امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 20:09:58

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

55 خمینی‌شهری در ذوالفقاریه آبادان چگونه به شهادت رسيدند؟
روايتي از حماسه سازي رزمندگان خميني شهر در دفاع مقدس

55 خمینی‌شهری در ذوالفقاریه آبادان چگونه به شهادت رسيدند؟

یکشنبه, 31 شهریور 1392 ساعت 13:32 کدخبر :6006
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
باید شکسته شود! امام خمینی(ره) در سخنرانی روز 14 آبان 1359 فرمود: من منتظرم که این حصر آبادان از بین برود و هشدار می‌دهم به پاسداران، قوای انتظامی و فرمانداران قوای انتظامی که باید این حصر شکسته شود....(7)


پس از انتشار این پیام، رزمندگان خمینی شهری راهی جبهه آبادان شدند و در عملیات های مختلف آن از خودگذشتگی ها و رشادت های بیشماری نشان دادند.

اولین عملیات

اولین عملیات ایذایی که رزمندگان خمینیشهری بهصورت فعال در آن شرکت داشتند، عملیات سهراهی آبادان بود. این طرح را ستاد فرماندهی عملیات اروند آماده کرده بود. در این عملیات قرار بود بعد از یک نفوذ غافلگیرانه در پشت خط دشمن سنگرهای آنها تسخیر شود و فردای آن روز آتش هوانیروز و توپخانه ارتش نیز به حمایت اجرا شود و منطقه تصرفی تثبیت گردد. استعداد نیروی شرکتکننده هفت گروهان 78 نفره پیشبینی شده بود که پنج گردان را نیروهاتی سپاه و بسیج مستقر در خطوط دفاعی و دو گروهان هم از نیروهای ارتش(8). در این عملیات یک گروهان از بچههای خمینیشهر شرکت کردند که از جناح راست عمل میکردند.

 

در ساعت 2 بامداد روز 19/9/1359 نیروها از سه جناح وارد عمل شدند. نیروهای جناح راست به میدان مین برخوردند و برای باز کردن معبر کمی معطل شدند و بعد از عبور از میدان مین به خط دشمن هجوم بردند و تعدادی از عراقیها را به هلاکت رساندند و تعدادی از آنها نیز شهید شدند. نیروهای جناح دیگر در 70 متری خط مقدم دشمن منتظر اعلام رمز شروع عملیات بودند که در ساعت 5/3 دستور عقبنشینی صادر شد(9).

 

سرانجام نیروها در این عملیات با 25 نفر شهید و 58 نفر مفقودالاثر و تعدادی مجروح به سنگرهای خود بازگشتند. از بچههای خمینیشهری شرکتکننده در عملیات، شهید محمدرضا محمدی و شهید مصطفی نصر به فیض شهادت نائل آمدند و برادران حاج احمد وطنخواه و سید احمد میرلوحی نیز مجروح شدند.

 razmandegan2

تصویری از رزمندگان خمینی شهر در دفاع مقدس

 

تپههای مدن

 

یکی از تجربیات عملیات سهراهی آبادان این بود که رزمندگان خمینیشهری متوجه حضور نیروهای عراقی در تپههای مدن شدند. تپههای مدن عبارت بود از دو عارضه به طول حدود صد متر و ارتفاع چند متر از سطح مناطق مجاور که بهصورت تپههایی در دشت هموار منطقه شمال بهمنشیر مشاهده میشد.

 

این دو تپه که تقریباً بهصورت عمود بر هم احداث شده بود، یکی از آنها نزدیک ایستگاه7 بود و اشراف کاملی بر روی جبهه ایستگاه7 داشت یکی هم نزدیک جبهه ذوالفقاریه بود و بر این منطقه اشراف کاملی داشت.

عراقیها با استفاده از این تپهها علاوه بر اینکه جاده قفاص؛ تنها عقبه زمینی مرتبط با اسکله احداثشده در قفاص را کنترل میکردند، بر شهر آبادان نیز دید داشتند و آنها را زیر آتش دقیق قرار میدادند. به عبارتی این دو تا تپه به منزله دو تا چشم برای عراقیها بود از اینجا به بعد بازپسگیری این دو تپه از دست نیروهای عراقی در دستور کار رزمندگان خمینیشهری قرار گرفت.

سردار شهید رضا مؤذنی که فردی باذکاوت و تیزهوش بود با همفکری دوستان و همرزمان، طرح عملیات بازپسگیری تپههای مدن را تهیه و به ستاد جنگ آبادان عرضه میداشت اما، با مخالفت فرماندهان ارتش مواجه شد. فرماندهان ارتش به نگاه کلاسیک به مقوله جنگ، اساساً طرحهایی و پارتیزانی را عملی نمیدانستند و از طرفی با انجام دو عملیات در سهراهی آبادان در 19/9/1359 و توکل در 20/10/1359. ستاد فرماندهی عملیات تمایلی به ریسک کردن نداشت. بارها بچههای خمینیشهری طرح عملیات برای آزادسازی تپهها را آماده کرد. به ستاد جنگ آبادان میبردند ولی این طرحها مورد توجه قرار نمیگرفت.

 

در این مرحله از جنگ رزمندگان با استقرار در منطقه ذوالفقاریه اشراف اطلاعاتی کاملی نسبت به منطقه پیدا کرده بودند و با تشکیل گروههای گشت و شناسایی و دیدهبانی تمام تحرکات و جابجاییهای دشمن را زیر نظر داشتند و اطلاعات جمعآوری شده را به ستاد جنگ آبادان ارسال میکردند.

 

فرماندهان نیروهای رزمنده خمینیشهری با اطلاع و اشرافی که به منطقه داشتند و آگاهی که از نقش تپههای مدن در اداره جبهه شمال آبادان برای نیروهای مهاجم عراقی داشتند و ضرباتی که از این ناحیه متوجه جبهه ذوالفقاریه بود، به این نتیجه رسیدند که قادرند با تکیه بر نیروها و امکانات موجود جبهه ذوالفقاریه، حداقل یکی از دو تپه را که مشرف بر این جبهه است، از متجاوزان بازپس بگیرند و درنتیجه عملیاتی را طراحی کردند. قرار شد که دو گروه از نیروها، گروهی به فرماندهی سردار شهید احمدرضا ابراهیمی و گروهی هم به فرماندهی اکبر زراعتکار از دو طرف به تپه جنوبی میدان حمله کنند. هدایت عملیات بهعهده سردار شهید رضا مؤذنی بود.

 

صبح روز 22/12/1359 دو گروه حرکت کردند و خود را به نزدیکی تپهها رساندند. پانصد متری تپه برآمدگی بهصورت گرده ماهی وجود داشت. وقتی نیروها از این گرده ماهی رد شدند و در دید تیر مستقیم عراقیها قرار گرفته از هر طرف زیر رگبار تیربارها قرار گرفتند. نیروهای عراقی کاملاً بیدار و هوا هم روشن شده و آفتاب طلوع کرده بود. اما نیروها همچنان در زیر رگبار دشمن به پیشروی ادامه میدادند. آنقدر به نیروهای عراقی نزدیک شده بودند که عراقیها را میدیدند و دشمن هم آنها را میدید و به سمت آنها تیراندازی میکرد.

 

رضا ابراهیمی

 

در این شرایط سردار شهید رضا ابراهیمی و محمد مجیری مورد اصابت گلوله قرار میگیرند و به شهادت میرسند. از گروه اکبر زراعتکار سه نفر شهید میشوند و آقای زراعتکار هم مجروح میشود. دستور عقبنشینی صادر میشود. باقیمانده نیروها بهسختی خود را تا پشت برجستگی گرده ماهی عقب میکشند. از اینجا به بعد نیروهای کمکی میرسند و مجروحان را به خاکریز خودی منتقل میکنند، شهدا نیز دو شب بعد به پشت جبهه منتقل شدند.

 

پس از شهادت این عزیزان و انتقال پیکر پاکشان به خمینیشهر تشییع جنازه بسیار باشکوهی در شهر انجام شد که بسیاری از مردم در آن شرکت داشتند. بعد از این تشییع جنازه، شوری در شهر ایجاد شد و نیروهای زیادی از جوانان خمینیشهر برای گذراندن دوره آموزشی و اعزام به پشت به جبهه ثبتنام کردند. این نیروها از اواخر اسفند 59 تا آخر فروردین 1369 در پادگان آموزشی آموزش دیدند و در تاریخ 30/1/1360 با پنج دستگاه مینیبوس عازم جبهههای جنگ شدند.

 

شهید رضا مؤذنی پس از عمملیات ناموفق حمله به تپهها در اسفندماه دیگر خواب و قرار نداشت. در این فاصله یک مرخصی کوتاهمدت به خمینیشهر آمد. در آن زمان تنها دخترش تازه به دنیا آمده بود و در خانهای استیجاری زندگی میکردند. دختر کوچکش را به دست او میدهند. برای اولین و آخرین بار روی دخترش را میبوسد و میگوید بچه را از من بگیرید که پایبندش نشوم. مبادا زمینگیرم کند(10)

 razmandegan1

تصویری از رزمندگان خمینی شهر در دفاع مقدس

 

 

تپههای شهید مؤذنی

 

شهید مؤذنی به جبهه آبادان باز میگردد. در این زمان یک گردان از تیپ سه از لشگر92 زرهی اهواز که در سوسنگرد در مقابل دشمن جنگیده و تجربه کسب کرده بودند. به فرماندهی جناب سرگرد اسلوبی به منطقه آبادان آمده بودند. شهید مؤذنی در دیدار با این فرمانده موقعیت حساس این تپهها را برای او شرح میدهد. این فرمانده مجرب و بصیر از طرح آزادسازی تپهها استقبال میکند و این طرح بار دیگر در ستاد جنگ آبادان مطرح و به تصویب میرسد.

 

در طراحی عملیات پیشبینی شده بود که یک گروهان از نیروهای پاسدار و بسیجی مستقر در خط به دو گروه تقسیم میشوند. یک گروه به فرماندهی سردار شهید رضا مؤذنی از سمت راست تپهها از جبهه ذوالفقاریه و یک گروه به فرماندهی سردار مرتضی قربانی از جبهه ایستگاه7 بهعنوان نیروی خطشکن و یک گروهان از رزمندگان ارتش بهعنوان احتیاط وارد عمل شوند و با استفاده از تاریکی شب تپهها را دور بزنند و دشمن را در سنگرهای دفاعی خود منهدم نمایند.

 

نیروهای عملکننده از بین همه نیروهای مستقر در خط، ازجمله فدائیان اسلام، بچههای نجفآباد، اصفهان، کاشان، یزد و... با دقت انتخاب شدند و آماده اجرای عملیات.

 

شبی که قرار بود عملیات شود. باد و طوفان عجیبی منطقه را دربرگرفت و گرد و غبار غلیظی بر منطقه حاکم شد. بهطوری که نماز آیات خوانده شد و عملیات یک شب به تأخیر افتاد. در همین شب دو نفر از نیروهای عراقی مستقر در تپهها به سمت جبهه ذوالفقاریه آمده و خود را تسلیم کردند و گزارش و اطلاع کاملی از تعداد نفرات، تجهیزات و نحوه استقرار و آرایش نیروهای عراقی مستقر در تپه‌‌ها دراختیار فرماندهی عملیات قرار دادند؛ اطلاعاتی که در تسخیر تپهها بسیار مؤثر بود.

 

عملیات آزادسازی تپههای مدن در ساعات اولیه روز 24/2/1360 شروع شد. در همان لحظات اول تپه جنوبی که سردار شهید رضا مؤذنی مأمور تصرف آن بود، آزاد شد. ساعاتی بعد تپه دوم نیز به تصرف نیروها درآمد. در پی آن عراقیها پاتک کرده و تپهها را بازپس گرفتند. این تپهها چند بار دست به دست شد و نهایتاً به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. در این عملیات 20 نفر از رزمندگان خمینیشهری شهید شدند که ازجمله آنها شهید رضا مؤذنی طراح این عملیات و فرمانده یکی از گروهانهای عملکننده بود. به همین مناسبت این تپهها به نام فاتح آنها «تپههای شهید رضا مؤذنی» نامگذاری شد. با آزادسازی تپههای شهید رضا مؤذنی دید و تیر نیروهای عراقی روی جاده قفاص کاهش یافت و تردد از آن میسر گردید.

 

ارتش عراق که دید و کنترل خود را بر بخشی از منطقه از دست داده بود، حدود خود را در پنج کیلومتری جنوب جاده ماهشهر مورد تهدید میدید. بنابراین در 31/3/1360 منطقهای به وسعت 16 کیلومتر از اراضی شمال آبادان را تخلیه کرد و در یک کیلومتری جاده آبادان-ماهشهر مستقر گردید.(11)

 

بعد از عقبنشینی دشمن، خاکریز و خط جدیدی در نزدیکی خط عراقیها احداث گردید و نام آن را جبهه ولایت فقیه گذاشتند. فرماندهی این جبهه سردار شهید محمدعلی عسکریفرد بود.

 

استقرار در جبهه ولایتفقیه با استقرار در جبهه ذوالفقاریه تفاوتهای بسیاری داشت. در این مرحله ما وسایل مهندسی دراختیار داشتیم. بهسرعت خاکریز زدیم و با در اختیار داشتن گونیهای فراوان و الوارهای باقیمانده از سنگرهای نیروهای عراقی توانستیم سنگرهایی محکم بسازیم. بهعلاوه در جنگ تجربیات فراوانی کسب کرده بودیم. رزمندگان خمینیشهری در جبهه ولایتفقیه همچنان باصلابت و با قدرت ماندند و به حفظ و حراست از جزیره آبادان ادامه دادند تا 5/7/1360 و عملیات ثامنالائمه(ع).

 

در عملیات ثامنالائمه(ع) تمامی منطقه شرق کارون از لوث وجود متجاوزان بعثی آغاز شد و حصر آبادان شکسته شد. در این مدت 11 ماهه از رزمندگان خمینیشهری با تقدیم 55 شهید و دهها نفر مجروح و جانباز وظیفه خود را در پاسداری از اسلام و میهن اسلامی به انجام رساندند و برگ زرینی بر افتخارات خود در تاریخ اسلام و ایران افزودند.

 

پاورقیها:

 

1) روزشمار جنگ ایران و عراق، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص54

 

2) قبرستان کهنه

 

3) همان، ص66

 

4) آبادان در جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 85-83

 

5) سند شماره 1484، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ

 

6) سند شماره 1484، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب پنجم، ص82

 

7) همان، ص125

 

8) روزشمار جنگ ایران و عراق، ص400

 

9) آبادان در جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص99

 

10) سند شماره 2890، مرکز اسناد کنگره شهدای خمینیشهر

 

11)آبادان در جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص104

 

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#1 0 معجون 04 مهر 1392 ساعت 01:12
سلام بر شما
دوست عزیز این مطلب شما در معجون منتشرگردید.
با تشکر
http://www.majoon.ir/?p=5245
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید