امروزشنبه, 13 آذر 1395-- Saturday Dec 03 2016

ساعت 09:46:20

آخرین به روز رسانی : شنبه 08:30:31

خرخنده

سه شنبه, 17 آبان 1390 ساعت 14:25 کدخبر :3040
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول پریشانی

 

بي ادبي نباشه ، عذر ميخوام ، شما فكر مي كنيد اين الاغه – كه دندون هايش را هم مسواك نزده – داره به چي هر و هر مي خنده؟! در نگاه اول به نظر مي رسه چون چيزي بارش نيست و آزادانه براي خودش مي چرخه، خوشحاله، اما نه؛ اين دليل نميشه. خيلي ها هستند كه چيزي بارشون نيست ولي جديِ جدي اند و اصلا نمي خندند و ژست هاي آنچناني هم مي گيرند كه...

 

بگذريم. به عقيده من  دليل اين "خرخنده" پيچيده تر از اين حرف هاست. كشكي كه حرف نمي زنيم. ما تو زندگيمون خر زياد ديده ايم و در احوال و رفتار اين موجود خيلي مطالعه و دقت كرده ايم. خرند اما بي خودي كاري انجام نمي دهند. اين چشم هاي باباقوري گرفته را نگاه كنيد، نه! به دقت ببينيد، يه شيطنتي توش هست، مگه نه؟!  غلط نكنم اين نازنين داره به ريش من و شما مي خنده، بايد هم بخنده. چرا؟! عرض مي كنم:

ايشون اجاره خونه كه نداره، قبض آب و برق و گاز و تلفن و... كه نميده، هزينه مدرسه بچه هاش هم كه سرسام آور نيست، هرشب  هم با شنيدن هزار وعده و وعيد الكي از اين و اون به رختخواب نميره، سهميه ماهيانه سوختش هم كه تو همون دو سه روز اول ماه تموم نميشه. پس چرا نخنده؟!

از اينها گذشته از بانك هاي مختلف، مرتب بهش زنگ نمي زنند كه اقساط وامت عقب افتاده و اگه تا فردا تسويه نكني چه مي كنيم  و.... از عشق و عاشقي و مسائل مرتبط با آن هم كه بعيده خبر دار باشه. به دكتر پوست و مو و زيبائي هم احتياج نداره چون مشكلش با يه "خر غلت زدن" تو مقداري خاك حل ميشه. حالا با اين اوصاف توقع داريد نخنده؟ بايد هم بخنده . "او نخنده مو بخندم"

آره جونم اون داره به ريش من و شما و اين زندگي كه براي خودمون درست كرديم مي خنده .

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید