امروزجمعه, 12 آذر 1395-- Friday Dec 02 2016

ساعت 18:05:00

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:39:47

مشتی غلوم تو بپا بیمار نشی

مشتی غلوم تو بپا بیمار نشی

چهارشنبه, 18 اردیبهشت 1392 ساعت 08:58 کدخبر :5514
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : عبدالرضا کیانی (رها)
مشتی غلوم شهر ما از این به بعد به استخدام فرصت دراومده تا سنگ صبور همشهری ها باشه و گاهی با جملات نغزش راه را به روی اون ها که گره به کارشون افتاده باز کنه.

سرم جدا دلم جدا شکسته 

غم اومده بیخ گلوم نشسته
چشام سه روزه داره تار می بینه 

دنیا را پر گرد و غبار می بینه
زیر کَتم یه سوزه بزرگه 

انگاری جای دندونای گرگه
مشتی غلوم چند شبه خواب ندارم

تا دم صبح جز اضطراب ندارم
مریضم و شکسته حال و بی جون 

دردا فراوونه ولی کو درمون؟
بیمه دیگه دوا به کس نمی ده

نسخه با شفا به کس نمی ده
می گه برو داروها را قاتق کن 

مثل فلان مریضه جَلدی دق کن!
دوای تو اینه که زود بمیری 

نوبت تخت و تابوتا بگیری!
کی گفته تو این همه بیمار بشی 

به قانون بیمه گرفتار بشی!
فکر می کنم راس می گه اون دکتره 

هر چی نباشه بابا جون دکتره!
چی کار داره که بنده سرما خوردم 

یا این که گرما خوردم و نمردم
مریضی را بنده قاتق نکردم 

گناه من اینه که دق نکردم
مشتی غلوم تو بپا بیمار نشی 

اسیر دکترای غم خوار نشی!
وگرنه باید کیسه را شل کنی 

نکنه سر دیگِ مرض هول کنی
چون یا دوا نیست یا دوا نمی دن 

دوا به نیت شفا نمی دن
مثل "رها" بایستی حیرون بشی 

هم سخن درد فراوون بشی
مشتی غلوم پس چرا در سکوتی 

خسته ای یا خدا نکرده شوتی؟!
نه خسته ام، نه حیرونم، نه شوتم

از غم دردای تو در سکوتم

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید