امروزشنبه, 20 آذر 1395-- Saturday Dec 10 2016

ساعت 14:46:56

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:21:53

دختری به خاطر امام حسین (ع)، قاتل پدرش را عفو کرد

دوشنبه, 13 آذر 1391 ساعت 15:28 کدخبر :4765
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
فاطمه 18 ساله، قاتل پدرش را در دهه اول محرم به خاطر امام حسین (ع) بخشید. به گزارش خبرنگار حوادث فرصت، عصر روز نهم تیرماه سال 81 ، علی 37 ساله اهل و ساکن خمینی شهر، برای خرید شیر به دامداری یکی از آشنایان رفت.

 فرد دیگری هم به همراه مامور برای بردن یک مجرم به دامداری آمده بود که از قضا با برادر علی هم اختلافات جزیی داشت. علی فرصت را غنیمت شمرد تا این کدورت را از دل طرف مقابل برادر کوچکترش دربیاورد که با ضربه چاقویی که آن فرد از پشت به کلیه اش وارد کرد، روبرو شد. خون از ناحیه چاقو خورده فوران کرد، علی آن را با دستمالی بست و سوار بر اتومبیلی راهی بیمارستان شهید اشرفی شد. ضربه کاری بود و پس از 7 دقیقه از رسیدن به بیمارستان درگذشت. قاتل شب هنگام خودش را به پلیس معرفی و بازداشت شد. آن زمان تنها فرزند مقتول 8 سال بیشتر نداشت و قاتل به زندان رفت تا فاطمه به سن قانونی برسد.

فاطمه می گوید: من آن زمان در جریان دقیق حادثه نبودم، فقط به من می گفتند بابا بیمارستان است. از پدرم یک خاطره در ذهنم مانده است. خاطره یک روز خوب بهاری که همگی با هم به باغ رفته بودیم برای آلبالو چینی. همه می گویند بابا، مرد با گذشتی بوده است. می گوید: عمو برایم پدری کرده اما هر گل برای خودش یک بو دارد.

26 مهرماه 91 که فاطمه 18 ساله شد همه چشم به راه تصمیمی بودند که او قرار بود بگیرد. مادر و مادربزرگش هم گفتند هر چه فاطمه بگوید. فاطمه از یک سال پیش تصمیم خودش را گرفته بود. دلش می خواست حتما در دهه اول محرم این اتفاق بیفتد، می خواست این گذشت و بخشندگی اش را به امام حسین (ع) تقدیم کند. برای همین از عمویش که یک سال پس از آن حادثه با مادرش ازدواج کرد و در این سال ها برایش پدری کرد، خواست تا کاری کند که هر طور شده امضای رضایتش در این ایام بر صفحه کاغذ بنشیند.

مادر مقتول که زمان وقوع حادثه برای حج عمره به مکه مشرف شده بود و هنگام بازگشت 2 روز بود که پسرش از دستش رفته بود، می گوید: پسرم را به ناحق کشتند اما من هم به خاطر امام حسین (ع) بخشیدم. به گذشت امام حسین (ع) گذشتم. با قصاص او که پسرم برنمی گردد. دیه می خواستم چه کنم؟ همه دنیا به یک تار موی علی اکبر (ع) نمی ارزد.

به فاطمه پیشنهاد دادند که دیه بگیرد اما گفت هیچ نمی خواهم. حتی نمی خواهم مرا ببینند که احساس شرمندگی کنند.

برادر مقتول می گوید: برادرم مرد بخشنده و باگذشتی بود و می دانم که از این کار رضایت دارد. همگی از قاتل گذشته ایم اما خبر نداریم آزاد شده است یا نه. برای ما همه چیز تمام شده است و نمی خواهیم به هیچ شکلی ادامه پیدا کند.

نظرات  

 
#7 +2 سایه 18 آذر 1391 ساعت 00:14
درعفو لذتی است که در قصاص نیست .
افرین برشما دختر فهمیده
نقل قول
 
 
#6 +2 فریده 17 آذر 1391 ساعت 16:13
فاطمه جان از تو به خاطر زنده نگه داشتن ارزش ها ممنونیم. گذشت خیلی خیلی سخته اما حالا امام زمان به تو لبخند رضایت زده. الهی عاقبت به خیر بشی.
نقل قول
 
 
#5 -2 Captain-Milad 16 آذر 1391 ساعت 01:11
حالا یک نفر که یک کار خیر کرده اینقدر بگید و بنر کنید بزنید به دیوار که دسته رد میشه همه ببینن ، تو فرصتم چاپ کنید تو رادیو هم بگید ، اینقدر بگید و بگید و بگید و بکنیدش تو بوووق تا ریا بشه :|

فاطمه ممنون که بخشیدی اما مراقب باش اجر عمل خیرتو با این کار ها از بین نبرن...
نقل قول
 
 
#4 +1 دای غلام 14 آذر 1391 ساعت 20:02
آفرین به این دختر....
نقل قول
 
 
#3 +5 مهدی توسلی 14 آذر 1391 ساعت 13:20
ماشاالله به این دختر حتما ازاین دختر خانم باید مسولان تقدیر به عمل اورند
نقل قول
 
 
#2 +4 یک دوست 14 آذر 1391 ساعت 09:52
سلام ضمن تشکر ازاین زینب زمانه ما چهشده آیا این رانمی توان به عنوان فرهنگ عاشورایی مردم ما به جهانیان معرفی کرد
نقل قول
 
 
#1 +5 میر 14 آذر 1391 ساعت 01:37
آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است

اگر رنجی نمیبردیم
هرگزمهربان بودن را نمیآموختیم . . .تقدیم به روح پاکت فاطمه
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید