امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 09:47:56

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

گفتگو با اکبر صالحی فرماندار سابق شهرستانخمینی شهر

دوشنبه, 29 فروردین 1390 ساعت 09:59 کدخبر :770
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
در خميني شهر، حاشيه ها بر اصل غلبه دارد

فرماندار خميني شهر حالا ديگر بعد از گذراندن حدود 5 دهه از زندگي، پخته و باتجربه شده است، و 29 سال سابقه کار اجرايي و مديريتي هم، بر اين پختگي افزوده است.

تقريباً يك سال بعد از آن گفتگوي چهره به چهره خواندني با شريفيان پور فرماندار قبلي شهرستان، فرصتي فراهم شد تا در همان دفتر فرماندار، اين بار گفت و گوي چهره به چهره اي داشته باشيم با فرمانداري كه حدود يك سال است فرماندار شهرمان شده.صالحی لیسانس حقوق قضایی و فوق لیسانس مدیریت دارد. در دولت نهم دو سال و نیم فرماندار نطنز بوده، 5/1 سال مدیرکل بازرسی و رسیدگی به شکایات استانداری و حدود یک سال هم هست که در خمینی شهر حضور دارد. سوابق و تجربیاتی هم در حوزه های اداری، اجرایی، بازرسی و سپاه دارد. حدود دو ساعتي مهمان وي بوديم و او با گشاده رويي و سعه صدر، به همه سئوالهايمان پاسخ گفت و محافظه كاري نكرد و ما هم البته تا جايي كه شرايط شهرستان اقتضا دارد صريح پرسيديم.

لازم به ذكر است كه اين بعد از اين گفتگو فرماندار شهرستان تغير كرد.

 

با تشكر از شما كه وقت تان را در اختيار فرصت گذاشتيد. سئوال اول را از منظر آخرين مسئوليت شما قبل از فرمانداري خميني شهر مي پرسم. شما قبلاً مدیرکل بازرسی و رسیدگی به شکایات استانداری بوده اید. بالاخره آنجا مرکز دریافت شکایات مردمی استان است. اگر بخواهیم یک تقسیم بندی کنیم بیشترین شکایات در شهرستانهای مختلف استان از چه دستگاههایی است؟ شکایاتی که از خمینی شهر می آمد بیشتر از چه دستگاههایی بود؟
هر دستگاهی برای خودش واحدی به عنوان واحد رسیدگی به شکایات یا به عبارت بهتر میز رسیدگی به شکایات دارد. دستگاههای اجرایی و دستگاههای استانی هر کدام این میز شکایات را دارند. در شهرستانها هم در فرمانداری ها یک جایی برای رسیدگی به شکایات مردمی وجود دارد.  از طرف دیگر در دستگاههای شهرستانی هم بخشی برای پاسخگویی به اعتراضات هست. لذا شکایات شهرستانی عموماً در خود شهرستان رسیدگی می شود و به ندرت مواردی پیش می آید که به مرکز استان کشیده شود. به اضافه اینکه شکایات به تفکیک شهرستانی نیست بلکه شکایات موضوعی يا دستگاهی است.

 

اگر موضوعی بخواهیم نگاه کنیم چطوری است؟
دو نوع داریم: شکایات و درخواستها. در دولت نهم واحدی در استانداری تشکیل شد به نام مراجعات مردمی. چیز خیلی خوبی هم بود. ادارات کل مختلف در استانداری یک نمایندگی در این واحد دارند مردم که مراجعه می کنند، درخواستهایشان منعکس می شود. یک واحد دیگر هم داریم به نام شکایات. این واحد آیین نامه دارد که شاکی باید مراحل آن را طی کند. از آن طرف استانداری وظیفه دارد شکایات را به دستگاه مربوطه منعکس کند و پاسخش را بگیرد و بررسی کند.

 

حجم این شکایات قابل توجه بود؟
آمار شکایات به مراتب پایینتر از درخواستهاست. گاهی یک موضوع در استان بالا میگرفت آن موقع میزان شکایات هم بالا می رفت. بعد از مرتفع شدن آن مشکل، خود به خود شکایات هم کم میشد.

 

یکی از اقدامات فرمانداری در سال جاری، بحث بازرسی از ادارات بود که غالباً هم سرزده انجام می شد. قاعدتاً با پشتوانه ای که شما در بازرسی استانداری داشتید، قابل انتظار هم بود و می تواند اثرگذار باشد. برخی معتقدند این بازرسی ها اثر لازم را نداشت. نظر خودتان چیست؟
بازرسی یک فعالیت نسبی است. هیچ کس نمی تواند بگوید اگر بازرسی انجام شود همه امور حل می شود و اگر بازرسی نباشد همه امور خراب است. بازرسی یک تدبیر مدیریتی یا به تعبیر بهتر یکی از شئون مدیر است. در کنار بسیج امکانات، برنامه ریزی، سازماندهی و ... یکی هم بازرسی و کنترل است. در همین راستا ما برنامه ریزی و گروههایی را تعریف کردیم. مجموع دستگاههای اداری شهرستان را در این گروهها تقسیم و از نیروهای توانمند و باتجربه استفاده کردیم. تاکنون چندین جلسه داشتیم که آخرین جلسه آن دو هفته پیش بود. فقط یک مقدار محرم و صفر کم رنگ شد که آن هم به خاطر برخی فعالیتها در شهرستان است. تاکنون از کل دستگاههای شهرستان (بیش از 65 دستگاه) تنها 8-7 دستگاه مانده اند که بازرسی نشده است.

 

اگر بخواهیم نمره بدهیم، کدام ادارات در رتبه اول رضایتمندی و کدام ادارات در پایینترین رتبه هستند؟
هنوز جمعبندی نهایی نکرده ایم. ما تا پایان امسال را مهلت دادیم که باقیمانده ادارات هم بازرسی شوند و بعد از عید جمع بندی مقایسه ای داشته باشیم. آثار و برکات خیلی خوبی را هم در این بازرسی ها دیدم. از چند نظر، اول اینکه ما به عنوان نماینده دولت به وظیفه خودمان عمل کردهایم یعنی سعی کردیم ارتباطات و تعاملات خودمان را هر چه می شود بیشتر کنیم. برای این کار چند تا برنامه گذاشتیم. در مجامع مختلف مردم مثل مساجد حضور پیدا کردیم و عموماً هم بدون اطلاع قبلی بوده است. بالغ بر 80 مسجد را رفتیم. عموماً در مساجد یک صحبت با مردم داشتیم و مردم هم صحبت کردند. حداقل 5/1 ساعت طول می کشید. به نظر من هیچ کانال ارتباطی بهتر از زبان مردم نیست.
در مجامع مختلف دیگر مثل جلسات ورزشی، کمیته امداد، نابینایان و مخصوصاً در بین اقشار ضعیف حضور پیدا می کردیم. بجز این مراجعات مردمی داریم که مردم هر هفته روزهای دوشنبه می توانند مراجعه کنند. سامانه پیامک فرمانداری را هم تعریف کردیم تا ارتباطهایمان با مردم را دو سویه کنیم.

 

چه شماره اي؟
شمارهاش 30001319 است. حضور بازرسان در ادارات هم یک نوع تعامل با مردم است. یک فرمی تهیه شده و از برخی از افراد و مراجعه کنندگان پرسیده و مکتوب میشود و نتیجه آن به دست می آید. مواردی هم که ضرب الاجلی بوده همانجا به مدیران و یا کارمندان تذکر داده می شود. آنهایی که اضطراری نبوده در فرمانداری جمع بندی شده و توسط خود من به مسؤول مربوطه ارائه می شود. اگر هم مسائلی بوده که نیاز بوده به گوش مسوول مربوطه در استان برسد این کار انجام شده است نتیجه این می شود که مردم احساس نمی کنند ادارات رها هستند. عموماً دستگاههای ما خدمتگزار هستند ولی اگر بخواهند کوتاهی کنند جایی هست که نظارت می کند.

 

برخی از ادارات هست که راجع به آنها تلفن و اعتراض زیاد است، مراجعه هم زیاد است، از جمله درمانگاه بیمه و اداره ارشاد. نظر شما در مورد این دو نهاد به اضافه شهرداری چیست؟
در مورد درمانگاه بیمه تاکنون مسأله خاصی به ما منعکس نشده است. از شما می شنوم.  اما راجع به ارشاد و شهرداری گزارشهای زیادی رسیده است.

 

از درمانگاه بیمه بازرسی کرده اید؟
حضور ذهن ندارم که بازرسی انجام شده یا نه. اما درحوزه ارشاد با توجه به اینکه این موضوع رسانهای می شود چیزی که می توانم عرض کنم این است که دلواپسيها و نگرانیهای زیادی از طرف مردم مخصوصاً نیروهای فرهنگی، هنرمندان و گروههای مختلف به من منتقل شده است. ما هم نسبت به موضوع بیتفاوت نبودیم، یعنی مسولان شهرستان هم این نگرانیها را تا حدودی وارد میدانند. به عبارت صریحتر و شفافتر، اداره ارشاد اسلامی خمینی شهر با شرایط، اقتضائات و ظرفیتهای شهرستان خمینی شهر همخوان نیست و کم دارد. میطلبد اداره ارشاد -که در حوزههای مختلف میتواند نقشآفرینی کند و شهرستان خمینی شهر هم واقعاً یک شهرستان فرهنگی است- به مراتب با ظرفیتهای بالاتری از آنچه هست کار کند. بنابراین باید در خصوص مدیریت، نیروهای انسانی و امکانات، این اداره را تقویت کاملتری کرد.

 

این تغییرات در دستور کار هست؟
بله، راجع به شهرداری هم من در عموم مساجد و مراکزی که با مردم مرتبط هستم، مطالبی را می شنوم که بالاخره گریزی هم به شهرداری است. کمتر جائی است که من بروم و یک گریزی به شهرداری نباشد. این برای من هم قابل پیشبینی بود. همان روزهای اول که آمده بودم و با اعضای شورا و شهرداری جلسه داشتیم، گفتم که یکی از ویژگیهای شهرستان خمینی شهر این است که خدمات و تلاشهای شهرداری تأثیرگذار بر حوزه دولت است. عکسش هم همینطور، عدم خدمت رسانی هم اثر مستقیم میگذارد. از آن طرف شهرستان ما و شهرداری ما دچار محدودیتها و مشکلاتی هستند که مانع از خدمترسانی لازم به مردم میشود، که من به دو سه مورد آن اشاره می کنم. عدم وجود صنایع بخاطر شعاع 50 کیلومتر و عدم امکان توسعه صنعت در این شهر. این یعنی اینکه ما از عوارضاتی که می تواند موجب رشد و توسعه شهرستان شد محروم هستیم. سوم چسبیدگی ما به اصفهان است. اینکه فاصله ما به اصفهان یک خیابان است هم بر ما تأثیرگذار است به اضافه اینکه ما معتقدیم نابسامانیهای شهر اصفهان در بخشهایی از حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی بر ما تحمیل می شود. یعنی برخی از اقداماتی که آن طرف مرز خلاف است، این طرف مرز که قرار می گیرد باعث بوجود آمدن نابسامانی و مشکلات برای ما می شود. به عبارت دیگر ما حیاط خلوت اصفهان هستیم. ما در بردارنده سرریز برخی از مشکلات اصفهان هستیم. این مسائل شرایطی را بر ما تحمیل میکند که بر خدمتگزاران مردم هم فشار وارد میکند. به این دلائل از یک طرف شهرداری و شورا آن طور که می خواهند نمی توانند خدمت کتند، از آن طرف مردم ما وقتی خودشان را با شاهین شهر و اصفهان مقایسه میکنند میپرسند که چرا آن شهرها این امکانات را دارند و این امتیازات در خمینی شهر نیست! این دوگانگی هم به مسولان شهرستان فشار وارد میکند و هم به شهرداری. نکته دیگر عدم تأمین اولویت از طرف شهرداری و شوراست. مردم میگویند شهرداری و شورا در جهت خدمت به مردم، کارهای زیادی را در محلات مختلف و به صورت پراکنده شروع کردهاند و الان در آن ماندهاند و اولویت بندی لازم را هم نمیکنند. این نکته کلیدی است. به هر حال در تعیین اولویتهای شهرداری باید تلاش کنند. شهرداری باید با در نظر گرفتن پول توی جیبش کار کند تا موجب نارضایتی مردم نشود. بیشترین مسائل در حوزه شهرداری همینهاست.

 

ظاهراً در کل کشور شهرداری ها ارگانهایی هستند که نارضایتی مردم از آنها زیاد است. البته نوع كار شهرداري ها هم كه اغلب مردم مستقيماً با آنها درگير هستند باعث اين مسئله هست.
بله! در استانداری هم که بودم بیشترین نارضایتی در کل استان از شهرداریها بود. شهرداریها هم بیشتر در ارتباط نزدیک با مردم هستند.

 

شما در جلسات مختلف تأکید دارید که باید با مردم صادقانه و شفاف صحبت کرد. به نظر شما رئوس مشکلات شهر، بجز مسائلی که گفتند چیست که مانع پیشرفت خمینی  شهر میشود؟
همان اوایل هم که آمده بودم خمینی شهر دیدم بعضیها مرتب به برخی از مشکلات اشاره می کنند. با خودم گفتم این هماهنگی از قبل تعیین شده است؟ در مدتی که کار کردم به نتایج بدیهیتری رسیدم. اولین مشکل این است که خمینی‌شهر بخاطر حضور در شعاع 50 کیلومتري و چسبیدگی به اصفهان، بالغ بر 300 هزار نفر جمعیت در 175 کیلومتر مربع، متراکمترین شهرستان بعد از تهران است. سرریز بودن شهر اصفهان، مهاجرت و مشکلات دیگری که خواسته یا ناخواسته بر شهرستان تحمیل شده - علیرغم پتانسیلهایی که خمینی شهر دارد- باعث شده شهرستان قفل شود. من این مسأله را در سفر استاندار هم عرض کردم. حالا اگر میخواهیم مصداقهایش را در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی-اقتصادی بگویم از حوصله مصاحبه خارج است. نیازمند یک کلیدی است که این در را باز کند تا ظرفیتها قابل بهرهبرداری شود. در قصه الحاق که بنده به عنوان یکی از راه حلهای اساسی و کلیدی بهش اشاره کردم، به استاندار گفتم خمینی‌شهر گدا نیست. خمینی‌شهر ظرفیتهای مناسب و شایستهای دارد اما به خاطر شرایطش قفل شده است. کلید می خواهد در را باز و معادنش را بهره برداری کنی. این قفل شدن در حوزههای مختلف اثر میگذارد. من بخاطر اینکه بهانهای باشد برای کمکاری مسولان این را نمی گویم. اما خدمت استاندار هم عرض کردم اگر بهترین مدیران استانی را هم خمینی‌شهر بیاورید میدان مانور این مدیران محدود است. چون وقتی میخواهند فعالیت کنند غل و زنجیره ایی به دست و پاهایشان هست که نمی توانند. یعنی بنده هرچه هم امیدهای بزرگی در ذهنم داشته باشم، فکرهای بلندی هم داشته باشیم ولی در خمینی‌شهر از نظر اجرایی موانعی وجود دارد که نمی گذارد لذا میدان مانور در خمینی‌شهر کم است. برای تغییر این شرایط هم باید در حوزه های مختلف چاره اندیشی کرد. اعتقادم این است که با توجه به تجربه اجرایی که دارم، الحاق می تواند گرهگشا باشد. البته این موکول شده به کار کارشناسی. استاندار هم پذیرفتند که در این زمینه کار کارشناسی و تصمیم گیری شود. چون اگر ما دم از الحاق می زنیم می خواهیم شرایط مردم را بهتر کنیم. نمیخواهیم شرایط بدتر حتی شرایط مساوی داشته باشیم.

 

در سفر استاندار مطرح شده بود که پس از یک کار کارشناسی، تا آخر امسال تکلیف الحاق مشخص می شود. آیا این اتفاق تا پایان سال می افتد؟
نه!

 

نتیجه این بحث کارشناسی کی مشخص می شود؟
این کارشناسی نیاز به دوسه کار دارد. اول اینکه آثار الحاق را از دستگاههای اداری بررسی کنیم. مثلاً از اداره آب بپرسیم اگر اینجا الحاق شود چه اتفاق در حوزه کار شما میافتد؟ اداره برق! اداره گاز! اگر الحاق شد چه اتفاقی در حوزه کار شما می افتد؟ از سوی دیگر قرار است اردیبهشت ماه همایشی در دانشگاه آزاد اتفاق بیافتد با موضوع الحاق؛ فرصتها و تهدیدها. فرصتها را در یک کفه ترازو بریزیم و تهدیدها هم درکفه دیگر و ببینیم کدامش می چربد. به دور از هرگونه استفاده و بهره سیاسی. اگر کسی بخواهد از این مسأله استفاده سیاسی بکند ظلم به مردم کرده است. با نگاه به منافع مردم و در جهت خدمت به مردم فرصتها و تهدیدها شناسایی و به نفع مردم تصمیم گیری شود. یک کار دیگر هم که باید صورت بگیرد کار مطالعاتی و پژوهشی است. یعنی یک گروه از مشاوران تحت نظر معاونت برنامهریزی استانداری بیایند و کار پژوهشی انجام بدهند، ماحصل این نتایج در یک مرکزی بیاید و روی آن تصمیم گیری شود.

درر جاهایی بوده که نظر من با نظر آقایان دیگر همخوان نبوده و روی رأی و نظرم هم ایستاده ام چون گفتید اشکال نداره می گویم؛ در همین تغییر رئیس آموزش و پرورش در آن مقطع من مخالف بودم. رویش هم ایستادم انجام هم نشد. یعنی با کس معامله نکردم ...

 

بجز بحث دانشگاه آزاد دوتای دیگر که عملیاتی نشده است.
راجع به ادارات شروع کرده ایم. راجع به معاونت برنام هریزی هم مکاتباتی داشتیم. آخرین جلساتی که داشتیم مربوط به 20 روز پیش است که با مهندس همدانیان در دفتر کارشان در این مورد بحث کردیم. یک گروه مشاورین را هم معرفی کردند تا مقدمات کار با آنها صحبت شود. چون یک مقدار اعتبار نیاز داشته و یک مقدار محدودیت در اعتباری داشتیم یک مقدار کار عقب است که امیدواریم  اینکار هم انجام شود.

 

فرمودید که طرح های خمینی شهر قفل است. آدم احساس میکند وقتی مسؤولان در مورد شهر صحبت می کنند بیشتر ناظر به مسائل اقتصادی است. الحاق هم بیشتر یک راه فیزیکی است. خودتان فرمودید که این قفل، شاخصهای مختلفی دارد؛ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هم هست. به نظر ما به عنوان کسانی که در خمینی شهر زندگی کرده ایم یکی از عوامل قفل شدن، سیاست زدگی خمینی شهر است و این باعث شده در دوره های مختلف همیشه یک سری مسائل در خمینی شهر وجود داشته که مسائل فرعی را اصلی و اصلی را فرعی کرده و لذا الان ما با کوهی از مشکلات مواجهیم که در جاده کمربندی، عوارضات معوقه دستگاههای دولتی به شهرداری، اراضی تصرف شده شهر دارد دیده می شود ولی این مشکلات که امروز دیروز پیش نیامده است. نظرتان راجع به این بحث چیست؟
وقتی می گویم قفل است به این معنی نیست که زمینه حرکت و تلاش درش وجود ندارد. اگر این طور باشد که یأس و ناامیدی است و باید جمع کنیم و برویم. اصلاً این طور نیست. این نباید دلیلی شود برای بعضی که فرافکنی کنند و بگویند اینجا شهر قفل است. مخصوصاً اینکه گفتم خمینی شهر مثل یک معدن است و گدا نیست باید یک کلید را بیندازیم و باز کنیم تا این ظرفیتهای موجود در شهرستان را نشان بدهد. اینکه می گویم میدان محدود است منظورم این است که شما اگر بخواهید گامهای بلند هم بردارید، یک موانعی درش دارید. اما باید حرکت کرد. به همین مناسبت وظیفه مسؤولان ادارات و ما به مراتب سنگینتر است یعنی همه باید تلاش بیشتری کنند.
راجع به سیاستزدگی من قبول دارم. برخی از شهرستانهای استان مثل خمینی شهر و نجف آباد به دلیل شرایطی که بعد از انقلاب اتفاقاً به دلیل پویا بودن این شهرستانها رخ داده، دچار سیاست زندگی هم شده باشند. البته املای نانوشته غلط ندارد. این دو شهر چون زیاد املا نوشتند ممکن است سیاستزده هم شده باشند. وقتی که خمینی شهر و نجف آباد در سرلوحه این استان از نظر شهدا و ایثارگران و جانبازان و آزادگان هستند پس نشان می دهد این مردم پویا تر هستند و باانگیزه تر. متأسفانه به دلیل سوءاستفاده عناصر فرصت طلب در حوزه های اجتماعی و سیاسی باعث شده یک نوع سیاستزدگی دچار این شهرستان بشود وگرنه مردم این شهرستانها انصافاً در حوزههای فکری، علمی، نهضت امام (ره)، دفاع مقدس و ... تا حالا در استان پیشرو بوده و هستند.

 

منظورم مردم نبود. حضرت امام (ره) یک تعبیری در مورد مردم خمینی شهر دارند که مردم خمینی شهر در مقابل افغانها مقاومت و چهها کردند. مردم همیشه پابکار بودند. اینکه می گویم سیاستزدگی، لزوما فرصت طلبی نیست. منظورم سیاست زدگی اي است که بیشتر در خواص و نخبگان جامعه است. همین امروز پس از اختلافاتی، تغییری در بحث ریاست آموزش و پرورش رخ داد. خیلی روشن بگویم من به عنوان یک شهروند وقتی این اختلاف نظرها را می دیدم - این اختلاف نظرها فقط اختلاف نظر رئیس آموزش و پرورش با نماینده نبود، اختلاف نظری بود که مدیران مدارس را دفتر شما کشاند- وقتی ذهن مدیرها درگیرمی شود بازتابهایش به ما میرسد مرتب زنگ می زنند. معلمها هم درگیر می شوند. بعد که کنکاش می کنی می بینی که مصداق حرف حضرت آقا بود که فرموند مسائل اصلی و مسائل فرعی را تفکیک کنید. این است که این اختلاف شاید شخصی دو تا مدیر باعث بشود که ذهن بخش زیادی از فرهنگیان درگیر شود. حالا آن هم دو تا مدیری که در یک طیف سیاسی طبقه بندی می شوند. این شاید می تواند مصداق سیاستزدگی باشد. امروز هم صرامی خداحافظی کرد. شما هم در جمع مدیران مدارس که نقل شده بود جناب صالحی هم از کسانی است که به عملکرد رئیس آموزش و پرورش اعتراض داشته شما گفتید نه این طور نبوده و به صورت واقع بینانه این اداره اشکالاتی دارد موفقیتهایی هم دارد. ولی اشکالاتش در حدی نیست که مدیر آن جابجا شود. نظرتان در مورد این مسائل اخیر چیست؟
من به صورت کلان تر به این موضوع می پردازم و آن این که من معتقدم مسؤولان در نظام اسلامی امانتدار خون شهیدان در آن ملت هستند و تکلیفی که برعهده شان است تکلیف سنگینی است. در این راستا باید با نگاه حق و توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری عمل کرد. در بدو ورود در تودیع و معارفه ام گفتم که من خدمتگزار همه مردم با هر دید و هر نظر از هر کوی و هر برزن هستم. یعنی در خمینی شهر هم باید سه ده را توجه کنیم، هم حاشیه را، هم مهاجرین را، هم روستاها را. نکته دیگر اینکه مسؤولان به جایی تکیه کردند که ارث بابایشان که نیست، امانت است. بنابراین اگر منِ فرماندار هر چی خواستم بگویم و هر کاری هم که دلم خواست بکنم و هر طور دلم خواست باشم رعایت این امانت را نکرده ام. اختیار دارم ولی این اختیار من به این معنا نیست که هر کاری خواستم بکنم و هر جور خواستم تصمیم بگیرم. باید اقتضای جایی که برآن تکیه کرده ام را هم بکنم، این خیلی نکته کلیدی است و اگر این مسأله رعایت شود خیلی از مسائل ما حل خواهد شد. دوم اینکه یادمان نرود نظام ما جمهوری اسلامی است و قرار است اسوه حسنه باشیم. ما قرار است الگو باشیم لذا باید مراقب حرفمان، دیدگاهمان و نظرمان باشیم. عدهای متأسفانه فقط اطراف خودشان را نگاه می کنند و چیزهایی بزرگ و کلان را نمی بینند و ناچاراً میافتند در این داستان فرصتسوزی. این یکی  از آفت هاست.

 

این مسأله مصداق فرصت سوزی بود؟ این مسأله که دلها را به هم نزدیک کنیم در واقع یک جور ایثار هم هست که یک مسؤولی تلاش کند دو نفر را به هم نزدیک کند ولی یک جا هم شما نماینده دولت هستید و یک جایی هم باید به عنوان یک مسؤول وارد شوید.
این کار را ان شاء ا... کرده ایم یعنی در جاهایی بوده که نظر من با آقایان دیگر همخوان نبوده و روی رأی و نظرم هم ایستاده ام چون گفتید اشکال نداره می گویم؛ در همین تغییر رئیس آموزش و پرورش در آن مقطع من مخالف بودم رویش هم ایستادم و انجام هم نشد. یعنی با کسی معامله نکردم.

 

و در این مقطع؟
در این مقطع مدیرکل استان تصمیم گرفته، شرایط فراهم تر هست، آقای صرامی هم خودش استعفا کرد و شرایط برای تغییر و تحول مهیا است.

 

پس چنین فضاهایی قاعدتاً به مصلحت شهر نیست. بالاخره اذهان درگیر این مسائل می شود.
من هیچ وقت اعتقادی به فضاسازی نداشته و ندارم. با فضاسازی امورات حل نمی شود. فضاسازی مثل کف روی آب است. یک قیل و قالی می شود ولی آنچه که میماند آب است. فضاسازی یعنی استفاده ناموجه کردن از بهانه ها برای امیال شخصی.

من بر اساس درسهایی که از بزرگانمان یاد گرفته ام روشم خودداری و پیشگیری از افراط و تفریط و رعایت عدالت است. ما امت وسط هستیم امت وسط به معنی بی بصیرتی نیست. بعضی ها فکر می کنند اگر کسی تند حرف نزدبصیرت ندارد.

 

آیت ا... طباطبایی دوهفته گذشته یک بحثی راجع به یکی از مسئولان مطرح کردند و واکنش نشان دادند. بالاخره ایشان نماینده ولی فقیه در استان هستند. استدلالشان هم این بود که یک مسئولی که از رهبری حکم دارد اگر علیهش شعار بدهیم این توهین غیر مستقیم به حکم رهبریست. وقتی این حکم وجود دارد یعنی اینکه قطعاًَ آقا بیش از ما می فهمند و متوجه همه موضوعات هستند. آدم احساس میکند نمونه این فضا را -که گاهی بیجهت تند می شود- در شهر هم هست. بحث فتنه و موضوعگیریها علیه فتنه کاملاً روشن است. ولی بعضی اتفاقات حاشیهای اتفاق میافتد. در بعضي جلسات در شهر شعارهایی علیه کسانیکه مسئولیت دارند سر داده شد. فرمانداری آیا در این موقعیتها نظارتی، تذکر میدهد که حدود رعایت شود یا نه؟
راجع به اظهارات حضرت آیت ا... طباطبایی من از ارادتمندان ایشان بودم و هستم. در مورد آن موضوع هم من آنجا نبوده ام و حوزه من هم نیست که راجع بهش اظهارنظر کنم. استان و دیگران اظهارنظر کرده اند. اما راجع به حوزه خودمان! به صورت کلان میگویم من براساس درسهایی که از بزرگانمان یاد گرفتهام روشم خودداری و پیشگیری از افراط و تفریط و رعایت تعادل است. ما امت وسط هستیم. امت وسط به معنی بیبصیرتی نیست. بعضیها فکر میکننداگر کسی تند حرف نزد، بصیرت ندارد. یا اگر کسی جیغ و داد کرد این خیلی بصیر است. من با این مخالفم. امت وسط یعنی شناخت عمیق و آگاهانه از زمان که در روایات ما هم آماده است. اینکه شرایط روز و اقتضائات را بفهمد و اهل تحلیل باشد. شاید بعضیها به من خرده بگیرند. الان هم شاید برخی به من انتقاد کنند که چرا من در برخی موضوعات تند صحبت نمی کنم. اعتقاد و روش من این است. تجربه زیادی هم در این رابطه دارم. خیلی از تندروهایی که اوائل انقلاب داشتیم امروز آنچنان کندرو شده اند که باید با سیم بکسل بکشانیمشان. و برخی از آنها که کند بودند و حرکت نمیکردند الان آنقدر جلو رفته اند که باید بکشانیمان پشت سر ولایت بایستند. بنابراین تندروی و کندروی باعث ذلت است. یک انسان فهیم و عاقل و عالم به زمان کسی است که بصیر باشد و اهل تحقیق و پشت سر ولایت حرکت کند. در شهرستان ما گاهی تندرویهایی در برخی از حوزه های سیاسی و حتی محلی صورت گرفته و میگیرد. گاهی هم کندرویهایی بوده است. هردوایش هم نتیجه ای ندارد. درسی که از مقام معظم رهبری گرفتیم این است که دایره نظام و انقلاب را کوچک نکنیم. دایره انقلاب باید به وسعت انقلاب باشد و وسعت انقلاب ما به وسعت همه دلهای آزاده است. هرچه ما تلاش کنیم این دایره را کوچک کنیم و فقط خودمان را در آن بدانیم ظلم به نظام کرده ایم. از طرف دیگر هرچه خواص و نخبگان کشور به دلایل مختلف خودشان را از این دایره جدا کنند ظلم به نظام کرده اند و چوبی که خواهند خورد مضاعف است. اگر کسی منسوب به نظام شد و از نردبان نظام بالا رفت و نخست وزیر شد یا رئیس مجلس یا وزیر و وکیل شد و نتوانست خودش را با خیل عظیم مردم همراه کند ظلم به خودش و نظام کرده است.

 

یکسری موضوعات در شهرستان مطرح هست که من در قالب یک سوال می پرسم. ما با بحث دانشگاه صنعتی مواجه هستیم که حجم زیادی از زمینهای خمینی شهر را گرفته اند و در عین حال از زدن یک پل برای این مردم ممانعت میکنند. بحث کمربندی را هم داریم که آقای استاندار گفتند من یک قطره از خونهایی که ریخته میشود را برعهده نمیگیرم و هنوز حل نشده است.  بحث معوقات بانکی خمینی شهر را داریم که در دورهای به دهها میلیارد تومان رسید. از طرف دیگر بحث عوارضات دولتی را داریم که ظاهراً رقمش از 60 میلیارد تومان هم فراتر رفته است. نظرتان در مورد این موضوعات چیست؟
در مورد دانشگاه صنعتی، این دانشگاه باید قدر خمینی شهر را بداند. چون در حوزه تقسیماتی خمینی شهر واقع شده است. بواسطه عظمت علمی و دستاوردهایی که کسب کرده باید قدر مردم خمینی شهر را بداند. مردم خمینی شهر هم باید با این دانشگاه به عنوان یک فرصت نگاه کنند. به عنوان تبلور عزتمندی نظام اسلامی نگاه کنند. یک مرکز بزرگ علمی و فنآوری که اگر به صورت کلان نگاه کنیم موجب عزت کشور است. همین چند روز قبل افتتاح ابریارانه کشور را در دو دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی اصفهان داشتیم که بصورت ویدئو کلوپ افتتاح شد. بجز این دستاوردهای بزرگ زیادی دارد که در کل کشور جزو نوادر علمی هستند. بین خمینی شهر و این دانشگاه کمی فضای غبارآلود وجود دارد. توصیه من این است که خواص به این فضای غبارآلود دامن نزنند. من معتقدم هرچه فضای بین خمینی شهر و دانشگاه صنعتی تلطیف شود به نفع کشور و نظام است. من در نشستهایی که با دانشگاه داشتیم این مسایل را بیان کرده ام. از طرف دیگر دانشگاه باید به مطالبات مردم توجه کند. ورودی امامزاده سید محمد، رمپ ورودی تعاونی کامیونداران و ورودی دانشگاه آزاد سه نقطه ای است که مشکلاتی بین مردم و دانشگاه ایجاد کرده است. به حمدا... با رایزیهایی که رخ داده، نشستی بین شهرداری و این دانشگاه برگزار شد، صورتجلسه ای هم تحت عنوان توافقات تنظیم داده شده که یک مقدار مشکلات دانشگاه توسط شهرداری مورد توجه قرار بگیرد و بخشهایی از مشکلات مردم توسط دانشگاه صنعتی حل شود. این توافقات انجام شده و با اندک اصلاحاتی در شورای شهر تصویب شده و به دانشگاه صنعتی ارسال شده که منتظر نظرات دانشگاه صنعتی برای حل تعرضات.هستیم. اگر این اتفاق رخ بدهد قطعا هم دانشگاه صنعتی زمینه بیشتری برای رشد پیدا میکند و هم مردم خمینی شهر از توانمندیها و ظرفیتهای این دانشگاه بهره ببرند.
راجع به کمربندی؛ کمربندی گفتی و کردی کبابم! حالا فقط آخرین وضعیت را می گویم چون خیلی متاسفم. به جرات میگویم هفتهای نیست که بیاید و برود و بخشی از وقت ما برای کمربندی صرف نشود. مثل اینکه الان در طول سال ماهی نیست که بیاید و برود و بخشی از وقت ما برای قمهزنی صرف نشود. این کمربندی وقت زیادی را از ما گرفت. یعنی وقتی که خادمان مردم میتوانستند اختصاص بدهند برای خدمات دیگر در حوزه های دیگر شهرستان، همینطور گریبان ما را گرفته و مرتب باید دنبال رایزنی و چانهزنی و تعامل با افراد و نهادهای مختلف باشیم. یکی از غل و زنجیرها که گفتم یکیش همین است. این موضوع برای ما غل و زنجیر شده. چنین پروژه ای در طول سال دهها جا شاید صدها جا در همین استان اتفاق میافتد و حل میشود. من با مدیرکل راه که حرف میزدم میگفت همین الان چندتا از این موارد را در استان داریم که راحت حل میشود. نمیدانم چرا این موضوع در خمینی شهر که اتفاق میافتد این همه چالش و مصوبه و جلسه میخواهد و آخرش هم آنچیزی که باید نمیشود. اما آخرین وضعیت؛ به لطف خدا زمینهایی که در موردش ادعا هست که اینها متعلق به دستگاههای نظامی هست، باید گردشکار شود و پیش فرملاندهی کل قوا برود برای تصمیم گیری. بعد از مدتها پیگیری در این مدت این اتفاق افتاد یعنی گردشکار شده و به تهران رفته و موافقت واگذاری این زمینها به استان آمده. اما چگونگیاش بحث است. قبلا کارشناسان دوطرف قیمت کردهاند، چون تفاوت قابل توجهی بین نظرات کارشناسان دو طرف وجود داشته موکول به یک کارشناسی سه نفره شده است.  این کارشناسی انجام شده، قیمت که داده اند قیمت قابل توجه و بالایی است.
 

 

می شود قیمتش را بگویید؟
نه

 

مگر  بیش از 800 متر است؟
بله، 800 متر مربوط این جاده است که از توی زمین می گذرد. بخشی از فضا مربوط به حریمهای این جاده است یا فضایی که اگر جاده زده شود دیگر به کار آن سازمان مربوطه نمی خورد. لذا دنبال قیمت گذاری آنجا هم هستند. فعلاً چنین اعتباری موجود نیست. و آن قفل که گفتم هست. البته تا حالا چند تا خان طی شده ولی برای اتمام کار ممکن است زمان ببرد.

 

معوقات بانکها؟
در این زمان ما راجع به معوقات بانکها مشکل خاصی نداریم. نمی گویم معوقه نداریم. معوقه ای که مساله شده باشد نداریم.

 

به نظر شما در چه حالت معوقات مساله است؟
وقتی معوقات به حدی بالا برود و دچار عدم پرداخت شود که شرایط ویژه بوجود بیاورد.

 

راجع به عوارض دستگاههای دولتی؟
بخشهایی از معوقات را خود من رای دادهام. اولاً اینها فقط شامل شهرستان  ما نیست، در همه کشور ادارات و ارگانها از این معوقات دارند. دولت دهم ردیفی را در بودجه هرسال برای معوقات عوارضات دولتی که دستگاههای مربوطه توان پرداختش را ندارند تعریف کرد. پیگیر این موضوع هم شهرداری است. آخرین خبری هم که از این پیگیریها دارم این است که هنوز چیزی ابلاغ نشده است. نه برای ما نه برای شهرداریهای دیگر. این موضوع فقط نیاز به پیگیری دارد که میدانم آقای شهردار پیگیریهای زیادی انجام دادهاند. 
 

 

یکی از مواردی که دغدغه خود شما هم هست جلسات شورای اداری است. اینطور که به نظر میرسد و تعدادی تا از روسای ادارات هم به ما گفتهاند جلسات اداری آن بازدهی که باید داشته باشد را ندارد و بیشتر به سخنرانی و موعظه میگذرد. نظر خودتان چیست؟
این شیوه اداره جلسات اداری که ما داریم همه جا همینطور است. همیشه این مساله مطرح بوده که جلسات شورای اداری را پویا کنیم. ولی خود بنده در یکی از جلسات شورای اداری گفتم برای پویا شدن جلسات نظر بدهید. چیزی از توش در نیامد. علت دارد. در جلسات شورای اداری که همه دستگاهها با همه موضوعات یکی از کشاورزی، یکی از صنعت، یکی از فرهنگ میگوید اصلا امکان اینکه آنطور که برخی انتظار دارند کارآمد شود نیست. چون برای فرهنگ باید اصحاب فرهنگ را دور هم بنشانیم تا نظر بدهند که اینکار دارد صورت میگیرد. ما کارگروه فرهنگی داریم و ریز مسائل فرهنگی اجتماعی شهرستان بحث می شود. کارگروه اشتغال داریم. شورای آموزش و پرورش داریم. در شورای اداری هیچگاه نظر این نبوده که مسئولان بنشینند تصمیم تخصصی مثلا در زمینه فرهنگ بگیرند. به عبارت دیگر شورای اداری یک دریاچه وسیع ولی کم عمق است. عمق در حوزه کار کارشناسی است. وسعت در حوزه تصمیمات مدیریتی. در عین حال ما تلاش کرده ایم کارآمد باشد. مثلاً در جلسه اخیر که در خیریه محمودیه برگزار شد تصمیمات خوبی برای این خیریه گرفته شد. مثلاً تربیت بدنی گفت من یک سانس استخر می دهم. ارشاد گفت من یک سانس سینما میدهم.

 

همانطور که خودتان گفتید فرماندار اصولا فرماندار است. شما در بیان کلیگویی و ملاحظه میکنید. من خودم مصاحبه های زیادی کرده ام. کمتر مسئولی را دیده ام که اینهمه نصیحت و توصیه کند. من به عنوان یک مخاطب انتظار دارم که فرماندار فرمانداریش را چطور به منصه ظهور میرساند. برخی از سوالات ما را از جنبه فرمانداری پاسخ ندادید. از جنبه پدرانه گفتید. مثلا میگویید فلان ارگان باید فلان بکند. به هر حال یکجاهایی نیاز است که فرماندار حرف آخر را بزند. در بحث ارزیابی ادارات شما ارزیابی کردید که فلان رئیس اداره مطلوب نیست.  ولی....
چندتا از ادارات را گفته ام که برای مسئولیت آن اداره نیرو پیدا کنند. ولی اسم نمیآورم. ولی همین الان روسای چند تا از اداراتمان در دستور تغییر هستند.

 

در زمینه قمه زنی خود شما تاکید دارید که مرتب وقت شما را میگیرد. در جلسات مختلف هم مرتب به این موضوع پرداخته می شود. فکر نمی کنید اینهمه پررنگ کردن قمه زنی، بی مهری به خمینی شهر باشد؟
مساله خیلی خوبی را مطرح کردید. از اول که من آمدم اینجا به قمه زنی توجه ویژه کردم چرا؟ اگر قمه زنی فی نفسه بود شاید این اندازه که مورد توجه ما و شورای تامین قرار گرفته نبود. من دلیل دارم. اعتقاد من این است که موضوع قمه زنی بر حوزه های مختلف شکوفایی شهرستان سایه انداخته است.

 

این یک خبر است یا تحلیل؟ یعنی مصداق عینی دارد؟
بله مصداق عینی دارد. اعتقاد دارم علیرغم این همه ویژگیهای خوبی که خمینی شهر دارد و در برخی از زمینه ها برترین شهرستانهای استان است قمه زنی بر همه اینها سایه انداخته است.  تعداد قمهزنها نسبت به کل جمعیت محلی از اعراب نیست ولی چرا ما این همه بهش میپردازیم؟ گاهی یک چیز کوچک است ولی اثرش خیلی زیاداست. قمه زنی کوچک است  ولی خمینی شهر بدون قمه زنی شرایط رشد و  شکوفایی اش فراهم تر است. چرا؟ بازخورد بیرونی اش را تابحال چندین بار برای من تعریف کرده اند. دوستی می گفت در جلسهای در تهران بودیم. تا فهمیدند من خمینی شهری هستم گفتند همانجا که قمه می زنند! یکی از صراحتهایی که شما دنبالش هستید را بگویم. در دیدگاه های مسئولان استانی و کشوری هم وقتی که حرف از پیشرفت و شکوفایی و پیگیری اعتبارات و رشد است این موضوع سایه انداخته است.

 

این موضوع عادلانه است؟
عادلانه نیست ولی تحمیلی است. یعنی این ذهنیتها برای خمینی شهر بوجود آمده است. معرفی هویت خمینی شهر یکی از دستورکارهای من در خمینی شهر است چرا که وقتی هویت خمینی شهر را به دیگران عرضه کنیم می توانیم سایه قمه زنی را کمرنگ تر کنیم. برای برطرف کردن این سایه هم باید اقدامات جایگزین اجرا کرد و برجستگیهای این شهر را به استان و کشور معرفی کرد. یکی دیگرش هم این است که این موضوع را پاک کنیم. امسال به لطف خدا توانستیم 25-20 درصد قمه زن و حدو 40 درصد تماشاچی را کم کنیم.

 

این آمار از کجا آمده است؟
این آمار نتیجه کار کارشناسی صاحبنظران این حوزه است که در صحنه حاضر بودند. اعتقاد هم داریم که با برنامه ای که تهیه شده و با همکاری هیاتها و خود مردم که عموما تکیه بر کارهای فرهنگی است این موضوع را کاهش بدهیم. پس ما در مقابله با قمه زنی یکجانبه نرفته ایم. چی شد که خمینی شهر امسال حدود یکساعت روی شبکه سراسری رفت؟ اینها نکات خیلی مهمی است. یکی از اعتراضات من در جلسه با استان این هست که چرا همیشه نماز فلان شهرستان را نشان میدهید؟ در بخشهای مختلف دیگر هم همینطور. همین مساله هم وظیفه شما را سنگین تر میکند. اگر ما حرف از قمه زنی میزنیم بعضیها اشتباه نکنند که ما در جلسات دنبال این هستیم که چطور مردم را سرکوب کنیم. بنده یکی از توفیقاتم این بوده که در جلسات مختلف توانایی های این مردم را به رخ بکشم و بر زبان بیاورم.

 

پس میتوانم جواب سوال بعدم را هم بگیرم که با برخی از صحبتهای تندی که قبل از محرم عنوان شد که باید فلان و بهمان کرد، مخالفید؟ دغدغه خود ما این است که با برخورد و عبارات تند قابل حل نیست و کار فرهنگی میخواهد.
بخش اعظمی از راه حل کار، فرهنگی است البته سلبی هم میخواهد. اما بخش اصلی فرهنگی است. یکی دیگر از مشکلاتی که در این شهر داریم این است که حواشی و ملاحظات فراوان داریم و متن کم. علتش این است که حواشی و ملاحظات در خمینی شهر مطالبه گر دارد ولی متن مطالبه گر کم دارد. یعنی صبح که من به اداره می آیم اینکه فلانی چی گفته و ... مطالبه گر زیاد دارد ولی کسی از من نمیپرسد شهرک صنایع غذایی و زیرساخت و اشتغال چی شد؟ یعنی موضوعاتی که کلیدی است.

 

تعداد طرحهای فرهنگی که از خمینی شهر برای استانداری ارسال شد چقدر بود؟
358 تا بود. شهرستان داشتیم یک طرح داشته است. ما همان ابتدای طرح، علاوه بر دستگاههای فرهنگی، اصحاب فرهنگ را هم دعوت کردیم. یعنی مراکز فرهنگیی که می شناختیم. از نظر تعداد طرح فرهنگی، ما در استان رتبه دوم را کسب کردیم. طرحها در سه کد تعریف شد یکی زیر 7 میلیون، یکی بالای 7 و یکی مشترک در کل استان. تمام طرحهای زیر 7 میلیون مصوب و ابلاغ شد. اعتبار این طرحها بیش از 100 میلیون بود.

 

از 88 میلیارد؟
اولا طرحهای بالای 7 میلیون مانده است. یک سری از طرحها هم به صورت متمرکز است. مثلا چند درصد برای ورزش است که از طریق دستگاه مربوطه به شهرستان می دهند.

 

البته اگر شامل آن بی مهری که گفتید نشود! الان شنيدم كه شورای تامین با کنسرت خراطها مخالفت کرده؟
شورای تامین مخالفت نکرده است. ارشاد اعلام کرد که لغو شد. مرجع تشخیص این برنامه ها ارشاد است. ارشاد راجع به جشن زمستانه مجوز داده است. بنر هم بدون استفاده از عکس زیر ابروبرداشته مجوز داده است. اینها بدون اجازه ارشاد رفتند و این عکس را چاپ کردند. ارشاد هم به شهرداری گفته بنر را پایین بیاورید. بجز این تعداد قابل توجهی از افراد به این خواننده اعتراض کردند.

 

در مورد مصوبات سفر ریاست جمهوری و آخرین پیشرفتها توضیح می دهید؟
حدود 100 مصوبه برای این سه سفر بوده است. از مصوبات دور اول 96 درصد، دور دوم 87 درصد و دور سوم 30 درصد اجرایی شده است.

 

میزان بیکاری؟
یکی از دغدغه های من در این شهرستان بحث اشتغال است. یک ویژگی خوب در مردم این شهرستان است و آن اینکه در ذات مردم تحرک و کار و تلاش وجود دارد. اگر این ویژگی را مردم نداشتند بحث اشتغال ما بحرانی میشد. این خیلی کار را حل کرده است. بحث شهرک صنایع غذایی و شهرک الکترونیک را ما داریم. مدتهاست به دلیل برخی مشکلات معطل مانده بود. در دهه فجر کلنگ شهرک صنایع غذایی را زدیم و یک باب جدیدی باز شد. ما بخواهیم یا نخواهیم از صنعت محرومیم. توی نطنز هم شهرک قوی توانست آنجا شکل بگیرد. مشکل اینجا اول زمین بود. اول زمین باید توسط سازمان مسکن و شهرسازی به شرکت شهرکها واگذار شود. از طرف دیگر هنوز از منابع طبیعی تحویل سازمان مسکن نشده بود. با تلاشهای زیاد زمین تحویل شرکت شهرکها داده شد. ما در اعتبارات سال 89 دو ردیف برای آبرسانی و برق رسانی باز کردیم. سال 90 هم قرار است که اعتبار ویژه ای برای آن بگذارند. اگر این شهرک نهایی شود یکی از بهترین شهرکها خواهد بود. همینجا هم از خمینی شهریهای توانمند و متمکن -چه آنها که در خمینی شهر هستند چه آنها که ساکن شهرهای دیگرند-  میخواهم بیایند و سرمایه گذاری کنند در این شهرک که هم برای خودشان خوب است هم برای مردم شهرستان.

 

نظرتان در مورد فرصت؟
وقتی من آمدم خمینی شهر خیلی ها به من گفتند که مواظب فرصت باش من هم کمی گاردم را بالا گرفتم تا ببینم چطوری است. یک مدت که گذشت دیدم نه آنطور که می گفتند نیست. لذا شرایط عادی تر شد. بعد از یک مدت دوباره نمودار بالا رفت چون برخی از موارد را دیدم. شما همیشه روی یک ریسمان حرکت نمی کنید و نوساناتتان زیاد است. البته نوسان لازم است وگرنه تکراری می شود ولی دامنه نوساناتتان را محدود کنید که گاهی بیرون نزند. البته در دوسه ماه اخیر بهتر شده است ولی وسطهای سال تنشهایتان با برخی از دستگاهها بالا بود. البته نمی گویم همه اش به به بگویید. چون شما هم رسالتی دارید و یکی از رسالتهای رسانه پرسشگری و مطالبه است. ولی اینکه از خط انصاف خارج نشود نکته کلیدی است. شما هم بشارت بدهید هم نذیر باشید. هنوز این ذهنیت در برخی ادارات است که فرصت میگردد دنبال اشکالات. اخیرا هم دیده ام که نسبت به بشارت هم توجه کرده اید. واقعا میگویم چون خمینی شهر از داشتن چند نشریه محروم است این یک ضعف است. خمینی شهری که اینهمه در حوزه های فرهنگی استعداد و نیرو دارد حیف است. یک خرده اش هم به خاطر سیاست زدگی است که می ترسند بیایند کار رسانه ای بکنند. البته شما نترسیدید و وارد میدان شدید که جای تشکر هم دارد. واقعا ازتون تشکر میکنیم. از عناصر فرهنگی شهرستان میخواهم در این حوزه رسانه وارد شوند. حداقل اگر یک مطبوعه دیگر زده شد هم کمک به شما می کند هم یک رقیب پیدا میکنید و رقابت سالم می کنید. البته این را هم بگویم که هرچی ما ارگانها و ادارات از این نشریه استفاده نکنند فرصت را از دست داده ایم. به هرحال از زحمات شما تشکر می کنم.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید