امروزچهارشنبه, 17 آذر 1395-- Wednesday Dec 07 2016

ساعت 18:20:18

آخرین به روز رسانی : جهار شنبه 07:56:45

نیشخند؛

باز گشت بوزينه از فضا

یکشنبه, 04 دی 1390 ساعت 12:55 کدخبر :3371
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : رامین شاهین

 

نزديك دو هزار سال قبل از اينكه بي بي سي با امكانات وسيع دست به ساختن فيلم ها مستند از زندگي حيوانات بزند در جنگل هاي هندوستان نويسنده اي تصميم به نگارش ارتباطات جانوران گرفت و به اين منظور بركه ها و نزهتگاههای آن جنگل را شناسايي و ده ها پوست آهو و خمره اي مركب بر اسبي نهاد و عازم جنگل شد و كلبه اي چوبي ساخت و كار خود را شروع كرد.

 

روش هايي كه نگارنده كتاب كليله و دمنه براي فهم زبان حيوانات بكار برد بسيار ساده و ابتدائي بود و عبارت بود از:

فال گوش ايستادن و كار گذاشتن ني هاي بلند كه يك سر آن به لانه حيوانات و سر ديگر به كلبه نويسنده ختم مي شد، استخدام جاسوسان و خبر چينان كه در گوشه و كنار جنگل پنهان و به حرف هاي حيوانات گوش مي دادند و نيز استخدام افراد لب خوان و زاده جنگل كه مي توانستند از روي حركات پرندگان منظور آنها را بفهمند.

از روش هاي ديگر مورد استفاده پهن كردن دام براي حيوانات و به دام انداختن برخي از آنها بخصوص كساني كه ساده لوح بودند و سپس بكار گيري روش هايي كه آنها را سر عقل مي آورد و لب به سخن گشوده و اسرار زندگي خود و ديگران را فاش مي نمودند.

القصه روزي از روزها كه نويسنده مشغول نگارش داستان زندگي بوزينگان بود، اتفاق عجيبي افتاد و آن اينكه جسم دوّار و نوراني به بالاي درخت انبوه که محل زندگي آنها بود نزديك شد و يكي از بوزينگان را با خود برد.

كاتب متعجب و حيران صحنه بديد و مبهوت بماند و لحظاتي بعد با خود گفت از بس با اين جك و جانورها همدم شده ام وهم و خيالات مرا فرا گرفته، بهتر است كمي قدم بزنم و يك ماهي از بركه بگيرم و كباب كنم تا حالم سرجايش بيايد، مبادا از اين اتفاق با كسي صحبت كنم و يا آنرا كتاب كنم كه بيم كتابي شدن مي رود و اگر دشمنان و حسودان چنين مطلبي را بخوانند مرا جني خطاب كرده و آنگاه كتابم مجوز نخواهد گرفت و از دربار سلطان اخراج خواهم شد، ‌لذا از اين ماجرا نه خطي نوشت و نه دمي با كس برآورد و كاتب به كار خود ادامه داد و كليله و دمنه نگارش و به دربار تقديم و نويسنده پاداش خود بگرفت سالها بعد كساني از جمله ايرانيان رنج سفر بخود هموار و به هندوستان رفتند و آنرا به فارسي ترجمه و البته شاخ و برگي هم به آن افزودند.

اما چندی پیش بيش اتفاق جالبي افتاد و آن اينكه خبرنگاران زیرک و تیزبین و دوستان آنها يعني فرصت طلبان خبرنگار متوجه شيئي نوراني و دوار كه همان بشقاب پرنده باشد در آسمان همان منطقه كه زمان نگارش كليله و دمنه جنگل بود و امروز  برج هاي سر به فلك كشيده آنجا ساخته شده است گرديدند.

خبرنگاران آن شيئ را رصد كردند و البسه خبرنگاري برداشته و خود را به محل رسانيدند و مشاهده نمودند كه موجودي بر فراز يكي از اين برج ها از سفينه پياده شد و سفينه محل را ترك كرد، پس خود را به آن موجود رسانيدند، با كمال تعجب بوزينه اي را ديدند او را احاطه و سؤال پيچ كردند و بوزينه چنين گفت: چند روز پيش برفراز درختي مشغول امور جاريه بوديم كه سفينه به ما نزديك شد و مرا ربود و به كره خود برد و پس از چند روز وارسي و امتحانات مرا به اين مكان بازگردانيد اگر مي توانيد جنگل را به من نشان بدهيد، آنجا كاتبي بي كار هم مشغول كتابت می باشد، شايد تاكنون داستان مرا كتابت كرده و اكنون موضوع كتابي شده باشد و شما ماجرا را بدانيد.

خبرنگاران اظهار بي اطلاعي كرده و چيزي از حرفهاي بوزينه سر در نياوردند اما بوزينه كه به سرعت در حال پير شدن بود نشانه هايي داد كه وقتي ساعتي بعد مرد از روي گفته ها و نشانه های خبرنگاران متوجه شدند اين بوزينه در زمان كتابت كليله و دمنه از جنگل ربوده شده و به فضا برده شده و خبر آن جايي درز نكرده است.

بدين ترتيب خبري كه انعكاس نيافته بود بعد از هزاران سال فاش گرديد و يكبار ديگر معلوم شد كه هيچ چيز در اين جهان از ديد مردم پنهان نمي ماند و بالاخره روزي لو خواهد رفت.

مطالب مرتبط:

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید