امروزسه شنبه, 16 آذر 1395-- Tuesday Dec 06 2016

ساعت 02:52:36

آخرین به روز رسانی : دو شنبه 12:15:01

مسوولان ما را می بینید؟!
گفتگو با نابینای موفق خمینی شهری؛

مسوولان ما را می بینید؟!

یکشنبه, 30 مهر 1391 ساعت 10:04 کدخبر :4637
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : ریحانه پیمان

یست و سوم مهر، بهانه ای است که پای حرف هایی از جنس نور، زلال شعور و صفای فطرت خدایی، لحظه ای جور دیگر باید دیدن را با سر انگشتان یک روشن دل لمس کنیم.گفتگوی زیر با زهرا شومالی روشن دل موفق خمینی شهری، فرصتی است برای شستن چشم های من و تو...

- اول خودت را معرفی کن؟

زهرا شومالی هستم دانشجوی رشته علوم تربیتی

- چرا نابینا شدی؟

در کودکی به بیماری آب سیاه مبتلا شده و نیمه بینا شدم اما از آن جا که درمان صحیح و اصولی انجام نشد، در نوجوانی نابینای مطلق شدم.

- در دوره نابینایی هم تحصیل می کرده ای، کمی هم در مورد نحوه تحصیلت توضیح بده؟

من بچه باهوشی بودم. پیش دبستانی را در عرض یک ماه سپری کردم، اول و دوم و سوم ابتدایی را در یک سال خواندم و از اول دبیرستان تا دیپلم هم متفرقه خواندم. بعد از آن، موفق به قبولی در رشته الهیات دانشگاه شدم اما هزینه وسایلی که من برای تحصیل در این رشته به آن ها نیاز داشتم، زیاد بود بنابراین مجبور شدم تغییر رشته بدهم. البته این را هم بگویم که من از 10 سالگی به مدرسه رفتم.

- ادامه تحصیل چه فایده هایی برایت داشته است؟

انسانی که معلول شده است، باید با سختی ها مبارزه کند. خیلی ها به من می گویند در آینده بیکار هستی. حتی بعضی از مسوولین هم سفارش می کردند درس را رها کن اما من بر این باورم که با ادامه تحصیل علاوه بر افزایش سطح معلومات عمومی می توان مهارت های آداب معاشرت اجتماعی ام را هم بالا برد. به نظرم دوری و بی خبری از محیط اطراف مان اصلا خوب نیست.

- در رشته های هنری هم مهارت داری؟

بله! تابلو فرش، مکرومه بافی، گچ بری، گل های بلندر و نما کاری.

- این هنرها را در چه سنی آموختی؟

تقریبا تمام این هنرها را از بچگی دیدم و یاد گرفتم. از زمانی که میل های بافتنی را می دیدم به هنر علاقه پیدا کردم اما نماکاری را بعد از نابینایی به کمک یک مربی بینا آموختم.

- در حال حاضر در رشته های هنری که مهارت داری، فعال هستی؟

با وجودی که اکثر این هنرها را بدون مربی آموخته ام اما در ابابصیر مربی هنر نابینایان بودم و آثار زیادی دارم که همیشه در نمایشگاه ها از آن استفاده می شود. فعلا هم که ابابصیر تعطیل شده است.

- از موفقیت هایی که کسب کرده ای، بگو؟

در نمایشگاه های استانی و کشوری همیشه رتبه آورده ام.

- شنیده ام که به خاطر موفقیت هایت مصاحبه های زیادی هم با رسانه ها داشته ای؟

بله مثلا شبکه های 3 و 5 صدا و سیما، روزنامه آفرینش، خبرگزاری ها و...

- دوست داری مردم چطور با تو برخورد کنند؟

من دوست دارم مردم یاد بگیرند با یک نابینا صحیح برخورد کنند نه با ترحم. مثلا بعضی ها وقتی یک نابینا را می بینند نچ نچ می کنند! این چه قدر زشت است. برای مثال رفته بودم مسجد، شخصی پولی در آورد و داد به دوستم و گفت: "این را بده به این خانم"! من بسیار ناراحت شدم، دوستم گفت این خانم که فقیر نیست فقط نابیناست. مردم باید یاد بگیرند با ما از روی ادب رفتار کنند. مثلا ما را که می بینند می توانند مودبانه بپرسند: "برای عبور و مرور می خواهید به شما کمک کنم؟"

- از مسوولان چه انتظاری داری؟

حرف های زیادی داریم که خیلی هایش را نمی توان گفت و شما هم نمی توانید چاپ کنید. مثلا در 3 سال، فقط 2 بار به مددجوها سهام عدالت دادند. اگر قانون 3 درصد اشتغال معلولان اجرا شود ما هم می توانیم از لحاظ اقتصادی مستقل باشیم. ما احتیاج به گردهمایی و همایش بدون بازتاب نداریم؛ نیاز داریم مسوولان صدای ما را بشنوند. وعده هایی که به ما می دهند را عمل کنند و قول های دروغین به ما ندهند. مگر ما به عنوان نابینا با بقیه مردم چه تفاوتی داریم که باید از خیلی توانایی هایمان به خاطر مسائل مالی و عدم حمایت مسئولین، دست بکشیم؟ مثلا در حال حاضر، برای شهریه دانشگاهم بلاتکلیف هستم و می گویند احتمال دارد شهریه شما به طور کل، قطع شود!

یا اینکه برای تهیه وسایل کمک آموزشی و ایاب و ذهاب دچار مشکل هستیم. از مسوولان می خواهم شرایطی را فراهم کنند تا ما هم مثل افراد عادی بتوانیم پیشرفت کرده و استعدادهای خود را شکوفا کنیم. شرایط کارآفرینی را برای ما فراهم کنند. من همین کارها را با هزینه خانواده انجام داده ام. شما می توانید باور کنید کمک هزینه سالانه که به نابینایان شهر اختصاص دارد، فقط 600 هزار تومان است؟ با این هزینه چه کار می شود کرد؟

- از مناسب سازی معابر شهر راضی هستی؟

جدیدا که خیابان شریعتی را تعمیر کرده اند، بهتر شده اما از مسوولان می خواهم نسبت به تسریع بازسازی مکان هایی را که برای تعمیر، خراب می کنند، اقدام کنند. اخیرا یکی از دوستان من در چاله هایی که شهرداری کنده بود، افتاد و آسیب دید. ما انتظار داریم مسوولان زمان اصلاحات و تعمیرات شهری، شرایط ما نابینایان را هم در نظر بگیرند.

- سخن پایانی؟

به همه نابینایان توصیه می کنم که از انزوا طلبی پرهیز کنند و ابتدا به تحصیل همت گمارند و در کنار تحصیل به ورزش و سایر فعالیت های فرهنگی و هنری و غیره بپردازند.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید