امروزيكشنبه, 14 آذر 1395-- Sunday Dec 04 2016

ساعت 12:17:37

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 11:41:31

گزارش اختصاصي فرصت از قربانيان يك تصادف در جاده كمربندي خميني شهر؛

سرنشينان پرايد؛ قربانياني كه برايشان فرقي نمي كرد جاده كمربندي در كدام مرحله مذاكرات قرار دارد!

دوشنبه, 06 تیر 1390 ساعت 09:38 کدخبر :1664
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : م.مهدوی

 

" بر اثر برخورد یک دستگاه کامیون با یک خودروی پراید 3 سرنشین پراید دچار مصدومیت شدند.

بر اثر این تصادف 2 نفر زن و یک دختر خردسال دچار حادثه شدند و راننده کامیون متواری شد. در این حادثه یک نفر از سرنشینان را که در خودرو گیر کرده بود با استفاده از تجهیزات و قطع نمودن سقف خودرو آزاد شد که در حال حاضر وضعیت جسمی وخیمی دارد. "

 

اين متن خبري است كه هفته گذشته روي سايت فرصت آنلاين قرار گرفت تا نشان دهد كه جاده كمربندي همچنان قرباني مي گيرد. به قرار اطلاع، توافقاتي بر سر تكميل جاده كمربندي خميني شهر صورت گرفته و اكنون همه منتظر پرداخت قيمت كارشناسي شده زمين هاي پادگان هستند كه راه و ترابري استان بايد پرداخت كند ولي هنوز خبري نيست.

براي خانواده پرايدنشيني كه سرنوشت تلخ شان را در ادامه خواهيد خواند چه فرقي مي كند كه كار جاده كمربندي كجا گير كرده است؟ در پادگان يا راه و ترابري يا ...

مهم اين است كه جاده مرگ همچنان قرباني مي گيرد.

***

دراز به دراز خوابیده است روی تخت، رنگ و رویش به سفیدی گچ است، پای چپش را آتل بندی کرده اند، نگاه که می کنی دلت ریش می شود انگار زردچوبه زده باشند به سر انگشت هایش از زردی. قطره های سرم آرام آرام می چکند توی رگ هایش، سه روز تمام است که هیچ نخورده است حتی یک قطره آب. خاله شهربانو می گوید: احتمال دارد طحالش را در بیاورند.

روی پرونده اش نوشته: زهرا 8 ساله. اما خاله شهربانو هدیه صدایش می کند.

بعد از سکوتی طولانی لب های خشکش از هم باز می شوند: خاله شهربانو! خاله شهربانو!

- جونم هدیه جون؟

بوی غذا میاد، بوی کوکو سبزی مگه نه؟

- نه خاله جون اینجا بیمارستانه، بوی آمپوله، بوی دارو.

دخترک دوباره خاله اش را صدا می کند: خاله شهربانو!

-بله؟

پرسیدی دکترم کی میاد؟

- فردا میاد فردا صبح، چیکارش داری؟

می خوام ازش اجازه بگیرم غذا بخورم.

- دلت چی می خواد عزیزم؟ ماکارونی، هندونه، شیرکاکائو...

خاله شهربانو؟

-چیه؟ زنداداش سمیرا کی خوب میشه؟

- همین روزا خوب میشه، با هم میرین پارک، میرین خرید.

***

چشم راستش قلوه خون است، گاهی چشم هایش باز می شود، ناله ای می کند و دوباره از حال می رود. وزنه ای از پای راست توی گچش آویزان است، خاله شهربانو که روسری را می اندازد روی سرش چشم هایش را باز میکند.

- صفورا جون، دکترت اومده، بیدار نمیشی؟

دکتر با کیفی در دست وارد می شود: سلام. خوبی؟ بهتری؟

و رو به شهربانو می پرسد: چی شد؟ بالاخره پلاتین را می خرید؟

- شوهرش میگه پول ندارم 2 میلیون تومن پلاتین خارجی بخرم.

دکتر شانه هایش را بالا می اندازد: من با پلاتین ایرانی جراحی نمی کنم. و می رود.

صفورا بی رمق روی تختش می چرخد و دخترکش را که خیره شده است به او، نگاه می کند و رو به شهربانو می گوید: سمیرا چطوره؟ به هوش اومده؟

- وحید می گفت: وقتی باهاش حرف می زنیم چشم هاشو تکون میده و دست و پاش هم خیلی حرکت داره.

***

وحید پراید دوستش را گرفته است و همسر و مادر و خواهرش را برده است الیگورز عقدکنان یکی از فامیل ها و ساعت 4 صبح از آنجا راه افتاده است به سمت دولت آباد محل زندگیشان. ساعت نزدیک 7 صبح است که می افتد توی جاده کمربندی خمینی شهر، جاده خلوت است اما از راه رسیدن کامیون همان و اوراق شدن پراید با 4 تا سرنشین همان.

زهرا کوچولو می گوید: من خواب بودم که تصادف کردیم و از صدایش بیدارشدم. اما مادرش چیزی از صحنه تصادف یادش نمی آید و سمیرا از همان لحظه رفته است توی کما. گیر کرده است توی ماشین و آتش نشان ها سقف ماشین را می بُرند تا نجاتش بدهند و حالا دراز به دراز خوابیده است روی تخت آی سی یو بیمارستان کاشانی.

***

راننده کامیون متواری شده است، ماشین بیمه نیست، وحید باید خسارت ماشین مردم را بدهد، شوهر صفورا پول ندارد برای پای زنش پلاتین خارجی بخرد، دکتر می گوید پلاتین خارجی نباشد عملش نمی کنم، سمیرای 6 ماهه عروس رفته است توی کما، شاید دکترها طحال زهرای 8 ساله را دربیاورند، خاله شهربانو بیمارش را گذاشته است توی خانه و آمده است اینجا از خواهر و خواهر زاده اش پرستاری می کند و جاده کمربندی خمینی شهر همچنان دارد بی رحمانه قربانی می گیرد...

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#5 0 منصور 17 تیر 1390 ساعت 20:11
تابیان مسولان به خودبیان این گوساله گاوشده0 میخ چوبین نرود در سنگ
نقل قول
 
 
#4 0 خ/وخ 14 تیر 1390 ساعت 22:57
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

سده یا خمینی شهر؛ از باستان تا امروز

* در دو قبرستان شهر دهها سنگ قبر با قدمت ۷۰۰ ساله وجود دارد كه به خطوط عربی، فارسی نوشته شده است
* قنات «دیمتریان» كه دو هزارسال پیش توسط پیروزشاه ساسانی حفر شده درحال ویرانی است



سده یا خمینی شهر، از شهرهای استان اصفهان با ابنیه قدیمی، مساجد، قلاع و گورستانهای شناخته و ناشناخته حكایت از روزگارهای كهن با حوادث و رویدادهای مختلف دارد
خمینی شهر با ابنیه قدیمی، طبق شواهد قدمتی برابر اصفهان دارد. با وجود بسیاری از مساجد، امامزاده ها، دانشمندان و نویسندگان درحال ویران شدن است و نشانه های میراث فرهنگی آن بتدریج نابود می شود
با گردش در گوشه وكنار شهر، با قدمت چندهزارساله شهر و مساجد، امامزاده ها و آرامگاه های دانشمندان و نویسندگان نامی این شهر، ازجمله آرامگاه «ابن مردویه» آشنا خواهید شد
خمینی شهر زمانی۱۷مسجد قدیمی داشته كه شش مسجد كاملاً ویران شده است، از یك مسجد تنها گلدسته ها و شبستانی به جا مانده است. و ده مسجد دیگر درحال ویران شدن است. این شهرقدیمی كه نامقدیم آن «سده » است آرامگاه چهار امامزاده به نامهای «امامزاده سیدمحمدنجم الدین»، «ابراهیم درب سید» و «ابراهیم باواگان و «امامزاده سیدمحمد» است كه تنها، بنایامامزاده سیدمحمد را اوقاف بازسازی می كند. در دوقبرستان قدیمی خمینی شهر دههاسنگ قبر ۷۰۰ساله وجود دارد كه بعضی از آنها را می توان در گورستان « ورنوسفادران هفت رنگ» مشاهده كرد. دراین گورستان قریب ۱۰۰قطعه سنگ عمودی و افقی به خطوط عربی، فارسی و نقش شیر وجود دارد.
قلعه و برجهای «كهندژ» كه در زیر خروارها خاك مدفون است ازدیگر قلعه های شهراست كه با وجود ویرانه های آن زبانزد مردم و تاریخ نویسان است.
تر می رسید. مردم محلی می گویند از این تونل دربسیاری از كتب قدیمی نقل شده و نیاز به حفاری و شناسایی كامل دارد. غیر از اینها دهها اثر و بنای تاریخی ویران شده درخمینی شهر یا همان «سده» وجود دارد كه لازم است میراث فرهنگی باتوجه به این آثار و قدمت منطقه نسبت به شناسایی این گنجینه های تاریخی اقدام كند
نقل قول
 
 
#3 0 یک خمینی شهری 07 تیر 1390 ساعت 12:31
سلام
خیلی دلم گرفت
ای کاش پول داشتم و میتونستم پلاتین رابخرم اما افسوس
آی پولدارها کجایین
نقل قول
 
 
#2 0 واته 07 تیر 1390 ساعت 12:04
اصلا نمی خواستم در مورد این خبرتان کامنتی بگذارم اما خواندم و دلم به درد آمد .
قضیه کمربندی سده - برمی گردد به زمان ریاست آقای سقائیان نژاد - شهردار فعلی اصفهان - که آنزمان ریاست دانشگاه صنعتی را برعهده داشت . اول اگر یادتان و یادمان باشد قرار بود کمربندی از بالای اراضی دانشگاه عبور کند . این حضرت آقا به سختی پافشاری کرد و باریکه ای از اراضی غرب دانشگاه را آزادسازی کرد تا جاده مرگ بتواند بطرف پایین سرازیر شود. بقیه اش را هم خودتان می دانید. دانشگاه و مسئولان آن اینقدر خودخواهانه و قیم مابانه با سده برخورد کرده اند که در اقدامی عجیب بنام شهرک علمی تحقیقاتی تتمه زمینهای شمالی جاده کمربندی را نیز محصور نمودند و آب از آب تکان نخورد.
تازمانی که مسئولین شهر بومی انتخاب نمی شوند اگر کسی هم از بیرون گماشته شود دلسوز این مردم نخواهد بود. و همین آش است و همین کاسه .
جالب است بدانید که تمامی اراضی اطراف دانشگاه صنعتی را خمینی شهر می نامند و وسط آنرا دانشگاه صنعتی اصفهان !!!!
مطمئنا یک روز هم برای رفع این تناقض سده یکی از نواحی اصفهان خواهد شد و الفاتحه !!!!!
نقل قول
 
 
#1 0 بهجت 06 تیر 1390 ساعت 22:23
نمیدونم آیا اونایی که باید، اینا رو می بینن؟
آیا دلشون به درد میاد؟
قدر یه سر سوزن احساس مسئولیت میکنن؟
اصلا به این فکر میکنن که بعد باید جوابگو باشن؟
فقط دنبال مقام و پستن!!!
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید