امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 02:18:50

آخرین به روز رسانی : شنبه 13:21:53

نمایشنامه؛

رییس نازک نارنجی

سه شنبه, 28 آذر 1391 ساعت 11:09 کدخبر :4801
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :
آقای نازک نارنجی مدتی است رییس یکی از ادارات وامانده شهر شده است. او به طور فزاینده ای از طریق ارباب رجوع برخی از کارمندان و حرفهای درگوشی که رد و بدل می شود احساس می کند از حوزه وظایف او سئوالات و انتقاداتی می شود.

او که در دوران تحصیلات خود هر وقت نمره اش از دوازده بیشتر می شده، چندین مهر آفرین، صد آفرین، هزار و شصت و شونزده آفرین پای ورق های دفترش می خورده است کلا به شنیدن تعریف و تمجید عادت دارد و قاعدتا چنین شرایطی را نمی تواند تحمل کند.

 به همین دلایل بارها سعی کرده است به جای پاسخگویی و شفاف سازی از روشهایی مثل تطمیع و تهدید و پنهان کاری استفاده کند ولی نشده که نشده و حالا عاجز و درمانده تصمیم گرفته نزد رییس دایره مرکزی برود.

نازک نارنجی: خانم منشی یک وقت از رییس اداره مرکزی بگیرید.

خانم منشی: چشم آقای رییس، صبح باشد یا ظهر، با چند نفر همراه؟

نازک نارنجی: فرقی نمی کند فقط صبح خیلی زود نباشد، در ضمن مگه بلیط هواپیما می خوام یا ویلا که این جوری سوال می کنید؟

خانم منشی: ببخشید.

خانم منشی وقت ملاقات را می گیرد و به رییس نازک نارنجی خبر می دهد، رییس هم طبق قرار قبلی در محل اداره مرکزی حاضر می شود و با هماهنگی منشی وارد دفتر رییس می شود.

نازک نارنجی: سلام عرض کردم آقای رییس، حال شما خوب است؟ ان شاء ا... که سلامت باشید. عجب پیامک های بامزه ای قربان به ذهن مبارک شما می رسد

رییس دایره مرکزی: سلام بفرمایید بنشینید، این پیامک ها را آبدارچی برای من می فرسته، من هم برا همه رییس ادارات می فرستم، بگذریم، اگه باز هم درخواست مبلمان جدید برای دفتر اداره داری اصلا موافق نیستم تو این شرایط.

نازک نارنجی حرف رییس اداره مرکزی را قطع می کند و می گوید: نه قربان اوضاع اگه همین طوری پیش بره، چهار روز دیگه این نق و نوق ها پشت سر ما باشه دیگه رییس نیستم که بخوام مبلمان دفتر را عوض کنم.

رییس دایره مرکزی: چطور مگه؟

نازک نارنجی: این جور که بگوش ما رسیده، عده ای دست به یکی کرده اند و می گویند رییس اداره باید پاسخگو باشد، به مردم گزارش بدهد، شفاف عمل کند، پا حرف مردم بنشیند، نظارت کامل رو کارمنداش داشته باشد ، آینده نگر باشد، برنامه داشته باشد، بیلان کار بدهد، جهادی کار کند.

رییس دایره مرکزی: خب چه اشکالی داره، گزارش بده، پاسخگو باش

نازک نارنجی: آخه قربان من عمرم حتی یک بار هم به کسی جواب ندادم که حالا بار دوم باشد، از این گذشته این حرفا را یه عده ای که ریگی به کفش دارند تو دهن مردم می زارند، اونا آن قدر گرفتار هستن که حواسشون به این کارا نیس.

رییس دایره مرکزی: چه ریگی؟

نازک نارنجی: قربان هدف اونا شماس، براتون نقشه دارن، بعلاوه اینا مشکل هم دارن.

رییس دایره مرکزی: چه مشکلی؟

نازک نارنجی: قربان خودم دیده ام یکی شون شلوار لی می پوشد.

رییس دایره مرکزی: خب حالا چه کاری از دست من بر میاد؟

نازک نارنجی: قربان باید گربه را در حجله سر برید، یه تشری بزنید، هویجی، چماقی نشونشون بدید، هندونه زیر بلغلشون بگذارید، آخه نمی شه که همین جوری دست رو دست گذاشت.

رییس دایره مرکزی می خواهد چیزی بگوید که آبدارچی درب را باز می کند و با دو لیوان چای غیر تولید ملی وارد اطاق می شود و نازک نارنجی به رییس چشمک می زند و یواشکی می گوید: قربان مواظب حرفتان باشید آن ها همه جا عوامل دارند.

نظرات  

 
#3 0 فاطمه جارچی 03 خرداد 1392 ساعت 19:00
خوب متوجه نشدم
نقل قول
 
 
#2 +1 شیرینی 28 آذر 1391 ساعت 22:42
من را یاد اداره... انداختید
نقل قول
 
 
#1 +1 Captain-Milad 28 آذر 1391 ساعت 12:12
یه همچین نویسنده هایی داریم ما هااا :|
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید