امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 14:20:48

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

ما تو شهرمون مشکل نداریم حوصله مون سر میره چی کار کنیم؟

ما تو شهرمون مشکل نداریم حوصله مون سر میره چی کار کنیم؟

چهارشنبه, 01 آبان 1392 ساعت 11:59 کدخبر :6173
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین
خاله خانوم

مجریان: چه عجب خاله کم پیدایی، نیستی؟! سئوالا داره کم کم رو دستمون باد می کنه!


خاله: یعنی مردم انقذه سئوال دارن؟ چیچی پرسیدن؟


مجریان: مثلا پرسیده اند رابطه شلوار با آزادی انسان چیه؟


خاله خانوم: ناغافلی این سئوال از کوجا دراومد؟ نکنه می خواند منا امتحون کونن. کور خوندند بین شلوار و آزادی انسون هیچ رابطه ای نیس اما بین شلوار و راحتی رابطه هس! هر چی که شلوار گشادتر باشه آدم راحت تره. مثل شلوار کردی و تنبون خودمون بخصوص برا اونا که قانون شهرداری را رعایت نکردن و هی شیکمشون جلو نشینی کرده.


مجریان: پس چرا نتانیاهو گفته اگه مردم ایران آزاد بودند شلوار جین می پوشیدند؟


خاله خانوم: اولندش کو این عسراعیلیه یه ضربه تو سرش خورده پرت و پلا می گه دومندش بایه شرکت شلوار جین شریکه داره ورشیکست می کنه به بازار ایران طمع کرده تبلیغ شلوار جین می کنه اما بگو خودتی!


مجریان: یکی از خوانندگان نشریه پرسیده از خاله بخواهید رزومه خودشا بگه


خاله: چی چی مه؟ به حق حرفا نشنیده


مجریان: یعنی سوابق، تازگیها مد شده مثل اون روزا که رجز می خوندند که من کیم و فرزند کیم و اله و بله، افراد می گند کجا درس خوندند، چه سابقه مدیریت دارند، چه سخنرانی ها کردند، کدوم بازیها را تماشا کردند، همسایه کدوم هنرپیشه یا فوتبالیست معروف هستند، با کی لباساشون زیر یه آفتاب می خشکه ....
خاله خانوم: افاده ها طبق طبق سگها به دورش وق و وق، این حرفا برا فاطمه تنبون نمی شه، سابقه من زحمت و کار و تلاشه، نون مفت نداشتم بخورم و حرف مفت بزنم! اصلی وقتشا نداشتم! همش به زحمت کشی بودم اگه یه وقتایی با در و همسایه هم اختلاط می کردیم موقع نون وایی و رختشویی بود که حوصله مون سر نره.


مجریان: خیلی از خوانندگان و مردم پرسیده اند چرا جلو ترقه زنی را نمی گیرند؟


خاله خانوم: خب آخه این ترقه ها صداشون کمه به گوش اونا که باید یه فکری بکنن و جلوشا بگیرن نمی رسه چون اونا خوناشون یه جاییه که صدا ترقه بهش نمی رسه، اگه یکی پیدا بشه چار تا ترقه در خوناشون بزنه از خواب بیدار می شن و یه فکری می کونن.


مجریان: یه نفر از خارج شهرستان ایمیل فرستاده که ما تو شهرمون مشکل نداریم حوصله مون سر میره چی کار کنیم؟ خاله: دو کار می تونن بکنن یا برا خودتون مشکل درس کونید، اگه هم بلد نیستید ما آدمشا داریم بفرستیم بیاد شهرتون آموزش بده و یا تشریف بیارید شهر ما سرتون گرم می شه .


مجریان: خیلی ممنون از راهنمایی شما!


خاله: راستی مجری تو مگه ضفط نداری که حرفا منا می نویسی؟


مجریان: چی کار کنیم خاله امکانات فرصت همینه یه ضبط داریم و هفت هشت تا خبرنگار.


خاله خانوم: خب شما هم مثل بقیه جاها خیریه درست کونید و اسمش را بذارید ( خیریه فرصت یار) تا براتون کامپوتر و ضفط و توربین و قند و چای و دم و دستگاه جور کنن، وخی همی حالا یه تلیفون به حاجیان خودمون بزن. اگه عارت می شه تا خودم از اختیاراتم استفاده کنم و به حاجیان زنگ بزنم بگم خدا عمر داده حالا که افتادی تو کار تاسیس خیریه یکی هم برا فرصت راه بنداز. برا عرض ادب همه خبرنگارا و گزارشگرا و قلم به دستا در معیت سردبیر خدمت می رسیم.


مجریان: تا ببینیم، راستی خاله مسکن مهر افتتاح شد یا نشد؟


 خاله خانوم: چه عرض کنم؟! آدم نمیدونه دم خروسا قبول کنه یا قسم حضرت عباسا


 مجریان: خسته نباشی خاله

نظرات  

 
#2 +2 ولی 05 آبان 1392 ساعت 08:50
چقدر محافظه کار شدین خبرهاتون چنگی به دل نمی زنه
نقل قول
 
 
#1 0 معجون 05 آبان 1392 ساعت 02:16
سلام
این مطلب شما در سایت معجون (درگاه انعکاس پیوند های دیجیتال خمینی شهر) بازنشر شد
majoon.ir
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید