امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 00:10:50

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

تأملی در اسامی محلات و کوچه های خمینی شهر؛

شناسنامه شهر را ورق بزنیم (2)

شنبه, 20 مهر 1392 ساعت 11:17 کدخبر :6105
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : لیلا پیمانی

بعضی چیزها بهتر است از یادمان بروند مثل: بدی های دیگران در حق ما و خوبی های ما در حق دیگران. بعضی چیزها اصلا نباید بمانند مثل: دشمنی ها، کینه ها اما  بعضی چیزها باید بمانند و ماندگار شوند مثل اسامی قدیمی محلات و کوچه ها.اسامی روی  بعضی تابلوهای کوچه ها را اگر نگاه کرده باشی برایت نا مفهومند و شاید حتی به نظرت زیبا هم نیایند، شاید اسم بعضی محلات را که از بزرگتر ها می شنوی دلت نخواهد در محاوراتت به کار ببری و ترجیح می دهی این مکان ها را با نام جدیدی بخوانی اما مطمئنا تصمیمت در این باره عوض می شود اگر بدانی بعضی از این کلمات که شاید از چند تا حرف بیشتر تشکیل نشده اند گویای یک تاریخ چندین و چند ساله اند مثل: ختیره، مختره، گارکیه، لادره و هزاران اسم دیگر که ارزش دارد هزاران روز بگردی و با هزاران آدم حرف بزنی تا پیدایشان کنی.


رسول صرامی از محققان خمینی شهر می گوید: محصولات کشاورزی، اسامی افراد، گیاهان و حیوانات و حتی وضعیت محل از لحاظ پستی و بلندی از جمله علل نامگذاری سده ای ها بوده است مثل: شتر، گربه، سیاچی و ...

با هم بعضی از این نام های با مسمّی و وجه تسمیه شان را مرور می کنیم:

 

محله خوزان:


کوچه خندق (خیابان شریعتی جنوبی): از میان این کوچه مادی می گذشته که عریض بوده و ارتفاعش تا 3 متر می رسیده است، تفاوت مادی خندق با دیگر مادی ها در این بوده که هیچ سرچشمه و قناتی نداشته بلکه محل تجمع آب باران و اصطلاحا سیل رو بوده است. مادی خندق در مسیر به مادی دستگرد می پیوسته است.


 کوچه خیبر (شریعتی جنوبی): یک زمانی با توجه به نام کوچه همجوار به نام خندق، با برداشتی اشتباه این کوچه خیبر نام گرفته است.


کوچه گود (شریعتی جنوبی): گوشه ای از این کوچه نسبت به باقی نقاط گود تر بوده. حمامی در این کوچه واقع بوده معروف به "حمام گاوی" چرا که آن زمان آب مورد نیاز خزینه های حمام را به وسیله گاو به آن جا منتقل می کرده اند. اکنون از این حمام، خرابه ای بیش بر جای نمانده است.


کوچه بقعه (شریعتی جنوبی): بقعه در محاورات مردم به باعه تغییر یافته است. این کوچه بیش از یک قرن پیش گورستانی بوده که گویا بقعه شخصیت بزرگی نیز در آن قرار داشته. به گفته ساکنین، سالیانی پیش که مردم روی قبرها شروع به ساخت و ساز می کنند، استخوان هایی یافت می شود که دوباره در گورستان پلارت به خاک سپرده می شود.


کوچه شتر (شریعتی جنوبی، مقابل مسجد جامع خوزان): به گفته برخی این کوچه، روزگاری بارانداز شتران بوده است. بعضی کاروانسراها دارای مکان هایی بلند بوده که شتران برای خالی کردن بارشان نیازی به نشستن نداشته باشند.


محله پیوند سماق (شریعتی جنوبی): باغات این محدوده پر از درختان سماق بوده است.


کوچه پا بیشه (میدان شهدا): جوی آبی از این محل رد می شده که از میدان شهدا تا دستگرد قداده و جعفر آباد هم می رفته و اطرافش را انبوه درختانی سرسبز فرا می گرفته که در محاورات مردم به "جوی باریشی" معروف بوده است. به گفته برخی ساکنین قدیمی، این کوچه در جوار بیشه ای واقع بوده است.


کوچه مادی دستگرد (خیابان کهندژ): مادی بزرگ دستگرد از این کوچه رد می شده است. این مادی هم مثل بقیه مادی های خمینی شهر خالی از آب است اما هنوز باقیست.
محله ایستگاه آقا (خیابان کهندژ): آیت اله اشرفی در این محل سکونت داشته و اهالی محل به دلیل علاقه به ایشان این محل را ایستگاه آقا نامیدند.


محله باغ شمس (خیابان کهندژ): ملّاکی به نام رضا شمس صاحب باغات این منطقه بوده و این محدوده "باغ شمس" نام گرفته است. بعضی باغات این منطقه برای احداث خیابان کهندژ آزاد شد و غالب باغات وی در دو سمت خیابان در حال حاضر تبدیل به خانه شده است.


قبرستان میرزا عبداله: (خیابان بوعلی): این گورستان تا 70 سال پیش هنوز محل دفن اموات بوده و مقبره شخص بزرگی به نام میرزا عبداله نیز در آن واقع شده است. سال 1337 روی زمین این گورستان مدرسه پسرانه صائب بنا می شود. این مدرسه سال ها بعد به شهیده بتول عسگری تغییر نام داده و دخترانه می شود. به گفته قدیمی ها آثار مقبره میرزا عبداله هنوز در این مدرسه باقیست. در زمان احداث مدرسه  صائب درگیری های زیادی پیش می آید و بعضی به ساخت این مدرسه به دلیل نابودی گورستان رضایت نمی داده اند و با دوست داران فرهنگ مخالفت می کرده اند.


کوچه بلدیه (درب محکمه): اولین بلدیه خمینی شهر در سال 1311 تشکیل شد و اولین ساختماش در این کوچه قرار داشت.


محله درب محکمه (خیابان امام جنوبی): طبیبان خوزانی از خانواده لقمانی در این محل طبابت می کرده اند. ساختمان بعضی از اولین ادارات خمینی شهر هم در این محل واقع بوده است مثل بخشداری، بلدیه، آمار.


مادی گبر (اطراف آتشگاه): ساکنین اطراف این مادی زرتشتی بوده اند. بعضی ساکنین این نقطه تا زمان صفویه بر دین خود باقی می مانند. بعضی معتقدند ادامه مادی گاردر که از محله کهندژ در خیابان شریعتی شمالی می گذشته  نیز به همین نام است. 

 

محله ورنوسفادران:


کوچه فرهنگ ( خیابان شریعتی شمالی/ امام شمالی): نام قدیمی این کوچه رنگرزها بوده است. روزگاری صنف رنگرز ها در این کوچه مشغول به کار بوده اند. پس از بنای مدرسه فرهنگ، نام این کوچه به فرهنگ تغییر می یابد. (البته نام این مدرسه در حال حاضرسروشاست.)


کوچه درب سیبه (شریعتی شمالی): به گفته بعضی این واژه به معنی دروازه است و این نشان می دهد که روزگاری امنیت در شهر نبوده و کوچه ها و محلات نیاز به دروازه داشته اند. این نا امنی تا اوایل پهلوی اول باقی بوده است.


کوچه آمار (شریعتی شمالی): اولین اداره آمار خمینی شهر در محله درب محکمه واقع بوده و پس از سال ها این اداره به خیابان شریعتی شمالی منتقل می شود و اکنون این اداره با نام اداره ثبت احوال در سه راه معلم واقع شده است.


کوچه درب یخچال (شریعتی شمالی): این کوچه محل تهیه یخ در زمستان بوده است. یخچال دارها منطقه ای به وسعت چند هکتاررا به تهیه یخ اختصاص می داده اند. این نقاط که احتمالا گود بوده از آب نهرهای روباز و یا آب باران، آبگیری شده و در شب های سرد زمستان یخ می بسته است. یخچال دارها کارگرانی را مامور می کردند تا با سطل از کناره های یخ چاوان ها آب کشیده و آن را روی یخ بسته شده بریزند تا به ضخامت یخ افزوده شود. این مناطق احتمالا در حصار دیوارهایی بوده است. بهترین زمان برای شروع به کار یخچال ها برج نهم سال قوس یعنی پاییز بوده است. به گفته برخی هر محله برای خودش یک یخچال داشته است.


کوچه دِیشنده (شریعتی شمالی): این کوچه در مرز بین ورنوسفادران و خوزان در خیابان شریعتی شمالی واقع شده و الان به نام "گل مشکی" معروف است. دیشنده تشکیل یافته از دی+شن+ده. دی در زبان اوستایی به معنی پروردگار است، شن اسم مکان و ده هم همان روستا می باشد. احتمالا ساکنان اولیه این کوچه آن را به نام پروردگار خود نامیده اند. نام دیگر این محله که بیشتر در زبان اهالی می چرخیده، پایین چارو می باشد اما به گفته قدیمی ها در سند هایی که برای خانه ها و باغات این محدوده صادر می کرده اند، این محل به صحرای دیشنده معرفی می شده است. یکی از صحراهای محله هرستان نیز دیشنده خوانده می شود.


کوچه بسته (خیابان امام شمالی): کوچه بن بست.


کوچه سرپینگ (امام شمالی): این نقطه به شکل یک چهار راه، محل تقسیم آب کشاورزی بوده است. میراب ها پیاله ای با ته سوراخ را روی بادیه ای بزرگ قرار می داده اند، مدت زمانی که طول می کشیده تا این پیاله به طور کامل درون آبقرار بگیرد را یک پینگ می گفته اند. هر جریب زمین در سده 750 متر بوده و در هر نوبت آبیاری به چند پینگ آب نیاز داشته است.


کوچه ایمانی (امام شمالی): ایمانی از ساکنین متمول این کوچه بوده و این کوچه به همین نام معروف می گردد.


کوچه حاج رحیمی (امام شمالی):  حاج رحیم یکی از ساکنین متمول این کوچه بوده و کوچه به همین نام معروف می گردد.


کوچه مسجد دیگار (امام شمالی): ده پایین. به اعتقاد بعضی دی در اصل ده بوده و گار نیز در زبان ولاتی به معنی پایین است.در حال حاضر خانم ها خیلی به این مسجد اعتقاد دارند و بعد از ظهرهای سه شنبه دیگ های نذری خود را در این مسجد بار می گذارند.


کوچه مِلِی (امام شمالی): ملی به معنی گربه. این کوچه بسیار باریک است به طوری که بعضی در وجه تسمیه آن به اغراق می گویند آدم نمی توانسته از آن کوچه رد شود و عرض کوچه به اندازه عبور گربه بوده است. کوچه ای در فروشان هم به کوچه گربه معروف است.


کوچه سنگتراش ها (امام شمالی): محل سکونت و کسب و کار سنگتراش بوده است. در زمان صفویه مشاغل در سده به شکل صنفی بوده و صاحبان مشاغل مشترک همه در یک کوچه یا یک محل مشغول به کار می شده اند مثل کوچه حلاج ها، نجارها، کلاه مال ها، شیرکش ها. در حال حاضر نیز نام خانوادگی بعضی ساکنان این کوچه حجاری، حجار زاده و ... است و این افراد همچنان در کار سنگ هستند.


کوچه گِرچی ها (امام شمالی): شاید منظور از گرچی همان گره چینی باشد. گره چینی یکی از صنایع دستی خمینی شهر به حساب می آید. به ایجاد نقش و نگار روی درهای چوبی گره چینی می گویند.


کوچه بخشداری (امام شمالی): اولین بخشداری سده که حدودا در سال 1285 تشکیل می شود در محله درب محکمه بوده و سپس به این کوچه منتقل می شود بعد از چند سال ساختمان فعلی شهرداری منطقه 2 را به عنوان بخشداری می سازند اما برای بلدیه از آن استفاده می کنند.


کوچه ژاندارمری (امام شمالی): اولین ژاندرمری در خمینی شهر بین سال های 20-1310 تشکیل شده و ساختمانش در این کوچه قرار داشته است. ژاندارمری مسوول امنیت راه ها و اماکن بیرون شهری بود و شهربانی مسوول امنیت درون شهری که ادغام این دو نیروی انتظامی را تشکیل داد.


کوچه توره (بلوار شهید منتظری) توی راه، داخل راه. بعضی تعبیر به شغال می کنند چون این واژه در زبان ولاتی به معنی شغال است.


کوچه شاه کلون (شهید منتظری): تا حدود 12 سال پیش باغی در این کوچه بوده که کلونی بسیار بزرگ داشته است البته الان این کوچه مسکونی شده است و این باغ نیز تبدیل به خانه شده است.


کوچه چنار سوخته (میدان آزادی): چناری قدیمی و تنومند در این کوچه بوده که تا حدود  سال20 پیش درون تنه خشکیده آن دیگ نذری بار می گذاشته اند. تنه سیاه شده این چنار چند سال پیش هنگام عملیات آسفالت معابر قطع شده است.


کوچه ختیره (حدفاصل اداره دخانیات و مصلی): این واژه ولاتی و به معنی مقبره است و به گورستانی که در جوار مصلی است اشاره دارد.


چارو: سنگ بسیار بزرگی که روی مادی می گذاشتند تا جهت آب را به سمت باغات تغییر بدهد. این سنگ همیشه به شکل ثابت روی مادی قرار داشته است. به گفته قدیمی ها در فاصله سال های 1330 تا 1335  دو سیلاب شدید در خمینی شهر رخ می دهد. در یکی از این سیلاب ها آب مادی گاردر طغیان می کند و وارد کوچه ها و خانه ها می شود به طوری که بعضی اهالی سند خانه و باغات خود را برداشته و قصد پناه بردن به کوه سید محمد را داشته اند. از آن جا که آب به شدت به چارو برخورد کرده و بر می گشته است. بعضی چاره را در آن دیده اند که چارو را بشکافند و با پتک به جان آن افتاده و آن را شکسته اند اما این کار هم کاری از پیش نبرده است. بعضی هم متوسل به قرآن می شوند و حتی قرآن ها را روی آب می گذارند، سرانجام بعد از 5-4 ساعت آب به ناگهان توسط قنات های همان اطراف بلعیده می شود. محله ای در خوزان به "سرچارو" معروف است. محله پایین چارو نیز که در خیابان شریعتی شمالی واقع شده محلی بوده که سنگ چارو آنجا جایگذاری شده بوده است.

 

 

محله فروشان:


کوچه شترگلو (خیابان امام جنوبی): مادی پیروز شاه ساسانی از سمت محله لادره به این محل آمده و بعد به خوزان می رفته است، آب در این نقطه از بالا به پایین جاری می شده و دوباره به سمت بالا می رفته و حتی گاهی افرادی هم در شترگلو غرق می شده اند. بعضی هم معتقدند جایی که دو جوی آب همدیگر را قطع می کنند شکلی شبیه گلوی شتر یا سیفون های امروزی پیدا می کند.


کوچه "غارها" یا"قارا" (امام جنوبی): این محله روزگاری یهودی نشین بوده و خانه ها با غار به یکدیگر راه داشته اند. بعضی هم معتقدند که وجه تسمیه این محل به سکونت "قارا خان یهود" در این محدوده مربوط پیدا می شود.  شاید بشود میان گورستان یهودی ها در ورنوسفادران و این محله رابطه ای پیدا کرد. احتمال اینکه منظور از این واژه  قاراهای محلی باشد ضعیف است.


کوچه حکیم ها (امام جنوبی): محل سکونت و طبابت طبیبان فروشانی از خانواده ابطحی. تا حدود 60 سال پیش در خانه ای قدیمی که به آن تیمچه می گفتند و کاربردی مثل درمانگاه های امروزی داشت. 2 پزشک سنتی به نام های آسید مرتضی و آسید مصطفی طبابت می کردند و دو نفر دیگر به نام های آسید محمد باقر و میرزا حسین دارو فروش بوده اند. آسید مرتضی پدر دکتر حاج آقا از اولین پزشکان خمینی شهریست که سال ها در لادره و در محل زندگی اش مطب داشت و مردم به دستان شفا بخش او بسیار اعتقاد داشتند. دکتر حاج آقا به غیر از تحصیلات دانشگاهی، تحصیلات حوزوی هم داشت. دسته جات عزاداری روزهای 28 ماه صفر به خانه اش می رفتند و در آن جا به عزاداری می پرداختند. تولد دکتر حاج آقا به بیش از یک قرن پیش بر می گردد.


کوچه یا گذر گارکیه (بلوار توحید): این یک ترکیب ولاتی است؛ گار+ کیه. گار به معنی پایین کیه به معنی خانه. شاید هم بشود گفت گاری خانه. شاید هم بر طبق اصول زبان ولاتی به معنی پایینِ خانه باشد. بعضی هم معتقدند از آن جا که این محله با محدوده کوچه قارا در یک امتداد است به یکدیگر مربوط شده و در واقع هم خانواده هستند و "گ" همان "ق" است. به اعتقاد بعضی هم شاید منظور جارخانه بوده یعنی جایی که کلاغ جاری ها جار می زده اند که البته این احتمال ضعیف است اما هر چه که هست این اسامی مربوط به زمان هاییست که این زمینها یکی از محلات ورنوسفادران به حساب می آمده است.


کوچه یاوری (بلوار توحید): یاوری در زمان قاجار یک منصب بلند پایه نظامی بوده و به سبب سکونت جد سرتیپ در این کوچه با منصب یاوری، به این نام مشهور شد که البته الان به لادره تغییر یافته است.


کوچه میانجوی (بلوار توحید): قنات اسفریز از سمت قلعه آقا آمده از این نقطه رد شده و به سمت محله درب مسجد جامع فروشان می رفته است. شاید وجه تسمیه این کوچه عمارت های مسکونی در دو طرف این جو بوده چراکه در بعضی کوچه ها یک طرف جوی باغ بوده و طرف دیگر خانه های مسکونی.


کوچه گربه (بلوار توحید): کوچه ای که آنقدر تنگ و باریک است که گربه به راحتی از پشت بام این سر کوچه به پشت بام آن سر می پرد. احتمال اینکه  سبب این نام گذاری کثرت وجود گربه در این کوچه باشد، ضعیف است.


محله لادره (بلوار توحید): لای و دره؛ منطقه ای وسیع و گود بوده که هنگام سیلاب محل تجمع گل و لای می شده است.


محله جاده لا (بلوار توحید): جاده لادره.


کوچه قلعه موسی (خیابان شهید صدوقی): این کوچه الان به مکتب الصادق معروف است اما در گذشته به دلیل وجود قلعه ای به نام موسی در این محل که تا حدود 50 سال پیش نیز ماندگار بوده، به قلعه موسی معروف شده است و کسی به درستی نمی داند موسی که بوده است؟ این قلعه نیز مربرط به زمان هاییست که این زمین ها یکی از محلات ورنوسفادران بوده است.


کوچه باغ سنگی (شهید صدوقی): تا حدود 20 سال پیش باغی در این کوچه بوده که دری سنگی داشته است. البته در حال حاضر این کوچه مسکونی شده و این باغ نیز تبدیل به خانه شده است.


آم فلکا (بابا فضلگاه یا عمو فضلگاه) (بلوار امیر کبیر): بابا فضلگاه یا بابا فضل اله که در زمان سلجوقیان می زیسته و احتمالا شخصیتی دینی یا علمی داشته، در گورستان باجی به خاک سپرده می شود، پس از سال ها دبیرستان طالقانی واقع در خیابان امیرکبیر بر روی این گورستان بنا شده و به گفته برخی آثار به جا مانده از مقبره بابا فضل اله هنوز در دبیرستان طالقانی باقیست. بابا فضل اله یا عمو فضل اله در محاورات مردمی به آمو فلکا تبدیل شده است.

 

محله آدریان:

 
کوچه ملّا: محمد علی رضایی معروف به ملّا به همراه طایفه اش از اولین ساکنان این محدوده در حدود 100 سال پیش بوده اند. ملّا که سال ها در حرم امام حسین (ع) قرآن می خوانده و به شغل کفش دوزی مشغول بوده، حدود 30 سال پیش از دنیا رفته است.


کوچه عرب ها: ساکنین این کوچه مهاجرانی از دو شهر کربلا و کاظمین عراق بوده اند.


کوچه حمام توتستان: کوچه ای پر از درخت توت که حمامی نیز در آن بنا شده بود.


کوچه حمام یخچال: کوچه ای که محل تهیه یخ بود و حمامی نیز در آن بنا شده بود.


کوچه دشتبان ها: دشتبان ها نقطه نقطه صحرا و باغات و مالکین آن ها را  می شناخته و در واقع نگهبان این املاک بوده اند و اجازه تجاوز به کسی نمی داده اند. این کوچه محل زندگی طایفه ای بود که به شکلی موروثی به این شغل مشغول بودند و یکی از این افراد که تا همین چند سال پیش هم به این کار مشغول بود و از دنیا رفت، رمضان دشتبان نام داشت.


محله حاج محمد آقا: حدود یک قرن پیش یکی از معتمدین ساکن این کوچه حاج محمد آقا نام داشت و این کوچه از همان زمان به این نام معروف شد البته بعدها به دلیل سکونت امام جماعت مسجدجامع آدریان به نام حاج آقا عطا، بعضی این کوچه را به نام حاج آقا عطا نیز می شناختند. در حال حاضر به این محل، گذر حضرت علی اکبر یا ته محل گفته می شود.


خیابان شیشه: حدود 30 سال پیش کارخانه شیشه ای در این جاده بنا می شود که الان دیگر اثری از آن نیست.


جاده پا خانه چی ها یا عادلی ها: خانه های کوچک قدیمی در این جاده بنا می شده برای استراحت رعیت ها. کشارزان این زمین ها هنگام خستگی به این خانه ها پناه می برده اند. شهرت کوچه به نام عادلی ها هم به سبب سکونت طایفه ای به نام عادلی در این محل  بوده است.


کوچه توت مسجدی:  کوچه ای که مسجد و حمامی در آن واقع شده و درخت توت تنومندی نیز در جوار این دو مکان بوده است. در حال حاضر اثری از آن دو مکان نیست و کوچه از حالت مسکونی درآمده است اما آن درخت هنوز باقیست و بار می دهد. به گفته برخی محلی ها این درخت به ثبت هم رسیده است.


جاده کهریز: جاده ای از پای مجموعه ورزشی آدریان تا خیابان امیرکبیر  ادامه داشته و قنات های زیادی در آن وجود داشته است.

 

محله اسفریز:

 کوچه باغچه احمد: احمد کدخدای ده بوده و باغی در این کوچه داشته که نسبت به باغ های دیگر کوچک بوده و از آن جاکه این باغ محل مراجعات مردمی بوده به این نام معروف شده است. یک قرن پیش زمانی که احمد کدخدای ده بود، اسفریز حمام نداشت و مردم مجبور بودند به حمام دستگرد بروند، روزی یکی از دختران کدخدا همراه چند زن دیگر راهی دستگرد می شوند و برایشان مزاحمت ایجاد می شود، دختر از همان راه بر می گردد و از پدرش می خواهد که حمامی در اسفریز بنا کند، فصل دروی گندم بوده و کدخدا چنان از شنیدن این ماجرا متاثر می شود که دستور می دهد گندم ها را فورا از ریشه درآورند و در آن زمین حمامی بنا کنند. این حمام هنوز باقی و به کار است. برادر احمد هم به نام محمود مسجدی در جوار حمام بنا می کند که به مسجد محمود معروف است.


کوچه پامَختَره: حصاری دور بعضی جوی های آب ایجاد می شده و اموات را در آب آن شستشو می داده اند. غسالخانه هایی به این شکل مختره نام داشته و زنان در باقی ایام پشت این حصار لباس می شسته اند. کوچه ای دیگر هم در محله کهندژ، خیابان شریعتی شمالی به نام مختره خوانده می شود. تا حدود 40 سال پیش اموات محله اسفریز را در این غسالخانه شست و شو می دادند.


کوچه پاچنار: درختان چنار بلند و انبوهی در این کوچه وجود داشته است.


کوچه پاکوره ای ها: فخاری به معنی آجر پزی و آهک پزی است و طایفه فخاری ها عمدتا کوره دار بوده اند. فخاری ها در این کوچه ساکن بوده و کوره هایشان هم در جوار خانه هایشان قرار داشته است. کوچه هایی از این دست که به نام یک شخص یا یک طایفه معروف باشد در اسفریز زیاد است مثل کوچه سلطانی ها، کد خدایی ها.

 

محله دستگرد:

 

کوچه علیشاه: این کوچه بیش از یک قرن است که به این نام مشهور است. علیشاه یکی از متمولین ساکن این کوچه بوده است.


کوچه توتستونی: کوچه ای پر از درخت توت. سال هاست که این زمین وقف تعزیه شده و در آن تعزیه اجرا می شود.


کوچه آسیونی: کوچه ای که آسیاب داشته است. الان اثری از آن آسیاب باقی نمانده است.


کوچه پاتون: تون: آتشدان حمام.این تون هنوز باقیست و حمام همچنان به کار است و آب به شکل سنتی گرم می شود.


کوچه سرجوی بالا: در این کوچه غسالخانه ای سنتی یا همان مختره واقع بوده برای همین امواتی را که برای غسل به این غسالخانه انتقال می داده اند، اصطلاحا می گفته اند: "مرده تو جوب است." نزدیک به 20 سال است که این غسالخانه به دلیل مسائل بهداشتی کاربری خودش را از دست داده است.


کوچه حاج نایب: حاج نایب ژاندارم منطقه و همچنین در کار حل و فصل مشکلات مردم بوده و میان اهالی محبوبیت داشته است. 80 سال است که اهالی این کوچه را به این نام می شناسند.


کوچه کدخدا: محل سکونت کدخدا. این خانواده نسل اندر نسل کدخدا بوده اند. آخرین کدخدای دستگرد " دایی غلام عباس" نام داشته که دوران مسوولیتش به بیش از 30 سال پیش برمی گردد.


کوچه روپل حاج کرم: حاج کرم مباشر ملّاکی به نام کازرونی بود. او همچنین دستی هم در کار خرید و فروش زمین و خانه داشته و از آن جا که فرد متمولی بوده، کوچه محل سکونتش به نام او معروف می شود. پلی روی جوی داخل این کوچه ساخته بوده اند که به پل حاج کرم معروف شده است.


کوچه دشتبان: ابوالقاسم دشتبان ساکن این کوچه بوده و در چند ساله اخیر از دنیا رفته است.

 

کوشک:


کوچه یخچالی: این کوچه حالت سردخانه داشته و اهالی مواد غذایی خود را در این مکان نگهداری می کرده اند.


کوچه سر آسیاب: آسیابی در این کوچه بوده که در حال حاضر اثری از آن به جا نمانده است.


کوچه درب حمام: حمامی قدیمی در این کوچه قرار دارد و هنوز هم مورد استفاده مردم است.


کوچه باغ عزیزاله: عزیزاله ارباب آن محدوده بوده و باغش در این کوچه قرار داشته که در حال حاضر اثری از آن نیست.


کوچه درب سنگی: باغات ارباب در این کوچه بوده و یکی از این باغات دربی سنگی داشته است.


کوچه باغ ملاباشی: باغ یکی از ملاهای قدیمی در این کوچه واقع بوده است.


کوچه کامسرا (کاروانسرا): محل خرید و فروش دام بوده است.


کوچه دروازه: حدود 400 سال پیش دروازه ورودی کوشک در این منطقه قرار داشته است.


کوچه رختشور: کوچه ای که جویی از آن رد می شده و مخصوص لباسشویی زنان بوده است.

 

اصغر آباد


اصغرآباد: اواخر حکومت قاجاریان و اوایل دوران پهلوی اول، محدوده اصغرآباد که یک منطقه بیابانی بوده به اکبر میرزا صارم الدوله فرزند ظل السلطان واگذار شد. برای خود خانه ای در این منطقه بنا کرد و همچنین افرادی را از خمینی شهر، نجف آباد و کهریز سنگ به این منطقه آورد، زمین در اختیارشان گذاشت و حتی به آن ها پول داد تا این منطقه را آباد کنند و طی چندین مرحله این بیابان تبدیل به روستایی آباد شد و صارم الدوله نام پسرش اصغر میرزا را برای آن انتخاب کرد.


کوچه باربندی: هر خانه اصغرآباد دو تا درب داشته یکی مخصوص رفت و آمد خانواده بوده و دیگری دربی که محل برد و آورد دام ها به چراگاه بوده است. باربندها (طویله) همه به یک کوچه باز می شده که به کوچه باربندی معروف شده است. این کوچه ها 4 متری بوده اند.


کوچه قناتی: قنات اندان از این کوچه رد می شده است. آثار قنات هنوز باقیست. به طور کلی سرچشمه قنات های اندان از بالای اصغرآباد بوده است البته در اصل سرچشمه این قنات ها از نجف آباد بوده است. ودر وسط اصغرآباد دریچه ای بوده که مردم آب مصرفی شان را از آن جا تامین می کرده اند.


باغ دوشنبه ای: باغی که دوشنبه ها نوبت آبیاری اش بوده.


باغ سنجدی: باغی که پر از درختان سنجد بوده است.
                                                                                                                                                      ادامه دارد...
با تشکر از تمام دوستانی که ما را در تهیه این گزارش یاری کردند؛ آقایان: اصغر عرب، رسول صرامی، علیرضا گلشادی و خانم ها فرزانه خداوردی، رقیه رضایی.

نظرات  

 
#2 0 ملیکا 25 اسفند 1393 ساعت 15:15
با عرض سلام. مردم خمینی شهر از اقوام فارس ایران زمین هستند این شهر به دلیل نزدیکی به کلان شهر اصفهان بسیار مهاجر پذیر است. به طوری که الان از اقوام کرد، ترک و لر در آن پیدا میشود. ولی تعداد مهاجران لر از ریشه های بختیاری هفت لنگ و چهار لنگ در ان بیشتر است. به طوری که بیشتر ساکنین محله جوی آباد بختیاری الان مهاجران لر از استان های چهار محال و لرستان هستند. محله جوی آباد قدیم که در نزدیکی جوی آباد بختیاری قرار دارد مردمانش خمینی شهری و فارس هستند که عموما مردم این دو محله را اشتباه می گیرند.
نقل قول
 
 
#1 0 اهورا 25 اسفند 1393 ساعت 12:48
با سلام وتشکر از اطلاع رسانی شما در مورد همه چی خمینی شهر یا همون سده قدیم صحبت شد ولی در مورد اقوامی که در آنجا هستند هیچ نشانه ای پیدا نکردم دوست دارم بدونم مردم خمینی شهر جز کدوم اقوام ایرانی هستند با تشکر منتظر جوابتون هستم
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید