امروزپنجشنبه, 18 آذر 1395-- Thursday Dec 08 2016

ساعت 06:01:49

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 08:02:17

گفتگو با دکتر سیما فردوسی در حاشیه سمینار خانواده موفق؛

اغلب رفتارهاي فاجعه آمیز ريشه در مواد مخدر دارد

یکشنبه, 01 آبان 1390 ساعت 11:07 کدخبر :2885
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : لیلا پیمانی

خانم دکتر سیما فردوسی دارای مدرک دکترای روان شناسی از چهره های محبوب تلویزیونی است که خیلی وقت ها حرف هایش چراغ راه خیلی ها شده است. برای همین ما هم سعی کردیم به هر سختی بود در حاشیه سمینار بزرگ "خانواده موفق" که گزارش آن در شماره 57 به چاپ رسید، گفت و گویی هر چندکوتاه با او ترتیب بدهیم و از راهنمایی هایش بهره مند شویم

اگرچه انتظار می رفت سخنرانی 45 دقیقه ای خانم دکتر در سمینار با توجه به اینکه حضار غالبا پدر و مادرهای جوان بودند و قاعدتا با سواد از سطح بالاتری برخوردار باشد. در هر حال فاصله سالن سینما فرهنگ تا رستوران هم غنیمت بود برای یک مصاحبه 12 دقیقه ای آن هم داخل اتومبیل.

 

فعالیت و حضور خانم ها در عرصه اجتماع بسیار چشمگیر است، به نظر شما یک خانم چگونه می تواند در کنار یک فعالیت سالم و موفق اجتماعی و اقتصادی، همسر و مادر خوبی هم باشد؟

من معتقدم اگر خانمی می خواهد کار کند این کار در درجه اول باید نفعی به حال خانواده داشته باشد و درگام بعدی برای اجتماع مفید باشد، باید ببیند این کار چه پیامدی دارد و این وقتی را که از خود و خانواده صرف این کار می کند مثمر ثمر هست؟ خیلی ها بیرونند اما فقط وقتشان را تلف می کنند و کار چندان مفیدی انجام نمی دهند.

اگر این شرایط که شما می گویید فراهم باشد و وارد عرصه اجتماع شود، تربیت فرزندان دچار خدشه نمی گردد؟

خیر، این نیاز به برنامه ریزی دارد، البته باید کسانی باشند که یاریش کنند، همسرانشان، مادرانشان تا بتوانند با فراغ بال به کار و فعالیتشان بپردازند.

بین صحبت هایتان در سمینار اشاره ای هم به شهروند الکترونیک داشتید، آیا این فناوری در تقابل با روابط انسانی قرار نمی گیرد؟ سنت های خوب و مفید ما را تحت الشعاع قرار نمی دهد؟

این دو باید موازی با هم باشند، ما نمی توانیم بگوییم انسان ها فقط شهروند الکترونیک باشند و تبدیل به ربات بشوند و سر و کارشان فقط با ماشین باشد چون در این صورت انسان ها مهارت های ارتباطی را از دست می دهند وجامعه بی روح می شود، استفاده از این فناوری در جای خود، اما سنت های خوبی که به رشد انسان ها کمک باید بماند.

مظاهر مدرنیسم در سال های اخیر یکی بعد از دیگری نمایان می گردند و تبدیل می شوند به مطالبه فرزندان از والدین مثل انواع مدل موبایل، تکلیف والدین در مواجهه با این جریان پیش رونده چیست؟ تسلیم باشند یا انتخاب گر؟ اگر باید انتخاب کنیم، انتخابمان چه معیارهایی باید داشته باشد؟

تسلیم محض بودن که مسلما رد می شود، باید انتخاب درست داشت، در این مورد توصیه می کنم حتما با کسانی که صلاحیت دارند مشورت کنند و حتما اطلاعات لازم را کسب نمایند.

بعضی وقت ها اعمال ناشایستی از بعضی ها سر می زند که باعث می شود یک شهر زیر سوال برود، از نظر روانشناختی ریشه این بزهکاری ها را در کجا باید جستجو کرد؟

من فکر می کنم باید به این مساله خیلی توجه داشته باشیم که آیا این بزهکاران از مصرف کنندگان مواد مخدر هستند یا خیر؟ آنچه که ما الان می بینیم افرادی که کارهای نابهنجار انجام می دهند تحت تاثیر مواد مخدر هستند و وقتی عاملی روی مغز اثر می گذارد رفتار را هم عوض می کند و رفتارهای ناشایست به این سنگینی و حادی نمی تواند موثر از مواد مخدر نباشد البته باید مسائل دیگر مثل عوامل محیطی و خانوادگی را هم در نظر گرفت و اینکه آیا این افراد سابقه دار بوده اند یا نه؟

یکی از مشکلات عمده تربیتی در این سال ها ورود فرزندسالاری به فرهنگ تربیتی ماست، علتش را چه می بینید؟

خستگی ناشی از مشغله ها و مشکلات فراوان در زندگی، والدین را دچار غفلت کرد، ببینید می گویم خستگی نه بی دانشی و بچه ها هم از این رهایی سو استفاده کردند یکی دیگر از علت ها وجود یک نگرش منفی در ذهن بعضی هاست که فکر می کنند هرچه بچه طلب کرد باید برایش فراهم کنند و البته یکی دیگر از علل هم عدم هماهنگی بین پدر و مادر است و این تضاد ها باعث می شود قوانین ضعیف عمل کند.

بعضی معتقدند این مشکلات معلول استقبال ما از دستور العمل های تربیتی دانشمندان و روان شناسان غیر ایرانی است که با ما چندان سنخیت دینی و فرهنگی ندارند، همینطور است؟

من خارج از ایران بوده ام و آنجا تحصیل کرده ام، آنها بعضی جاها بسیار سخت گیرند و "نه" را راحت در برابر بچه ها به کار می برند اما از آنجا که ماها آدم های عاطفی هستیم یک جاهایی قانون می گذاریم اما در عمل به آن ضعیفیم مثلا چون مدارس فردا تعطیل است بچه اجازه دارد تا ساعت 1 نصف شب پای تلویزیون بیدار بماند.

امروز در سخنرانی تان به شکل بی سابقه ای حرف از معنویت و اعتقادات بود، وضعیت جامعه را از این لحاظ چطور می بینید؟

متاسفانه مسائل معنوی در جامعه رو به ضعف است و می طلبد که همه، من روان شناس، جامعه شناس ها، معلم، خبرنگار و... هدفمان را یکی کنیم چه در زندگی خصوصی و چه در اجتماع چرا که وقتی اعتقادات سست شود هر نوع رفتار فاجعه آمیزی ممکن است رخ بدهد چون زشتی کار درک نمی شود و من یکی از عوامل این ضعف اعتقادات را مواد مخدر می دانم چراکه وقتی این مواد روی مغز اثر می گذارد همه چیز را از آدم می گیرد.

خمینی شهر را چطور دیدید؟

شنیده بودم که مردمانی مذهبی و معتقد هستند و پایبند به سنت ها، امروز هم که برای اولین بار به این شهر آمدم خمینی شهری ها را آدم های فرهنگ دوستی دیدم، مسوولین شهر هم تقاضا داشتند که این جلسات ادامه پیدا کند و این نشان می دهد که هم نیاز را می بینند و هم به علم اعتقاد دارند و من این را به فال نیک می گیرم.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید