امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 02:55:12

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

به دنبال شروع فصل سرما و استفاده از وسایل گازسوز رخ داد:

بروز موارد متعدد گازگرفتگی، انفجار و آتش سوزی

یکشنبه, 10 دی 1391 ساعت 08:34 کدخبر :4852
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
اگر مادر و کودک یک ثانیه پیش از وقوع انفجار برای باز کردن درب خانه از ساختمان بیرون نیامده بودند، اگر خانم ها پس از تجمع بخار آب درب حمام را چند دقیقه دیرتر گشوده بودند، اگر آن خانواده 15 نفره هنگام خواب شعله های روزباز را خاموش نکرده بودند، اگر اورژانس، خانم های درچه ای را از حمام عمومی به سرعت به بیمارستان نرسانده بود، اگر دانشجویان مستقر در خوابگاه دانشجویی به موقع متوجه علائم گازگرفتگی نشده بودند...

 حالا معلوم نبود چند خانواده در این شهر رخت عزا به تن داشتند، معلوم نبود که نام خمینی شهر هم مثل پیرانشهر روزی چندبار با چاشنی ناراحتی و نگرانی و افسوس در زبان ها می چرخید، حتما خانواده های دانشجویان از شهرهای دیگر به دادخواهی به شهرمان می آمدند و باز...

قاتل خاموش

باز هم فصل سرما از راه رسید، بخاری ها از انباری ها بیرون آمد، هیترهای برقی روشن شد و حادثه ها غافلگیرمان کرد. اگرچه اولین حادثه در خیابان شیشه آدریان ارتباطی با سرمای هوا و بخاری نداشت و لوله گاز کنار کوچه اسیر چنگال های بیل مکانیکی که مشغول حفاری بود، شد و گاز را با سرعتی فوق العاده در فضای خانه پراکند و پس از رسیدن به شمعک آبگرمکن در آشپزخانه انفجاری مهیب را رقم زد به گونه ای که درب آشپزخانه و چارچوبش را با قدرت تمام از جا کند و به درون هال پرتاب نمود اما اگر مادر و کودک تنها یک ثانیه دیرتر برای گشودن درب خانه پا را از ساختمان بیرون گذاشته بودند معلوم نبود هر کدامشان مثل هر یک از وسایل داخل آشپزخانه و هال به کدام گوشه پرتاب می شدند. به گزارش معاونت عملیات اطفای حریق آتش نشانی خمینی شهر، شدت خروج گاز به حدی بود که ماموران آتش نشانی تا زمانی که ماموران شرکت گاز موفق شدند مسیر خروج گاز را مسدود کنند، یک اِرت آبی ایجاد کرد تا در این مدت اگر جرقه ای زده شد در برخورد با آب های روی زمین از انفجار و حریق جلوگیری شود. کوچه برای چند ساعت بسته شد تا مبادا سرشمعی موتورها در برخورد با انبوه گازهایی که همچنان با سرعت و شدت خارج می شد، دوباره حادثه دیگری را رقم بزند. اما این اولین و آخرین حادثه گازی فصل سرمای خمینی شهر نبود. دو تا خانم هم در حمام منزلشان تا یک قدمی مرگ رفتند و برگشتند. انتشار مونوکسیدکربن در فضا داشت قاتل جانشان می شد و این را هنگامی متوجه شدند که در قفسه سینه احساس سنگینی کردند و دیگر اکسیژنی نمانده بود تا وارد ریه هایشان کنند. این خانم ها خیلی زود به داد خود رسیدند و درب خروجی حمام را گشودند تا اکسیژن دریافت کنند. ماموران اورژانس هم فورا به کمکشان آمدند و آن ها را به بیمارستان رساندند. اما این هم خط پایان حوادث گازی در شهر ما نبود.

حمام های قدیمی، نا ایمن و غیر بهداشتی

یک خانواده 15 نفره هم ترجیح دادند بلندترین شب سال را در خانه باغ به صبح برساند. یک اجاق خوراک پزی روشن کردند و البته در کنارش یک بخاری سیلندردار قدیمی بدون اینکه تذکر صاحب خانه را که گفته بود اینجا قبلا گازگرفتگی رخ داده جدی بگیرند. این دو وسیله گازسوز تا پاسی از شب روشن بود و هیچ کس متوجه نشد خستگی و خواب آلودگی یکی دو نفر از اعضای خانواده به همین شعله های رو به زردی برمی گردد. چند ساعت که گذشت وسایل گاز سوز خاموش شد و این خانواده برای گرما از کرسی استفاده کردند اما فردا نزدیک ظهر که به خانه هایشان رسیدند همگی متوجه علائم گازگرفتگی که میانشان عمومیت داشت، شدند. ماموران اورژانس چند نفرشان را به بیمارستان رساندند و بقیه هم خود راهی بیمارستان شدند. چند روز بعد در سومین روز از زمستان قرعه فال به نام یک حمام عمومی در شهر درچه افتاد. مونوکسیدها به فضای داخلی حمام راه پیدا کردند و این بار 3 نفر از خانم ها دچار گازگرفتگی شدند و این بار هم به لطف خدا این همشهری ها از مرگ نجات پیدا کردند اما شرایط نا امن این حمام به گونه ای بود که ماموران آتش نشانی درچه همان ساعت حمام را تعطیل کردند. کبیری در این باره نیز افزود: این اولین بار نیست که در حمام های عمومی شهر این اتفاقات رخ می دهد. در این یکی دو ساله اخیر دو حمام در خمینی شهر هم نزدیک بود چند تن از همشهریانمان را به کام مرگ بفرستند. به گفته وی از آن جا که حمام های قدیمی با "تون" کار می کردند و نفت سیاه یا گازوییل آب را گرم می کرد، حمام ها به زنبورک هایی در زیر زمین هم مجهز بودند تا کف حمام نیز به شیوه پکیج های امروزی گرم باشد. تبدیل این تون ها به وسایل گاز سوز در کنار این زنبورک ها شرایط ناایمنی را فراهم می آورد. معاون عملیات و اطفای حریق آتش نشانی می گوید: در یکی از حوادث مشابه، قطع چند ثانیه ای گاز و برق و اتصال دوباره آن ها باعث انفجار شد. شدت انفجار به حدی بود که بتن های قطور و قدیمی را زیر و رو کرد به گونه ای که به نظر می رسید کف حمام با لودر خراب شده باشد. کبیری می گوید: حمام های قدیمی با شرایطی غیر بهداشتی و نا ایمن کار می کنند و همواره حادثه در کمینشان است اما متاسفانه بعضی از آن ها بعد از پلمپ شدن دوباره با امضای یک تعهدنامه به راحتی کار خود را از سر می گیرند. این مسؤول افزود: البته حمام عمومی خیابان شریعتی از وقتی پلمپ شده دیگر برگشت به کار نداشته است.

پیرانشهری دیگر

اما حادثه بعدی حادثه ایست که در مقایسه با بقیه از اهمیت بیشتری برخوردار است و در واقع خطرناک تر است اگرچه مسؤولان دانشگاه حتی اجازه ندادند آتش نشانی و اورژانس نیز از جریان بویی ببرند. دانشجویان ساکن در یکی از خوابگاه های دانشگاه فیض الاسلام نیز در اولین روزهای دی ماه دچار گاز گرفتگی شدند. سازمان آتش نشانی سال گذشته طبق روال قانونی از خانه بازدید کرد، موارد غیر ایمن را گزارش کرده و منشور ایمنی را به مسؤولان ارائه نمود. شرایط غیرایمن این خوابگاه امسال حادثه ساز شد و سلامتی دانشجویانی را که هر کدام از یک گوشه کشور بودند به خطر انداخت. البته به گزارش شرکت گاز این دومین باری است که چنین اتفاقی در این خوابگاه رخ می دهد و اینبار گاز خوابگاه قطع شده تا مسؤولان دانشگاه در این رابطه اقدامی جدی صورت بدهند. طبق گزارشات اهالی محل این دانشجویان به مدت 3 روز در همان خوابگاه و با شرایطی سخت به سربردند تا اینکه مسؤولان دانشگاه تصمیم گرفتند این 16 دانشجو را به یکی دیگر از خوابگاهایشان انتقال بدهند.

آتش به جان پارچه ها و حوله ها افتاد

حادثه بعدی اگرچه چندان شباهتی به حوادث بالا ندارد اما بی ربط هم نیست. یک پارچه فروشی در خیابان امام شمالی طعمه حریق شد و صاحب مغازه صد درصد خسارت دید. صاحب مغازه فراموش کرد هیتر برقی مغازه را خاموش کند و شب هنگام درب را بست و از مغازه بیرون رفت. این مغازه پر از جنس، مرتب گرم و گرم تر شد و ساعت به 2 نیمه شب که رسید این انتقال حرارت باعث ایجاد آتش شد و به جان پارچه ها افتاد. تمام پارچه ها در آتش سوخت و به مغازه استیجاری نیز خساراتی وارد شد. اما این هم متاسفانه آخرین حادثه از این دست نبود. یک مغازه حوله و پتوفروشی در خیابان بوعلی هم طعمه حریق شد. از قرار معلوم صاحب این مغازه هم فراموش کرد بخاری گازسوز مغازه اش را خاموش کند و رفت. این مغازه بزرگ پر از جنس هم گرم و گرم تر شد تا اینکه این اجناس قابل اشتعال نفتی را دچار حریق کرد. دو ردیف از پتوها کاملا سوخت و قفسه هایی که به دلیل فاصله زیاد اسیر شعله های آتش نشد یا از شدت گرما ذوب شد و یا سیاه و دوده زده گشت.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید