امروزدوشنبه, 15 آذر 1395-- Monday Dec 05 2016

ساعت 18:39:22

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

مسكن مهري كه آسانسور نداشت...

مسكن مهري كه آسانسور نداشت...

پنجشنبه, 14 شهریور 1392 ساعت 08:40 کدخبر :5939
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : مقتدی ذبیحی
مسکن مهر و مشکلات عدیده اش که انگار تمامی ندارد همچنان توانسته دستمایه ای برای شعر طنز باقی بماند و طبع طنزپردازان ظریف اندیش را به خود جلب نماید. شعر زیر باز هم از مسکن مهر شکایت دارد:
آرزویم از ازل یک خانه بود / سرپناهی کوچک و کاشانه بود
 
بسکه دیدم اخم صاحب خانه را/ نرخ بالای اجاره خانه را
 
هر چه کردم بار من باری نشد/ پول من حلال هر کاری نشد
 
پول من در حد یک خوردن، نمیر/در حد یک لقمه نان و پنیر
 
فکر صاحب خانگی از سر برفت/ یا به قولی، خر برفت و خر برفت
 
ناگهان در زیر این گردون سپهر /طرحی آمد، طرح مسکن های مهر
 
گفته شد هر کس که او بی خانه است / در پی یک خانه، با یارانه است
 
مسکن مهر، ابتدای راحتی است/ ثبت نامش هم فقط اینترنتی است
 
الغرض، هر آنچه پس انداز بود / توی بانک و زیر زیر انداز بود
 
ثبت نام اولی انجام شد / اول قرض و رسید وام شد
 
وعده می دادند شش ماه دگر /ساخت این خانه می آید به سر
 
ناگهان می گفت مسؤول بنا / دست پیمانکار شد توی حنا
 
چونکه آهن، شن، مصالح شد گران/ نقد پردازید ده میلیون تومان
 
بارها این وعده ها تکرار شد / باز هم تقصیر پیمانکار شد
 
قصه کوته، بعد عمری انتظار /خانه شد تحویل و باقی الفرار
 
بسکه شادان بودم از اخذ کلید/ پله ها را چشم من اصلا ندید 
 
آب هم در این مکان شر شر نداشت/مسکن مهری که آسانسور نداشت
 
شیر آب و کولر آبی نداشت /لامپ کم مصرف و مهتابی نداشت
 
توی آشپزخانه، کابینت نبود/ در محل بقال و کافی نت نبود
 
پاک، حتی یک فضای سبز نیست/ دکتری حتی برای نبض نیست
 
مسکن مهری چنین با وضع و حال/ همچو شیر بی دم و کوپال و یال
 
این چنین بی مهری از گردون سپهر /من ندیدم جز به مسکن های مهر
 
آی مسؤولان شما کاری کنید /  صاحبان مهر را یاری کنید
 
آب و برق و جاده ای ما را بس است / ساز و برگ ساده ای ما را بس است
 
ای خدا این مهر را دائم بدار / یک سند شش دانگ بهر من بیار
 
 

نظرات  

 
#1 +2 ابی 17 شهریور 1392 ساعت 21:28
زنده باد شاعر شیرین زبان.مرحبا
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید