امروزجمعه, 19 آذر 1395-- Friday Dec 09 2016

ساعت 23:09:58

آخرین به روز رسانی : پنج شنبه 09:55:11

انقلاب مشروطه

دوشنبه, 08 فروردین 1390 ساعت 08:06 کدخبر :677
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رسول صرامی (سروش)
مبارزات مردم خمینی شهر در دوران مشروطییت

خمینی شهر؛ شهری که در قدیم به آن اردشیرشهر، مهربین، کهندژ، کوک و ماربین گفته اند از کهن ترین شهرهای ایران است.

موضوع این نوشتار با عنوان نقش مردم خمینی شهر در نهضت مشروطیت ایران جزیی از مبارزات پیگیر مردم ایران برای بدست آوردن آزادی مشروع و حکومت قانون به حساب آمده و جدای از آن نیست.هدف این مقاله باز نمایاندن گوشه هایی از چگونگی شکل پذیری مبارزات مردم سده برای برپایی حکومت مشروطه مشروعه است که به صورت مختصر با بررسی علل و انگیزه های آن تا زمان آزادسازی اصفهان در دوران استبداد صغیر با توجه به اولین نشریه منتشر شده در اصفهان می پردازد.
همزمان با مقدمات واگذاری امتیاز انحصار تنباکو در مسافرت سوم ناصرالدین شاه به فرنگ، تشکیلات اداری وسیعی که ظل السلطان در اصفهان درست کرده بود در اجرای فرمان ناصرالدین شاه (1306ه.ق) شروع به خریداری املاک مرغوب به نفع ظل السلطان حاکم اصفهان نمود. از پی آمدهای مهم واگذاری املاک خالصه، گرایش تجار و دیوانیان و اشراف به خرید اراضی مرغوب و تمرکز سرمایه ها در بخش کشاورزی بود. این مسئله موجب شد که سرمایه ها برای تولیدات کشاورزی نظیر تریاک، پنبه و تنباکو در اراضی اصفهان (و ماربین) که غربی ها خواستار آن بودند به کار افتد و زمینه برای وابستگی های اقتصادی بیشتر فراهم آید. کنسول رسمی انگلستان در گزارش رسمی خود در سال 1317ه.ق از نارضایتی روستاییان از واگذاری املاک به اشراف ثروتمند چنين می نویسد: «روستاییان در ایام گذشته بهره مالکانه خود را به صورت جنسی به دولت می دادند و آن را به نرخ پایینی خریداری می کردند و آن چه را که برای احتیاجات خوراکی و بذر خود از غله بدست می آوردند، به قیمت خوبی در بازار آزاد می فروختند و قیمت رایج هم در بازار معمولی و عادی بود و حال آنکه امروزه صاحبان غلات کلان قادرند برای غلات خودشان قیمت دلبخواهی تعیین نمایند و روستاییان به جای اینکه یک کارفرما و ارباب آسانگیری داشته باشند به شدت محتاج شندر غاز پول اربابان خودشان هستند. بدین ترتیب روستاییان از جمله کشاورزان سدهی که کارد به استخوانشان رسیده بود ناچار شدند به نهادهای فتوت گرایانه عیاران و فتیان متوسل شده و در امامزاده بست بنشینند.
در اصفهان جناح قدرتمند خانواده نجفی (آقایان مسجدشاهی) و محله چهارسوق به همراه امام جمعه اصفهان سلطان العلما میر سیدمحمدحسین که در سال 1296ه.ق با مخالفت ظل السلطان منصب خود را از دست داد حوزه های روحانی قدرت معنوی را در اختیار داشتند. پس از استقرار نظام مشروطه در ایران در سال 1324 ه.ق / 1285ه.ش در اصفهان عده ای آشکارا مجلسیان را متهم به بی دینی نمودند و حتی در مسجد امام اعتراضات شدیدی نسبت به سخنرانی یکی از مخالفین مشروطه اتفاق افتاد.
در واکنش با این اقدامات در تاریخ سه شنبه 13 جمادی الثانی 1325ه.ق عریضه ای از فداییان سده به انجمن ولایتی اصفهان رسید. این انجمن در روز 6 ذی قعده1324ه.ق در محل عمارت چهلستون اصفهان به عنوان اولین نهاد اجتماعی و سیاسی تشکیل شد که از اقدامات مفید این انجمن انتشار روزنامه ای تحت عنوان روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان در تاریخ 21 ذی قعده 1324ه.ق بود. این روزنامه به مدیریت آقای سراج الدین صدر جبل عاملی در چهار صفحه در اصفهان منتشر می شد این نشریه در ابتدا تحت عنوان «انجمن مقدس ملی اصفهان» و سپس «انجمن مقدس ولایتی اصفهان» و در نهایت «انجمن اصفهان» منتشر شد. روزنامه مذکور ارگان انجمن ولایتی اصفهان بوده است. این روزنامه در سالهای اول و دوم هفته ای یکبار، روزهای یکشنبه به چاپ می رسید.
طومار فداییان سده با حدود سیصد امضاء از انجمن ولایتی درخواست کرده بودند که: «نماینده مخالف مشروطه، اعزامی از تهران را رفع نموده یا آنکه خود آنان درصدد رفع آن برآیند. «مرحوم حاج آقا نورالله با نمایندگان اهالی قصبه سده صحبت نموده و به آنها اطمینان داد که شخصاً شیخ را خواسته و رفع نماید. طومار مذکور با مذاکره با روحانیت مشروطه خواه قصبه سده و با خط میرزاحسین مکتب دار (ازقصبه فروشان) نوشته شده بود. مرحوم حاج آقانورالله با نمایندگان اهالی سده صحبت نموده و به آنها اطمینان داد که شخصاً شیخ مازندرانی را خواسته و رفع نماید.
با فرارسیدن سال روز صدور فرمان مشروطیت در روز 17جمادی الثانی1325ه.ق اهالی سده جشن باشکوهی در چشم منظر به راه انداخته و مرحوم حاج آقانورالله به محل چشم منظر در سده رفته و از افراد مسلحی به نام سربازان ملی که مشغول رژه رفتن بودند بازدید نمود. در این روز از قریه فروشان افرادی مشق کنان به طریق نظام و سرباز با طبل و الم های فراز وارد شدند. حدود پانصد نفر از آنها تفنگ به دوش اشتغال به مشق داشتند. با افزوده شدن تعداد دیگری از قریه خوزان، ورنوسفادران و اندوان تعداد این افراد به حدود 200 نفر رسید وحاج آقانورالله دستورداد تا اسامی این افراد را در کتابچه ای ثبت کرده به اطلاع مجلس شورای ملی ارسال دادند.
با برکناری نظام السلطنه حاکم اصفهان، نیرالدوله در 3 جمادی الثانی 1325ه.ق به حکومت اصفهان رسید. مشکل کمبود و احتکار گندم و ناامنی راهها و انتخاب انجمن از مشکلات اساسی نیرالدوله بود. شایعه بازگشت مجدد ظل السلطان حاکم سابق و مستبد اصفهان باعث شد تا مردم به کنسولگری روسیه و انگلستان رفته و از استعمارگران تقاضا کرده پا در میانی کرده و اجازه ندهند تا ظل السلطان به حکومت اصفهان منصوب شود! بدین ترتیب لیزا وسکی کنسول روسیه به مردم اطمینان داد که شاهزاده تنها برای سرکشی املاک و دارایی خود به قمیشلو آمده و بعد از چهل روز به تهران بازخواهد گشت.
ظل السلطان در این مرحله لباس مشروطه خواهی به تن کرده و حتی در جشن سالروز اعطای مشروطیت جلوي خانه خود را طاقی زد و دستگاه پذیرایی چید. در چنین اوضاع و احوالی مرحوم حاج آقا سدهی همچون شهید شیخ فضل الله نوری با مشروطه خواهان بیگانه طلب شروع به مخالفت نموده و در مسجد حاج محمدجعفر بر فراز منبر از او اعلام شد: «که مرا گول زدند و فریب دادند» جو بدبینی و سوءظن و یک شبه مشروطه خواه یا مستبد شدن های اشخاص در خفای اصفهان آن روزگار امری عادی بود. بدین ترتیب سدهی ها به تدریج به گواهی شماره های در دست روزنامه انجمن مقدس ملی اصفهان که در دوران مشروطه اول منتشر شد بارها علیه حکومت مشروطه اعتراض و حتی از دستورات آن سرپیچی نموده و گاه به بهانه عدم تصویب مجلس و انجمن از پرداخت مالیات و حقوق دولتی سرباز زده بودند و حتی هنگامی که نفعشان ایجاب می کرد علیه انجمن دست به اقدام زده و فرامین آن را اجرا نمی کردند آنان خواهان مشروطه مشروعه بودند.
منابع
-روزنامه انجمن مقدس ملی ایران.سال اول ش:28و34و31و30:صفحات2و3و6
-سده در گذر زمان
-تاریخ بختیاری: سردار اسعد بختیاری
 
 

نظرات  

 
#1 0 علی 23 فروردین 1390 ساعت 15:02
جالب بود
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید