امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 02:18:55

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:21:53

رابطه سد معبر با صنعت توریسم!
ننجون؛

رابطه سد معبر با صنعت توریسم!

پنجشنبه, 09 شهریور 1391 ساعت 12:22 کدخبر :4460
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : س. سنجاقک
در رو که باز کردم ننجون دست به کمر توی دهانه در ایستاده بود. عصبانی بود. به خاطر نوری که از پشت سرش می تابید تصویرش ضد نور شده بود! هنوز "سین" سلام رو نگفته بودم که ننجون من رو مثل آگهی ترحیم به در خونه چسبوند و در همون حین گفت: "برو کنار، سد معبر نکن!"

نمی دونم چه جوری آب دهانم را از گلوی خشکم قورت دادم. خلاصه جلدی دوییدم توی آشپزخانه و یک شربت آبلیمو تگری درست کردم. من همین طور هم می زدم و ننجون همین طور غر می زد: اصلا می دونی با شماها که سد معبر می کنید باید چی کار کرد؟! باید همه را جمع کرد یه جا و من هم وایسم اون جا و حکم تیر بدم!

لیوان رو دادم دستش. یک قلپشو خورد. انگار از عصبانیتش کم شده بود. گفت: شاید هم باید یه روز یه غلطک بیارن او قسمت از مغازه ها که بیرون از چهار دیواری شون هست رو صاف کنن و پشتش یه ماشین حمل زباله بیان اجساد کالاهای له شده رو جمع کنه!

دوباره یه قلپ دیگه از شربت خورد. گفت البته شاید هم با مذاکره بشه حلش کرد!

من هم خوشحال از اینکه شربت اثر خودش رو کرده جرات پیدا کردم و از ننجون پرسیدم: ننجون قضیه چیه؟

گفت: ننه هر چی به این مش رجب می گم سد معبر نکن به گوشش نمی ره! خدا خوب کرده 6 برابر مغازه اش پیاده رو را اشغال کرده! هر چی بهش می گم ننه نکن! چهره شهر رو زشت کردی، فقط بر و بر من رو نگاه می کنه.

گفتم: آخه مغازه مش رجب کوچیکه!

گفت: این که نشد دلیل ننه! خب اندازه مغازه اش جنس بذاره، یا یه انبار کرایه کنه! چه می دونم ننه! هر کاری بکنه غیر از این کار! از یه مغازه کوچیک که اندازه یه گاراژ پول در نمی آد! تازه ننه! اگر یه مسافری از یه شهر دیگه یا یه توریستی بیاد این تو این شهر چه چیزها که پشت سرمون نمی گه! حتما می گه چه بی نظمن! یا چه بی در و پیکر! یا شتر با بارش گم می شه! اصلا ننه! من خودم همیشه خونه ام تمیزه؛ انگار که هر لحظه می خواد مهمون بیاد. اصلا مگه خودم آدم نیستم؟! برای خودمم که شده خونه ام رو تمیز می کنم. شهرم هم همین طوره دیگه ننه. آدم دوست داره وقتی تو شهر قدم می زنه همه چیز مرتب باشه، آشغال هم توی جوب نباشه؛ در ضمن کل چیزایی که توی مغازه ها هست داخل پیاده رو و خیابون نباشه!

راست می گفت ننجون! اگه همه مردم خودشون رو توی قید و بند این "سد معبر نکردن"  می گذاشتند خیلی عالی بود. همه جا مرتب بود، تازه به صنعت گردشگری و توریسم هم کمک شایان ذکری می شد!

در این افکار بودم که ننجون جرعه آخر شربتش رو هم سر کشید و گفت: ولش کن ننه! چی کار به کار مغازه دارهای بدبخت داری؟!  بذار یه لقمه نون در بیارن!

بله! شربت آبلیموی من اثرش فوق العاده بود! ننجون رو از آسمون به زمین آورده بود! ولی باید کمتر درست می کردم که نتیجه مطلوب بده! نه به او شوری شور، نه به این بی نمکی!

نظرات  

 
#1 +1 نگار عموشاهی 02 دی 1391 ساعت 12:03
بد نیست از این شربت آبلیموها به مسئولین شهر هم بدی
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید