امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 11:33:44

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

شناسنامه شهر را ورق بزنیم (3)

شنبه, 20 مهر 1392 ساعت 12:45 کدخبر :6106
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

بعضی چیزها بهتر است از یادمان بروند مثل: بدی های دیگران در حق ما و خوبی های ما در حق دیگران. بعضی چیزها اصلا نبایند بمانند مثل: دشمنی ها، کینه ها اما بعضی چیزها باید بمانند و ماندگار شوند مثل اسامی قدیمی محلات و کوچه ها.اسامی روی بعضی تابلوهای کوچه ها را اگر نگاه کرده باشی برایت نامفهومند و شاید حتی به نظرت زیبا هم نیایند شاید اسم بعضی محلات را که از بزرگتر ها می شنوی دلت نخواهد در محاوراتت به کار ببری و ترجیح می دهی این مکان ها را با نام جدیدی بخوانی اما مطمئنا تصمیمت در این باره عوض می شود اگر بدانی بیشتر تشکیل نشده اند گویای یک تاریخ چندین و چند ساله اند مثل: ختیره، مختره، گارکیه، لادره و هزاران اسم دیگر که ارزش دارد هزاران روز بگردی و با هزران آدم حرف بزنی تا پیدایشان کنی.
رسول صرامی از محققان خمینی شهر می گوید: محصولات کشاورزی، اسامی افراد، گیاهان و حیوانات و حتی وضعیت محل از لحاظ پستی و بلندی از جمله علل نامگذاری سده ای ها بوده است مثل: شتر، گربه سیاچی و ...
در شماره گذشته برخی از این نام ها در محلات ورنسفادران و خوزان را مرور کردیم و در این شماره ادامه آن مطلب که نگاهی است به بعضی از این نام های با مسمّی و وجه تسیمه شان در مجله های دیگر و شهرهای کوشک و اصغر آباد.

 

فروشان:
کوچه یا گذر گارکیه (بلوار توحید):این یک ترکیب ولاتی است: گار + کیه. گار به معنی پایین کیه به معنی خانه. شاید هم بشود گفت گاری خانه. شاید هم بر طبق اصول زبان ولاتی به معنی پایین خانه باشد. بعضی هم معتقدند از آن جا که این محله با محدوده کوچه قارا در یک امتداد است به یکدیگر مربوط شده و در واقع هم خانواده هستند و "گ" همان "ق" است. به اعتقاد بعضی هم شاید منظور جارخانه بوده یعنی جایی که کلاغ جاری ها جار می زده اند که البته این احتمال ضعیف است اما هر چه که هست این اسامی مربوط به زمان هاییست است که این زمین ها یکی از محلات ورنوسفادران به حساب می آمده است.
کوچه یاوری (بلور توحید): یاوری در زمان قاجار یک منصب بلند پایه نظامی بوده و به سبب سکونت جد سرتیپ در این کوچه با منصب یاوری به این نام مشهور شد که البته الان به لادره تغییر یافته است.


کوچه میانجوی (بلوار توحید): قنات اسفریز از سمت قلعه آقا آمده از این نقطه رد شده و به سمت محله درب مسجد جامع فروشان می رفته است. شاید وجه تسمیه این کوچه عمارت های مسکونی در دو طرف این جو بوده چرا که در بعضی کوچه ها یک طرف جوی باغ بوده و طرف دیگر خانه های مسکونی.


کوچه گربه (محله نو): کوچه ای که آنقدر تنگ و باریک است که گربه به راحتی از پشت بام این سر کوچه به پشت بام آن سر می پرد. احتمال این که سبب این نام گذاری کثرت وجود گربه در این کوچه باشد، ضعیف است.


محله لادره (بلوار توحید): لای و دره؛ منطقه ای وسیع و گود بوده که هنگام سیلاب محل تجمع گل و لای می شده است.


محله جاده لا (بلوار توحید): جاده لادره.


کوچه قلعه موسی (خیابان شهید صدوقی): این کوچه الان به مکتب الصادق معروف است اما در گذشته به دلیل وجود قلعه ای به نام موسی در این محل که تا حدود 50 سال پیش نیز ماندگار بوده، به قلعه موسی معروف شده است و کسی به درستی نمی داند موسی که بوده است؟ این قلعه نیز مربوط به زمان هاییست که این زمین ها یکی از محلات ورنسفادران بوده است.


کوچه باغ سنگی (شید صدوقی): تا حدود 20 سال پیش باغی در این کوچه بوده که دری سنگی داشته است. البته در حال حاضر این کوچه مسکونی شده و این باغ نیز تبدیل به خانه شده است.


آم فلکا (بابا فضلگاه یا عمو فضلگاه) (بلوار امیرکبیر): بابا فضلگاه یا بابا فضل اله که در زمان سلجوقیان می زیسته و احتمالا شخصیتی دینی یا علمی داشته، در گورستان باجی به خاک سپرده می شود، پس از سال ها دبیرستان طالقانی واقع در خیابان امیرکبیر بر روی این گورستان بنا شده و به گفته برخی آثار به جا مانده از مقبره بابا فضل اله هنوز در دبیرستان طالقانی باقیست. بابا فضل اله یا عمو فضل اله در محاورات مردمی به آمو فلکا تبدیل شده است.


کوچه احمدی (خیابان ولی عصر): محل زندگی آیت اله احمدی و همچنین دفتر کارش به عنوان اولین امام جمعه و نماینده خمینی شهر بعد از انقلاب در این کوچه قرار داشته است.

 

آدریان:
کوچه ملا: محمد علی رضایی معرفو به ملا به همراه طایفه اش از اولین ساکنان این محدوده در حدود 100 سال پیش بوده اند. ملا که سال ها در حرم امام حسین (ع) قرآن می خوانده و به شغل کفش دوزی مشغول بوده حدود 30 سال پیش از دنیا رفته است.


کوچه عرب ها: ساکنین این کوچه مهاجرانی از دو شهر کربلا و کاظمین عراق بوده اند.


کوچه حمام توتستان: کوچه ای پر از درخت توت که حمامی نیز در آن بنا شده بود.


کوچه حمام یخچال: کوچه ای که محل تهیه یخ بود و حمامی نیز در آن بنا شده بود.


کوچه دشتبان ها: دشتبان ها نقطه نقطه صحرا و باغات مالکین آن ها را می شناخته و در واقع نگهبان این املاک بوده اند و اجازه تجاوز به کسی نمی داده اند. این کوچه محل زندگی طایفه ای بود که به شکلی موروثی به این شغل مشغول بودند و یکی از این افراد که تا همین چند سال پیش هم به این کار مشغول بود و از دنیا رفت، رمضان دشتبان نام داشت.


محله حاج محمدآقا: حدود یک قرن پیش یکی از معتمدین ساکن این کوچه حاج محمد آقا نام داشت و این کوچه از همان زمان به این نام معروف شد البته بعدها به دلیل سکونت امام جماعت مسجد جامع آدریان به نام حاج آقا عطا، بعضی این کوچه را به نام حاج آقا عطا نیز می شناختند. در حال حاضر به این محل، گذر حضرت علی اکبر یا ته محل گفته می شود.


خیابان شیشه: حدود 30 سال پیش کارخانه شیشه ای در این جاده بنا می شود که الان دیگر اثری از آن نیست.
جاده پاخانه چی ها یا عدالی ها: خانه های کوچک قدیمی در این جاده بنا می شده برای استراحت رعیت ها. کشاورزان این زمین ها هنگام خستگی به این خانه ها پناه می برده اند. شهرت کوچه به نام عادلی ها هم به سبب سکونت طایفه ای به نام عادلی در این محل بوده است.


کوچه توت مسجدی: کوچه ای که مسجد حمامی در آن واقع شده و درخت توت تنومندی نیز در جوار این دو مکان بوده است. در حال حاضر اثری از آن دو مکان نیست و کوچه از حالت مسکونی درآمده است اما آن درخت هنوز باقیست و بار می دهد. به گفته برخی محلی ها این درخت به ثبت هم رسیده است.


جاده کهریز: جاده ای از پای مجموعه ورزشی آدریان تا خیابان امیرکبیر ادامه داشته و قنات های زیادی در آن وجود داشته است.

 

اسفریز:

کوچه باغچه احمد: احمد که کدخدای ده بوده و باغی در این کوچه داشته که نسبت به باغ های دیگر کوچک بوده و از آن جا که این باغ محل مراجعات مردمی بوده به این نام معروف شده است. یک قرن پیش زمانی که احمد کدخدای ده بود، اسفریز حمام نداشت و مردم مجبور بودند به حمام دستگرد بروند روزی یکی از دختران کدخدا همراه چند زن دیگر راهی دستگرد می شوند و برایشان مزاحمت ایجاد می شود دختر از همان راه بر می گردد و از پدرش می خواهد که حمامی در اسفریز بنا کند،فصل دروی گندم بوده و کدخدا چنان از شنیدن این ماجرا متاثر می شود که دستور می دهد گندم ها را فورا از ریشه درآوردند و در آن زمین حمامی بنا کنند . این حمام هنوز باقی و به کار است. برادر احمد هم به نام محمود مسجدی در جوار حمام بنا می کند که به مسجد محمود معروف است.


کوچه پامختره: حصاری دور بعضی جوی های آب ایجاد می شده و اموات را در آب آن شستشو می داده اند. غسالخانه هایی به این شکل مختره نام داشته و زنان در باقی ایام پشت این حصار لباس می شسته اند. کوچه ای دیگر هم در محله کهندژ، خیابان شرعتی شمالی به نام مختره خوانده می شود. تا حدود 40 سال پیش اموات محله اسفریز را در این غسالخانه شست و شو می دادند.


کوچه پاچنار: درختان چنار بلند و انبوهی در این کوچه وجود داشته است.


کوچه پاکوره ای ها: فخاری به معنی آجرپزی و آهک پزی است و طایفه فخاری ها عمدتا کوره دار بوده اند. فخاری ها در این کوچه ساکن بوده و کوره هایشان هم در جوار خانه هایشان قرار داشته است. کوچه هایی از این دست که به نام یک شخص یا یک طایفه معرفو باشد در اسفریز زیاد است مثل کوچه سلطانی ها، کدخدایی ها.

 

دستگرد:
کوچه علیشاه: این کوچه بیش از یک قرن است که به این نام مشهور است. علیشاه یکی از متمولین ساکن این کوچه بوده است.


کوچه توتستونی: کوچه ای پر از درخت توت. سال هاست که این زمین وقف تعزیه شده و در آن تعزیه اجرا می شود.


کوچه آسیونی: کوچه ای که آسیاب داشته است الان اثری از آن آسیاب باقی نمانده است.


کوچه پاتون: (تون: آتشدان حمام) این تون هنوز باقیست و حمام همچنان به کار است و آب به شکل سنتی گرم می شود.


کوچه سرجوی بالا: در این کوچه غسالخانه ای سنتی یا همان مختره واقع بوده برای همین امواتی را که برای غسل به این غسالخانه انتقال می داده اند، اصطلاحا می گفته اند"مرده تو جوب است" نزدیک به 20 سال است که این غسالخانه به دلیل مسائل بهداشتی کاربری خودش را از دست داده است.
کوچه حاج نایب: حاج نایب ژاندارم منطقه و همچنین در کار حل و فصل مشکلات مردم بوده و میان اهالی محبوبیت داشته است. 80 سال است که اهالی این کوچه را به این نام می شناسند.


کوچه کدخدا: محل سکونت کدخدا این خانواده نسل اندر نسل کدخدا بوده اند آخرین کدخدای دستگرد دایی غلام عباس نام داشته که دوران مسؤولیتش به بیش از 30 سال پیش بر می گردد.


کوچه روپل حاج کرم: حاج کرم مباشر ملاکی به نام کازرونی بود. او همچنین دستی هم در کار خرید و فروش زمین و خانه داشته و از آن جا که فرد متمولی بوده، کوچه محل سکونتش به نام او معروف می شود. پلی روی جوی داخل این کوچه ساخته بوده اند که به پل حاج کرم معروف شده است.


کوچه دشتبان: ابوالقاسم دشتبان ساکن این کوچه بوده و در چند ساله اخیر از دنیا رفته است.

 

کوشک:
کوچه یخچالی: این کوچه حالت سردخانه داشته و اهالی مواد غذایی خود را در این مکان نگهداری می کرده اند.


کوچه سرآسیاب: آسیابی در این کوچه بوده که در حال حاضر اثری از آن به جا نمانده است.


کوچه درب حمام: حمامی قدیمی در این کوچه قرار دارد و هنوز هم مورد استفاده مردم است.


کوچه باغ عزیز الله: عزیز الله ارباب آن محدوده بوده و باغش در این کوچه قرار داشته که در حال حاضر اثری از آن نیست.


کوچه درب سنگی: باغات ارباب در این کوچه بوده و یکی زا این باغات دربی سنگی داشته است.


کوچه باغ ملابشی: باغ یکی از ملاهای قدیمی در این کوچه واقع بوده است.


کوچه کامسرا (کاروانسرا): محل خرید و فروش دام بوده است.


کوچه دروازه: حدود 400 سال پیش دروازه ورودی کوشک در این منطقه قرار داشته است.


کوچه رختشور: کوچه ای که جویی از آن رد می شده و مخصوص لباسشویی زنان بوده است.

 

اصغرآباد:
اصغرآباد: اواخر حکومت قاجاریان و اوایل دوران پهلوی اول، محدوده اصغرآباد که یک منطقه بیابانی بوده به اکبر میرزا صارم الدوله فرزند ظل السلطان واگذار شد. برای خود خانه ای در این منطقه بنا کرد و همچنین افرادی را از خمینی شهر، نجف آباد و کهریز سنگ به این منطقه آورد، زمین در اختیارشان گذاشت و حتی به آن ها پول داد تا این منطقه را آباد کنند و طی چندین مرحله این بیابان تبدیل به روستایی آباد شد و صارم الدوله نام پسرش اصغر میرزا را برای آن انتخاب کرد.


کوچه باربندی: هر خانه اصغر آباد دو تا درب داشته یکی مخصوص رفت و آمد خانواده بوده و دیگری دربی که  محل برد و آورد دام ها به چرا گاه بوده است. باربند ها (طویله) همه به کی کوچه باز می شده که به کوچه باربندی معروف شده است. این کوچه ها 4 متری بوده اند.


کوچه قناتی: قنات اندان از این کوچه رد می شده است. آثار قنات هنوز باقیست. به طور کلی سرچشمه قنات های اندان از بالای اصغر آباد بوده است البته در اصل سرچشمه این قنات ها از نجف آباد بوده است. و در وسط اصغرآباد دریچه ای بوده که مردم آب مصرفی شان را از آن جا تامین می کرده اند.


باغ دوشنبه  ای: باغی که دوشنبه ها نوبت آبیاری اش بوده.


باغ سنجدی: باغی که پر از درختان سنجد بوده است.

 

(با تشکر از تمام دوستانی که ما را در تهیه این گزارش یاری کردند، آقایان: اصغر عرب، رسول صرامی، علیرضا گلشادی و خانم ها فرزانه خداوردی، رقیه رضایی.)
ادامه دارد ...

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید