امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 20:06:32

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

دریادلان؛

نامه محرمانه

چهارشنبه, 08 تیر 1390 ساعت 11:38 کدخبر :1720
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده :

 

پشت این چاردیواری ها و در پس این درهای بسته، توی همین کوچه پس کوچه ها ی خودمان، توی همین خانه های سبز و سرخ و آبی که گاهی هیچ صدایی از آن در نمی آید

و ما بارها بی تفاوت از کنارش رد شده ایم گاهی خبرهایی است که اگر بشنوی دلت می خواهد گریه کنی  ، فریاد بکشی. گاهی همین کسی که روی صندلی اتوبوسکنارت نشسته است و تو او را به هیچ گرفته ای راز دلی دارد که اگر بشنوی دوست داری دستش را ببوسی، همانی که توی صف نانوایی پشت سرت ایستاده است شاید دلی داشته باشد به وسعت دریا.

 

از راز دل این دریادلان خمینی شهری گاهی تو که همسایه دیوار به دیوارشان هستی هم خبر نداری، درد دل خیلی از آدم ها پنهان شده است در پس لبخندی که از سر ایمان است و  فقط خدایی از دلشان خبر دارد که در این نزدیکیست ...

جوهر این نامه ای که می خواهم تو را از محتوایش با خبر کنم هنوز خشک نشده است و برمی گردد به همین چند روز پیش و ایام البیض ماه رجب.

یکی از همان شب ها "حاج آقا محمد میردامادی" امام جماعت مسجد حاج ابراهیم زاغ آباد توی خانه اش نشسته بود که زنگ خانه به صدا درآمد، حاج آقا خودش را به پشت در رساند اما قبل از اینکه کسی را ببیند دستی دراز شد و پاکت نامه ای را به دست حاج آقا داد و رفت.

حاج آقا متعجب پاکت نامه را گشود: یک بسته اسکناس به همراه یک برگه کاغذ.

تای کاغذ را باز کرد:" با عرض سلام و پوزش.

من 15 رجب سال گذشته بیرون همین مسجد، زنجیر و پلاک طلایی را از گردن دخترکی باز کردم وبرداشتم، آن زمان به شدت به این پول نیاز داشتم و بلافاصله آن را به قیمت 180 هزار تومان فروختم اما در طول این یک سال بسیار از کرده خودم پشیمانم و دو ماه به سختی کار کرده ام تا توانسته ام 245 هزار تومان را که قیمت روز این مقدار طلا بود پس انداز کنم تا آن دنیا حق الناسی به گردنم نباشد.

خانواده این دختر بچه را هم نمی شناسم و از شما تقاضا دارم این پول را به صاحبش برسانید و آن ها را به امام حسین قسم می دهم که این بنده گناهکار خدا را حلال کنند، از رویشان به خاطر این همه تاخیر شرمنده ام اما باور کنید دنبال کار

می گشتم و به زحمت توانستم این پول را جور کنم."

حاج آقا صلاح دید پول و نامه را بسپرد به " حاج کریم کوهی" خواربار فروش روبروی مسجد یعنی درست تنها کسی که مادر بچه "خانم ربیعیان" پارسال این ماجرا را با او در میان گذاشته بود. حاج کریم هم بلافاصله او را خبر کرد و امانت را به صاحبش رساند.

خانم ربیعیان نه تنها از سر تقصیر این بنده خدا گذشت بلکه تمام این پول را هم به فقرا بخشید. پدر بزرگ "سپیده" می گوید: نه تنها او را بخشیده ایم بلکه دست و پایش را هم می بوسیم.

ایام البیض امسال اگرچه این بنده خدا شاید معتکف نشد، شاید اعمال ام داوود را به جا نیاورد اما کاری کرد کارستان.

مگر خدا از بنده هایش چه می خواهد...

نظرات  

 
#2 0 سیدسعید 08 شهریور 1391 ساعت 11:34
مختصری از زندگینامه حضرت آیت الله حاج سید محمد میردامادی «مدظله العالی» ایشان فرزند مرحوم آیت الله آقا سید محمد صالح«ره» و از علمای معاصر و ساکن سده اصفهان می باشد. عالمی است فاضل و زاهدی وارسته . ایشان در اصفهان در مدرسه میرزا حسین واقع در بازارچه بیدآباد ساکن وبه حوزه درس اساتید فاضلی از جمله حضرات آیات آقا سید احمد آقا مقدس ، آقای سید حسن مدرس و آقایان کوپائی ، طیب و اردکانی حاضر و بطور مجدانه ای به تحصیل مقدمات و سپس به علوم فقه و اصول پرداختند. بعد از مدتی به مدرسه چهارباغ اصفهان (امام صادق علیه السلام) انتقال یافتند. ایشان در سالهای متمادی از محضر درس آیت الله آقا سید محمدرضا خراسانی ، آیت الله حسین خادمی و در رشته حکمت و فلسفه از حوزه درس حکیم ، فیلسوف و عارف مشهور اصفهان آقای حاج شیخ محمود مفید بیدآبادی بهره های کاملی گرفتند. ایشان با تعدادی از علماء شهر اصفهان از جمله آیت الله العظمی آقای میرزا حسین مظاهری و مرحوم شهید سید محمد بهشتی و مرحوم حاج آقا مرتضی مدرس همدرس بوده اند. در امر تعلیم شاگردان نیز سعی و تلاش وافری داشته و عالمان متدین و شایسته و فاضلی را به جامعه روحانیت اصفهان تقدیم داشته اند که فی الجمله می توان از حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج آقا مهدی مظاهری و مرحومین حجج اسلام آقایان قومی نژاد و تمنائی نام برد. ایشان بحمدالله در قید حیات و در مساجد حاج ابراهیم سلطان و مسجد ارسی (امیرالمؤمنین علیه السلام) ورنوسفادران اقامه جماعت و مردم را به احکام اسلام آشنا می نماید. نامبرده روحانی بسیار متعصب و متعهدی است و در امر بمعروف ونهی از منکر غیور و باشهامت بوده و به خاندان عصمت و طهارت عشق می ورزد. تواضع و فروتنی همراه با ساده زیستی که از خصیصه های ذاتی پدر بزرگوارشان مرحوم آقا سید محمد صالح بوده در تمامی دوره زندگانی سرلوحه عمر پر بار و پر برکت ایشان می باشد.«برگرفته از:1- مرقومات اخوی بزرگوار ایشان ، حاج سید حسن میردامادی. 2-یادنامه فقیه اهل بیت آیت الله سیدبحرالعلوم میردامادی،سیدمص لح الدین مهدوی ص33. 3 -خمینی سهر شهری که ازنوبایدشناخت،س یدباقرمیردامادی ص313»
نقل قول
 
 
#1 0 همدم 08 تیر 1390 ساعت 17:54
تشکری دارم از سردبیر محترم بعضی وقتها فاصله ی فقر تا بی ایما نی به یک تار مو است حالا بماند از کسانی چرخ دنیا وروزگار بر وفق مرادشونه چنان فخری به زمین و زمان میفروشند که بیا وببین کم نیستند ادمهایی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند ودم نمی زنند به راستی انسانیت کجا رفته است پیامبر ص می فرماید مسلمان نیست کسی که با شکم سیر بخوابد وهمسا یه اش گرسنه باشد ضعف وخودخواهی نمیگذارد خبر از همسایه داشته باشیم به راستی مسئول این اوضاع طبقا تی کیه
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید