امروزيكشنبه, 21 آذر 1395-- Sunday Dec 11 2016

ساعت 11:47:32

آخرین به روز رسانی : یک شنبه 13:03:13

سئوالی دوستانه از نماینده
سرمقاله؛

سئوالی دوستانه از نماینده

جمعه, 20 مرداد 1391 ساعت 20:54 کدخبر :4385
فرستادن به ایمیل چاپ
نویسنده : محسن حیدری فرد

پنجشنبه 29 تیرماه مقامات ارشد شهرستان در ساختمان سپاه ناحیه منتظر بودند تا وزیر راه و شهرسازی که قرار بود با چرخبال وارد شهرستان شود، از راه برسد. نماینده شهرستان کمی دیرتر از دیگر مقامات از راه رسید. در مقابل درب ورودی سپاه، چشمش به خبرنگار "فرصت" افتاد و از او پرسید چرا نمی آیی داخل؟و وقتی خبرنگار گفت که مسئولان متولی جلسه، از ورود من ممانعت کرده اند، "محسن صرامی" به داخل رفت و دقایقی بعد برگشت. او برمی گشت و یکی از مسئولان جلسه به دنبالش، تا او را قانع کند که بماند! محسن صرامی دوباره رفت داخل جلسه و لحظاتی بعد، اجازه ورود خبرنگار "فرصت" صادر شد. بعداً معلوممان شد که "صرامی" پس از ورود به محل جلسه، در مقابل همه مسئولان شهرستان صراحتاً گفته بود اگر اجازه ورود خبرنگار "فرصت" را ندهید من هم می روم. و اینچنین برخی مقامات مربوطه "ناچار" شدند خبرنگار را راه بدهند تا در حضور وزیر، حاشیه درست نشود...

وقتی ماوقع را شنیدم متحیر شدم. از اینکه هنوز هم در شهرستان ما متولیان یک جلسه مهم و رسمی، از ورود خبرنگار ممانعت می کنند، و مهم تر از آن، از اقدام نماینده. می اندیشیدم که در روزگاری نه چندان دور، نماینده وقت چگونه مانع کسب خبر توسط "فرصت" و خبرنگارانش می شد و اکنون، فرد دیگری در همین مسند، چگونه از خبرنگار و جریان آزاد اطلاعات آنهم به نفع مطبوعه محلی مردم خمینی شهر دفاع می نماید. می اندیشیدم که مگر "محسن صرامی"  برای محقق شدن نظراتش، چند بار می تواند یک جلسه رسمی را به نشانه اعتراض ترک کند تا به خواسته اش تمکین کنند؟ مسلماً زیاد نیست. و او آنقدر برای رسانه اهمیت قائل است که یک بار این دفعات را برای "فرصت" هزینه می کند...

و ما این ماجرا را در شماره 76 نشریه که در تاریخ دوم مردادماه منتشر گردید بصورتی خفیف بازتاب دادیم.

و اما اندکی بعد ورق کاملاً برگشت... شنبه هفتم مردادماه – 8 روز پس از آن حمایت جانانه – فرا رسید. جلسه شورای اداری شهرستان بود. همه مسئولان حضور داشتند و برخی مسئولان استانی هم، و نوبت سخنرانی "محسن صرامی"بود. او به ناگاه در میان سخنرانی اش، پای "فرصت" را پیش کشید و در میان تعجب برخی و نیشخندهای برخی دیگر، چنین گفت: " خب! قرار شد هر جلسه چیزی بگوییم که فرصت بنویسد تا روزنامه را بخرند. این روزنامه فرصت گاهی یک چیزی می نویسد؛ برای خودش هم می نویسد، برای ما نمی نویسد. بیشتر هم قصدش این است که این دوهفته نامه روی دکه نماند. ما هم باهاشون درگیر نمی شویم چون همان بلایی را که سر سیدجواد ابطحی آوردند و یا سر افراد دیگر آوردند احتمالا بخواهند سر من هم بیاورند. نوشته اند که تنها نماینده ای که دفترش بسته است [منم]. دفتر نماینده 5 صبح موقعی که فرصت خواب است باز است تا 11 شب. موقع هایی که در شهرستان هستم 5-4 صبح می روم در دفترم. ارباب رجوع را به صورت سنتی راه نمی اندازم بلکه مسئول دفتر زنگ می زند به متقاضیانی که به دفتر مراجعه کردند که فلان ساعت بیا تا کسی پشت در بسته نماند. یعنی وقتی ما بیداریم آقا فرصته خواب است. یهو موجی در بدنه شهر ایجاد می کند مثل اینکه یک چیزیشان می شود. حالا همین را هم می نویسند تا بفروشند..."

گفتم تعجب و نیشخند؛ برخی حاضران جلسه که از اقدام هفته پیش نماینده آگاه بودند به شدت متعجب شدند و برخی دیگر که چندان دل خوشی از انتقادات "فرصت" ندارند، نیشخندی زدند و دقایقی دلشان شاد شد. جالب آنکه صرامی بلافاصله پس از این عبارات، از فرماندار به سبب نشست های خوبی که در فرمانداری برگزار می شود "تقدیر" کرد...

ما هم البته متعجب شدیم. و کمی که بررسی کردیم متعجب تر. نماینده ظاهراً از درج یک تلفن مردمی در شماره 75 نشریه به تاریخ 19 تیرماه به شدت گلایه مند شده بود. آن پیام تلفنی چنین بود: "آقای صرامی اولین نماینده ایست که دفترش تعطیل است. (یک شهروند)" ما متعجب شدیم و به یک معنا حیرت زده. چرا که اولاً این پیام تلفنی، قبل از آن جلسه معروف که نماینده به حمایت از "فرصت" برخاسته بود درج گردیده نه بعد از آن، و این نشان می داد که برخی از این شیرپاک خورده ها که مدام در اطراف مسئولان می چرخند و تلاش می کنند به دیدگاههای مسئولان "جهت"بدهند احتمالاً تا آن تاریخ، آن شماره "فرصت" را بطور کامل نخوانده بودند! و ثانیاً این انتقاد شدید با آن ادبیات عجیبش، به هیچ وجه با این پیام تلفنی دو خطی تناسب نداشت...

می اندیشیدم چه شده است که نماینده به فاصله یک هفته، چنین تغییر جهت داده است؟ برای او بداء حاصل شده؟ حقیقت جدیدی بر ایشان منکشف گردیده؟ ... یا مسائلی در پس پرده هست که ما بی خبریم؟

دلیلش چندان مهم نیست. مهم آنست که نماینده در حالی که می توانست جوابیه ای در یک خط برای فرصت بفرستد و پیرامون نحوه کار دفترش، به مردم "توضیح" دهد بگونه ای غیرمنصفانه، این پیام مردمی را به موج سازی، اقدامی برای فروش بیشتر و .. تعبیر می کند و با لحنی نیش دار "فرصت" را می نوازد.... آیا نماینده دهها تلفن مردمی را که در نقد شهرداری است و ما درج می کنیم نمی بیند؟ و یا پاسخ های مکتوب شهرداری را که بدون آنکه اعتراض کند و بگوید یک چیزی تان می شود فقط پاسخ می دهد.

به یاد مصاحبه اختصاصی "فرصت" با صرامی در آستانه ورودش به مجلس افتادم که در همین امسال درج گردید. در مقدمه آن مصاحبه چنین نوشتم: " اكنون ديگر نسبت "فرصت" بعنوان مطبوعه شهرستان و نماينده افكار عمومي، با نماينده شهر نسبت ديروز نيست. و به ما حق بدهيد كه زبان گوياي مردم باشيم، "ضعف" هايتان را به نقد بكشيم و خدماتتان را هم بگوئيم. و نسبتي كه "فرصت" با نماينده شهرستان در مجلس برقرار كرده و مي كند، در قبال اشخاص مختلف هيچ تفاوتي ندارد؛ اين نماينده چه سيدجواد ابطحي ياشد چه محسن صرامي. و "فرصت" همان مطالبات مردمي را از نماينده ديروز، از امروز و تا پايان دوره جديد پيگيري خواهد كرد. اميد داريم كه محسن صرامي با توان و انگيزه بالايش، بتواند گامي در جهت توسعه خميني شهر بردارد. و البته معتقدم او بايد "سياست ورزي" و "حزم و دورانديشي" را چاشني اين توان و انگيزه كند..."

و در همان مصاحبه از او پرسیدم "صریح و روشن به ما بگویید که ظرفیت نقدپذیری شما تا کجاست؟ چقدر می توانیم عملکرد شما را و نه شخصیت شما را نقد کنیم؟" و او شجاعانه پاسخ داد: " شما وظیفه اخلاقی و رسانه ای خودتان را انجام دهید دنبال نظر ماها نباشید... به عنوان یک رسانه پرقدرت شهرستانی از همه مسؤولین و از بنده ناچیز هر موقع که نقدی دارید بیایید تا یک جلسه نقد بگذارید... مثلا شما 50 نفر از نخبگان را جمع کنید در جلسه اي، و فرماندار و نماينده و ... را به نقد بکشید چه اشکالی دارد؟ متولی این کار هم شما هستید..."

آن پاسخ ها، ما را به شدت امیدوار کرد که نماینده، حامی جریان آزاد اطلاع رسانی است. و البته ظاهراً تا شماره 75 هم همینگونه بود تا آن پیام تلفنی درج گردید. یک محاسبه سرانگشتی کردیم و دیدیم "فرصت" از شماره 68 تا 76 حدود 23000 کلمه مثبت و تنها 10 کلمه انتقادآمیز که همان پیام تلفنی بود، در قالب خبر و گزارش و مصاحبه در مورد "محسن صرامی" منتشر کرده است.

و من – بعنوان یک شهروند این شهر و یک روزنامه نگار مطالبه گر – از نماینده گرامی می پرسم آیا هزینه یک نقد 10 کلمه ای که آنهم موضع مردمی بود نه نظر "فرصت"، اینقدر بالاست؟ و آیا او به همین راحتی چشم را بر آن 23000 کلمه بست؟ پس آن همه وعده دوران انتخابات برای صبر و مدارا و انتقادپذیری کجا رفت؟ و آیا "صرامی" می خواهد هزینه نقد خود را بالا ببرد؟ نکند خدای ناکرده او برای خود "هاله نور"ی قائل باشد؟

در همان شماره 75 که حاوی پیام تلفنی بود، خبر دوم صفحه اول مربوط بود به اولتیماتوم نماینده در اعتراض به تصادفات بلوار آزادگان که در عالم روزنامه نگاری حرفه ای، یک رپرتاژ تمام عیار 510 کلمه ای برای نماینده و در تأیید او بود. ما البته از این زاویه نگاه نمی کنیم. و هرگز اینگونه نگاه نکرده ایم که فلان خبر و گزارش مان به نفع فلان مسئول است یا به ضررش. ما در "فرصت" از ابتدا بنای کار را بر آن نهاده ایم که هر اقدام و قدمی که مسئولان شهرستان برای رفع مشکلات مردم بردارند – خواه این مسئولان از "فرصت" خوششان بیاید یا نه – را بازتاب دهیم چرا که به جد معتقدیم این مردم، دلداده انقلاب و ارزشهایند و اگر این مشکلات از پیش پایشان برداشته شود، برای نظام همواره در میدان خواهند بود. و این مشکلات همانهاست که "فرصت" سه سال است با صدای بلند مطرح نموده، و اگر نماینده، و فرماندار و دیگر مسئولان – هر که باشند – گام بردارند تا مثلاً کمربندی تکمیل شود، از تخریب باغات جلوگیری گردد، فضای سبز شهرستان از بین نرود، حق خمینی شهری ها از عوارض آلایندگی و بودجه های فرهنگی و امکانات اقتصادی و ... استیفا گردد، اماکن فرهنگی و ورزشی توسعه یابد، بودجه ها عادلانه به خمینی شهر برسد و ... "فرصت" این مسئولان را و خدماتشان را با صدای بلند به رخ می کشد و آن 23000 کلمه هم در همین راستا بوده است. اما... اما در عین حال، نقد صادقانه و منصفانه، و مطالبه گری از مسئولان را – هر که باشند – وظیفه انقلابی و اسلامی خود می دانیم. و اگر غیر از این بود، وجود "فرصت" و این هزینه ها از جیب مردم و از بیت المال مسلمین، چه توجیهی داشت؟

البته معتقدیم که هنوز زمان نقد عملکرد نماینده فرا نرسیده است، نه بدین دلیل که او، "محسن صرامی" است بلکه بدان جهت که هنوز در ابتدای کار است و باید فرصت اقدام داشته باشد. زمانی باید بگذرد که بتوان به قضاوت نشست. مسلماً در آن زمان، "فرصت" عملکرد نماینده را به نقد و تحلیل خواهد گذاشت، نقاط مثبتش را بازگو خواهد کرد و اشکالاتش را با خود او و با مردم، در میان خواهد گذاشت.

نماینده محترم و همه مسئولان را به خواندن سخنان اخیر دکتر غفوری مدیر مسئول نشریه در جمع معاونان شهرداری که تبیین کننده اصول و چارچوب های اعتقادی و آرمان های انقلابی "فرصت" است توصیه می کنم.

"محسن صرامی" اکنون باید بداند که یک "مسئول" است و هزاران مردمی که به او رأی دادند و یا رأی ندادند، منتظر عمل او به وعده هایش هستند که البته در این مدت برای آن تلاش زیادی هم کرده است.... و در عین حال، هنوز هم معتقدم او بايد "سياست ورزي" و "حزم و دورانديشي" را چاشني اين توان و انگيزه كند... و به شدت از حاشیه ها بپرهیزد... و بداند که "فرصت" آن آرمان های انقلابی و اصول اعتقادی خودش و از جمله نقد مسئولان را تحت هیچ شرایطی رها نخواهد کرد...

در جلسه اخیر مسئولان با وزیر راه و شهرسازی، او نسخه ای از "فرصت" را که حاوی عکس و خبر تصادف خونین در بلوار آزادگان بود به وزیر نشان داد تا عمق فاجعه را توضیح دهد، و بدین طریق وزیر را تحت تأثیر قرار داد. کمک به مسئولان شهرستان در احقاق حقوق و خواسته های مردم یکی از دغدغه های همیشگی "فرصت" بوده و هست و همه مسئولان می توانند از این امکان و ظرفیت برای این امر بهره ببرند و "محسن صرامی" عزیز بداند که برخی وسوسه گران می خواهند از این ظرفیت نه تنها بهره برداری نشود بلکه با القائات خاص، چهره "فرصت" را در نزد مسئولان ملکوک کرده، بدین روش مسئولان محترم را از این ابزار همراهی، و نیز از این پل ارتباطی میان آنها و مردم، محروم سازند...

***

در دفتر نشریه مشغول خواندن مطالب شماره 77 بودم که مردی میانسال از راه رسید؛ با دست هایی که حکایت از کارگری اش داشت و صورتی آفتاب خورده، و با صدایی لرزان گفت که می خواهد دو کلام بگوید و "فرصت" چاپ کند. یک درخواست خیلی ساده بود. می گفت در محله ما یک مکان است که خالی بودنش فلان مشکلات را درست کرده، و پیشنهاد داشت که به شکلی تغییر کاربری داده شود... از آن طرف شهر آمده بود برای همین دو کلمه. و اصرار به چاپ داشت... گفت و رفت. و بعد مرد میانسالی آمد که کارگری از کار افتاده بود، با کیسه ای پر از نامه و روزنامه. مشکلی داشت و مدارکش را نشان داد، دهها نامه از نماینده قبلی و نماینده دو دوره قبل و مقامات استانی و کشوری و ... چند روزنامه که مشکل عجیب او را مفصل شرح داده بودند... او اما با صدای بلندش معترض بود. می گفت چرا "فرصت" مشکل مرا چاپ نکرده؟ و من گفتم: فلان روزنامه استانی یا کشوری که چاپ کرده اند! و او معترضانه و با همان لحن ساده و بی تکلف اش گفت: "فرصت" مال شهر خودم است، خودی است، می خواهم "فرصت" چاپ کند... گفته اند "فرصت" چاپ کند پیگیری می کنند... این مراجعات به "فرصت" اتفاق نیست، رویه است، همیشه بوده است و خواهد بود تا بدانند که مردم می دانند آقافرصته "بیدار" است و بیدار خواهد ماند. و اگر خواب بود، پس این صداهای بلند اعتراض و انتقاد برای دو کلمه حرف حساب، چه ضرورتی داشت؟...

مطالب مرتبط:

نظرات  

 
#3 -4 001 21 مرداد 1391 ساعت 06:39
د نشد ديگه قرار نبود كه چاقو دسته خودش راببره
نقل قول
 
 
#2 -2 شوق 21 مرداد 1391 ساعت 00:07
خیییییییلی زرنگ هستید فرصت طلبها اینقدر آسمون ریسمون بهم بافتید بگید ما مظلومیم. بله درست گفته سپاهم خوب کاری کرد راهتون نداد. واقعا شما دنبال اطلاع رسانی نیستید دنبال خبر در آوردن هستید. چرا چرا وقتی یخبر یا یه مشکل از یک اداره میشنوید سریع تیتر میزنید مسئول اداره را به نقد میکشید یعنی بشما یاد ندادند یا بلد نیستید خب اول تماس بگیرید از صحت سقمش با خبر بشوید بعد تیتر بزنید. میدونم کامنتو ازاد نمیکنید ولی این سوالا به وجدان خودتون پاسخ بدید شما فقط دنبال تیتر زدن هستید نه دنبال خبر درست و صحیح دادن
نقل قول
 
 
#1 +6 خطاب به نماینده 20 مرداد 1391 ساعت 23:33
1.تشکر که در این زمینه مطلبی کار کردید."با همه اینکه سه نظر قبلیم را تایید نکردید"
2.از نزدیک با یکی از ابن شیر پاک خورده ها اشنا هستم وی چنان به بسیاری از ارگان ها ومجموعه های شهر خصوصا فرصت نگاه می کند که گویی خصم مادرزاد دارد و همیشه تئوری توطئه را در ذهن خویش پرورش می دهد.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید