دستارم را ...
در میان راه، کریم سر به سر جوانهایي می گذاشت که سر خرش می شدند. (مزاحمت ایجاد مي کردند).

 

شيريني هاي آن زمان چي بوده؟
یک آجیلی به نام آجیل شیرینی بوده که شیرینی آن نشانه محبت و نمک آن نشانه نمک گیر شدن بوده است. بجز اين، یک شیرینی به نام باسلق پخته می شد در چهارشنبه آخر سال که ترکیبی از نشاسته، مغز گردو، شکر، روغن حیوانی، بوده و پذیرایی هم از انواع آجیل و مغزها بوده است؛ آجیل شیرینی مخلوط با توت، قیسی، بادام و مغرگردو و باسلق و انجیر و برگ هلو. دیگر شیرینی ها سمنو، کماج، حلوابرنجی، نان لواش از سمنو و خرما و روغن حیوانی و هل، نان پنجره ای و ... بوده است.

 

چهارشنبه آخر سال رسوم دیگری هم داشتند البته بجز چهارشنبه سوری؟
شب چهارشنبه آخر سال، افراد خانواده دور هم جمع می شدند و پدربزرگها و مادربزرگها؛ داستان دیو هفت سر، کتابهای چهل درویش و چهل طوطی و شعرهای حافظ و سعدی و فردوسی می خواندند.

 

آن زمان ماهی قرمز هم بوده است؟
بله! مردم اعتقاد داشتند که هنگام سال تحویل کره ي زمین از یک شاخه به شاخه دیگر می پرد و در این زمان ماهی عمودی می شود یا اینکه تخم مرغ روی آینه تکان می خورد. رسم دیگری به نام تخم مرغ شکنی هم داشته اند که چهارشنبه آخر سال در فلکه شهرداری جمع می شدند و تخم مرغ می شکستند. وجود تخم مرغ در سفره هفت سین نشانه خوبی، برکت و محبت افزون است. يکی دیگر از رسوم، گرفتن فال بولونی در شب چهارشنبه آخر سال است که دختران و زنان در خانه ای جمع می شدند و یک بولونی (كوزه) را که تازه بود تا نيمه آب می کردند. هر کس یک نشانه ای مثل انگشتر، سنجاق دکمه و... را در کوزه می انداخت. دختر یا پسري که دستش سبک بود کوزه را در تنور با سینی که رویش بود می گذاشت. بعد از خوردن آش کشک، دختر يا پسر بولونی را زیر دامنش می گذاشت و یک نفر شعرهایی از دیوان حافظ یا شعر های محلی می خواند و کودک بدون اینکه درون بولونی را ببیند دستش را در بولونی کرده و یک قطعه از آن نشانه ها را بیرون می آورد و هر شعر خوانده شده و قطعه بیرون آورده شده به هم ربط پیدا می کرد.
فرجا یا فرجا نام بزرگتر همه جا، پیش رسول خدا (ص)، خدا خدا از جانم، نادعلی بخوانم، شاید که در نمانم...

 

بجز اين چه رسوماتي بوده است؟
فال گوش، قاشق زني، كوزه شكستن و شال اندازی از ديگر رسوم نوروز خميني شهر است به اين شكل كه در رسم فال گوش، شب چهارشنبه آخر سال؛ پارچه اي را به سر خود مي انداختند يا گره اي به دستمال يا روسري خود مي-زدند. سر چهارراهها مي ايستادند و به درب منازل همسايه ها مي رفتند. آنها كه سر چهارراه بودند به صحبت هاي مردم بيرون و آنها كه به درب منازل مي رفتند توجه شان را به سخنان اهالي منزل مي كردند يا از رهگذران مي-خواستند تا گره دستمال را باز كنند. شنيدم در جايي در ورنوسفادران اينها زير زبانشان گندم مي گذاشتند تا نشانه دوام رزقشان باشد.

 

خانه تكاني با چه انديشه اي انجام مي شده است؟
خانه تكاني به معناي اين نيست كه برويم كالاي تازه اي بخريم، منظور اين است كه وسائل كهنه مان را دستمالي بكشيم و نو كنيم. براي خانه تكاني به چند چیز توجه داشتند يكي اسراف نكردن و ديگر اين كه معتقد بودند ارواح مردگان در فروردين گاه برمي گشتند و گروهي هم معتقد بودند روح ميت آن خانواده به صورت پرنده اي بر بام خانه مي نشيند و اگر جايي تميز نباشد، ناراحت مي شود. نكته ديگر اين كه شب نوروز خانه تكاني نمي كردند چون معتقد بودند جارو كردن در شب عيد بلا مي آورد.
يكي ديگر از رسوم، بخت گشايي بود به اين ترتيب كه روز چهارشنبه آخر سال يا روز نوروز دخترهايي كه شوربخت بوده اند كوزه اي برمي داشتند و به سرش نخ سفيدي گره مي زدند و بر سر آب مي رفتند و كوزه را پر از آب مي كردند و در پهلويشان نگه مي داشتند و گاه آب، كوزه را با خود مي برد و بخت دختر باز مي شد. گاهي هم زني همراه دختر بر سر آب مي آمد و قيچي دستش بود، اگر رهگذري از آنجا رد مي شد زن قيچي را به رهگذر مي داد تا نخ را قيچي كند. دختر بعد كه به خانه باز مي گشت هفت بار دور خانه مي دويد.

 

آن زمان عيدي چي مي دادند؟
سكه، تخم مرغ، اشرفي، قرآن و... مي دادند.

 

سيزده بدر مثل الان بود؟
در آن روز به مكان سبزي مي رفتند و دختران دم بخت سبز گره مي زدند. يا صبح كه مي شد آب چشمه يا آب قنات را روي سرشان مي ريختند و دو ركعت نماز مي خواندند و معتقد بودند بختشان باز مي شود.

 

سيزده بدر چه بازيهايي مي كردند؟
 تاب بازي، الك دولك، چوب بازي، الاغ سواري، 13 ريگ انداختن پشت سر هم، گره زدن شاخه هاي درختان و... از جمله بازي هاي روز 13 نوروز بود.

نظرات  

 
#3 +1 ناشناس 14 آبان 1393 ساعت 15:13
فامیلشون صرامی است و ملقب به سروش منش هستند.
نقل قول
 
 
#2 0 ناشناس 12 آبان 1393 ساعت 21:08
فامیل ایشان سروش منش است . چرا این جا صرامی نوشته شده؟
نقل قول
 
 
#1 0 جنتي 28 اردیبهشت 1393 ساعت 23:08
إز زحمات أقاي دكتر سروش براي تحقيق درباره خميني شهرتشكر ميكنم اگاهي أيشان نسبت به تاريخ شهر قابل تقدير است
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید